به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - ادبیات معاصر جهان عرب در دهههای اخیر، تحت تأثیر مستقیم جنگها و استبداد، پیوندی ناگسستنی با مفهوم حافظه و ویرانی یافته است. در این میان، رمان «نقطهگذاری» که در سال ۲۰۰۳ میلادی منتشر شد، به عنوان نخستین رمان سنان أنطون، نویسنده و پژوهشگر برجسته عراقی، جایگاهی نمادین در این جریان دارد. أنطون که به عنوان شاعری نوگرا و واقعگرا شناخته میشود، در این اثر به اعماق تاریک ادبیات زندان در دوران حکومت صدام حسین نقب میزند و روایتگر داستان دانشجوی جوانی میشود که برای فرار از بازجویان خود، یادداشتهایش را بدون نقطه مینویسد. به مناسبت انتشار ترجمه «نقطهگذاری» از سوی انتشارات «دیدآور» با ستار جلیلزاده، مترجم آن گفتوگو داشتهایم که در ادامه میخوانید:
سنان أنطون با بازنمایی جنگ، ویرانی و تجربهی تبعید در رمانهایش، چه جایگاهی در ادبیات عرب معاصر پیدا کرده است؟
سنان أنطون، شاعر، مترجم و رماننویس برجسته عراق است. سال ۱۹۹۰ لیسانس خود را از دانشگاه بغداد در رشته ادبیات انگلیسی دریافت کرد و در سال ۱۹۹۱ به آمریکا مهاجرت کرد. در سال ۱۹۹۵ کارشناسی ارشد در رشته ادبیات عرب را از دانشگاه جرج تاون دریافت کرد و در ۲۰۰۶ دکترای خود را از دانشگاه هاروارد گرفت. اولین اثر منتشرشدهاش مجموعه شعری بود به نام «منشور خیس از جنگ» و تاکنون پنج رمان به قلم ایشان منتشر شده است. نقطهگذاری (إعجام) نخستین رمان سنان أنطون است که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد؛ داستان در سبک ادبیات زندان نوشته شده و روایتی از دوران حکومت صدام حسین در عراق است. شخصیت اصلی، دانشجوی جوانی است که یادداشتهای پنهانی خود را در سلول انفرادی بدون نقطه مینویسد تا نوعی مقاومت زبانی در برابر بازجوها ایجاد کند. رمان بعدی وی «آن تک درخت انار» (وحدها شجرة الرمان) در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و داستان جوانی به نام «جواد» را روایت میکند. جواد بر خلاف میل باطنی خود، شغل سنتی و خانوادگی مردهشویی و کفنودفن را در بغدادِ پس از اشغال سال ۲۰۰۳ بر عهده میگیرد. کتاب تصویرگر سونامی مرگ و خشونتهای طایفهای در عراق پس از سقوط رژیم گذشته است. این کتاب نیز با ترجمه خودم توسط نشر ثالث منتشر شده است. «مریما» نیز در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و توانست به فهرست کوتاه جایزه بوکر عربی در سال ۲۰۱۳ راه یابد؛ داستان در چرخهٔ زمانی یک روز اتفاق میافتد و به زندگی و مصائب اقلیت مسیحی عراق میپردازد. رمان تقابل فکری دو نسل (یوسف که به گذشته وفادار است و مها که آرزوی مهاجرت دارد) را به تصویر میکشد و به فاجعه حمله تروریستی به کلیسای بغداد ختم میشود. «فهرس» که چهارمین رمان سنان است در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و اثری با ساختار پستمدرن و تجربی است. داستان درباره یک محقق و فروشنده کتاب به نام «ودود» در خیابان معروف متنبی بغداد است. ودود تلاش میکند تاریخ جنگ و ویرانی عراق را نه از زبان سیاستمداران، بلکه از زاویه دید اشیای بیجان، حیوانات و قربانیان گمنام جنگ مستندنگاری کند. «خزامی» نیز پنجمین رمان انطون است که سال ۲۰۱۹ به چاپ رسید. تمرکز اصلی این رمان بر موضوع مهاجرت، هویت و چالشهای زندگی در تبعید است. کتاب داستان مهاجران عراقی در نیویورک را روایت میکند که با وجود دوری از وطن، همچنان با بحرانهای روحی ناشی از جنگ و خاطرات سرزمین مادری خود دستوپنجه نرم میکنند. هر سه رمان «فهرس» و «مریما» و «خزامی» توسط دوست خوبم محمد حزباییزاده به فارسی ترجمه شدند.
رمان «نقطهگذاری» با چه ویژگیهای روایی و زبانی، تجربهی زندان و سرکوب را برای خواننده بازآفرینی میکند؟
إعجام تاکنون به زبانهای انگلیسی، آلمانی، پرتغالی، نروژی، ایتالیایی و فارسی ترجمه شده و بسیار مورد توجه مخاطبان قرارگرفته است. إعجام را میتوان در حوزهی ادبیات زندان دستهبندی کرد. در ادبیات زندان کلمهها، عبارتها، بندها بهشدت خشناند. شما وقتی رمانی را در حوزه ادبیات زندان مطالعه میکنید با بدترین شکل رفتارهای انسانی که پهلو میزند به توحش، رودررویی. از همان لحظه دستگیری، ادبیات بازجو رفته رفته مثل ضربههای ریز یک نوازندهی ناشی تنبک اوج میگیرد و به کوبههای شکنجهآور میرسد تا جایی که به آزار روحی و روانی و جسمی منجر میشود. سنان با قلم شگفتانگیز خود اوج توحش را در این رمان از زمان دستگیری تا شکنجههای سخت در زندان به نمایش میگذارد و وحشت حاکم وقت از اندیشه را مینمایاند. رمان از دید راوی اول شخص بیان میشود که به رغم دربند بودن، تمام خاطرات بیرونی را به جهت تحمل رنج زندان با ذهن خود به گفتوگو مینشیند؛ و خواننده را به اعماق زندان پرتاب میکند، گویی مخاطبش منم که در برابرش نشستهام و دارد روایتش را برایم نقل میکند، نوعی از همذاتپنداری درونی.
چرا این اثر را برای ترجمه انتخاب کردید؟
پیش از این در کشورمان ترجمهای از روی برگردان انگلیسی متن انجام شده بود برای همین تصمیم گرفتم از نسخه اصلی کتاب یعنی از زبان عربی آن را به فارسی ترجمه کنم.
تجربهی زیستهی سنان أنطون و مواجههی او با تاریخ سیاسی عراق چه تأثیری بر شکلگیری جهان داستانی و رمانهایش داشته است؟
سنان بارها گفته من عراق را ترک کردم ولی عراق مرا ترک نکرد. عراق سرزمین کودتاها بوده و از سال ۱۹۵۸ تاکنون چندین کودتا در این کشور رخ داده است. این فرهنگ نظامیگری البته با روحیه شاعرانه مردم عراق سازگاری نداشته و ندارد. با وجود این رماننویسان بزرگی در حال و هوای کودتا و نظامیگری که با وحشت و زور گویی حاکمان وقت مواجه بودند، ظهور کردند که یکی از آنها سنان أنطون است.

چرا عنوان «نقطهگذاری» برای این اثر انتخاب شده و آیا این نام نمادین است؟
ترجمه قبلی منتشرشده از این اثر نامش «نقطهها» بود ولی من نام «نقطهگذاری» را انتخاب کردم چون إعجام معنی مصدری دارد. نقطهگذاری نامی نمادین است چراکه رمان با نامهای از اداره امنیت شروع میشود:«نسخهی خطی پیوست هنگام عملیات جابهجایی پروندهها برای انتقال به مجتمع جدید پیدا شد. پس از بررسی معلوم شد که نسخهی خطی فاقد نقطهگذاری است. لطفا به یکی از رفقای کارشناس تحویل دهید تا نسخه را نقطهگذاری و آن را تایپ کند و حداکثر تا پایان این ماه دو نسخه از آن را در اختیارمان قرار دهد.»
آیا ترجمه این اثر روان و ساده پیش رفت یا با چالشهایی مواجه شدید؟
هر ترجمه چالشهایی دارد ولی بستگی دارد چقدر مترجم اهل پژوهش برای برطرف کردن آنها باشد. من اهل پژوهش هم هستم و از کتابها و اطلاعات مختلف برای نزدیکی بیشتر به فضای متن استفاده میکنم و حتی با نویسنده تماس میگیرم.
ادبیات زندان چه جایگاهی در ادبیات معاصر عراق دارد و رمان «نقطهگذاری» سنان أنطون از نظر پرداخت ادبی و روایت تجربهی سرکوب چه ویژگیهایی دارد که آن را متمایز میکند؟
عراق سرزمین کودتاها بوده و مردم آن کشور با زندان، بگیر و ببند و خشونت آشنا هستند. ادبیات زندان از گونههای ادبی پربسامد در این کشور است ولی میتوان این کتاب سنان أنطون را نمونهای بینظیر از ادبیات زندان دانست.
سبک روایت و تصویرپردازی سنان أنطون در این رمان چه ویژگیهایی دارد و چه تفاوتها یا شباهتهایی با دیگر آثار او نشان میدهد؟
سنان ذهنیت سینمایی دارد و حتی مستندی تولید کرده که «اطراف بغداد» نام دارد وی که سابقه کارگردانی و مستندسازی دارد در اکثر نوشتههای خود از صحنههای سینمایی استفاده میکند به عنوان نمونه جایی در همین کتاب به برگریزان درختان اشاره کرده که برگها شکل کلمهاند و نقطه دارند، نقطهها از کلمهها جدا و تبدیل میشوند به ملخ. ملخها رقصان در هوا بالا میروند و برگ همهی درختها را میجوند.
این کتاب چندمین اثر شما در ترجمه ادبیات عرب است؟
دهمین رمان است البته ۲۴ اثر را در حوزههای مختلف ترجمهکردهام که از جمله آنها میتوان به کتاب «انقلابیها جاودانهاند» شامل گفتوگوی ژرژ مالبرینو با جرج حبش، رهبر و بنیانگذار جبهه خلق برای آزادی فلسطین اشاره کرد که توسط نشر ثالث به چاپ رسیده است.
نظر شما