جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
دیپلماسیِ فعال؛ نقدی بر کتاب خاطرات و مخاطرات

هدف از نقد و بررسی این مجموعه ۲۷۳ صفحه‌ای با عنوان «خاطرات و مخاطرات» بررسی یافتهها و سرنخها و حوادث و رویدادها از لابهلای هشت ساعت مصاحبه با دکتر کمال خرازی است. یکی از سوألات قابل بررسی در این مجموعه میزان به کارگیری روزشمار حوادث و رویدادها از دوران کودکی راوی تا هنگام انتشار این اثر است همچنین میزان استفاده از منابع منتشر شده در متن و حاشیه تا چه حدی بوده است؟

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، حسین روحانی صدر،کارشناس گروه مرجع و خدمات ویژه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران: خاطرات وزرای خارجه هر کشوری به طور طبیعی باید یکی از غنی‌ترین منابع تشخیص مواضع و رویدادهای آن کشور در پهنه داخلی خود و یا در برگیرنده سیر حوادث بین‌المللی و نقش او و همکارانش در آن ترسیم شود. این مهم در ایران امروز بر عهده سکاندارانی همچون دکتر علی‌اکبر ولایتی با شانزده سال سابقه از آبان ۱۳۶۰ تا مرداد ۷۶، دکتر کمال خرازی در دو دوره اصلاحات، منوچهر متکی با قریب ۵ سال (از مرداد ۱۳۸۴ تا ۸۹)، دو سال سابقه دکتر علی‌اکبر صالحی و دکتر محمدجواد ظریف با هشت سال سابقه‌اش و در حال حاضر، عباس عراقچی است. هرکدام از این افراد در مناسبت‌هایی گریزی به خاطرات خود زده‌اند، اما در طول این چهل و هشت سال آثار وزین و خواندنی از خود ارائه نکرده‌اند.

کتاب «خاطرات و مخاطرات» به بخش‌هایی از محفوظات سیدکمال خرازی متولد ۱۰ آذر ۱۳۲۳ شهر تهران، ششمین وزیر از یازده وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در چهل و هفت سال گذشته از بهمن ۱۳۵۷ تا بهمن ۱۴۰۴ اختصاص دارد. او تجربیات منحصر بفرد خود را از دوران کودکی و حضور پررنگ و تأثیرگذار خانواده در کنش‌های اجتماعی تهران قدیم شروع و با فعالیت‌های انجمن ضدبهائی (حجتیه) در مدرسه علوی همراه با وقایع و رویدادهای دوران تحصیل در مقطع کارشناسی زبان عربی دانشگاه تهران و حضور در دوره تکمیلی علوم تربیتی همان دانشگاه تداوم داد و اخذ مدرک دکتری مدیریت آموزشی از دانشگاه هیوستون تگزاس و حضور در برنامه‌های انجمن اسلامی آمریکا و همراهی با نهضت روحانیون به رهبری امام خمینی بر ضد حکومت پهلوی تکمیل کرد. او فعالیت‌های بین‌المللی خود را از پیش از انقلاب در هند و پاکستان شروع و از همان هفته‌های نخستین پس از پیروزی انقلاب وارد دستگاه سیاست خارجی ایران شد و اولین معاون وزارت امور خارجه و رئیس دفتر وزیر پس از پیروزی انقلاب که از آنجا به مدیریت بخش سیما و مدیر عامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رفت و از نخستین روزهای شروع جنگ ایران و عراق مسئول خبرگزای جمهوری اسلامی و ستاد تبلیغات جنگ شد. پس از هفت سال، او به عنوان ششمین نماینده دائم جمهوری اسلامی از سال ۱۳۶۸ تا ۷۶ به نیویورک اعزام گردید که از آنجا به مدت هشت سال در سمت وزیر امور خارجه خدمت کرد از آن زمان تا تنظیم این یادداشت، او مسئول راهبردی سیاست خارجه و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و مؤلف ۱۸ عنوان کتاب در حوزه‌های علوم تربیتی و سیاسی است.

هدف از نقد و بررسی این مجموعه ۲۷۳ صفحه‌ای با عنوان «خاطرات و مخاطرات» بررسی یافته‌ها و سرنخ‌ها و حوادث و رویدادها از لابه‌لای هشت ساعت مصاحبه با دکتر کمال خرازی است. یکی از سوألات قابل بررسی در این مجموعه میزان به کارگیری روزشمار حوادث و رویدادها از دوران کودکی راوی تا هنگام انتشار این اثر است. همچنین میزان استفاده از منابع منتشر شده در متن و حاشیه تا چه حدی بوده است؟ جایگاه دیدگاه‌های شخصی و تصمیمات جمعی راوی در متن معین گردیده است؟ البته در خصوص محفوظات ۶۳ ساله او سوألات زیادی قابل طرح خواهد بود که به طور طبیعی باید به چند سوأل کلی قناعت شود. آیا به استناد راوی در صفحه ۲۵۵ امید او به اینکه «آنچه به زبان آورده به درد کسی بخورد و در تاریخ بماند»، محقق گردیده است؟ روش کار در این پژوهش، تنها منحصر به این اثر منتشر شده توسط پژوهشکده سازمان اسناد و کتابخانه ملی در سال ۱۳۹۶ است.

نقش سید کمال خرازی در صحنه‌های مختلف سیاسی و مذهبی دهه‌های ۴۰ و ۵۰ سده اخیر، دیدگاه‌های متنوع یک‌سویه و چند سویه از سوی راویان تاریخ شفاهی نسبت به او را به دنبال داشته است. دکتر ابراهیم یزدی در جلد دوم خاطرات ۹۲۰ صفحه‌ای خویش با عنوان مطالباتی معنوی از کتاب شصت سال صبوری و شکوری «هجده سال در غربت» به حضور فعال دکتر خرازی در حلقه‌های بحث انجمن‌های اسلامی هیوستون تگزاس و طرح موضوعات زنجیره‌ای تفسیری و قرانی وثبت و ضبط آن توسط وی و دیگر علاقه‌مندان مطالبی ارائه کرده؛ البته برخی دانش‌آموختگان مدرسه علوی نیز در مناسبت‌های مختلف از فعالیت‌های مشترک غیر درسی خود یاد می‌کنند، اما تاکنون مجموعه مستقل و موضوع‌بندی شده‌ای در این خصوص منتشر نشده است. شبیه روایت‌های دکتر یزدی را محمد هاشمی رفسنجانی در خاطرات منتشر شده‌اش توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی، فهرست‌وار و گذرا نقل کرده است. پس از پیروزی انقلاب به علت حساسیت‌های موجود در خبرگزاری جمهوری اسلامی و ستاد تبلیغات جنگ‌، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی در همه ۱۶جلد روزشمار خاطرات خود با عنوان کارنامه خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی به مناسبت‌های مختلف از او سخن رانده که شبیه رویکرد روزشمارنگاری را می‌توان از روزشمارهای جنگ ایران و عراق که توسط ارتش و سپاه منتشر می‌‍شود، همراه با اخبار روزانه خبرگزاری‌ها و مطبوعات به این آرشیو افزود که هر عبارت مطروحه از سوی او، نیاز به رمزگشایی و شرح و بسط دقیق وقایع و رویدادها و گزارش‌های منتصب به هر موضوع دارد.

شیخ‌المعاونین ما کجاست

البته دکتر علی‌اکبر ولایتی وزیر خارجه ۱۶ ساله (سال ۶۰ تا ۷۶ ) در خاطرات ۳۹۳ صفحه‌ای منتشرشده خویش با عنوان «روزگاری شد که»، مطالبی در خصوص فعالیت‌های دکتر خرازی دارد و متأسفانه یادداشت‌های نامبرده مملو از بی‌توجهی و نقص در نقل حوادث و رویدادهای دوران کاری آن مقطع است. دکتر محمدجواد ظریف از مردان کهنه‌کار سیاست خارجی، با سابقه‌ای ۴۰ ساله نیز در یادداشت‌های منتشر شده ۳۶۸ صفحه‌ای با عنوان آقای سفیر، جملات ناقصی از فعالیت‌های مشترک خود در دوران نمایندگی دائم دکتر خرازی در نیویورک و معاونت بین‌الملل وزرات امور خارجه طرح کرده، یادآوری این نکته که او نیز یکی از نسل‌های فارغ‌التحصیل همان مدرسه علوی است خالی از لطف نیست که رمزگشایی آن نیز بر عهده شخص آقای خرازی است. محمد عرب یکی از معلمان مدارس سابق اسلامیه و معاون اداری – مالی وزارت امور خارجه از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۶ و اولین سفیر جمهوری اسلامی ایران در مسقط عمان و سرکنسول کنسول خانه دبی از ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹ به صورت گذرا مطالب متنوع و قابل تأملی را در موضوعات کاری خویش با عنوان «شیخ‌المعاونین ما کجاست»، نقل کرده البته کتاب جهانی‌ترین اندیشمند خاطرات ۵۹۷ صفحه‌ای دکتر سید حسین نصر را نیز می توان شاهد قرار داد. به طور قطع ارائه پاسخ از سوی دکتر خرازی به هر یک از مطالب مطرح شده در این منابع، قابل تأمل خواهد بود. سوال اصلی آنکه آیا دکتر خرازی به مسائل مطرح شده در منابع پاسخ گفته است؟ انگیزه‌ها و واکنش‌های وی نسبت به حجم بالای منابع اطلاع‌رسانی شده چه بوده است؟

متن کتاب

متن کتاب با پیشگفتار ۳ صفحه‌ای از حوریه سعیدی و مقدمه یک صفحه‌ای با تذکر ۵ گانه‌ای از سوی دکتر سید کمال خرازی عرضه شده است. شیوه ضبط ۸ جلسه‌ای توسط مؤسسه مهرگان فرهنگ آسیا و تأکید دکتر خرازی به ضبط آن توسط کارشناسان سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی قابل تأمل است و نیاز به توضیح دارد. چرا که به ادعای مؤسسه مذبور از سال ۱۳۸۵ مأموریت خود را در تهیه زندگینامه مشاهیر و فرهنگیان ایرانی و همچنین استفاده مورخان دنبال کرده و کارشناسان گروه تاریخ شفاهی سازمان اسناد و کتابخانه ملی هیچ نقشی در این جمع‌آوری‌ها و تولیدات نداشته‌اند. پس توضیح در خصوص شیوه انتقال آن و نحوه نگهداری این مجموعه از سوی تدوین‌گر در پیشگفتار و یا راوی در مقدمه، ضرورت داشته است. در بند نخست تذکر ۵ گانه راوی: به طرح موضوع بی‌علاقه‌گی دانش‌پژوهان به زندگی شخصی و خاطرات طفولیت تا بزرگسالی مسئولان سخن رانده و این ادعا با خاستگاه‌های جدی محققان علوم تربیتی، علوم اجتماعی و..... که از جمله مخاطبان این نوع آثار هستند، تناقصی آشکار دارد. بند دو و سه نیز به اشکالات عدم استفاده از آرشیوهای اسنادی و مدارک منتشر شده هنگام تنظیم این مجموعه اشاره‌ای رفته، بنابراین اصالت علمی این اثر، طبق تذکر ایشان فاقد هر نوع اعتباری است. در بند چهارم، محرمانگی را دلیل اصلی عدم اطلاع‌رسانی وقایع و گزارش‌های محفوظات راوی ذکر شده که آن نیز با بکارگیری مکانیزم‌های دقیق قابل کنترل و طرح بوده است. در بند پنجم، فاصله ده ساله میان ضبط تا انتشار را دلیلی طبیعی برای آنچه گزارش شده مبتنی بر اطلاعات زمان انجام مصاحبه و به‌روزرسانی‌نشده تلقی شده در حالی که مصاحبه‌ها بر مبنای رویدادهای سال‌های پیش از مصاحبه است و فاصله زمانی از انجام تا انتشار، ارتباطی به به‌روزرسانی شدن داده‌ها نداشته باشد.

