پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۰
هشت سریال که راز اقتباس موفق را فاش می‌کنند

بهترین اقتباس‌های تلویزیونی، آنهایی نیستند که کلمه‌به‌کلمه‌ی کتاب را تکرار می‌کنند. گاهی برای انتقال روح یک رمان، باید از خط داستانی‌اش فاصله گرفت، شخصیت‌ها را حذف کرد، یا حتی پایان‌بندی را تغییر داد. در این نوشته، هشت سریال گمنام اما نزدیک به عالی را بهانه می‌کنیم تا پنج اصل طلایی اقتباس درست را از دل آنها استخراج کنیم.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - هر سال ده‌ها رمان پرفروش به سریال تبدیل می‌شوند. برخی به پدیده‌های جهانی بدل می‌شوند و برخی، با وجود کیفیت گاه برتر، در سکوت خبری محو می‌شوند. اما سوالی که کمتر مطرح می‌شود این است: «اقتباس خوب از کتاب، چه شکلی است؟»

آیا اقتباس خوب یعنی کپی وفادارانه‌ی خط داستانی؟ یعنی بازیگرانی که شبیه تصویر روی جلد باشند؟ یعنی دیالوگ‌هایی عیناً از کتاب نقل‌قول شوند؟

پاسخ، پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. بدترین اقتباس‌ها، گاهی همان‌هایی هستند که کلمه‌به‌کلمه‌ی کتاب را تکرار می‌کنند و روح آن را می‌کشند. و بهترین‌ها، آن‌هایی که جرئت «خیانت هوشمندانه» را دارند تا در سطحی عمیق‌تر «وفادار» بمانند.

در این نوشته، هشت سریال را بهانه می‌کنیم برای استخراج یک نظریه. هشت اقتباس تلویزیونی که هرکدام به نوعی «نزدیک به عالی» بوده‌اند، اما به دلایل مختلف، چندان در خاطر جمعی نمانده‌اند. این هشت اثر، نمونه‌های آزمایشگاهی ما برای پاسخ به یک پرسش‌اند: راز اقتباس درست چیست؟

هشت سریال و کتاب‌های مبدأ

۱- «تعمیرکار، خیاط، سرباز، جاسوس» (۱۹۷۹) – اقتباس از رمان «تعمیرکار، خیاط، سرباز، جاسوس» اثر جان لوکاره

۲- «گریس دیگر» (۲۰۱۷) – اقتباس از رمانی به همین نام اثر مارگارت اتوود

۳- «ایستگاه یازده» (۲۰۲۱) – اقتباس از رمان «ایستگاه یازده» اثر امیلی سنت جان ماندل

۴- «جزیره‌ی شتلند» (۲۰۱۳–تاکنون) – اقتباس از مجموعه‌رمان‌های جنایی آن کلیوز، با فصل اول برگرفته از «استخوان‌های سرخ»

۵- «آتش‌های کوچک در همه‌جا» (۲۰۲۰) – اقتباس از رمانی به همین نام اثر سلست انگ

۶- «افسانه‌های شانارا» (۲۰۱۶–۲۰۱۷) – اقتباس از سه‌گانه‌ی «شمشیر شانارا» اثر تری بروکس

۷- «دخترک درامر» (۲۰۱۸) – اقتباس از رمانی به همین نام اثر جان لوکاره

۸- «جنگ و صلح» (۲۰۱۶) – اقتباس از شاهکار لئو تولستوی

هشت سریال که راز اقتباس موفق را فاش می‌کنند
ایستگاه یازده

اصل اول: درک جان اثر

نخستین و مهم‌ترین اصل اقتباس، تشخیص «جان» اثر از «پیکر» آن است. بسیاری از فیلمسازان چنان درگیر وفاداری به جزئیات سطحی کتاب می‌شوند که از منتقل‌کردن حس بنیادین آن باز می‌مانند.

برای درک این تفاوت، کافی است «ایستگاه یازده» را در کنار «افسانه‌های شانارا» قرار دهیم.

«ایستگاه یازده»، اقتباسی از رمان پرفروش امیلی سنت جان ماندل، با وجود پخش در بحبوحه‌ی همه‌گیری کرونا، نتوانست به پدیده‌ای هم‌تراز با «آخرین بازمانده از ما» تبدیل شود. با این حال، این سریال در سایت راتن تومیتوز امتیاز خیره‌کننده‌ی ۹۸٪ را از آن خود کرد و هفت نامزد جایزه‌ی امی دریافت کرد. منتقدان آن را «شگفت‌انگیز و مرموز» و «کاملاً جذاب و غیرمنتظره» توصیف کردند.

