به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سیزدهمین نشست تخصصی این دوره از جشنواره با عنوان «معیار و عیار؛ بررسی فیلم اقتباسی» از مجموعه نشستهای «۴۳_۲۰»، امروز سهشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵ با اجرای اسماعیل باستانی در پردیس ملت برگزار شد.
در این نشست احمدعلی سجادیصدر استاد و مدیر گروه سینمای دانشگاه بینالمللی سوره و حسین مهکام کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده سینما به بررسی ابعاد مختلف اقتباس در سینما و چالشها و ظرفیتهای آن پرداختند.
احمدعلی سجادیصدر با اشاره به جذابیتها و دشواریهای اقتباس اظهار کرد: یکی از ریسکهای اصلی در اقتباس این است که مخاطب با شخصیتها و داستان اثر مبدأ ارتباط برقرار کرده و به آنها علاقهمند شده است. بنابراین اگر فضای فیلم و روایت آن با آنچه مخاطب در کتاب تجربه کرده تفاوت زیادی داشته باشد، ممکن است این تغییر را نوعی خیانت به اثر اصلی تلقی کند و آن را پس بزند.
وی افزود: در اقتباس ضمن کشف ظرفیتها و لایههای تازه در متن، باید به مخاطبی که با اثر مبدأ خاطره و ارتباط عاطفی دارد، احترام گذاشت. همین مسئله اقتباس را به کاری دشوار تبدیل میکند.
این استاد دانشگاه با اشاره به مزیتهای اقتباس برای صنعت سینما گفت: در این شیوه فیلمساز با داستانی مواجه است که پیشتر خوانده شده و توانسته با مخاطبان ارتباط برقرار کند. در سینمای آمریکا حدود ۷۰ درصد آثار تولیدی اقتباسی هستند؛ آماری که در مقایسه با سینمای ایران قابلتوجه است. استودیوها نیز به این دلیل به اقتباس توجه نشان میدهند که داستان از پیش شناختهشده است و بخشی از نگرانیها درباره ظرفیت جذب مخاطب کاهش مییابد.
وی با اشاره به نمونههایی از اقتباسهای ادبی در سینما و تلویزیون از مجموعه «داییجان ناپلئون» و سریال «صد سال تنهایی» یاد کرد و بر اهمیت تناسب میان روایت اقتباسی و انتظارات مخاطب تأکید داشت.
سجادیصدر با اشاره به دیدگاههای جدید در نظریه اقتباس توضیح داد: در رویکردهای جدید مرزهای اقتباس گستردهتر تعریف میشوند به این معنا که کمتر میتوان هنرمندی را یافت که از آثار و تجربههای دیگران الهام نگرفته باشد. بر اساس این نگاه، اقتباس بینامتنی در بخش بزرگی از تاریخ هنر حضور دارند.
وی ادامه داد: از این منظر بحث وفاداری صرف به متن مبدأ دیگر تنها معیار ارزیابی یک اثر اقتباسی نیست چراکه زیست انسان امروز، شکلهای متنوعتری از مواجهه با متون و بازآفرینی آنها را طلب میکند.
«ناخدا خورشید»؛ نمونهای از بومیسازی خلاقانه
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به فیلم «ناخدا خورشید» ساخته ناصر تقوایی این اثر را نمونهای موفق از بومیسازی و ایرانیزهکردن یکی از آثار شاخص جهان دانست و گفت: به نظر من این کار گاهی حتی از خلق یک اثر اصیل نیز دشوارتر است. ناصر تقوایی توانست اثری خلق کند که در کنار اثر مبدأ هالیوودی خود، همچنان بدرخشد و هویتی مستقل داشته باشد.
وی در توضیح ویژگیهای یک اقتباس موفق افزود: اگر بتوانیم اثر مبدأ را در وجود خود هضم کنیم، لایههای پیچیده زندگی را بشناسیم و به درکی عمیق از جهان آن برسیم، میتوانیم اثری خلق کنیم که از جهانبینی و شهود هنرمند تأثیر گرفته باشد. در چنین فرایندی، متن مبدأ پس از عبور از تجربه و نگاه هنرمند، رنگوبوی تازهای پیدا میکند، به ارزشهای جدیدی دست مییابد و جهان آن ارتقا پیدا میکند.
حسین مهکام در ادامه این نشست، درباره ویژگیهای یک اقتباس موفق گفت: من از منظر تجربه شخصی صحبت میکنم و بر اساس تجربه دیداریام به این نتیجه رسیدهام که رعایت دو نکته میتواند یک اثر اقتباسی را برای مخاطب دلپذیرتر کند؛ نخست اینکه اثر ترجیحاً در فضایی رئالیستی، به معنای غیررئالیسم جادویی، روایت شود و دوم اینکه زاویه روایت آن تا حد امکان سومشخص باشد. به باور من، رعایت این دو ویژگی در آثار اقتباسی میتواند به همراهی بیشتر تماشاگر با اثر کمک کند.
وی در توضیح دلایل طرح این دو ویژگی اظهار کرد: در اقتباس، نوعی بدهبستان میان متن مبدأ و اثر نمایشی شکل میگیرد؛ چراکه میتوان از یک فضای متنی یا روایی، فضایی نمایشی خلق کرد. در این فرایند، با گذار از رمانتیسم به رئالیسم نیز مواجه هستیم. برای نمونه، نویسندگانی مانند ویکتور هوگو هنگام توصیف شخصیتهای داستان خود، از تعبیرها و بیان شاعرانه بهره میگرفتند؛ رویکردی که در انتقال از متن ادبی به تصویر سینمایی، توجه به شیوه روایت و چگونگی بازنمایی شخصیتها را ضروری میکند.
سجادیصدر در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان هر متنی را مبنای اقتباس برای فیلم کوتاه قرار داد، اظهار کرد: تفاوتی ندارد که فیلمساز قصد ساخت فیلم کوتاه داشته باشد یا فیلم بلند؛ در هر دو قالب میتوان با رعایت اصول اقتباس، اثری شاخص خلق کرد و از طریق بازآفرینی متن مبدأ، ارزش افزودهای به آن بخشید.
مشکل فیلم های کوتاه آثار بلندی است که کپسولی شده اند
وی در ادامه، درباره مشکلات رایج اقتباس در آثار جشنوارهای گفت: یکی از مشکلات پرتکرار در این عرصه، که البته صرفاً به اقتباس محدود نمیشود، این است که برخی فیلمسازان هنوز درک دقیقی از ماهیت و ویژگیهای فیلم کوتاه ندارند. بارها با فیلمها و داستانهایی مواجه شدهایم که در واقع، فیلمی بلند هستند که به شکلی فشرده و کپسولی در قالب فیلم کوتاه ارائه شدهاند؛ درحالیکه منطق روایی و ذهنیت سازنده همچنان مبتنی بر فیلم بلند است.
او افزود: برای درخشش در قالب فیلم کوتاه، مؤلفههای مشخصی وجود دارد و داستان باید بهگونهای شکل بگیرد که در زمان محدود این قالب قابلدرک باشد. کنشهای فیلم کوتاه با فیلم بلند تفاوت دارند و اگر این تفاوتها در نظر گرفته نشوند، فرصت کافی برای شکلگیری و پختگی کنشها فراهم نمیشود. در چنین شرایطی، حاصل کار بیشتر به تیزری از یک فیلم بلند شباهت پیدا میکند تا فیلمی کوتاه با ساختار مستقل.
سجادیصدر با اشاره به تجربه وس اندرسون در ساخت فیلمهای کوتاه نیز اظهار کرد: اندرسون که عمدتاً بهعنوان فیلمساز آثار بلند شناخته میشود، در سالهای اخیر چهار فیلم کوتاه ساخت و برای یکی از آنها جایزه اسکار گرفت. این تجربه نشان میدهد که فیلمسازان فعال در حوزه فیلم بلند نیز میتوانند با شناخت ویژگیهای این قالب، در فیلم کوتاه موفق باشند.
این استاد دانشگاه در ادامه، با تأکید بر اهمیت تجربهگرایی در فرم، به ضرورت تناسب تعداد وقایع با زمان فیلم کوتاه اشاره کرد و گفت: در برخی آثار اقتباسی، تعداد زیادی از حوادث رمان یا داستان بلند بدون حذف و بازآرایی مناسب وارد فیلم کوتاه میشوند؛ درحالیکه این قالب به انتخاب دقیقتر وقایع و تمرکز بر هسته اصلی داستان نیاز دارد.
وی توضیح داد: در ساختار فیلم کوتاه، باید حادثه محرک در دقایق ابتدایی، برای مثال در دقیقه دوم یا سوم، شکل بگیرد و پیامدهای آن در ادامه روایت بررسی شود. همچنین داستان باید به نقطه میانی برسد و شخصیت دستکم یک بار برای رسیدن به هدف خود تلاش کند؛ تلاشی که میتواند به شکست یا پیروزی بینجامد.
سجادیصدر تأکید کرد: نمیتوان قواعد ساختاری فیلم بلند را بدون توجه به تفاوتهای این دو قالب، در فیلم کوتاه به کار گرفت. فیلمساز در اقتباس برای این قالب باید از میان رویدادهای متن مبدأ دست به انتخاب بزند و با تمرکز بر کنش اصلی و ظرفیتهای محدود زمانی، به روایتی منسجم و مستقل دست پیدا کند.
اقتباس از چند اثر در قالب یک فیلم سردرگمی میآورد
سپس مهکام درباره اقتباس سینمایی گفت: با طیفی از آثاری مواجه بودیم که علاقهمند بودند چند اثر را در قالب یک اثر اقتباس کنند. این رویکرد، بهویژه در قالب فیلم کوتاه، میتواند مخاطب را با سردرگمی مواجه کند.
وی افزود: البته آثار موفقی نیز با این شیوه ساخته شدهاند، اما انتخاب چنین مسیری برای اقتباس، بهخودیخود کاری پرریسک است. بررسی آثار اقتباسی موفق نیز نشان میدهد که اقتباس از یک اثر، یکی از شیوههای رایج در این زمینه است.
مهکام با اشاره به رابطه میان فیلمنامهنویس، منبع اقتباس، متن فیلمنامه و مخاطب اظهار کرد: در این فرایند، اثر از دو مرحله عبور میکند تا به مخاطب برسد. اگر متن اولیه را مطالعه کرده باشم، قطعاً میتوانم قضاوت دقیقتری داشته باشم. در این جشنواره نیز چنین امکانی فراهم است که به قضاوتی آگاهانهتر کمک میکند.
این نویسنده و کارگردان ادامه داد: اگر داستانی با فضای آمریکایی در بستر فرهنگی و اجتماعی ایران بومیسازی شود، میتواند بسیار جذاب باشد. اقتباس سینمایی زمانی باید صورت بگیرد که نویسنده پس از مطالعه اثر اصلی، احساس کند میتواند آن را درک و هضم کند و با حفظ جوهره اثر، به بازآفرینی و بومیسازی آن بپردازد.
وی با تأکید بر اهمیت بومیسازی در اقتباس تصریح کرد: بخشی از بومیسازی به عناصر و رفتارهایی مربوط میشود که با هویت ایرانی تناسب دارند و بخش دیگر به اقتباس فرهنگی بازمیگردد. در واقع، نویسنده باید بتواند ضمن حفظ هسته اصلی اثر، عناصر فرهنگی و رفتاری آن را با فضای جامعه مقصد تطبیق دهد تا نتیجه نهایی برای مخاطب ایرانی باورپذیر و ملموس باشد.
نظر شما