سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «روبندهپوش مسندنشین؛ زندگی و زمانهی حُسنجهان» تالیف پریسا کدیور از سوی نشر اگر به بازار کتاب آمد.

حُسن جهان خانم شاهزاده قاجار و دختر فتحعلیشاه قاجار بود. او چند بار مستقلاً حکومت کردستان را برعهده داشت و از معدود زنانی بود که در دوره قاجار به مسند حکومت رسیدند. او زنی فرهیخته با ذوق خوش و با استعداد اهل سیاست و مملکتداری بود.
حُسن جهان خانم، دخترِ بیست و یکم فتحعلیشاه و مادرش سنبل باجی از زنان محبوب و محترم فتحعلیشاه و بزرگ شده در حرمسرا بود. او در سال ۱۲۳۷ هجری قمری به ازدواج خسروخان اردلان درآمد. این ازدواج به درخواست امانالله خان اردلان، پدر خسروخان، صورت میگرفت که در نظر داشت با ایجاد بستگی مخصوص به خاندان سلطنتی، دست دشمنانش را از حکومت کردستان کوتاه کند. هشت سال بعد خسروخان با دختردایی خود ماهشرف خانم ازدواج کرد.
پس از درگذشت خسروخان در سال ۱۲۵۰، پسر ارشدش رضاقلیخان (از حُسن جهان خانم) به حکومت رسید و چون ده سال بیشتر نداشت، مادرش امور حکومت را در دست گرفت. ده سال تمام در این سمت نهایت شایستگی و خردمندی را از خود نشان داد. در همان سال حاکم گروس به قصد تسخیر کردستان بدانسو لشکر کشید. والیه به جنگ او رفت و با مقنعه و روبند سپاه خود را فرماندهی کرد و دشمن را ناکام و سرافکنده ساخت و به عمران و آبادی کردستان پرداخت. حُسن جهان خانم در حدود ده سال حکومت کردستان را در دست داشت. اما به زودی ورق برگشت و پسر بزرگش که از قدرتمداری او در رنج بود با مادر به نبرد پرداخت ولی با آنکه حُسن جهان خانم در این نبرد پیروز شده بود اما حکومت رسمی را به پسرش تحویل داد و خود از پشت پرده به کار چرخانی ادامه داد و بقیه عمر خود را به سرودن شعر گذارنید و تا پایان عمر در مدار قدرت باقی ماند و نام نیکی از خود بر جای گذاشت. او سرانجام در زمان سلطنت ناصرالدینشاه قاجار در سال ۱۲۷۸ درگذشت.
کتابهای هما تکنگاریهایی درباره زنان حکمران و بانفوذ تاریخ ایران هستند که از سوی نشر اگر به بازار کتاب میآیند و کمتر شناخته شدهاند. آنان در حالی صاحب نفوذ و اقتدار سیاسی بودند که زنان همدورهشان در چهاردیواری اندرونیها پنهان نگاه داشته میشدند.
پریسا کدیور، دانشآموخته دکتری جامعهشناسی سیاسی به زندگی و زمانه «حسن جهان» دختر فتحعلیشاه قاجار که در غرب ایران حکومت کرده، پرداخته است. وی کوشیده در حاشیه روایتش رقابتهای سیاسی و منازعات مرزی در دوره زمامداری حسن جهان، به تاریخ کردستان در اوایل دوره قاجار و یکی از مهمترین خاندانهای حاکم این منطقه بپردازد.
کتاب بعد از پیشگفتار در 9 فصل به تبار حُسن جهان، تولد در حرم فتحعلی شاه، ازدواج با خسروخان اردلان، زندگی زناشویی حُسن جهان، شرایط زندگی حُسن جهان پس از مرگ همسرش، حکمرانی حُسن جهان، «والیه»، مناسبات حاکمان اردلان با حکومت مرکزی، پایان حکومت والیه و والیه غزلسرا و دیوانش میپردازد.
در شرح تولد در حرم فتحعلیشاه میخوانیم: «از آنجا که روزنگاری رجال دربار قاجار عمدتا از دوره ناصری آغاز شده و همچنین در معدود وقایعنگاریهای ابتدای قاجاریه مانند تاریخ عضدی هم به زادروز فرزندان دختر شاه اشارهای نشده، تاریخ دقیق تولد حُسن جهان مشخص نیست. مسکوت ماندن تاریخ تولد شاهزاده خانمها ریشه در عرف و نگرش غالب جامعه آن دوره دارد. در آن جامعه، دختردار شدن اتفاق ناخوشایندی محسوب میشد. یکی از سیاحان اروپایی که در دوره فتحعلیشاه از ایران گذر کرده بود در سفرنامهاش آورده است:
«ایرانیان داشتن دختر را برای خود ننگ میدانند. وقتی که زن بارداری فارغ میشود، اگر نوزاد پسر باشد بر خود میبالد، ولی اگر دختر باشد غرق غم و اندوه میشود. هنگامی که دختر به دنیا میآید، کمتر درباره تولدش صحبت میکنند، اما اگر پسری به دنیا آید، عدهای شتابان خود را به پدر نوزاد رسانیده و کلاه از سر وی میربایند و میگویند سرتان سلامت، خدا پسری به شما داد.»
ناخرسندی از دختردار شدن در اعیان و اشراف و دربار شاهی نیز وجود داشت. امیرکبیر خبرِتولدِ دخترش را با چنین کنایهای به ناصرالدین شاه مکتوب میکند: «ملکزاده [عزتالدوله، خواهر تنی ناصرالدین شاه]، دیشب بعد از زحمت زیاد و بیخواب ماندن همه، یک نفر کنیز برای خانهزادی قبله عالم روحنا فداه زائیدند.» سرشکستگی از دختر داشتن بخشی از غیرت مردانه در آن دوره قلمداد میشد؛ غیرتی که اجازه نمیداد درباره زنان در خارج از چهارچوب محارم صحبت شود و یا حتی نامشان آورده شود. در سفرنامهای از دوره فتحعلیشاه، به این موضوع چنین اشاره شده است: «ایرانیان هرگز از زنان و دختران خود سخن به میان نمیآورند. در این کشور، بدترین تعارفات آن است که انسان از حال و احوال زنان و دختران کسی جویا شود.» در آن دوره، مردان بیرون از خانه و با نامحرمان در مورد زنان خود صحبت نمیکردند. حتی اگر برحسب ضرورت ناگزیر به زبان آوردن نام آنها میشدند، از عنوان «مادرِ پسرِ ارشدشان» استفاده میکردند. این رسم در اواخر دوره قاجار از سوی برخی رجالِ تجددخواه مورد سوال و نکوهش قرار گرفت.
حسینقلیخان نظامالسلطنه، در نامهای به برادرزادهاش، او را به خاطر اینکه همسرش را «والده صادق» خطاب کرده و مینویسد:
در سر پاکت نور چشمان نوشته بودید والده صادق مفتوح و ملاحظه کند. شما ماشاءالله با آن سرعت انتقاد و حدت ذکا چرا اصطلاحات قدیمی را اخذ میکنید. تقلید در امر معاد شرط است نه در مورد دینداری. هیات و وضع عالم تغییر کرده است. از بزرگان خود شنیدهاید مادر رضا یا مادر مهدی، چه دخلی به عالم شما دارد. مادر رضا یا مادر مهدی نزد شوهرهای خود سِمَت والده و مقامی داشتند. این عنوان متعلقه شما است که پانزده سال از شما کوچکتر است.»
وضعیت شاهزادگان قاجاری، البته، از زنان همدورهایشان بهتر بود. با این همه، جز زنانی که در دربار صاحب نفوذ و اعتباری بودند، از سایر زنان حرمسرای شاهان نام و نشانی نمانده است. حُسن جهان که بیستویکمین دختر فتحعلیشاه بود، با وجود اینکه در تاریخ عضدی از او به دفعات یاد شده و از جایگاه برتری نسبت به خواهرانش برخوردار بود، چنانکه تا قبل از ازدواج همیشه در مراسم سلامهای جمعه پدر حضور و بلکه اجازه نشستن داشت و بعدها زمامداری یکی از ولایات کشور را به دست گرفت، باز هم نتوانسته حصارهای بلند عرف زمان خویش را درهم بشکند تا از او اطلاعات بیشتری بیابیم.
در کل پریسا کدیور تلاش میکند تا مخاطب در کتاب «روبندهپوش مسندنشین؛ زندگی و زمانهی حُسنجهان» خواننده با شرایط اجتماعی و زناشویی زنان و احوالات آنان در اندرونیهای اوایل دوره قاجار آشنا شود.
کتاب «روبندهپوش مسندنشین؛ زندگی و زمانهی حُسنجهان» تالیف پریسا کدیور با 95 صفحه، شمارگان 500 نسخه و بهای 250 هزار تومان از سوی نشر «اگر» به بازار کتاب آمد.
نظر شما