راز موفقیت «ایستگاه یازده» در این بود که جرئت کرد ساختار کاملاً خطی کتاب را به هم بریزد. زمان‌ها را در هم آمیخت، از شخصیت‌های فرعی کاست، اما «روح» کتاب را به زیبایی حفظ کرد، این ایده که در بحبوحه‌ی فروپاشی تمدن، هنر و حافظه‌ی جمعی، نیروی پیونددهنده‌ی انسان‌هاست. به تعبیر منتقدان، این سریال «به بینندگان صبور پاداش می‌دهد با تأکیدی روشنگر و غنی از نظر مضمونی بر این که حتی در دوران پساآخرالزمان، نمایش باید ادامه یابد».

هشت سریال که راز اقتباس موفق را فاش می‌کنند
افسانه‌های شانارا

در سوی دیگر، «افسانه‌های شانارا» قرار دارد. این سریال که محصول شبکه‌ی ام‌تی‌وی بود، تمام عناصر سطحی فانتزی کتاب (جن، الف، جادو) را گرفت، اما «جان» آن را نادیده گرفت. رمان‌های تری بروکس در واقع بازآفرینی «ارباب حلقه‌ها» در دنیایی پساآخرالزمانی با نمادهای سیاسی-اجتماعی عمیق هستند. اما سریال، این لایه‌ها را حذف کرد و به یک اپرای صابونی نوجوانانه با «مشکلات احساسی مدرن نوجوانان به جای فضای مناسب جهان داستان» تبدیل شد. منتقد نیویورک تایمز نوشت: «همه‌چیز بیش از حد براق است، همه در این فانتزی به آن روش خسته‌کننده‌ی دیزنی خوش‌تیپ هستند.»

اگر مجبورید میان «طرح کتاب» و «حس کتاب» یکی را انتخاب کنید، همیشه دومی را انتخاب کنید. مخاطب، طرح را فراموش می‌کند، اما حس را هرگز. وفاداری کورکورانه به تک‌تک وقایع، بزرگ‌ترین خیانت به کلیت اثر است.

اصل دوم: حذف بدون خیانت

رمان‌های بزرگ، معمولاً بزرگ هستند. شخصیت‌های فرعی بسیار، خطوط داستانی متعدد، و گاه صدها صفحه تأملات فلسفی. اقتباس تلویزیونی باید از میان این انبوه کلمات، «داستان اصلی» را استخراج کند. اما چگونه می‌توان حذف کرد بدون این که به کتاب خیانت شود؟

هشت سریال که راز اقتباس موفق را فاش می‌کنند
جنگ و صلح

«جنگ و صلح» (۲۰۱۶) بهترین پاسخ به این پرسش است. رمان تولستوی، با بیش از ۱۲۰۰ صفحه و ده‌ها شخصیت فرعی، یکی از دشوارترین آثار برای اقتباس به شمار می‌رود. با این حال، سریال بی‌بی‌سی با امتیاز ۸۸٪ در راتن تومیتوز و تحسین منتقدانی که آن را «تا حد زیادی وفادار به منبع گسترده‌اش» دانستند، نشان داد که وفاداری به معنای کپی تک‌تک صفحات نیست.

راز موفقیت، در «حذف هوشمندانه» بود. سریال برخی شخصیت‌های فرعی را حذف کرد و چند شخصیت را در هم ادغام کرد تا کشمکش‌های اصلی داستان، تقابل دو قطب خانواده‌ی روستوف و بولکونسکی، شفاف‌تر دیده شود. هر خط داستانی فرعی که به گره‌ی اصلی وصل نمی‌شد، نه تنها قابل حذف بود، بلکه باید حذف می‌شد تا مخاطب گم نشود.

حذف خوب، یعنی شناسایی «گره‌های دراماتیک» اصلی. وفاداری کورکورانه به تک‌تک صفحات، می‌تواند اثر را از ریتم بیندازد و مخاطب را خسته کند.

هشت سریال که راز اقتباس موفق را فاش می‌کنند
تعمیرکار، خیاط، سرباز، جاسوس

اصل سوم: بازیگر به مثابه‌ی تفسیر، نه تقلید

یکی از رایج‌ترین اشتباهات در اقتباس، انتخاب بازیگری است که «شبیه تصویر کتاب» باشد. اما سینما و تلویزیون، رسانه‌ای برای «تعبیر» هستند، نه «کپی».

«تعمیرکار، خیاط، سرباز، جاسوس» (۱۹۷۹) و «دخترک درامر» (۲۰۱۸)، هر دو اقتباس از آثار جان لوکاره، بهترین گواه بر این اصل هستند.

در «تعمیرکار، خیاط، سرباز، جاسوس»، شخصیت جرج اسْمایلی در کتاب، مردی کوتاه‌قد و چاق توصیف شده است. اما الک گینس، بازیگری که نقش او را در این سریال هفت‌قسمتی ایفا کرد، هیچ‌کدام از این ویژگی‌های ظاهری را نداشت. با این حال، اجرای او جایزه‌ی بفتا را برای بهترین بازیگر برای او به ارمغان آورد. منتقدان، این سریال را همچنان یکی از بزرگ‌ترین درام‌های تلویزیونی بریتانیا می‌دانند و اجرای گینس را «یکی از بزرگ‌ترین اجراهایی که تاکنون روی صفحه‌ی کوچک دیده شده» توصیف کرده‌اند. راز گینس در این بود که «خستگی وجودی» و «هوش خاموش» شخصیت را به نمایش گذاشت، نه ظاهر او را.

هشت سریال که راز اقتباس موفق را فاش می‌کنند
دخترک درامر

در «دخترک درامر» نیز فلورنس پیو در نقش چارلی، بازیگری را انتخاب کردند که بتواند باورپذیری یک بازیگر آماتور فریب‌خورده را داشته باشد. منتقد نیویورکر این سریال را «ماده‌ای برای تمرین روان‌شناختی» توصیف کرد که «تنش آن به نوسان چارلی میان شکنندگی و جسارت متکی است».

بازیگر درست، کسی نیست که شبیه «عکس کتاب» باشد، بلکه کسی است که «تونالیته‌ی ذهنی» شخصیت را در خود حل کرده باشد. اقتباس خوب، بازیگری را انتخاب می‌کند که تعبیر جدیدی از شخصیت ارائه دهد، نه کپی از روی جلد کتاب.

اصل چهارم: استفاده از قابلیت‌های منحصربه‌فرد تصویر

کتاب، رسانه‌ای است برای کلمات. تلویزیون، رسانه‌ای است برای تصویر و صدا. اقتباس خوب، آن است که از قابلیت‌های رسانه‌ی جدید بهره ببرد، نه این که صرفاً کتاب را با تصویر «تزئین» کند.

هشت سریال که راز اقتباس موفق را فاش می‌کنند
گریس دیگر

«گریس دیگر» (۲۰۱۷) شاهدی درخشان بر این اصل است. رمان مارگارت اتوود به شدت به تک‌گویی درونی شخصیت اصلی و جلسات روانکاوانه‌ی او وابسته است. راوی دانای کل، بخش بزرگی از داستان را از دریچه‌ی ذهن گریس روایت می‌کند. اما سریال سارا پلی، به جای استفاده از صدای راوی مزاحم، راهی تصویری برای انتقال این درون‌نگری یافت.

سریال از کلوزآپ‌های طولانی دست‌های گریس هنگام بافت‌نقالی استفاده می‌کند، از تدوینی رویاگونه که مرز خاطره و خیال را محو می‌سازد، و از قاب‌بندی‌هایی که ذهن درهم‌ریخته‌ی شخصیت را به تصویر می‌کشد. نتیجه، آن‌چنان که منتقد گاردین نوشت، «یک مینی‌سریال جنایی روشنفکرانه، به طرز درخشانی به قلم سارا پلی اقتباس شده» است که «به خوبی داستان ندیمه و به همان اندازه‌ی آن مناسب زمانه‌ی ماست.»

اگر یک اثر ادبی به «صدای درون» متکی است، اقتباس تصویری نباید با صدای راوی آن را تقلید کند. بلکه باید «معادل تصویری» برای آن صدا پیدا کند. دوربین بی‌حرکت روی یک کلوزآپ، گاهی رساتر از هزاران کلمه‌ی کتاب است.

هشت سریال که راز اقتباس موفق را فاش می‌کنند
جزیره‌ی شتلند

اصل پنجم: استقلال هنری

آخرین و شاید جنجالی‌ترین اصل، اقتباس خوب، آن است که فیلمساز جرئت کند بگوید «من عاشق کتابم، اما الآن نویسنده‌ی جدید این داستان هستم». استقلال هنری یعنی اثر جدید بتواند بدون اتکا به اسم کتاب، روی پای خود بایستد.

«جزیره‌ی شتلند» (۲۰۱۳–تاکنون) و «آتش‌های کوچک در همه‌جا» (۲۰۲۰)، دو نمونه‌ی متضاد از این اصل هستند.

«جزیره‌ی شتلند» از مجموعه‌رمان‌های آن کلیوز فقط به عنوان «ماده‌ی اولیه» استفاده کرد و یک سریال جنایی کاملاً مستقل با فضایی اختصاصی (جزایر سرد و بادگیر اسکاتلند) ساخت که از خود کتاب‌ها هم فراتر رفت. این سریال تاکنون بیش از ده فصل ادامه پیدا کرده، در حالی که کتاب‌های اصلی مدت‌ها پیش به پایان رسیده بودند. اقتباس با جرئت، شخصیت‌های جدید خلق کرد، خطوط داستانی تازه طراحی نمود، و فضایی ساخت که کاملاً متعلق به خود سریال بود.

هشت سریال که راز اقتباس موفق را فاش می‌کنند
آتش‌های کوچک در همه‌جا

در سوی دیگر، «آتش‌های کوچک در همه‌جا» با وجود بازی دو ستاره‌ی بزرگ (ریس ویترسپون و کری واشنگتن) و امتیاز ۷۰ در متاکریتیک، نتوانست به پدیده‌ای ماندگار تبدیل شود. منتقدان نوشتند که سریال «داستانی را که از قبل واضح است بیش از حد دراماتیزه و بیش از حد توضیح می‌دهد». با این حال، سریال در یک نقطه جرئت استقلال داشت: تغییر پایان‌بندی کتاب. این تغییر، هرچند جنجالی، نشان داد که سریال خود را یک اثر مستقل می‌داند که با کتاب «دیالوگ» برقرار می‌کند، نه این که صرفاً آن را «تقلید» کند.

بهترین اقتباس، آن است که فیلمساز جرئت کند از کتاب فاصله بگیرد تا به عمق آن نزدیک‌تر شود. استقلال هنری به معنای بی‌احترامی به منبع نیست؛ برعکس، نشانه‌ی درک عمیق از آن است.

نظریه‌ی نهایی

وفاداری در اقتباس، یک مفهوم کیفی است، نه کمی. یک اثر می‌تواند ۱۰۰٪ به خط داستانی کتاب پایبند باشد، اما در سطح «روح» ۰٪ وفادار باشد (مثل «افسانه‌های شانارا»). و برعکس، اثری که ۵۰٪ خط داستانی را تغییر می‌دهد (مثل «ایستگاه یازده») می‌تواند ۱۵۰٪ به عمق کتاب وفادار باشد.

پنج اصلی که از این هشت سریال استخراج کردیم، در واقع پنج پرسش‌اند که هر اقتباس‌گری باید از خود بپرسد:

۱- آیا جان اثر را درک کرده‌ام یا فقط پیکر آن را؟

۲- آیا می‌دانم چه چیزهایی را باید حذف کنم تا اصل داستان شفاف‌تر شود؟

۳- آیا بازیگرانم را برای «تعبیر» انتخاب کرده‌ام یا برای «تقلید»؟

۴- آیا از قابلیت‌های منحصربه‌فرد تصویر بهره برده‌ام یا فقط کتاب را با تصویر تزیین کرده‌ام؟

۵- آیا جرئت کرده‌ام نویسنده‌ی جدید این داستان باشم؟

شاید این هشت سریال، چندان در خاطر جمعی نماندند. اما این گمنامی، نه به خاطر نقص آنها، بلکه به خاطر این است که بیش از حد «هوشمندانه» بودند. آنها به ما می‌آموزند که بهترین اقتباس، آن است که کتاب را به گونه‌ای تازه، عمیق‌تر و تصویری‌تر روایت کند. و شاید راز ماندگاری یک اقتباس، در «خیانت آگاهانه» نهفته باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها