سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- فریبا افکاری، پژوهشگر هنر و استاد نسخ خطی:
غیر از هنر که تاج سر آفرینش است / دوران هیچ سلطنتی جاودانه نیست
هنر سمسار را نمیتوان در یک عنوان تخصصی خلاصه کرد
زادروز استاد محمدحسن سمسار، فرصتی است برای یادکردن از یکی از چهرههای شناختهشده و اثرگذار در عرصه پژوهش هنر، موزه و میراث مکتوب ایران؛ پژوهشگری که چندین دهه از عمر علمی خود را در مطالعه، شناسایی، ثبت و معرفی آثار و منابعی گذرانده است که هر یک بخشی از تاریخ فرهنگی ایران را در خود محفوظ داشتهاند. هنر استاد سمسار را نمیتوان در یک عنوان تخصصی خلاصه کرد. هنرشناس، موزهدار، نسخهشناس، فهرستنگار و پژوهشگر تاریخ هنر، عناوینی هستند که هر یک تنها بخشی از کارنامه او را بازتاب میدهند. وجه متمایز این مسیر، پیوند میان این حوزههاست؛ پیوندی که در آن کتاب و نسخه، اثر هنری و مجموعه موزهای، سند و تاریخ فرهنگی در ارتباط با یکدیگر دیده میشوند.
زادگاه استاد، شیراز، نیز در این میان بیمعنا نیست. شیراز، با سابقه دیرینه خود در شعر، کتابت، هنر و فرهنگ، زمینهای طبیعی برای پرورش علاقه به میراث مکتوب و هنری ایران فراهم میکند. با این حال، مسیر علمی سمسار از مرزهای یک شهر فراتر رفت و در طول سالهای فعالیت، با شماری از مهمترین مجموعهها و نهادهای فرهنگی و پژوهشی ایران پیوند یافت. بخش مهمی از فعالیت حرفهای او با موزه و مجموعههای تاریخی ارتباط داشته است. سالهای فعالیت در کاخ گلستان و مواجهه با مجموعهای گسترده از آثار تاریخی و هنری، تجربهای فراهم آورد که بعدها در پژوهشها و فهرستنگاریهای او نیز بازتاب یافت. کار در چنین مجموعهای، صرفاً شناخت اشیاء نیست؛ هر اثر در کنار قدمت خود، تاریخ مجموعهای را نیز روایت میکند که در آن نگهداری شده است.

توجه به نسخههای مصور و رابطه میان متن و نگاره
در حوزه نسخهشناسی و فهرستنگاری، جایگاه سمسار اهمیت ویژهای دارد. فهرست نسخه خطی، اگر با شناخت متن، تاریخ کتابت، ویژگیهای نسخهشناسی، نگارهها و دیگر عناصر آن همراه نباشد، نمیتواند تصویری کامل از اثر ارائه دهد. از این منظر، فهرستنگاری برای او صرفاً یک فعالیت کتابشناختی نیست، بلکه بخشی از پژوهش درباره تاریخ و هویت یک اثر است. کار بر روی نسخههای خطی و مجموعههای کاخ گلستان، از نمونههای مهم این رویکرد است. توجه به نسخههای مصور و رابطه میان متن و نگاره، شناخت ویژگیهای هنری نسخه و بررسی جایگاه آن در تاریخ کتابآرایی ایران، از جمله موضوعاتی است که اهمیت این شیوه کار را آشکار میکند.
در شکلگیری این مسیر، نام مهدی بیانی نیز جایگاه ویژهای دارد. سمسار از شاگردان او بوده و بخشی از سنت علمی و نسخهشناختی آن نسل را ادامه داده است. ادامه این مسیر در فهرستنگاری نسخهها و معرفی مجموعههای تاریخی، بهویژه در مواردی که کاری از نسل پیشین ناتمام مانده بود، از وجوه قابل توجه فعالیت اوست. بیش از سه دهه فعالیت پژوهشی در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز بخش دیگری از این کارنامه است. حضور مستمر در چنین مجموعهای، مستلزم پژوهش دقیق، بررسی منابع و مشارکت در تدوین مدخلهایی است که قرار است مبنای مراجعه پژوهشگران قرار گیرند.

حضور در مقام مدرس و انتقالدهنده تجربیات
این استمرار، نشاندهنده نوعی تعهد علمی به پژوهش مستند و قابل ارجاع است. از ویژگیهای قابل توجه کار سمسار، توجه همزمان به وجوه تاریخی و هنری آثار است. در مطالعه یک نسخه مصور، برای مثال، متن و تصویر دو عنصر جداگانه نیستند. نگاره میتواند اطلاعاتی درباره دوره، شیوههای هنری، پوشش، معماری، آیینها و حتی نگاه انسان آن دوره به جهان در اختیار پژوهشگر قرار دهد. از سوی دیگر، متن نیز میتواند زمینه فهم تصویر را فراهم کند. چنین ارتباطی، مطالعه نسخه را از یک بررسی صرفاً کتابشناختی فراتر میبرد.
همین نگاه در حوزه موزه نیز اهمیت دارد. موزه زمانی از مجموعهای از اشیاء فراتر میرود که آثار در زمینه تاریخی و فرهنگی خود شناخته، مستند و معرفی شوند. بخش مهمی از فعالیت نسل پژوهشگرانی چون سمسار، در دورهای شکل گرفت که مستندسازی مجموعهها و فهرستنگاری آثار، نیازمند کار مستقیم و دقیق با اصل آثار بود نه صرفا استناد به منابع دیجیتالی. وجه دیگری که در کارنامه او اهمیت دارد، حضور در مقام مدرس و انتقالدهنده تجربیات است. در حوزههایی چون نسخهشناسی، فهرستنگاری و تاریخ هنر، بسیاری از ظرایف کار از طریق آموزش مستقیم و گفتوگوی علمی منتقل میشود. دانش یک پژوهشگر هنگامی ماندگارتر میشود که از محدوده آثار شخصی او فراتر رود و در اختیار پژوهشگران بعدی قرار گیرد.

نکتهبینی و ژرفنگری و نقادی سمسار
حضور استاد سمسار در دانشگاه هنر و گروه نسخ خطی در بنیاد ایرانشناسی فرصتی طلایی بود تا بخشی از این تجربه و دانش مطرح شود و گفتوگویی درباره هنر، نسخه و میراث فرهنگی ایران شکل گیرد. چنین حضورهایی، حلقه ارتباط میان تجربه نسلهای پیشین پژوهشگران و مطالعات نسل جدید را تقویت میکند. هر چند که مدتهاست که چراغ روشن و رخشان این گروه دیگر فروغی ندارد و دریغا که کاخ گلستان نیز از وجود پربرکت علمیاش آنچنان که شایسته او بود بهره چندانی نبرد. اکنون که سالهای بسیاری از فعالیت علمی و فرهنگی استاد گذشته است، اهمیت کارنامه او که با نکتهبینی و ژرفنگری و نقادی همراه بوده است نمایان میشود.
با این همه، شاید دقیقترین تعبیر برای توصیف این مسیر، «استادی» باشد که دانش خود را در پژوهش آزموده، در مجموعهها به کار گرفته و در آموزش به نسلهای بعد منتقل کرده است. ارزش چنین مسیری نه تنها در شمار آثار و نوشتهها بلکه در تداوم دانشی است که از یک نسل به نسل دیگر انتقال مییابد. حضور استاد در گروه نسخ خطی فرهنگستان هنر در سالهای دورتر و نیز در «برنامه کمیته حافظه جهانی» یونسکو در سالهای اخیر در شناسایی و تدوین پروندههای ثبت آثار در سه سطح ملی، منطقهای و جهانی بسیار مغتنم بود و همواره از دقایق نظریاتش بهرهمند میشدیم.
زادروز استاد محمدحسن سمسار را گرامی میداریم و برای ایشان عمر با عزت و پر برکت همراه با سلامت، آرامش و فرصت ادامه پژوهش و آموزش آرزومندم.
نظر شما