فصل اول از ص ۱۹ تا ۴۷ با عنوان کودکی، خانواده، تحصیلات ابتدایی ؛ ص ۲۱ گزارش مبهمی از فعالیت‌های بازرگانی حاج مهدی پدر راوی بی‌آنکه به صنف و محل دقیق دفتر کار وی پردازشی صورت گرفته باشد، همراه با رفت و آمدهای او به عنوان ریش سفید به زورخانه‌ای نامعین آمده است نه تنها از محل مسکونی خانوادگی راوی و مدرسه برهان، محل تحصیل ابتدایی او در تهران ذکری نیامده، بلکه دلایل اعتماد بازاریان وعموم مراجع به‌خصوص آیت‌الله شاهرودی در نجف، بروجردی در قم و خوانساری در تهران به حاج مهدی روشن بیان نشده است. ص ۲۲ در بخش تحصیلات ابتدایی، گزارش دقیقی از شیوه آشنایی و همکاری پدر راوی با علامه شیخ علی اصغر کرباسچیان مؤسس مدرسه علوی و به‌خصوص شخص دیگری به نام شیخ احمد مقدس و آقای رضا روزبه اولین مدیر مدرسه علوی آورده نشده است. در ادامه او از اختلاف سلیقه ناگفته و نانوشته میان علامه کرباسچیان و مهندس بازرگان و دکتر سحابی در تأسیس مدارس علمیه سخن به میان آورده اما به تفاوت میان دو مدرسه علوی و کمال نپرداخته است. راوی ادعای زیرکی و پیشبرد خواسته‌های خود بواسطه اندیشه و سیاست به شهادت اطرافیان بی‌هیچ مصداق و نمونه‌ای همراه با اشاره‌ای گذرا به همکلاسی‌هایی همچون آقایان دکتر حداد، دکتر سروش، مهندس نعمت زاده، دوایی، دکتر فرمد، مهندس جواهریان، دکتر قندی و دکتر غفوری‌فرد از خود ابراز کرد. مطالب مربوط به تأسیس مدرسه برهان توسط شیخ علی‌اکبر برهان امام جماعت مسجد لرزاده در خیابان لرزاده صفحه ۳۰ باید با مطالب ص ۲۱ ادغام می‌شد. در ص ۳۱ با عنوان رویدادهای اجتماعی – سیاسی دوره کودکی و نوجوانی و جوانی؛ از رفت و آمدهای پدر و ملاقات‌های دائم او با آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی و عیادتش در روزهای پایانی عمر هنگام ملاقات روی تخت بیمارستان طرفه بی‌هیچ شرح و توضیحی آمده است. در ادامه به لغو امتحانات خرداد ۱۳۴۲ پس از قیام آیت‌الله خمینی به ملاقات جمعی با ایشان در باغی در تهران که به محل آن اشاره نرفته و باید با مطالب ص ۵۲ ادغام می‌شد. ص ۳۳ بی‌آنکه تاریخ جلسه ضبط در متن یا حاشیه قید شود، بی‌مقدمه از سفرهای آیت‌الله شریعتی و مطهری و فخرالدین حجازی به لندن و میزبانی راوی هنگام توقف تحصیلی‌اش در آنجا بی‌نتیجه نقل می‌شود که باید با مطالب ص ۶۲ ادغام می‌شد. ص ۳۴ به تدریس زبان عربی توسط دکتر علی گلزاده غفوری و در ص ۴۲ به تدریس زبان انگلیسی توسط آیت‌الله بهشتی و مطهری و جعفری بی‌ذکر مصادیق رفتاری و روش تدریس به اشاره‌ای اکتفا شده است.

همچنین در ص ۳۴ خیلی گذرا به حضور در مدرسه علمیه مجتهدی تهرانی و خواندن جامع‌‍المقدمات بی‌آنکه ذکری از وضعیت مدرسه، کیفیت تدریس مدرسان و طلاب هم درس به میان می‌آمد. ص ۳۵ علت نخستین حضور در سینما را برای دریافت پیام‌ها و مضامین فیلم گاو دانسته، اما مخاطب را از یافته‌های این پیام ناکام رها کرده است. نکته قابل تأمل در ص ۴۳ جلسات آشنایی برای طلاب همچون هاشمی رفسنجانی، امامی کاشانی، مهدوی کنی‌، باقری کنی، شاه چراغی، محمدتقی شریعتمداری توسط آقای روزبه و علامه کرباسچیان نیاز به توضیح در متن و حاشیه بواسطه اسناد و خاطرات منتشر شده نامبردگان بوده است. نکته جالب دیگر به تدریس غیررسمی علامه طباطبایی برای اساتید و دانش آموزان برجسته مدرسه آمده اما از نتایج این جلسه‌ها مطلبی به خواننده عرضه نشده است. ص ۴۶ به جذب افرادی همچون مهدی ابریشم‌چی، محمد حیاتی، مهدی خدایی، محمود احمدی، حسن آلادپوش به سازمان مجاهدین خلق تنها اشاره‌ای بسنده شده و محفوظات راوی از هر یک از آنها باید با جزئیات کامل عرضه می‌شد.

اشاره‌ای نارسا از اولین کنگره ایران‌شناسی

فصل دوم ۴۰ صفحه‌ای این کتاب، تحصیلات عالی، حضور در خارج از کشور، فعالیت‌های سیاسی؛ ابتدا به گزارش ناقصی از فعالیت‌های انجمن حجتیه آغاز و با اداره امور آزمایشگاه مدرسه توسط راوی آن هم ناقص و بریده ادامه یافته و با اشاره‌ای نارسا از اولین کنگره ایران‌شناسی به ریاست دکتر سید حسین نصر پیش از نقل اختلاف سلیقه‌های گردانندگان کنگره با افکار نیروهای مذهبی شرحی از حضور در درس‌های استاد مطهری به‌ویژه تدریس کتاب فلسفه و رئالیسم خواننده را با کلید واژه‌هایی احساسی از حسینیه ارشاد و دکتر شریعتی مواجه می‌گرداند. ص ۶۱ به شرح تحصیلی راوی در خارج از کشور ناقص و گذرا همراه با فعالیت‌های انجمن اسلامی و اسامی آقایان حسن غفوری فرد، محمد هاشمی، محمود واعظی، شهید چمران، دکتر ابراهیم یزدی، قندی، محمد هاشمی رفسنجانی، نوربخش، حسین شیخ‌الاسلام، صادق آیت‌اللهی، بهروز ماکویی بسنده شده است در حالی که دکتر ابراهیم یزدی بیش از ۹۰۰ صفحه از خاطرات خود را به فعالیت‌های انجمن‌های اسلامی اختصاص داده بود. ص ۶۹ بی‌هیچ توضیحی در خصوص زیارت عتبات تنها از سفرهای مکرر به آن کشور پیش از تحصیل در آمریکا یاد شده است. ص ۷۱ به نقل سفرهای آقایان اکبر هاشمی رفسنجانی و احمد احمدی و..... به هیوستون بی‌هیچ شرح و توضیحی از اهداف سفرهایشان و دو مؤسسه در راه حق و اصول دین مطالبی آمده است. ص ۷۹ زیر بحث اتمام تحصیلات در امریکا و زندگی در لندن، دلیل عدم بازگشت به ایران را سابقه فعالیت‌های ضد حکومتی که هیچ نشانه و آثاری از آن ارائه نشده طرح گردیده و همچنین از شیوه سفر مناسک حج از لندن و نحوه اقامت بعدی در آن شهر را توضیح نداده است. حتی از مشورت با آیت‌الله بهشتی به ذکری نارسا بسنده شده در حالی‌که شیوه مشورت، مواضع مورد طرح، زمان و مکان مشورت مشخص نیست و در شرح همکاران و همفکران فعالیت‌های سیاسی – مذهبی، یادی نیز از دکتر جواد فلاطوری حکیم و فقیه مقیم آلمان شده در حالی‌که او هیچ تناسب فکری با برنامه‌های همفکران راوی نداشته، که ایجاد این تناسب نیاز به شرح و بسط کافی می‌داشت.

در خصوص تأمین هزینه‌های فعالیت‌های لندن ذکر خیری از بازرگانی به نام ابوالفضل کُرداحمدی آمده که از این شخص در دیگر منابع گزارشی نیست و نحوه آشنایی راوی با او و سوابق و نتایج فعالیت‌های بازرگانی و مذهبی‌اش باید با جزئیاتی کامل عرضه می‌شد. ص ۸۴ توضیحی پیرامون سفر دکتر شریعتی به لندن از حمایت‌های شخص گمنامی به نام آقای عنایت اتحاد همراه با آقای ناصر میناچی از گردانندگان حسینیه ارشاد سخن به میان آمده، ابتدا باید گزارشی از فعالیت‌های حسینیه ارشاد،خاطرات، سوابق و دیدگاه‌های راوی از فعالیت‌های آن مجموعه مطالبی عرضه می‌شد. باز در همین صفحه از کالبد شکافی پیکر دکتر شریعتی برای شناسایی علت فوت بحثی به میان آمده این موضوع در منابع دیگر نیست و نیاز به توضیح داشت. ص ۸۷ به طور پراکنده از سفر علامه طباطبایی همراه با آیت‌الله مطهری جهت درمان به لندن سخن رانده شده اما به مواضع و مطالب مطروحه توسط دانشجویان انجمن اسلامی انگلستان و فرانسه در ملاقات‌هایشان با او و فعالیت‌های دکتر عبدالکریم سروش در لندن مطلب شفافی ارائه نشده است. ص ۸۸ مطالب در خصوص فعالیت‌های آقای مهندس محمد سوری و راوی در مؤسسه اصول دین لندن آمده که باید با مطالب ص ۷۳ ادغام می‌شد. ص ۸۹ مطالب دقیقی از نحوه فعالیت‌های راوی در هنگام اقامت نوفل لوشاتو فرانسه امام خمینی ارائه نشده و خواننده را به ۱۵ سال قبل از این حضور و ملاقات راوی با او در منزل حاج آقا روغنی در قیطریه منتقل کرده در حالی که نه از خصوصیات آن منزل و نه از مطالب مطروحه در آن، گزارشی عرضه نمی‌شود از سوی دیگر به حضور در جمع شیعیان و مسلمانان هند و پاکستان همراه با مهندس سوری برای ابلاغ پیام امام چند روز پیش از پیروزی انقلاب اشاره‌ای رفته نه متن پیام و نه شیوه برخورد مردم این دو کشور برای مخاطب، تشریح نشده است.

مبهم بودن اختلاف قطب زاده خرازی

فصل سوم از ص ۹۵ تا ۲۴۰ زیر عنوان پیروزی انقلاب اسلامی، بازگشت به ایران، شروع مسئولیت‌ها؛ از ص ۹۵ با همکاری راوی در صدا و سیما به ریاست صادق قطب زاده آغاز شده اما به نحوه شروع این همکاری و در ادامه به جرئیات اختلاف سلیقه با وی به کلی گویی بسنده شده است. سپس از همکاری با دکتر یزدی وزیر خارجه و اداره معاونت سیاسی آن وزارتخانه سخن رانده، اما هیچ گزارشی از شیوه اداره امور آن مجموعه توسط وزیر، مطلب معین و مشخصی عرضه نشده و نیز تنها به از حضور ۴۴۴ روز آقای بروس لینگن کاردار سفارت آمریکا در یکی از سالن‌های وزارت خارجه اکتفا گردیده که ذکر چنین مطلبی در کمتر منابعی قابل پیگیری است. آیا این کاردار نیز مطالبی در این خصوص از خود منتشر کرده، جای تحقیق و بررسی داشت. ص ۱۰۳ راوی اشاره‌ای به دیدگاه محمود احمدی نژاد از دانشجویان سابق تسخیر کننده سفارت امریکا مبنی بر تسخیر سفارت شوروی دارد. مشخص نیست این مطلب را راوی از همان دوران به یاد دارد یا به مناسبت شرایط و اتفاقات دوران ریاست‌جمهوری نامبرده به او رسانده‌اند. ص ۱۰۴ به موضوع احضار عباس امیرانتظام از نمایندگی ایران در کشورهای اسکاندیناوی مطالبی آمده به علت اهمیت موضوع باید جزئیات دقیق‌تری عرضه می‌شد. ص ۱۰۸ بی‌هیچ سند و مدرک و خاطره‌ای از کیش شخصیت دکتر ابوالحسن بنی‌صدر تنها بی‌هیچ مصداقی در حد یک ادعای لفظی طرح گردیده است در حالی که راوی خاطرات متنوعی از سفرهایش به امریکا و..... داشته است. باز در همین صفحه زیر بحثی پیرامون خدمت در کانون پرورش کودکان و نوجوانان، راوی به ممیزی کتاب‌های کودکان با محوریت ارزش‌های انقلاب دارد، اما این معیارهای این ارزش‌گذاری را معین نکرده و منابع تولیدی قبل و بعد انقلاب را تشریح نمی‌کند. ص ۱۰۹ از امضای حکم ریاست خبرگزاری جمهوری اسلامی راوی پس از تصویب شورای انقلاب و با امضای سید ابوالحسن بنی‌صدر رئیس جمهور و رئیس شورای انقلاب آمده درحالی‌که شورای انقلاب پس از اولین انتخابات ریاست جمهوری و اولین مجلس شورای اسلامی به کار خود خاتمه داد.

ص ۱۱۰ به مطلب در خصوص فعالیت آقایان مهدی ارگانی و محمدتقی بانکی با کانون اشاره رفته اما نوع و کارکرد آن مشخص نیست. در ص ۱۱۳ خیلی گذرا به تغییر طرح آرم خبرگزاری به شکل کعبه و ذکر خیر ناقصی از مهندس حمید ندیمی طراح این آرم و آرم جمهوری اسلامی اکتفا شده و هیچ گزارشی نسبت به چالش‌های مطروحه در خصوص هر دو این آرم‌ها به‌خصوص آرم جمهوری اسلامی که برگردان شده آرم گروه مذهبی سیک‌ها هندی تلقی می‌شده مطلبی ارائه نشده است. ص ۱۱۵ شیوه اطلاع‌رسانی اخبار خبرگزاری را منطبق با نظرات امام برشمرده اما ویژگی‌های نظرات امام و خاستگاه فکری ایشان در نوع اطلاع‌رسانی مشخص نیست. ص ۱۱۶ و چند صفحه قبل و بعد از شکایت آقای کروبی رئیس وقت بنیاد شهید از خبرگزاری حکایت شده، اما محتوای این شکوائیه و نتایج آن ناگفته رها شده است. ص ۱۱۷ به شورای اطلاع‌رسانی اخبار جنگ در صدا و سیما با حضور افرادی همچون محمد حسن زورق، ناصر همتی، احمد بورقانی،علیرضا مزینانی آمده ولی از سوابق کاری این افراد و فضای حاکم بر این شورا و شیوه تنظیم صورت جلسه‌ها مطلبی ارائه نشده است. ص ۱۲۰ در تعریف ستاد تبلیغات جنگ، راوی به عدم صدور حکم در این حوزه برای خود سوال و جوابی توجیه‌آمیزی طرح کرده در حالی‌که طبق مصوبات شورای عالی دفاع، رئیس خبرگزاری مسئول ستاد تبلیغات جنگ نیز بوده، بنابراین تعریف، نیازی به صدور حکم مستقل نداشته است. به ادعای راوی خبرگزاری رشد و ارتقای کمی و کیفی ویژه‌ای در تولید اخبار بخصوص اخبار مربوط به جنگ داشته است، اما هیچ سرنخی از این تجربیات ارائه نشده و این خبرگزاری در دوران جنگ‌های دو دهه اخیر منطقه‌ای مثل جنگ‌های افغانستان، عراق، سوریه، فلسطین و اسرائیل هیچ درخشش خبری نداشته است.

ص ۱۲۲ به اختلاف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بنی‌صدر رئیس جمهور و رئیس شورای عالی دفاع اشاره‌ای غیرشفاف صورت گرفته و گزارش دقیقی از مواضع رئیس جمهور و مخالفت‌های سپاه با برنامه‌های دفاعی ارائه نمی‌شود در حالی که راوی یکی از افراد مطلع از حوادث و رویدادهای آن روزهای سپاه و ارتش است. ص ۱۲۷ به نقل مکالمه امام خمینی با دکتر سروش و موضعشان با مضمون «امام، دکتر سروش را خواستند و گفتند من نگران تو هستم، این برنامه را ادامه ندهید.» نه برنامه و نه محتویات مطالب مطروحه از سوی دکتر سروش مشخص نیست. ضمن آنکه باید به مطالب مطرح شده در این خصوص از سوی شخص دکتر سروش و یا موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) نیز در متن یا پاورقی استفاده می‌شد. ص ۱۳۳ هنگام شرح قطعنامه ۵۹۸ بی‌هیچ مقدمه و استدلال، آن را مطابق با منافع صدام معرفی کرد، اما به چه دلیل نباید جزئیات آن مطرح می‌شد قابل تامل است. ص ۱۳۷راوی به اجرای پروژه آکادمی علوم ایرانیان در راستای بکارگیری دانشمندان ایرانی مقیم امریکا پرداخته اما نه از اساسنامه و نه از برنامه‌ها و پروژه‌های اجرا شده تنها به شخصیت علمی پروفسور رضا اکتفا گردیده است. در ادامه به اختصاص بودجه‌ای از سوی دکوئیار دبیر کل سازمان ملل تحت عنوان تاکتن در این برنامه ذکر خیری شده آیا این نوع بودجه‌ها به همه کشورها اختصاص داشته و یا تنها به این برنامه خاص نیاز به توضیح بیشتری داشت. ص ۱۳۹ به تاسیس مدرسه‌ای به نام رازی و هیئت امنای ایرانی آن علی جزینی، حسین محلاتی، علی دوست و خانم عصارپور به عنوان پروژه مستقل از نمایندگی ایران اشاره رفته اول آنکه اساسنامه چنین مدرسه‌ای و سابقه اجرایی آن به پیش از انقلاب رسیده و افراد نامبرده نیز از اعضای هیئت امنای بنیاد علوی وابسته به بنیاد مستضعفان و جانبازان و از گردانندگان شیعیان محله کوئین بوده‌اند. همچنین در ادامه تاسیس دفتر خبرگزاری در نیویورک اشاره رفته این دفتر پیش از انقلاب فعال بوده و تنها در دوران ده سال اول انقلاب معطل مانده و راوی و همکارانش همان مجموعه سابق را احیا کرده اند.

ادعای حضور فعال در صحنه سیاسی جنگ اول نفت خلیج فارس

ص ۱۴۲ از سفرهای هفتگی از نیویورک به تهران برای مذاکره با مقامات عالی رتبه و اتخاذ تصمیمات دقیق و محکم روایت گردیده اما به هیچ یک از موارد مورد بحث در این رفت و آمدهای طولانی پرداخته نشده است. ص ۱۴۴ به طرح مطالعاتی پروژه جاده تهران – شمال و برنامه جذب سرمایه‌گذار خارجی بواسطه اقای مهندس رحمان گلزار به طور مختصر مطالب آمده و باید جزئیات آن با استفاده از کارنامه خاطرات دهه ۷۰ اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهور وقت آورده می‌شد. ص ۱۴۵ از رفت و آمدهای آقای دکتر محسن نوربخش وزیر اقتصاد و دارایی و رئیس بانک مرکزی به نیویورک و واشنگتن همراه با آقای حسینی شاهرودی مطالبی آمده به علت اینکه این رفت و آمدها مرتبط با مراوده‌های اقتصادی ایران و آمریکا و کانادا بوده نیاز به توضیح کامل دارد در ضمن هیچ گزارشی از شخصیت آقای حسینی شاهرودی ارائه نشده است. ص ۱۴۸ به شیوه برقراری روابط تهران و لندن بواسطه فعالیت‌های راوی موضوع سلمان رشدی و نقش آن در کاهش روابط و برقراری مجدد آن نامفهوم و ناقص آورده شده است. ص ۱۵۲ راوی حفظ مواضع سیاسی ایران و جلب نظر مساعد کشورهای دیگر را نشانه‌ای از دیپلماسی فعال ۸ سال حضور خود در دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل و ۸ سال وزرات خارجه خود دانسته، اما نه از مواضع سیاسی گزارش مشخصی وجود دارد و نه از نتایج دیپلماسی فعال ادعا شده توسط راوی مطلب مشخص و معین و سرنخ معینی ارائه نمی‌شود. در ادامه همین صفحه بی‌هیچ مصداقی از خشونت گفتاری و رفتاری دیپلمات‌های عراقی در دفتر سازمان ملل مطالبی ارائه شده که شاید با آنچه که در منابع دیگر آمده تناقص آشکار داشته باشد.

ص۱۵۳ نیز برای چندمین بار به موفقیت ایران در شناسایی عراق به عنوان متجاوز، طبق بند ششم از قطعنامه ۵۹۸ اشاره رفته در حالی که این امر توسط پطروس غالی دبیر کل وقت سازمان ملل پس از حمله عراق به کویت صورت گرفت و هیچ جایگاهی برای نقش ایران در آن نشده است. همچنین اشاره‌ای به حضور آقای عبدالرحیم ابی فرح از سوی دبیر کل برای تعیین خسارات صد میلیون دلار مطابق با بند هفت قرارداد ۵۹۸ شده در حالی که از نتیجه این فرایند مطلب شفافی ارائه نشده است. در ادامه همین بحث آمده: «قطعنامه طرف متجاوز را محکوم به پرداخت خسارت نکرده بود.» پس علت برآورد این هزینه‌ها چه بوده است؟ در ادامه به مقایسه نامتجانسی از برخورد سازمان ملل از عراق نسبت به حمله عراق به کویت و ایران آمده که این دو موضوع مستقل است و چه در حوزه نظامی و چه در حوزه دیپلماسی فاقد هر نوع ارتباط معنوی با یکدیگر هستند. البته در خصوص استیفای حق ایران و فعالیت‌های آقای الیاسون نماینده دبیر کل تنها به اشاره‌ای بسنده شده است. در ادامه نسبت متجاوز شناخته شده از سوی عراقی‌ها را منتسب به همکاری ایران در آزادی گروگان‌ها در لبنان آمده اما هیچ گزارشی از چرایی گروگان گیری و نقش ایران مشهود نیست. بار دیگر از نقش آقایان اقبال رضا و الیاسون دستیاران دبیر کل بی‌هیچ مصداقی ذکر خیر به میان آمده. حدود ده صفحه به خصوصیات شخصی دبیر کل‌های سازمان ملل حدفاصل سال ۶۸ تا ۸۴ با محوریت استقلال شخصیتی دکوئیار آمده در حالی که ساختار سازمان ملل تحت نفوذ ۵ عضو دائم و قدرت‌های اقتصادی دنیا بوده و هست. دکوئیار دبیر کل نیز خارج از این تعریف نبوده و تهیه گزارش‌ها نیز با نظارت همان قدرت‌ها تهیه و تنظیم شده است.

ص ۱۶۲ از ادعای حضور فعال در صحنه سیاسی جنگ اول نفت خلیج فارس (حمله عراق به کویت) تنها سخنی به میان آمده چرا که شرح جزئیات عملکرد ایران ورویکرد مقامات کویتی به سرزمین ایران یکی از نکات جذاب و ارزشمند تاریخ روابط ایران و کویت از زمان استقلال آن کشور است. در همین زمینه از مقامات عراقی به عنوان آدم‌های خشن، بی ادب، پرخاشگر، پررو و صدام را شخصی دیکتاتورمأب و زورگو معرفی شده که باید مصادیق این پرخاشگری‌ها نیز آورده می‌شد. ص ۱۶۶ عدم شرکت اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور در دوران تصدی این سمت از ۱۳۶۸ تا ۷۶ را برنامه‌های مردمی و غیر مردمی دانسته است. ص ۱۷۲ به اختلاف سلیقه در بکارگیری نیروها برای معاونت‌های مختلف و جابجایی آقای محمود واعظی از معاونت آمریکا وزرات خارجه به معاونت تازه‌تأسیس اقتصادی مطالب پراکنده‌ای آمده و از جزئیات اختلاف نظر محسن امین‌زاده و سمتش در وزارت خارجه مطلب دقیق و شفافی عرضه نشده است و دلیل ایجاد این معاونت را «که کمک می‌کرد تا دست دستگاه‌های اقتصادی را در دست سرمایه‌گذاران خارجی بگذارد و آنها را به هم وصل کند.» دانسته سوال اینکه مگر پیش از این، معاونت وزرات خارجه نقشی بر سرمایه‌های متقابل نداشته؟ در ص ۱۷۷ راوی از تهیه طرحی برای تقویت در مجلس در خصوص ۱۰ میلیون دلار آورده در حالی که طبق مقررات کنسولی کلیه سرمایه‌گذاری‌های بخش خصوصی باید با حمایت آن مجموعه باشد در اصل قانون، حدود مبلغ مد نظر نیست. ص ۱۷۵ در توجیه استقبال حضور ایران در فعالیت‌های عمرانی افریقا عبارت «اگر غربی‌ها به کمک ما بیایند ما را استثمار و در مسائل سیاسی ما دخالت خواهند کرد» که به مسئولین آنان نسبت داده این ادعا خارج از ادبیات دیپلماتیک خواهد بود. از صفحه ۱۷۹ تا ۱۸۴ به موضوع اجلاس سران کشورهای اسلامی در تهران اختصاص دارد بی‌آنکه از شیوه تصویب میزبانی ایران و نحوه دعوت از سران کشورها مطلبی ارائه شود، تنها به ساخت سالن و مسائل حاشیه‌ای داخل آن اکتفا شده است همچنین از نتایج دوران ریاست ایران به کنفرانس اسلامی بوسنی و چچن آمده ولی از فرجام آن گزارشی ارائه نمی‌شود. ص ۱۸۷ اظهارنظر توسط شخصیت‌های فرهنگی – اجتماعی- نمایندگان مجلس و... را یکی از مشکلات سیاست خارجی دانسته درحالیکه هر اظهارنظری منشأ و روند متعلق به خود را داشته و به طور طبیعی حامل پویایی، توسعه و تولید خواهد بود و باید جهت توجه دستگاه سیاست خارجی نیز به آن بی‌نظر نباشد و در هر اظهارنظری پاسخی متوازن با همان تنظیم و ارائه گردد. محکومیت طرح اندیشه سیاسی پاسخ مناسبی به طرح پرسش‌ها از سوی نیروهای تأثیرگذار اجتماعی نیست. در ضمن باید لیستی از این اظهار نظرها نیز در متن یا حاشیه آورده می‌شد.

دفاع از عملکرد مذاکره‌کنندگان ایرانی انعطاف‌پذیری آنها

در ص ۱۸۸ با استفاده از اصطلاح خوی استکباری، آن را علت اصلی عدم برقراری روابط با آمریکا معرفی کرده درحالی که در سیاست خارجی چنین اصطلاحی کاربرد نداشته و نکته اصلی، منافع مشترک دو قدرت بریتانیا و شوروی (روسیه) در عدم برقراری روابط ایران با امریکا از سوی دست‌اندرکاران سیاست خارجی تبیین نمی‌شود. باز در همین صفحه استدلال‌های دقیقی در خصوص ایران را محور شرارت خواندن توسط جرج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا پس از همکاری در کنترل نابه‌سامانی‌های افغانستان توسط ایران مطلب دقیقی ارائه نشده و از روزشمار نقش فعال ایران در رویدادهای افغانستان مخاطب محروم مانده است. در ص ۱۹۰ بی‌آنکه کالبد شکافی دقیقی از سیر روند طرح گفت‌وگوی تمدن‌ها از سوی سید محمد خاتمی رئیس جمهور ارائه شود، تنها به گفته‌های گذاری روزنامه‌ای بسنده شده در حالی که راوی و همکاران سابقش در دفتر نمایندگی وقت نیویورک مقاله‌ها و دیدگاه‌های زیادی را در این حوزه ترجمه و در برخی جراید داخلی منتشر کرده‌اند و شیوه و روند ارائه نامگذاری سال ۲۰۰۱ میلادی به گفت‌وگوی تمدن‌ها نیاز به شرح جزئیات از سوی راوی داشت. از ص ۲۰۱ تا ۲۰۸ زیر عنوان سیاست خارجی ایران و انرژی هسته‌ای، پس از طرح پراکنده‌گویی‌هایی پیچیده، هیچ مقدمه‌ای از علت ورود ایران به بحث‌های چالش برانگیز هسته‌ای یا طرح بحران‌ها و مواضع آسیب‌زای بین‌المللی در سیر توسعه اقتصادی – سیاسی و منطقه‌ای آینده و پیش‌بینی‌های مقابله با آن خطرها آورده نشده و بررسی مواضع دستگاه‌های سیاست خارجی کشورهای مختلف در حمایت یا عدم حمایت از ایران مورد به مورد باید عرضه می‌شد. البته به ورود ایران در پروتکل الحاقی و طرح نظریه برخورد بد اروپایی‌ها در این خصوص بی‌هیچ پیش‌فرضی از سوی راوی قابل نقد خواهد بود. در دفاع از عملکرد مذاکره‌کنندگان ایرانی انعطاف‌پذیری در تامین نظر قدرت‌های بزرگ نسبت به توقف وکاهش فعالیت‌های هسته‌ای تصمیم نظام دانست این تصمیم‌سازی از کجا تا به کجا راوی از آن خاطرات دارد، مشخص نیست.

شاید به درد کسی بخورد و در تاریخ بماند

متأسفانه راوی از نوع تعاملات ایران و بریتانیا در خصوص موضوع هسته‌ای و دیگر مسائل منطقه‌ای مطلب قابل تاملی ازخود ارائه نکرده و تنها به نقل یک گفتمان شاد دیپلماتیک با حضور محمود محمدی نماینده مجلس با جک استراو وزیر خارجه آمریکا هنگام مصاحبه دکتر روحانی در کاخ سعدآباد اکتفا کرده. در ص۲۱۳ در خصوص مسائل افغانستان از مذاکرات بن آلمان و مقابله با تسلط طالبان با حضور ایران و آمریکا و.... فقط به یک یاد قناعت شده. دکتر محمدجواد ظریف در کتاب «آقای سفیر» مطالب مبهم دیگری نیز آورده اما هیچ کدام آنچه در بن میان آمریکا و ایران و طرف‌های افغان گذشته را به طور شفاف تبیین کرده‌اند و بکارگیری اصطلاح نامتجانس موضع بی‌طرفی فعال در همین خصوص از سوی راوی برای چندمین بار بی‌هیچ توضیحی تکرار گردید. یکی از نکات جالب این مجموعه در ص۲۱۶ به نقل از کارشناس سیاست خارجی روسیه که گفت: «به محض اینکه شما به انرژی هسته‌ای دسترسی کامل پیدا کنید و هسته‌ای بشوید ما شما را به عنوان دشمن خود تلقی خواهیم کرد.» هم راوی و هم تهیه‌کنندگان کتاب و هم.... در قالب این عبارت، مطالب درس آموز بیشتری را برای تقریب ذهن مخاطبان عرضه می‌کردند. پس از آن با ادبیاتی شعارگونه خارج از هر نوع توجیه و استدلال مستندی از عملکرد ۸ ساله دولت خاتمی دفاع گردیده است. ص ۲۲۰ در پاسخ انتقادهایی از دستگاه سیاست خارجی با استعانت از اصطلاح خوداتکایی و عدم وابستگی به دیگران از بی‌توفیقی از جذب سرمایه‌های غربی مطالب ناهمگون ارائه شده چرا که دستگاه سیاست خارجی هر کشور مشغول جذب سرمایه از نقاط دیگر به داخل محدوده جغرافیایی سیاسی خود است. ارائه افکار آرمانی تنها برای کنترل مواضع و محافل داخلی مناسبت دارد و نه در جهان بینی بین‌المللی، طرح این مواضع خارجی از استاندارد و پرداختن به آن نیاز به توجیهات دقیق منطقی داشته که راوی مخاطب را از آن توجیه‌ها محروم نگاه داشته است. ص ۲۲۳ پیرامون روابط ایران و مصر آمده: «در دوران ما تلاش‌های زیادی انجام گرفت حول این محور که مصری اعلام کنند کمپ دیوید مرده و به تاریخ پیوسته است تا ما بتوانیم رابطه را برقرار کنیم.» موضوع قرارداد یا قطعنامه، صلح‌نامه و.... کمپ دیوید باید لحظه به لحظه آن، همراه با تحلیل‌ها، انتقادات‌ و توصیف‌های پیرامونی‌اش منطبق بر محفوظات ذهنی راوی در متن و حاشیه نیاز به توضیح داشت. ص ۲۲۶ پیرامون موضوع ناپدید شدن امام موسی صدر در لیبی و پیگیری‌های سید محمد علی ابطحی رئیس دفتر رئیس‌جمهور مطالب نارسا و نامفهوم آمده. در همین جا از شهادت سید موسی صدر توسط عوامل و دست اندرکاران و آمادگی برخورد با آنها از سوی مقامات لیبیایی مطرح شده که همه این موارد نیاز به شرح دقیق و تخصصی داشت. در صفحات متعددی بویژه ص ۲۳۶ از رابطه دوستانه میان وزیر خارجه ایران با فاروق الشرع وزیر خارجه سوریه، شیخ صباح وزیر خارجه کویت، ایوانف وزیر خارجه روسیه، یوشکا فیشر وزیر خارجه آلمان، جک استراو وزیر خارجه انگلستان، عبدالله گل وزیر خارجه ترکیه، یوسف بن علوی وزیر خارجه عمان مطالب پراکنده‌ای آمده ،اما خصوصیات ویژه آنها برای این دوستی و رفاقت و تفاوتشان با دیگر همتایان گزارشی ارائه نمی‌شود.

فصل چهارم از ص ۲۴۳ تا ۲۵۵ زیر عنوان وظایف بعد از وزارت، فعالیت‌های علمی- پژوهشی؛ پیرامون مسئولیت شورای راهبردی سیاست خارجی دفتر رهبری چنین آمده: «در واقع علت تأسیس چنین شورایی،دادن مشورت‌های راهبردی به رهبری در زمینه روابط خارجی بود تا بتوانند سیاست‌های کلی خارجی را در جهت آرمان‌های انقلاب اسلامی تعیین و ابلاغ نمایند.» و باید تفاوت‌ها و شباهت‌های آن با کمیته سیاست خارجی مجمع تشخیص مصلحت مشخص می‌شد. ص۲۴۷ بی‌هیچ مصداقی از نگاه منفی رئیس‌جمهور نسبت به دکتر محمدجواد ظریف و البرزی و القائات به اصطلاح رأی چپ‌گرایانه و باند نیویورک و انتصاب صادق خرازی به معاونت آموزش و پژوهش مطالبی آمده که نامفهوم و نیاز به توضیح دقیق و کالبد شکافانه‌ای داشت و در ادامه نیز به جلسات وزیر و معاونین سیاسی او با رئیس‌جمهور و اختلاف سلیقه‌شان مشخص نیست که وزیر خارجه چند معاون سیاسی داشته و اختلاف‌نظرها با رئیس‌جمهور و کینه کاری او از کجا تا به کجا بوده است و نقطه‌نظرهای رهبری نسبت به سیاست‌های خارجی و نظر منفی ایشان به برخی افراد وزارت خارجه بی‌هیچ مصداقی کافی نبوده و خط‌مشی‌ها و اختلاف‌نظرها نیز نیاز به شفاف‌سازی مورد به مورد داشت. در ادامه به تفاهم بر سر تنظیم جلسات مشترک شورای سیاست خارجی در حضور رئیس‌جمهور توسط فردی به نام منفرد نیاز به توضیح کافی از این شخص و نتایج این شورا بود. بار دیگر با طرح توسعه روابط کشورهای اسلامی و حفظ سیاست حمایت از مقاومت فلسطین بی‌هیچ مصداقی مطالب شعارگونه‌ای آمده است. ص۲۵۳ در خصوص عدم پذیرش براون به عنوان سفیر از سوی ایران و پذیرش او پس از یک دوره کارداری به اشاره‌ای بسنده شده اگر این فرد، عنصر نامطلوبی برای حضور در نمایندگی بریتانیا در تهران به شمار آمده علت پذیرش بعدی او به عنوان سفیر نیاز به توضیح قانع‌کننده‌ای داشته است. ص ۲۵۴ گزارش مختصر و ناقصی از چهارده اثر در حوزه روان‌شناسی شناختی و دو اثر در حوزه سیاست خارجی و مسئولیت راوی در کمیته شورای عالی انقلاب فرهنگی آمده که هر یک باید به طورمستقل مبتنی بر زمان تدوین و انتشار تنظیم می‌شد.

نتیجه‌گیری: اگر سوابق فعالیت‌های سیاسی دکتر خرازی را چیزی در حدود ۲۶۶۴۵ روز در نظر گرفت پس می‌توان مطالب متنوعی را از محفوظات او استخراج کرد. راوی در قالب ۳۸۸ سؤال مطرح‌شده از سوی مصاحبه‌شوندگان، درباره آن‌ها پاسخ داده است؛ با این حال، در این اثر هیچ پاسخ کاربردی، تحلیلی یا توصیفی به‌صورت دقیق و کامل ارائه نشده و کتاب از ویرایش محتوایی مبتنی بر روزشمار حوادث و رویدادها بی‌بهره مانده است. از سوی دیگر، مخاطب از همه کارنامه فعالیت‌های راوی بی‌بهره است. نه راوی، نه مصاحبه‌گران، نه تدوین‌گران و نه ناشر، پاسخی درخور به همان امید راوی که گفته‌هایش «به درد کسی بخورد و در تاریخ بماند» ارائه نکرده‌اند. همچنین روشن نیست که چرا مشاهدات شخصی راوی با سوابقش، در ۲۷۳ صفحه، توسط سازمان اسناد و کتابخانه ملی منتشر شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها