جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
تمرین‌هایی برایِ شادی

به باورِ تیچ نات‌هان، واکنش‌هایِ رایج به رنج (فرار از آن، سرکوبِ آن، و سرگرم‌سازیِ خود به قصدِ فراموشیِ آن) غیرعاقلانه هستند. نادیده‌گرفتنِ رنج‌ها با روی‌آوردن به مصرف‌گرایی یا پرت‌کردنِ حواس‌مان از آنها، فقط موجبِ رنجِ بیشتری برایِ ما می‌شود. اینکه مدام سرمان را در گوشیِ تلفنِ هوشمندمان فرو ببریم، پرخوری کنیم، جلویِ تلویزیون بنشینیم و کانال‌گردی کنیم و... حالِ ما را بهتر نمی‌کند. ما به تمرینِ معنوی نیاز داریم تا قدرتِ مواجهه با رنج‌ها را به دست بیاوریم نه اینکه آنها را کتمان و لاپوشانی کنیم.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محمد صادقی؛ به نظرِ تیچ نات‌هان (راهبِ بوداییِ ویتنامی) ما از سویی، خواهانِ شادی هستیم و از سویی همواره در حال رنج‌کشیدن هستیم، و مدام با خودمان فکر می‌کنیم که کارِ اشتباهی کرده یا در شادکامی شکست خورده‌ایم، ولی او چنین نگرشی را درست نمی‌داند و می‌نویسد:«توانایی بهره‌مندی از شادی مستلزم این نیست که رنج‌هایمان را به صفر برسانیم. در واقع، مهارت شادبودن مهارت درست رنج‌کشیدن نیز هست. هنگامی که یاد بگیریم چگونه رنج‌هایمان را بپذیریم، در آغوش بکشیم و درک کنیم، بسیار کمتر رنج می‌کشیم. علاوه بر این، قادر خواهیم بود پیش‌تر برویم و رنج‌هایمان را برای خودمان و دیگران به درک، لذت، و شفقت تبدیل کنیم.»

تمرین‌هایی برایِ شادی

تیچ نات‌هان، این واقعیت که رنج و شادی، هر دو، در زندگی وجود دارند، و تصورِ زندگی بدونِ یکی از آنها اشتباه است، اینکه برخی رنج را یک توهم می‌دانند و باور دارند زیستِ خردمندانه یعنی فراتر از رنج و شادی اندیشیدن را نمی‌پذیرد و روشِ شادبودن و رنج‌کشیدنِ درست را ارتباط با آنچه واقعاً در حالِ رخ‌دادن است، می‌بیند. او رنج و شادی را ناپایدار و در حالِ تغییری پیوسته می‌شناسانَد. زیرا شادیِ امروزِ ما می‌تواند به رنجِ فردا، و رنجِ امروزِ ما به شادیِ فردا تبدیل شود. «هنگامی که گُل پژمرده می‌شود به کود تبدیل می‌شود. آن کود دوباره به روییدن گُل کمک می‌کند. و شادی نیز به همین شکل، طبیعی و ناپایدار است. شادی تبدیل به رنج می‌شود و رنج نیز تبدیل به شادی.»

گاهی ما در زندگی چنان زیرِ فشار قرار می‌گیریم که ناامید و مأیوس می‌شویم، ولی او به ما یادآوری می‌کند که به گُلِ نیلوفر بیندیشیم که در گل‌ولای می‌رویَد و عطرِ دلنشینی می‌پراکَنَد. برخی از رنج‌هایِ ما رنج‌هایِ ذهنی (اضطراب، حسادت، ناامیدی، ترس، خشم و...) هستند که گاهی نمی‌توان از همه‌یِ آنها در امان بود، اما به باورِ او «اگر بذرهای رنج را در درونمان آبیاری نکنیم، بسیار کمتر رنج می‌بریم.» و ذهن‌آگاهی را برترین شیوه برایِ کنارآمدن با رنج می‌داند. به نظر او، ذهن‌آگاهی، یعنی، آگاهی و زیستن در اکنون، اینکه دریابیم اکنون و اینجا چه چیزی در حالِ رخ‌دادن است. واقعیت این است که ذهنِ خیلی از ما در طولِ روز و شب، درگیرِ گفت‌وگویی درونی است. حرفی نمی‌زنیم و گویی ساکت و آرام هستیم اما همهمه و غوغایی به خاطرِ مرورِ گذشته و نگرانی از آینده در درونِ ما جریان دارد که لحظه‌ای متوقف نمی‌شود.

این وضعیت، یک مانعِ بزرگ و محکم است که ارتباط ما را با آنچه واقعاً در حالِ رخ‌دادن است، قطع می‌کند. «بودا می‌گفت هیچ‌چیزی بدون غذا زنده نمی‌مانَد. این حقیقت نه تنها درباره حیات جسمانی موجودات زنده، که در مورد حالات روانی نیز صادق است. گُل عشق برای زنده ماندن به آبیاری، توجه، و پرورش نیاز دارد. و اگر رنج‌هایمان دوام می‌آورند و زنده می‌مانند به این دلیل است که خوراک آنها را تأمین می‌کنیم. ما با رنج، پشیمانی، و غم‌هایمان همان کاری را می‌کنیم که حیوانات نشخوارکننده با غذاهایشان می‌کنند! جویدن، بلعیدن، بالاآوردن و سپس دوباره خوردن آنها!»

تمرین‌هایی برایِ شادی

برایِ نمونه، خیلی از ما هنگامی که در حالِ کار، غذاخوردن، گفت‌وگو با دیگری و... هستیم، در همان زمان به گذشته و آینده هم فکر می‌کنیم و در حقیقت، خوراکِ رنج‌هایِ خود را فراهم می‌کنیم. به باورِ تیچ نات‌هان، واکنش‌هایِ رایج به رنج (فرار از آن، سرکوبِ آن، و سرگرم‌سازیِ خود به قصدِ فراموشیِ آن) غیرعاقلانه هستند. نادیده‌گرفتنِ رنج‌ها با روی‌آوردن به مصرف‌گرایی یا پرت‌کردنِ حواس‌مان از آنها، فقط موجبِ رنجِ بیشتری برایِ ما می‌شود. اینکه مدام سرمان را در گوشیِ تلفنِ هوشمندمان فرو ببریم، پرخوری کنیم، جلویِ تلویزیون بنشینیم و کانال‌گردی کنیم و... حالِ ما را بهتر نمی‌کند. ما به تمرینِ معنوی نیاز داریم تا قدرتِ مواجهه با رنج‌ها را به دست بیاوریم نه اینکه آنها را کتمان و لاپوشانی کنیم.

تیچ نات‌هان، در کتابِ «نیلوفر و مرداب» که با ترجمه علی امیرآبادی منتشر و بسیار هم از آن استقبال شده، هم ما را با واقعیت‌هایی آشنا می‌کند، و هم اینکه، تمرین‌هایی به ما پیشنهاد می‌دهد که بسیار سودمند هستند. به تعبیرِ خودش، او به ما می‌آموزد که چگونه بتوانیم زباله‌ها را به کود تبدیل کنیم تا از میانِ این کود، گُل‌هایِ زیبایِ «درک، شفقت، و لذت» برویند. و مانند آموزگاری مهربان، صمیمی و دانا، تمرین‌هایی برایِ شادی به ما یاد می‌دهد.

تیچ نات‌هان، باور داشت که بودنِ ما وابسته به بودنِ دیگران است، یعنی انسان‌ها جزیره‌هایِ جدا از هم نیستند و کمک می‌کرد تا ما این واقعیت را در هستی بهتر ببینیم و عمیق‌تر بیندیشیم. برایِ نمونه، هنگامی که به یک ورقِ کاغذ می‌نگریم، خورشید، ابر، باران، جنگل، درخت، کارگر کارخانه و جهان را در آن می‌توانیم ببینیم یا هنگامی که به گُلی می‌نگریم «می‌دانیم ابر و گُل یکی نیستند! اما بدون ابر گُلی نمی‌تواند برویَد. لازم نیست رویاپرداز باشید تا بتوانید تأثیر حرکت ابرها را در ژرفای فرایند رشد گُل دریابید، زیرا این حقیقتی واضح است. نور خورشید هم همین‌طور. نور خورشید چیزی غیر از گُل است اما بدون آن رشد گُل میسر نمی‌شود.»

تمرین‌هایی برایِ شادی
تیچ نات‌هان

تیچ‌ نات‌هان که زاده‌یِ سالِ ۱۹۲۶ بود، و در ژانویه‌یِ ۲۰۲۲ درگذشت، آموزگاری معنوی بود که باور داشت مراقبه فقط برایِ آرام‌کردنِ ذهن نیست بلکه راهی است تا انسان با شفقتِ بیشتری در کنار دیگران زندگی کند، و از این رو، بر پیوند میانِ آرامشِ درون و مسئولیت اجتماعی تأکید می‌ورزید. هنگامی که جنگ ویتنام در جریان بود، او هم با حکومتِ کمونیستیِ ویتنامِ شمالی، و هم با حکومتِ ویتنامِ جنوبی و نظامی‌گریِ آمریکا مخالفت ورزید، و نزدیک به ۴۰ سال در تبعید زندگی کرد، اما همواره با اندیشه‌هایِ روشن و گرم خویش به جان‌هایِ خسته و جهان صفا بخشید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها