فلسفه و معنای زندگی
-
نگاهی به آثاری از مصطفی ملکیان؛
آشتی با خود و آبادیِ درون
محمد صادقی نوشت: به نظرِ ملکیان زندگیِ انسانِ معنوی، مبتنی بر بودن است، نه مبتنی بر داشتن. یعنی زندگیِ انسانِ معنوی «معطوف به عشق، مشارکت، زایایی و سازندگی خلاقانه است، نه معطوف بر مالکیت مادی، قدرت و سلطه.»
-
نگاهی به «هوایِ دوستی» اثرِ مارینا گارسِس؛
دوستی علیه استبداد
گارسِس با توجه به اینکه در روزگارِ ما رسانهها، مقالههایِ روانشناسانه، پژوهشهایِ دانشگاهی و... مدام دربارهی سودهایِ دوستی که مانند نوشدارویی جادویی میتواند تنهایی و بیقراریِ انسان را درمان کند، و به سلامتِ ذهن و روانِ انسان کمک کند میپردازند، باور دارد که جدا از جنبهی شفابخشی که دوستی دارد، مسأله، درمان بودنِ آن نیست، مسأله بودنِ آن است.
-
نشر لگا «سرخوش و بیخیال» نوشته دیوید سداریس را منتشر کرد؛
خنده، در کنار سوگ
عنوان کتاب آمیخته به طنز تلخ است و با محتوای کتاب جور درنمیآید، پدر میمیرد، آدمها پیر میشوند، خانواده زخم دارد، جامعه دچار بحران است و جهان بیرون هم آرام نیست.اما سداریس انگار میگوید شاید خوشحالبودن به معنای نادیدهگرفتن تاریکی زندگی نباشد. میشود از مرگ حرف زد و خندید. میشود از پدری که آزارت داده، دلتنگ شد. میشود از تنهایی گفت و همزمان شوخی کرد. میشود از جهان عصبانی بود و هنوز به آن علاقه داشت.
-
موسسه فرهنگی هنری هیما و آکادمی کوچینگ بشری برگزار میکنند؛
«امیدوارانه زیستن در شرایط ناامیدی»
دو نشست با موضوع «امیدوارانه زیستن در شرایط ناامیدی» با سخنرانی مصطفی ملکیان و علی جلیلوند برگزار میشود.
-
درباره کتاب "برف در تابستان" ترجمه فرناز فرود؛
طعمِ واقعیِ زندگی
عشق یکی از مفاهیم زندگیساز در زندگی است، و میتواند انسان را در وضعیت نیکی قرار دهد و بیش از هر چیزی او را از اینکه خود را در مرکز جهان قرار دهد، برهانَد. اینکه در ادبیات عرفانی ما بر عاشقشدن تأکید شده به این خاطر است که انسان تا عاشق نشود از خودمحوری رهایی ندارد. در عشق است که انسان از خودگزینی به سوی دیگرگزینی حرکت میکند و خواست و پسند دیگری را بر خواست و پسند خود ترجیح میدهد و از وادی خودپرستی میگریزد.
-
درباره کتاب «یافتن معنا» نوشته استیون هاینه؛
تسلی بخشی در عصر اضطراب
کتاب «یافتن معنا» هم کتابی است که میتوان برای آشنایی اولیه با اگزیستانسیالیسم مطالعه کرد و هم نمونهای کارگشا در جهت تقویت بهره بردن از معنا در زندگی.
-
موسسه فرهنگی خانه آشنا برگزار میکند؛
آیین رونمایی و معرفی کتابِ «فلسفهای برای خوب زیستن»
آیین رونمایی و معرفی کتابِ «فلسفهای برای خوب زیستن» با ترجمه مهدی رضایی با سخنرانی مصطفی ملکیان، امیرحسین خداپرست و جواد حیدری برگزار میشود.
-
نگاهی به اثری از ادواردو اینفانته؛
لذتها و سرگرمیهایِ فرساینده
دیوگنس باور داشت انسان باید در تصمیمگیری از عقل پیروی کند اما خیلی از انسانها گاهی در اثرِ نظرِ دیگران یا لذتها از مسیر خارج میشوند. کلبیان زندگیِ طبیعی را زیرِ روشنایی عقل تصور میکردند «مبارزهای دائم برای نیفتادن در دام حماقت و مرام مردمپسندانه» آنتیستنس و دیوگنس مدام میگفتند «آدمی را یا عقل باید تا با آن زندگی کند یا ریسمانی تا با آن خویش را به دار آویزد.»
-
نگاهی به اثری از مارک وِرنون؛
احساسِ شگفتی و ارزشِ زندگی
وِرنون مینویسد که شگفتی یعنی توانایی تجربهکردن یک کیفیت زمانیِ مشخص، گرچه دستیابی به آن هم نیازمند زمان است. شگفتی یعنی آن که بتوانیم اجازه دهیم مزاحمتهای ملالتبار جهان از سر راهمان برداشته شوند؛ یا آن که زمانی را صرف انتظار برای از راه رسیدن لحظاتی کنیم که در آنها احساس شگفتی آشکار میشود.
-
فرزانهای فروتن در روزگارِ ما؛
هنرِ مفیدبودن
محمد صادقی نوشت: عشق به نیکی، احساسِ همدلی و دلسوزی را در انسان پدید میآوَرَد. یعنی انسان میکوشد به تمامی رو به دیگران کند، و به تعبیرِ زیبایِ آنده کنت اسپونویل:«دلسوزی فضیلتِ ویژهای است که نه فقط آغوشِ ما را به سوی تمامی بشریت میگشاید، بلکه تمام موجودات زنده را یا دستکم تمام رنجورها را در دایره احساسات ما قرار میدهد. فرزانگی مبتنی بر دلسوزی، یا سرچشمه گرفته از آن، همچنانکه لوی استراوس آن را باور دارد، جهانشمولترین فرزانگیها و ضروریترین آنهاست.»
-
درباره کتاب «فلسفه امید» نوشته لارس اسوندسن؛
تصور آیندهای ممکن
کتاب فلسفه امید را میتوان اثری دربارهی چگونگی اثرگذاری بر آینده دانست. امید در وخیمترین شرایط نیز کارآمد است. وقتی تمام درها بسته میشود، امید روزنهی نور را بر زندگی میتاباند.
-
حیات راوی برگزار میکند؛
رویداد گفتوگو درباره کتاب «هنر چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند؟»
در این رویداد گلی امامی مترجم کتاب، امیر مازیار، پژوهشگر فلسفه هنر، شیوا آراسته، سیامک دلزنده و محمد علی نیازی صحبت خواهند کرد.
-
نگاهی به کتابِ «حدیث آرزومندی»؛
توهّم چیست؟ تخیّل چیست؟
به نظرِ آرنت، آیشمان، از واقعیت بُریده و به جایِ آن معجونی از پندارهایِ غیرعقلانی را در سر پرورانده بود و نمیتوانست آنچه بر سرِ قربانیان میآورد را تجسم کند، و درد و رنجی را که آنها تحمل میکردهاند، فهم کند. در حقیقت:«ضعفِ اخلاقیِ آیشمان در ناتوانی او از اندیشیدن از نظرگاه دیگران و، بنابراین، در ناتوانیِ او از اصلِ اندیشیدن بود.»
-
نگاهی به کتاب «فلسفه تنهایی» اثرِ لارس اِسونسن؛
رو کردن به دیگری
انسان در عشق، از توجه به خود فراتر رفته و از خود گذشتگی را مبنای ارتباط قرار داده و به تمامی به دیگری رو میکند. تجربه تنهایی نیز در شکلگیری ارتباطی عمیق نقش فراوانی دارد. زیرا تجربه تنهایی، اگر با هوشیاری همراه شود و انسان نسبت به تنهایی خود در هستی آگاهی یابد، به تنهایی دیگران نیز پی خواهد برد، و این میتواند سرآغازی برایِ عشقی پایدار باشد.
-
گزارش نشست نقد و بررسی کتاب«در باب امیدواری» اثر آلن دوباتن؛
امیدواری؛ پذیرش امر واقع یا خوشخیالی
آویده کامرانی گفت:شاید مهمترین بخش کتاب در جایی شکل میگیرد که دو باتن مسیر امیدواری را نه در اطمینان به آینده، بلکه در پذیرش سرنوشت جستوجو میکند. در نگاه او، ناامیدی، معادل ادعای دانستن همه چیز است؛ ادعای اینکه میتوان تمام آنچه را در جهان رخ داده و خواهد داد، در تاریکی لحظههای رنج پیشاپیش شناخت و بر اساس آن حکم نهایی صادر کرد.
-
درنگی بر «سیاست شادکامی» اثرِ دِرِک باک؛
حکومت برای چه میخواهیم؟
خواندنِ کتابِ «سیاست شادکامی» ما را با بسیاری از پژوهشها و یافتههایِ علمیِ جدید در زمینه شادکامی، پژوهشهایِ سودمندی که سیاستگذاران باید از آنها بهره ببرند، و نقدها و آرایِ یک اندیشمندِ دانا و نیکخواه در زمینهِ سیاست، فرهنگ و اقتصاد آشنا میکند، و بسیار خواندنی و مفید است.
-
نگاهی به کتابِ «مکتوباتِ رواقی»؛
شتابزدگی یعنی نابودیِ زندگی
سنکا دو راه پیشنهاد میدهد: اول اینکه فقط در پیِ نیازهایِ زندگی باش، نه چیزهایِ بیشتر. چون برایِ به دست آوردن، حفظ و افزایشِ چیزهایِ بیشتر، داری از عمرِ خودت مایه میگذاری. برایِ نمونه، عمری که باید صرفِ چیز دیگری میشد، صرفِ به دست آوردنِ پول، حفظِ پول و افزودن بر پول شد و این به نظرِ سنکا مساوی با ضایعکردنِ عمر است. دوم اینکه، به نظرِ سنکا اگر هم نمیتوانی به ضروریاتِ زندگی اکتفا کنی، ولی به یک زندگیِ آبرومندانه اکتفا کن، نه بیش از آن.
-
انتشارات نسل روشن منتشر کرد؛
نگاهی اجمالی به فلسفهٔ عشق
این اثر که در تابستان ۱۴۰۵ توسط «انتشارات نسل روشن» منتشر شده روایتی است از ایستادگیِ معنا در برابر زوال؛ سفری که در آن، ذهن با هدایتِ قدرتِ عشق، به جستجوی ریشههای پایداری در قلب میهن و روح انسان میپردازد.
-
با نگاهی به «ایران را از یاد نبریم» و «درباب حکمت زندگی»؛
آبادی درون
به باور شوپنهاور، کسی که برای خوشبختی به چیزهایی بیرون از خود وابسته است، مانند ثروت، مقام، دوستان، جامعه و... وقتی اینها را از دست بدهد یا از آنها سرخورده شود، پایههای خوشبختی او فرومیریزد. زیرا مرکز ثقل او بیرون از خود اوست. به نظر او، حماقت بزرگ آن است که انسان به منظور برندهشدن در بیرون، در درون ببازد.
-
نگاهی به «گزیدهیِ نامههایِ سنکا»؛
در بابِ اعتماد به دوستان
اگر جوری رفتار کردید که به دوستتان اعتماد دارید، کمکم دوستتان قابل اعتماد میشود، و اگر همیشه به دوستتان ظنِ خیانت ببرید و این را دوستتان بفهمد دلیلی ندارد که خدمت بکند بلکه به خیانت خودش ادامه میدهد. بنابراین، تصوری که ما از دوستمان داریم، این تصور درست از آب درمیآید.
-
در سالیاد آریا ستوده نوجوان ۱۵ ساله برگزار میشود؛
سخنرانی مصطفی ملکیان درباره رنج و معنای زندگی
نشست «چگونه میتوان در روزگار رنج، زندگی را معنادار زیست؟» با سخنرانی مصطفی ملکیان برگزار میشود.
-
نگاهی به کارِ روشنفکریِ مصطفی ملکیان در هفتادسالگی او؛
فانوسِ دریایی
محمد صادقی نوشت: ملکیان توضیح میدهد که با توجه به اینکه مردمسالاری، بهترین نظام سیاسی و حکومتی است که بشر به آن دست یافته و بر مبنای تصمیمگیریهای جمعی و رای مردم شکل میگیرد، خالی از نقص نیست. او پیوند معنویت با مردمسالاری را بهترین راه برای جبران کمبودها و نارساییهای مردمسالاری دانسته تا بر اساس آن بتوان از عیبها و نقصهای قابل تحقق و قابل پیشبینی جلوگیری کرد.
-
خانه فرهنگ گلها برگزار میکند؛
بررسی «فرضیه خوشبختی»
خانه فرهنگ گلها در سلسله نشستهای کتابخوانی خود، به بررسی کتاب «فرضیه خوشبختی» اثر جاناتان هایت، ترجمه ساناز فرشیدفر روانشناس اجتماعی میرود تا در نشستی تحلیلی، راهکارهای دستیابی به زندگی معنادار را از منظر دانش مدرن و فلسفه کلاسیک واکاوی کند.
-
تأملی در مفهوم رنج با نگاه به کتابی از «ماریان پارتینگتون»؛
حقیقت در جهان میدرخشد
به نوشته مارک ورنون «روش مناسب برای رویارویی با درد فهم معنای ژرفای آن است. فاجعه دردآور است چرا که عشق وجود دارد. غم و ترس یادآور حقیقت حیات روح انسان است. تاریکی فراگیر سبب تأکید بر منبع نور است. جسد آویزان بر روی صلیب به ما میگوید: حقیقت در جهان میدرخشد، حتی اگر جهان از درک آن عاجز باشد و یا حتی آن را طلب نکند.»
-
نگاهی به «سقراط اکسپرس» اثر اریک وینر؛
در ستایشِ توجه
خودشیفتگی، عُجب و کبر، مانع از این میشوند که ما از خود بیرون آییم، در حالی که عشق ما را از خودگزینی به دیگرگزینی سوق میدهد. وقتی عشق و شفقتِ ما، نه فقط معطوف به برخی از انسانها، بلکه معطوف به همهیِ انسانها شود، درد و رنجِ دیگران را نیز درد و رنجِ خود میدانیم، و خواهانِ نیکی برایِ همه خواهیم بود، چنانکه سیمون وِی اینگونه زیست.
-
نگاهی به «نیلوفر و مرداب» اثرِ تیچ ناتهان
تمرینهایی برایِ شادی
به باورِ تیچ ناتهان، واکنشهایِ رایج به رنج (فرار از آن، سرکوبِ آن، و سرگرمسازیِ خود به قصدِ فراموشیِ آن) غیرعاقلانه هستند. نادیدهگرفتنِ رنجها با رویآوردن به مصرفگرایی یا پرتکردنِ حواسمان از آنها، فقط موجبِ رنجِ بیشتری برایِ ما میشود. اینکه مدام سرمان را در گوشیِ تلفنِ هوشمندمان فرو ببریم، پرخوری کنیم، جلویِ تلویزیون بنشینیم و کانالگردی کنیم و... حالِ ما را بهتر نمیکند. ما به تمرینِ معنوی نیاز داریم تا قدرتِ مواجهه با رنجها را به دست بیاوریم نه اینکه آنها را کتمان و لاپوشانی کنیم.
-
نگاهی به کتاب «کارِ سبکباران» اثر ماسیمو پیلیوچی؛
هنرِ شادکامانه زیستن
در این کتاب، نویسنده کوشش میکند ما را به اندیشیدن درباره واقعیتها وادارد تا نگاه خودمان را تغیر دهیم. زیرا بسیاری از ناآرامیها و نارضایتیهایِ ما به خاطرِ نگرشِ خودِ ماست.
-
نگاهی به کتاب «خود بهسازی» اثر ردولف آلرس؛
موانع آرامش و بهروزی را بشناسیم
محمد صادقی نوشت: همانطور که آلرس تأکید دارد، ما زمانی میتوانیم در روند بهسازی موفق شویم و پیشرفت کنیم که قبل از هر چیزی خودمان را بشناسیم. همچنین باید بدانیم که هرگونه زیستی، پیامدهایی دارد و این نکته بسیار مهمی است.
-
کتابهایی که به بهروزی و آرامش ما کمک میکنند؛
اندیشههای زندگیساز
محمد صادقی نوشت:«آموزاندنِ هنرِ زندگی و درسهایِ زندگی جایِ چندانی در کتابهایِ درسی، و همچنین مطبوعات، رادیو، تلویزیون، سخنان و نوشتههایِ روشنفکران، شبکههای اجتماعی و... ندارند. یعنی ما با وجودی که از کودکی تا جوانی آموزشهای گوناگونی را پشت سر میگذاریم، با درسها و آموزههایی آشنا نشدهایم که بدانیم در مواجهه با مشکلات، مسائل، دردها و رنجها، چه باید بکنیم.»
-
چند سطری درباره جنگ، ویتگنشتاین و معنای زندگی؛
جنگ به مثابه میدان پرورش شخصیت
حسین شقاقی نوشت: یادداشتهای ویتگنشتاین در ایام جنگ، و همچنین فقراتی از رساله منطقی فلسفی حاکی از این است که مواجهه با مساله مرگ به زندگی معنا میدهد.در یادداشتهای روزانهاش مینویسد «شاید نزدیک بودن به مرگ، زندگی را روشن کند.» و در جایی دیگر میگوید «ترس همیشه با من است، اما باید یاد بگیرم که با آن زندگی کنم» و در جای دیگر چیزی به این مضمون میگوید که «میخواهم انسان شایستهای بشوم.»