به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مشهد، «مورچهای، کوه را بلعید» شصتمین اثر چاپی محمدحقیقتخواه، نویسنده و ناشر خراسانی است که به همت انتشارات سیمرغ خراسان رهسپار بازار کتاب شد.
«مورچهای، کوه را بلعید» زخمنامهای از جنس زندگی است و شامل روایت ۱۹ خاطره از دردهای خاموش جامعه است که مولف آن را نه یک خاطرهنویسی مرسوم، بلکه «زخمنامهای» از زندگی مردمانی میداند که دردهایشان سالها در سکوت مانده است.
نویسنده در مقدمهٔ کتاب تأکید میکند: «این کتاب، خاطره نیست. اعتراف هم نیست. یک زخم کهنه است که هر بار پانسمانش را باز میکنی، بوی نمِ سالهای دور را میدهد».
او در این اثر از کوههایی سخن میگوید که به گفته خودش «مورچهای به کوچکی یک لحظه و به سنگینی یک عمر» آنها را بلعیده است.
کتاب، روایتی است از دردهایی که فریاد نشدند و خشونتهایی که در سکوتِ نگاههای خسته و دستهای تاولزده پنهان ماندند. نویسنده در این صفحات نه در پی تسویهحساب است و نه مرهم، او تنها گوشهای از زندگی را نشان میدهد که همیشه پشت پرده «خوب، خوبِ» روزگار پنهان مانده است، جایی که به تعبیر او «کودکان زود بزرگ میشوند، زنها سنگ میشوند و مردها از ترسِ نگاهها، دیوار»، روایت روی دیگری از زندگی.
«مورچهای کوه را بلعید» مجموعهای از روایتهای کوتاه و برشهایی از زندگی است که با زبانی هنرمندانه و تلخ، به سراغ زخمهایی میرود که معمولاً از آنها حرف نمیزنیم.
این کتاب، به گفته نویسنده، کاوشی است در تاریکی تجربههایی که زندگی را به میدان جنگ روزمره بدل میکنند. نویسنده با پرهیز از احساساتگرایی سطحی، تصویری صادقانه از خشونت خانگی، فقر عاطفی، تنهایی و دردهای نسلی ارائه میدهد. هر اپیزود این کتاب، پنجرهای است به اتاقهایی که دیوارهایشان از فریادهای خفهشده ترک خوردهاند.
کلاس اخلاقی بدون استاد و شاگرد
این اثر در قالب خاطره نوشته شده، اما به باور مؤلف خاطره نیست، کلاس اخلاقی است که در لابهلای این کتاب برگزارمیشود، بیآنکه استاد و شاگردی در آن وجود داشته باشد. کلاسی از جنس تجربه که نویسنده سالها با آن زیسته و لحظهلحظه نفسهایی که بعضاً به بغض مبدل شده و رنج را بر سردرِ زندگی نقاشی کردهاند.
کتاب، تلنگری است برای مردمانی که به گفته محمدحقیقتخواه، «فضایل اخلاقی را در مزبله تجملپرستی و تجدد قربانی کردهاند و فراموش کردهاند چرا و به چه منظور خلق شدهاند».
شصتمین اثر؛ روایتی از مردم برای مردم
محمد حقیقتخواه انگیزهاش از نگارش این کتاب را «گفتن از مردم» اعلام کرد زیرا معتقد است ما دردهایمان را سالهاست با هم تقسیم کردهایم لذا نسبت به همه مردم احساس همدردی و همراهی دارد. او در این اثر تلاش کرده است تا به بهانه خاطره، راه درست زندگی را به مخاطب نشان دهد.
«مورچهای کوه را بلعید» در ۱۶۵ صفحه، در قطع رقعی و با ۱۹ خاطره، توسط انتشارات سیمرغ خراسان منتشر شده است؛ هرکدام فریادی از حنجره مردمانی که با باورها و اعتقادشان، زندگی ناهمواری را به سختی پیمودهاند و چشم به افقی روشن دارند.
نظر شما