یکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۱
گربه در ادبیات کودک؛ شخصیتی آشنا با هزار چهره

گربه در ادبیات کودک حیوانی آشناست که به‌سادگی می‌تواند به یک شخصیت داستانی تبدیل شود؛ گاهی دوست و هم‌بازی کودک، گاهی موجودی مستقل و مرموز و گاهی راهی برای حرف‌زدن درباره‌ی هویت، تفاوت و فقدان. «موش و گربه» عبید زاکانی نمونه‌ای قدیمی از همین ظرفیت است؛ ظرفیتی که امروز در کتاب‌های کودک با شکل‌ها و نقش‌های تازه ادامه پیدا کرده است.

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ گربه در ادبیات فارسی سابقه‌ای طولانی دارد؛ گاهی حیوانی واقعی در قصه است و گاهی چهره‌ای انسانی پیدا می‌کند و بهانه‌ای می‌شود برای حرف‌زدن درباره‌ی قدرت، فریب، طمع، ترس یا رفتار آدم‌ها. «موش و گربه» عبید زاکانی یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های این استفاده‌ی ادبی است. اما گربه در ادبیات کودک امروز، به‌ویژه در کتاب‌های ترجمه‌شده، چه ظرفیت‌هایی دارد که همچنان نویسندگان را به سراغ خود می‌کشد؟

اگر بخواهیم برای گربه در ادبیات کودک یک ویژگی اساسی پیدا کنیم، شاید «ظرفیت شخصیت‌شدن» مناسب‌ترین تعبیر باشد. گربه آن‌قدر به زندگی روزمره‌ی انسان نزدیک است که کودک می‌تواند آن را بشناسد و با آن ارتباط برقرار کند و در عین حال، آن‌قدر مستقل و پیش‌بینی‌ناپذیر به نظر می‌رسد که نویسنده می‌تواند از آن شخصیتی بسازد که ویژگی‌های انسانی دارد، بی‌آنکه کاملاً از هویت حیوانی خود فاصله بگیرد. همین دوگانگی است که گربه را برای داستان‌پردازی جذاب می‌کند.

گربه در ادبیات کودک؛ شخصیتی آشنا با هزار چهره

گربه‌ای که درباره‌ی انسان حرف می‌زند

در «موش و گربه» عبید زاکانی، گربه و موش به هیئت شخصیت‌هایی انسانی درمی‌آیند. گربه دیگر صرفاً حیوانی نیست که موش را شکار می‌کند؛ رفتار، زبان و مناسباتی انسانی پیدا می‌کند و داستان از طریق آنها به موضوع‌هایی فراتر از زندگی حیوانات می‌رسد. اهمیت این نمونه برای بحث ما در تأثیر مستقیم آن بر کتاب‌های کودک امروز نیست. بسیاری از کتاب‌هایی که امروز با شخصیت گربه در ایران منتشر می‌شوند، ترجمه‌ی آثاری هستند که در فرهنگ‌ها و سنت‌های ادبی دیگری شکل گرفته‌اند. آنچه «موش و گربه» را برای این بحث مهم می‌کند، نشان‌دادن یک ظرفیت قدیمی است: گربه می‌تواند شخصیت باشد. این ظرفیت در کتاب کودک معاصر شکل‌های بسیار متفاوتی پیدا کرده است.

گربه در ادبیات کودک؛ شخصیتی آشنا با هزار چهره

گربه به‌عنوان دوست کودک

یکی از ساده‌ترین و در عین حال مهم‌ترین نقش‌های گربه در ادبیات کودک، نقش حیوان همراه و دوست است. در «من و گربه‌ام»، رابطه‌ی کودک و گربه در مرکز روایت قرار می‌گیرد. گربه در اینجا بخشی از زندگی عاطفی کودک است؛ موجودی که می‌توان با او رابطه برقرار کرد و حضورش می‌تواند تجربه‌ی تنهایی، دوستی و همراهی را تغییر دهد.

«این گربه فقط مال منه!» نیز از موقعیتی آشنا شروع می‌کند: دو کودک درباره‌ی اینکه گربه متعلق به کدام‌یک است، اختلاف دارند. گربه در چنین داستانی فقط یک حیوان خانگی نیست؛ خودِ رابطه‌ی کودک با حیوان و مفاهیمی مانند مالکیت، دوستی و اشتراک‌گذاری به موضوع داستان تبدیل می‌شود. گربه در این آثار به دلیل نزدیکی‌اش به زندگی روزمره‌ی بسیاری از کودکان، می‌تواند پلی میان جهان واقعی و جهان داستان باشد.

گربه‌ای که شبیه انسان نیست

اما جذابیت گربه برای نویسنده فقط به این نزدیکی ختم نمی‌شود. گربه حیوانی است که حتی وقتی در خانه زندگی می‌کند، بخشی از استقلال خود را حفظ می‌کند. همین ویژگی امکان ساخت شخصیت‌هایی را فراهم می‌کند که قرار نیست کاملاً مطیع یا قابل پیش‌بینی باشند. در ادبیات کودک، این ویژگی می‌تواند به شخصیت‌پردازی کمک کند. گربه می‌تواند کنجکاو، لجوج، خودخواه، مهربان، بازیگوش، ترسو یا جسور باشد و هر بار بخشی از شخصیت انسانی را با خود وارد داستان کند. به همین دلیل است که یک گربه‌ی داستانی می‌تواند از یک حیوان خانگی ساده فاصله بگیرد و به شخصیت اصلی تبدیل شود.

گربه در ادبیات کودک؛ شخصیتی آشنا با هزار چهره

وقتی گربه درباره‌ی هویت سؤال می‌کند

یکی از جالب‌ترین نمونه‌های این ظرفیت را می‌توان در «من گربه هستم» دید. گربه‌ی کوچک داستان در کنار حیواناتی مانند شیر، ببر، پلنگ و دیگر گربه‌سانان قرار می‌گیرد و پرسش اصلی این است که چه چیزی او را به یک گربه تبدیل می‌کند.

اینجا گربه بهانه‌ای برای یک پرسش بزرگ‌تر می‌شود: هویت چیست و تفاوت میان موجودات را چگونه تعریف می‌کنیم؟

کتاب کودک برای طرح چنین پرسش‌هایی الزاماً به شخصیت انسانی احتیاج ندارد. گربه می‌تواند این پرسش را به شکلی ساده‌تر و تصویری وارد جهان کودک کند. این یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های شخصیت گربه است: می‌تواند هم آشنا باشد و هم غریبه. کودک گربه را می‌شناسد، اما گربه‌ای که در داستان حرف می‌زند، فکر می‌کند یا درباره‌ی هویت خودش سؤال می‌کند، دیگر همان حیوانی نیست که در خانه یا خیابان دیده است.

گربه در ادبیات کودک؛ شخصیتی آشنا با هزار چهره

گربه و تجربه‌ی فقدان

گربه در ادبیات کودک حتی می‌تواند وارد قلمروهایی شود که پرداختن مستقیم به آنها برای مخاطب کودک دشوار است. «گربه‌ی بزرگ، گربه‌ی کوچک» نمونه‌ی قابل توجهی در این زمینه است. داستان رابطه‌ی دو گربه را دنبال می‌کند و از مسیر همین رابطه به مفاهیمی مانند رشد، تغییر، پیری و فقدان می‌رسد.

در اینجا گربه نقش یک واسطه را پیدا می‌کند. کودک با دو حیوان روبه‌روست و از خلال رابطه‌ی آنها با مفاهیمی مواجه می‌شود که بخشی از تجربه‌ی زندگی انسان هستند.

گربه به دلیل ویژگی‌های انسانی‌شده‌اش می‌تواند این تجربه‌ها را قابل لمس‌تر کند، بدون اینکه داستان مجبور باشد همه‌چیز را مستقیماً درباره‌ی انسان و مرگ توضیح دهد.

گربه در ادبیات کودک؛ شخصیتی آشنا با هزار چهره

حتی غیبت گربه هم داستان می‌شود

«گربه بی‌گربه» از زاویه‌ی دیگری همین ظرفیت را نشان می‌دهد. در اینجا خودِ گربه و حضور فیزیکی او می‌تواند از مرکز تصویر کنار برود و جای خود را به جست‌وجوی او بدهد. این اتفاق از نظر ادبی جالب است: شخصیتی که آن‌قدر برای مخاطب قابل تشخیص است که حتی نبودنش هم می‌تواند یک مسئله‌ی روایی بسازد. در چنین کتابی، گربه دیگر صرفاً موضوع داستان نیست؛ غیبت او به موتور حرکت روایت تبدیل می‌شود.

گربه در ادبیات کودک؛ شخصیتی آشنا با هزار چهره

از گربه‌های چاق و لاغر تا گربه‌های قرمز و آبی

بخش دیگری از کتاب‌هایی که در سال‌های اخیر به فارسی ترجمه شده‌اند، از ویژگی‌های ظاهری و رفتاری گربه برای صحبت‌کردن درباره‌ی تفاوت استفاده می‌کنند.

«گربه‌ی قرمز، گربه‌ی آبی» و «گربه‌های چاق و گربه‌های لاغر» از جمله نمونه‌هایی هستند که گربه را در موقعیت مقایسه و تفاوت قرار می‌دهند. این آثار نشان می‌دهند که گربه می‌تواند یک «سطح» ساده برای بازنمایی تفاوت‌های انسانی باشد. رنگ، اندازه، ظاهر و رفتار حیوان، مفاهیمی را وارد داستان می‌کند که کودک می‌تواند آنها را در جهان خودش هم تشخیص دهد. در اینجا باز هم گربه میان دو جهان حرکت می‌کند: جهان واقعی حیوانات و جهان استعاری انسان‌ها.

چرا گربه؟

شاید بتوان پرسش اصلی را دوباره مطرح کرد: چرا گربه؟

پاسخ را نمی‌توان صرفاً در محبوبیت این حیوان جست‌وجو کرد. گربه برای ادبیات جذاب است چون هم آشناست و هم رازآلود؛ هم در کنار انسان زندگی می‌کند و هم فاصله‌ای مشخص با او حفظ می‌کند. می‌توان به او ویژگی‌های انسانی داد، اما هنوز چیزی از رفتار و ظاهر واقعی گربه باقی می‌ماند که شخصیت را باورپذیر می‌کند.

این ویژگی در ادبیات کودک اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. کودک می‌تواند با گربه‌ی داستان ارتباط برقرار کند، چون حیوان را می‌شناسد؛ اما هم‌زمان می‌تواند آن را وارد موقعیت‌هایی کند که در زندگی واقعی ممکن نیست: گربه حرف بزند، فکر کند، سؤال بپرسد، گم شود، دوست پیدا کند، پیر شود یا حتی درباره‌ی هویت خودش با دیگر حیوانات بحث کند.

در مجموعه کتاب‌هایی که امروز به فارسی ترجمه شده‌اند، گربه گاهی دوست کودک است، گاهی شخصیت اصلی، گاهی موجودی گمشده، گاهی موضوع یک پرسش فلسفی و گاهی واسطه‌ای برای روایت فقدان و تغییر.

اگر «موش و گربه» عبید زاکانی را در آغاز این مسیر قرار دهیم، قرار نیست خطی مستقیم از آن اثر تا کتاب‌های ترجمه‌شده‌ی امروز بکشیم. اهمیت عبید در این است که نمونه‌ای روشن از تبدیل حیوان به شخصیت ادبی پیش روی ما می‌گذارد. چند قرن بعد، در کتاب‌های کودکِ ترجمه‌شده به فارسی، این ظرفیت همچنان زنده است؛ با زبان‌ها، تصویرها و دغدغه‌های متفاوت. شاید راز ماندگاری گربه در ادبیات همین باشد: گربه آن‌قدر به انسان نزدیک است که می‌توانیم خودمان را در آن ببینیم و آن‌قدر از ما فاصله دارد که هنوز می‌تواند ما را غافلگیر کند. برای داستان کودک، این فاصله‌ی کوچک، فضای بزرگی برای خیال می‌سازد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها