به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ بنا بر گزارش انجمن فرهنگی افراز، تازهترین نشستِ گروه کتابخوانی افراز ۲۸ مرداد در کافه بناک برگزار شد و اعضایِ این گروه به بحث و نقد درباره کتاب «در باب امیدواری» اثر آلن دو باتن پرداختند.
آلن دو باتن (متولد ۲۰ دسامبر ۱۹۶۹) نویسنده و سخنران مشهور بریتانیایی است که در دانشگاه کمبریج تاریخ خوانده و سپس دوره کارشناسیارشد فلسفه را در کالج کینگ لندن به پایان رسانده، و برای دکترای فلسفه در دانشگاه هاروارد مشغول شده اما به قصد نوشتن کتاب برای عموم مردم تحصیل را رها کرده و به کارهایی فرهنگی و آموزشی در حوزه عمومی روی آورده است. در سال ۲۰۰۸، آلن دو باتن یکی از اعضای گروهی از نویسندگان و مربیان بود که «مدرسه زندگی» را تأسیس کردند. مدرسه زندگی در لندن، پاریس، آمستردام، سئول، استانبول، سائوپائولو، برلین، ملبورن و مستقر است و کارهای آموزشی عاطفی را با تمرکز ویژه بر مسائل کار و روابط ارائه میدهد. او در مصاحبهای میگوید:«ایده این است که دانشگاههای سنتی را به چالش بکشیم و دانش را سازماندهی مجدد کنیم، آن را به سمت زندگی هدایت کنیم و از دانش به خاطر خود آن دور شویم. به طور خلاصه، این موسسهای است که سعی دارد آنچه را که به نظر من دانشگاهها همیشه باید به مردم بدهند، به آنها بدهد؛ حس جهتگیری و خرد برای زندگیشان با کمک فرهنگ.»
آلن دو باتن در آثارش به موضوعات مختلفی پرداخته و بر ارتباط فلسفه با زندگی روزمره تأکید دارد و یکی از آثارش با عنوان «مقالاتی در باب عشق» هم فروش فوقالعاده قابلتوجهی به دنبال داشته است. کتاب «در باب امیدواری» هم کتابی است که با فاصلهگیری از کلیشههای رایج و توجه ویژه به هنر (عکس، نقاشی و...) فرصتی برای بیشتر لذتبردن از مطالعه را فراهم کرده است. دو باتن در این کتاب، با رویکردی متفاوت تلاش کرده تا مخاطبان را به تأمل درباره دلایل تاریکی و دلایل روشنایی در قالبی نو دعوت کند، و مهم اینکه، مباحثش ارتباطی درهمتنیده با مسائل روزمره آدمیان دارد.
در نشست گروه کتابخوانی انجمن فرهنگی افراز، آویده کامرانی (استاد دانشگاه علم و صنعت) درباره کتاب «در باب امیدواری» سخنانی ایراد کرد که بخشی از آن به این شرح است:«در باب امیدواریِ آلن دو باتن، برخلاف آنچه عنوان کتاب ممکن است القا کند، کتابی برای ستایش سادهانگارانه امید یا دعوت مخاطب به خوشبینی نیست. نقطه آغاز آن، ذات زندگی است؛ زندگی با تاریکیها، فقدانها، ناکامیها و رنجهایی که نه استثنا، بلکه بخشی جداییناپذیر از تجربه انسانیاند. در باب امیدواری، در روایت دو باتن، از تبیین ناامیدی و اعتبار بخشی به آن آغاز میشود؛ از توانایی دیدن ذات و واقعیت زندگی او سپس به سراغ تبیین نگاه انسانی و واقعگرایانه به موضوع میرود و سپس راهحلهایی برای مواجه با موضوع در اختیار میگذارد.
دو باتن نگاه مخاطب را از آیندهای نامعلوم به واقعیت جاری پیرامونش بازمیگرداند؛ به آنچه اکنون وجود دارد و ممکن است در نسبت انسان با زندگی اثرگذار باشد. او در این مسیر، پس از تبیین تاریکی، انسان را در سردرگمی رها نمیکند، بلکه با همان دیدگاه فلسفی غالبش، دلایلی برای امیدواری بدست میدهد که لزوماً بزرگ و استثنایی نیستند و گاه در سادهترین و در دسترسترین بخشهای زندگی جای گرفتهاند؛ در لذتهای کوچک، در امور روزمره و در میان آنها، پای خانه را پیش میکشد؛ خانه نه صرفاً به معنای یک مکان، بلکه به مثابه پناهی در برابر بیثباتی و آشفتگی جهان، و بخشی از آنچه زندگی را در دشوارترین لحظات قابل تحمل میکند.
یکی از وجوه قابل تأمل کتاب، دقت دو باتن در تمایز میان مفاهیمی است که در زبان روزمره به سادگی درهم میآمیزند. تمایز میان تلخی و حزن نمونهای از این دقت است. مواجهه با رنج و پذیرش دشواریهای زندگی میتواند به حزن بینجامد؛ اما این حزن ضرورتاً نباید در مواجهه با جهان به تلخی تبدیل شود. میتوان محدودیتها و فقدانهای زندگی را پذیرفت و از آنها اندوهگین شد، بیآنکه این اندوه به خصومت با جهان یا تلخی در نسبت با آن بدل شود. این تمایز، تصویری پختهتر از مواجهه با رنج به دست میدهد: پذیرش دشواری، الزاماً به معنای تسلیمشدن در برابر تاریکی نیست. از سوی دیگر، شیوه و ساختار روایت متن نیز بخشی از ارزش آن است. بسیاری از مفاهیم از خلال نمونههایی مشخص و غالباً از جهان هنر، مطرح میشوند.

این ارجاعات، متن را از مجموعهای از واگویههای پراکنده و تأملات شخصی فراتر میبرند و نشان میدهند که دوباتن چگونه یک مفهوم را در نسبت با مصادیق مختلف میسنجد و از خلال آنها به آن نزدیک میشود. هنر در اینجا صرفاً وسیلهای تزیینی برای جذابیت متن نیست، بلکه بستری برای اندیشهورزی درباره مفهوم امیدواری است. با این حال، شاید مهمترین بخش کتاب در جایی شکل میگیرد که دو باتن مسیر امیدواری را نه در اطمینان به آینده، بلکه در پذیرش سرنوشت جستوجو میکند. در نگاه او، ناامیدی، معادل ادعای دانستن همه چیز است؛ ادعای اینکه میتوان تمام آنچه را در جهان رخ داده و خواهد داد، در تاریکی لحظههای رنج پیشاپیش شناخت و بر اساس آن حکم نهایی صادر کرد. پذیرش محدودیت انسان در فهم واقعیتی که لایههای متعدد و ناشناخته دارد، میتواند امکان دیگری ایجاد کند: اینکه حتی در تاریکترین موقعیتها، انتظار نوری نامعلوم همچنان ممکن باشد.
در پایان باید گفت که کتاب بیش از آنکه دانشی کاملاً تازه درباره امید و امیدواری پیش روی مخاطب بگذارد، بسیاری از دریافتهای پراکنده درباره آن را در منظومهای منسجمتر قرار میدهد. نگاه فلسفی دو باتن در این کتاب فرصتی برای بازخوانی مفهوم امیدواری است. از این رو برای کسی که انتظار دارد با خواندن کتاب به معنایی کاملاً تازه و ناشناخته از امیدواری دست یابد، احتمال بعیدی از کشف یک حقیقت تازه وجود دارد.»
نظر شما