دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۷
تسلی بخشی در عصر اضطراب

کتاب «یافتن معنا» هم کتابی است که می‌توان برای آشنایی اولیه با اگزیستانسیالیسم مطالعه کرد و هم نمونه‌ای کارگشا در جهت تقویت بهره بردن از معنا در زندگی.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- هومند هنرمند؛ کتاب «یافتن معنا» نوشته‌ استیون هاینه، کتابی مجادله‌برانگیز است. نمی‌شود ادعاهایش را دربست پذیرفت. بعضی جاها با مواردی برخورد می‌کنید که پیش از این خلاف آن را شنیده‌اید؛ مثلاً این ادعا که جوامع فقیرتر زندگی معنادارتری دارند یا این‌که مواد روانگردان اگر با کمک گرفتن از متخصص مصرف شوند، می‌توانند در تجربه‌ی معنادار کردن مصرف‌کننده، یاری‌بخش باشند. با وجود این کتاب بر آزمایش‌های علمی متکی است. هرچند ممکن است در آینده و با آزمایش‌های دیگر خلاف آن‌ها ثابت شود. به هر حال می‌دانیم برخی از آزمایشات تکرارپذیر نیستند و ممکن است بعداً مشاهدات فعلی در آن‌ها تکرار نشود و البته علم هم به خودی خود خطاناپذیر نیست.

تسلی بخشی در عصر اضطراب

امّا این کتاب که به تازگی و با ترجمه‌ خوش‌خوان میلاد رستگاری‌فرد به انتشار رسیده، مسائلی نو و متفاوت را مطرح می‌کند که اگر به آن به چشم کتاب خودیاری نگاه کنید، راهکارها و پیشنهادهای مهمی به شما می‌دهد و البته نگاهی نو و تازه به فلسفه‌ی اگزیستانسیالیستی دارد. این فلسفه که زمانی تقریباً جذاب‌ترین رویکرد فلسفی میان ایرانی‌ها بود، چندی‌ست از رونق سابق خود افتاده. قهرمانان جهان فلسفه تغییر کردند و اگزیستانسیالیسم تنها یک نحله‌ی فکری در میان دیگر مکاتب فلسفی به حساب می‌آید.

استیون هاینه در کتاب خود انسان را گونه‌ای معناساز می‌خواند. او معتقد است معناسازی در میان حیوانات مشاهده نمی‌شود. معناسازی در شکل ساده‌ی خود به توانایی ایجاد پیوند میان رویدادها، پدیده‌ها و اندیشه‌ها اشاره دارد. مثل زمانی که می‌خواهیم به پرسشی مثل «شهر زادگاهت برایت چه معنایی دارد؟» پاسخ دهیم. در شکلی دیگر معنای وجودی چیزی است که کنش‌های انسان را به دغدغه‌هایی فراتر از وضعیت کنونی ارتباط می‌دهد. مثل زمانی که می‌خواهیم بدانیم زندگی ما هدف یا اهمیتی والا دارد یا خیر.

تسلی بخشی در عصر اضطراب
استیون هاینه

هاینه معتقد است در جوامع کنونی معنا اهمیت پیشین خود را از دست داده. لذا او عصر فعلی را عصر اضطراب می‌نامد. بسیاری از معانی در گذشته توسط فرهنگ به فرد اعطا می‌شدند و او نیز بدون دغدغه یا اضطراب پذیرای آن‌ها بود. ولی به خصوص در جوامع WEIRD (دموکراتیک، ثروتمند، صنعتی، تحصیل‌کرده و غربی) بسیاری از افراد بر خوداتکایی، استقلال و فردیت خود تأکید دارند. آن‌ها توانایی انتخاب‌های بیش‌تری دارند. امّا هر انتخاب توأم با اعطای آزادی، نوعی مسئولیت را به همراه خود می‌آورد و اضطراب وجودی فرد را موجب می‌شود. به بیان ژان پل سارتر: «زندگی از پیش هیچ معنایی ندارد... این شما هستید که باید به آن معنا ببخشید، و ارزش، چیزی نیست جز همان معنایی که خود برمی‌گزینید».

آلبر کامو در جمله‌ای مشابه می‌نویسد: «انسان‌ها موجوداتی هستند که تمام زندگی‌شان را صرف این می‌کنند که به خودشان بقبولانند که وجودشان معنا دارد». این بی‌معنایی و پوچی با آن‌چه استیون هاینه از انسان معناگرا سراغ دارد، هم‌خوانی ندارد. هاینه معتقد است انسان در زیست‌بومی آکنده از معنا به سر می‌برد. و علمِ به این‌ که ساختن معنا به او واگذار شده نوعی اضطراب اگزیستانسیالیستی را دامن زده.

در این کتاب شواهد و آزمایشات نشان از آن دارند که انسان‌ها تمایل دارند خود را آدم‌های خوب بدانند. آن‌ها می‌خواهند برای هر انتخاب خود توجیه و دلیل بیاورند حتی اگر پیش از انتخاب کردن مردد بودند و شواهد نشان بدهند که انتخاب آن‌ها غلط بوده، با توجیه و دلیل‌تراشی انتخاب خود را ارزشمند تلقی می‌کنند. البته حداقلی از افراد هم هستند که با پیش‌فرض «من اصلاً هم خوب نیستم» پیش می‌روند. نوع داستان‌سرایی و روایت‌پردازی انسان‌ها نیز متمایل به تعریف کردن یک داستان منسجم و تا حدی قهرمان‌گونه است. خیلی از آن‌ها می‌خواهند نشان دهند از چالش‌ها به خوبی عبور کردند و در مسیر درستی قرار دارند. وقتی شواهدی خلاف این را می‌بینند با پوچی مواجه می‌شوند و بعد از آن دوباره معناسازی را شروع می‌کنند و سعی می‌کنند از تعارض به‌وجودآمده دور شوند.

تسلی بخشی در عصر اضطراب
هومن هنرمند

فلسفه‌ اگزیستانسیال در کتاب «یافتن معنا» به آزمایشات و مشاهدات عینی گره می‌خورد. و به طور مثال نویسنده نشان می‌دهد چه طور مواردی چون طرد شدن در آزمایشی علمی خبر از فعالیت بخشی از مغز دارند که نسبت به وضعیت خود هشدار می‌دهد. هاینه راهکارهایی را پیشنهاد می‌دهد که از اضطراب وجودی می‌کاهند و حس معنا داشتن را در فرد تقویت می‌کنند. از این موارد می‌توان به ثبات درونی اشاره کرد: «در این مطالعات، از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شود درباره یک ارزش که از نظر شخصی برای آن‌ها مهم است، فکر کنند و بعد یک یا دو پاراگراف درباره دلیل اهمیت آن ارزش بنویسند. برای بعضی‌ها این ارزش به اهمیت خانواده برمی‌گردد، برای بعضی‌ها علاقه‌شان به موسیقی و برخی هم درباره‌ی نقش محوری دین در زندگی‌شان می‌نوشتند». از این دست تمرین‌های ساده به افراد کمک می‌کند تا با روایتی منسجم حسی از معنا داشتن زندگی را تجربه کنند. غیر از این، مواردی مثل تجربیات خودمتعالی (مدیتیشن یا در طبیعت قرار گرفتن) یا یادآوری خاطرات گذشته و احساسات نوستالژیک می‌توانند حس معنا داشتن را به طور موقت تقویت کنند. از طرف دیگر پایه‌های یک زندگی معنادار را عواملی چون روابط، کار، معنویت، هدف، تجربیات غنی و روایت زندگی تشکیل می‌دهند و فرد با بهبود عملکرد خود در هر یک از این موارد می‌تواند حس معنادار بودن زندگی را در بلند مدت تجربه کند.

کتاب «یافتن معنا» هم کتابی است که می‌توان برای آشنایی اولیه با اگزیستانسیالیسم مطالعه کرد و هم نمونه‌ای کارگشا در جهت تقویت بهره بردن از معنا در زندگی. آزمایشات علمی و تجربه‌های استیون هاینه اگزیستانسیالیسم را از یک نحله‌ی فکری در فلسفه به دیدگاهی قابل اتکاتر برای افزایش کیفیت زندگی تبدیل می‌کند. او نشان می‌دهد چرا زندگی معنا دارد و چگونه می‌توان در عصر اضطراب هم‌چنان هدف و جهتی در زندگی خود یافت که تسلی‌بخش و راضی‌کننده باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها