چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۴
گسست از دوگانه‌انگاری‌های سنتی

از منظر هستی‌شناختی و روش‌شناختی، جامعه‌شناسی طیف با تکیه بر مفاهیمی چون «شدت کنش»، «پیوستار فضای دیجیتال و فیزیکی» و «قدرت شبکه‌ای»، این امکان را فراهم می‌سازد تا تحولات پلتفرمی و زیست برخط انسان‌ها فراتر از تحلیل‌های سطحی و رسانه‌ای رصد شود.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛‌ عصر کنونی و دگرگونی‌های ژرف ناشی از ظهور فضای دیجیتال، هویت‌های برخط و پیچیدگی‌های ساختاری جوامع مدرن، علوم اجتماعی را ناگزیر از بازنگری در ابزارهای مفهومی و پارادایم‌های تحلیل خود ساخته است.

در همین راستا، انتشار اثر سه‌جلدی «درآمدی بر جامعه‌شناسی طیف» به قلم مهرداد نوابخش (استاد تمام جامعه‌شناسی) و محمد نبهان (پژوهشگر و جامعه‌شناس) که در سال ۱۴۰۵ توسط نشر علمی و دانشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات به زیور طبع آراسته شده است، گامی موثر در جهت غلبه بر کاستی‌های معرفت‌شناختی نظریه‌های سنتی به شمار می‌رود.

گسست از دوگانه‌انگاری‌های سنتی

این اثر با عبور از ثنویت‌های صلب و ایستا نظیر سنت و مدرنیته، مرکز و پیرامون، ساختار و عاملیت، و فضای حضوری و مجازی، چارچوبی نوین را پیش روی پژوهشگران می‌گذارد که واقعیت اجتماعی را نه در قالب قطب‌های متقابل منفصل، بلکه در بستر پیوستارها، شدت‌ها، لایه‌ها و پویایی‌های شبکه‌ای تبیین می‌کند.

معماری مفهومی این مجموعه در سه مجلد مکمل طراحی شده است تا طیف گسترده‌ای از مبانی نظری تا کاربردهای منطقه‌ای را پوشش دهد؛ جلد نخست به تبیین تعاریف، مفاهیم پایه و قضایای بنیادین اختصاص دارد، جلد دوم به توسعه نسبت این رویکرد با مقولات ساختار، کنش، قدرت شبکه‌ای و ساخت‌یابی می‌پردازد، و جلد سوم حوزه‌های نظری و منطقه‌ای، از جمله کنش‌های خرد و مقاومت‌های روزمره را به بحث می‌نشیند. منطق تحلیلی حاکم بر این اثر، جامعه‌شناسان و پژوهشگران تحصیلات تکمیلی را دعوت می‌کند تا به‌جای تقلیل پدیده‌ها به حضور یا غیاب مطلق یک ویژگی، به سنجش درجات متغیر، بسامد تعاملات، وضعیت‌های بینابینی و سازوکارهای لایه‌مند حاکم بر زیست‌جهان معاصر همت گمارند.

از منظر هستی‌شناختی و روش‌شناختی، جامعه‌شناسی طیف با تکیه بر مفاهیمی چون «شدت کنش»، «پیوستار فضای دیجیتال و فیزیکی» و «قدرت شبکه‌ای»، این امکان را فراهم می‌سازد تا تحولات پلتفرمی و زیست برخط انسان‌ها فراتر از تحلیل‌های سطحی و رسانه‌ای رصد شود. این رویکرد ضمن تأکید بر اهمیت شبکه‌ها و داده‌های ارتباطی، تعارضات میان جایگاه‌های رسمی نهادی و ظرفیت‌های واقعی اثرگذاری شبکه‌ای را آشکار می‌سازد و به پژوهشگر ابزار دقیقی برای تحلیل چندسطحی پدیده‌ها اعطا می‌کند. بنابراین، انتشار این اثر ویژه نه‌تنها فضایی تازه برای گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای در فلسفه علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی معاصر گشوده، بلکه راهنمایی روش‌شناختی و کارآمد برای غنابخشیدن به رساله‌ها و پژوهش‌های آکادمیک سطح عالی فراهم کرده است که می‌تواند تحولی معنادار در ادبیات پژوهشی علوم اجتماعی و انسانی ایران ایجاد نماید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها