سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): ادبیات بومی همدان بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی و هویتی این استان تاریخی به شمار میرود؛ میراثی که در قالب افسانهها، روایتهای شفاهی، ضربالمثلها، لالاییها، ترانههای محلی و داستانهای عامیانه، طی نسلهای متوالی حفظ و منتقل شده است.
همدان به واسطه پیشینه کهن تاریخی و تنوع فرهنگی خود، از ظرفیتهای قابل توجهی در حوزه ادبیات فولکلور برخوردار است و بسیاری از عناصر فرهنگ عامه این منطقه، همچنان در زندگی روزمره مردم حضوری پررنگ دارند.
با وجود اهمیت این گنجینه فرهنگی، تغییر سبک زندگی و گسترش فناوریهای نوین، ضرورت ثبت، مستندسازی و معرفی ادبیات بومی را بیش از پیش آشکار کرده است.
بر این اساس در گفتوگویی با حسن رفیعی یکی از نویسندگان استان همدان به بررسی جایگاه ادبیات بومی همدان، مهمترین جلوههای آن و نقش این میراث فرهنگی در حفظ هویت محلی و انتقال ارزشهای اجتماعی به نسلهای آینده پرداختهایم.
نقش ادبیات بومی در رشد جریان ادبیات کشور چیست؟
ادبیات، ادبیات است، بومی و غیربومی ندارد. بزرگان ادب فارسی هریک از گوشهای از ایران بزرگ بالیده و برخاستهاند از جمله: حافظ، سعدی شیرازی، فردوسی توسی، خیام و عطار نیشابوری، مولوی بلخی، نظامی تفرشی، پروین اعتصامی آشتیانی ،سنایی غزنهای، ناصر خسرو قبادیانی، مسعود سعد سلمان اصالتا همدانی و.... بنابراین تولید ادبی متعلق به هر نقطهای از کشور باشد متعلق به همه ایرانیان است و در مصادره هیچ بخشی از کشور نیست.
بدیهی است همانگونه که نظام گوارشی بدن نیاز به خوراک و نوشیدنی دارد، نظام مغز که منشا اندیشه و سامان دهنده سیر تکاملی زندگی هر انسانی است، نیاز به تزریق نیروی فکری دارد که ادبیات و آثار ادبی یکی از متعالیترین نیروهای تقویتی در این زمینه است.
یکی از کارهای خوب بنیاد ایران شناسی راهاندازی شعبههای ایران شناسی در مرکز استانها برای ترغیب و تشویق کارهای بومی در زمینه استانشناسی و شهرستان شناسی است. البته چنین اقداماتی باید عمق بیشتری نیز داشته باشد و بودجه کافی برای چنین ساختارهایی در نظر گرفته شود. این مسئله در بسیاری از نهادها به ویژه نهادهای مرتبط با کتاب و فرهنگ وجود دارد بنابراین با وجود این مسائل، تولید ادبی در هر نقطهای از کشور صورت گیرد، موجب رشد فرهنگ جامع کل کشور میشود.

نقش ناشران بومی در پیشرفت و رشد صنعت نشر کشور چگونه است؟
در مورد نقش ناشران استانی و شهرستانی در رشد نشر آثار فرهنگی نظرم مثبت است ولی در این مورد نیز مانند پاسخ پرسش اول ولی وجود دارد، ولی آن این است که باید تقویت و پشتیبانی مالی و یارانهای شوند.
نظام فرهنگی کشور دچار چالش است. یک زمانی شهید علی شمخانی به دانشگاه ما آمده و بعد از سخنرانی نشستی با ایشان داشتیم، در این نشست به ایشان گفتم انقلاب ما انقلابی فرهنگی بود اما امروز فرهنگ کشور چشم اسفندیار و نقطه کاملا آسیبپذیر کشور است.
امروز مولفه قدرتمندی همچون فرهنگ نباید به امان خودش رها شود. دغدغه اول بسیاری از مسئولان کشور، یا مولفه سیاست است یا مولفه اقتصاد. دشمنان نیز به این نقطه ضعف پی برده و فرهنگ را هدف گرفته و از همان نقطه موجودیت ما را مورد هدف قرار دادهاند. در اثر این هجمه فرهنگی که رهبر شهید از آن به شبیخون و ناتوی فرهنگی یاد میکردند، نسل امروز از پیشینه غنی فرهنگ دینی و گذشته درخشان فرهنگ ملی خود بریده و بیهویتی را تجربه میکند.
در اواسط دهه ۱۳۹۰، کاغذ بندی ۳۵۰ هزار تومان بود و آن موقع گفته میشد، نمیشود کتاب چاپ کرد. امروز کاغذ بندی هفت میلیون تومان شده است، چگونه میتوان انتظار داشت که ناشران بومی استانها و شهرستانها که تولیداتشان باید توسط اهل شهرستان و اهل استان خریداری شود، بتوانند کتابهایشان را به شکل مناسبی بفروشند و سرمایه خود را بازیافت کرده و به کار نشرشان ادامه دهند؟
تحلیل شما از جریان ادبی استان و فضای حاکم بر آن چیست؟
از وضعیت ادبی استان همدان خیلی اطلاع دقیقی ندارم، ولی دست کم در ملایر اطلاع دارم که علاقهمندانی مانند مراد طاهرنیا چندین دهه است در زنده و پویا نگهداشتن انجمن ادبی معراج موفق عمل کرده و جلسات آن را به طور مکرر در روزهای چهارشنبه هر هفته در کتابخانه دانشجو تشکیل میدهد و مشوق شاعران جوان برای کسب تجربه در کنار بزرگانی همچون استاد ولیالله زمان و دیگران هستند.
هادی حاتمی هم جلسات شاهنامه خوانی را در سطح شهر ملایر هدایت میکند. اداره امور کتابخانههای عمومی شهرستان ملایر با مسئولیت سیدمهدی آخشیک و همکارانش در کنار انجام مسئولیتهایشان، جلسات فرهنگی زنده و خوبی دارند؛ ولی با یک گل بهار نمیشود، بهار را بارش باران آباد و با نشاط نگه میدارد. باید فکری برای افزایش بودجههای فرهنگی کرد زیرا با دست خالی نمیتوان موفق عمل کرد.
از نظر شما رشد صنعت نشر استان همدان چگونه است؟
باز هم از چگونگی رونق صنعت چاپ استان همدان اطلاع کافی ندارم، ولی در شهرستان ملایر چند ناشر مانند انتشارات کبریا را سراغ دارم که کارشان رونق زیادی ندارد.
باید از نظر کاغذ یارانهای و سایر خدمات مرتبط با چاپ مانند خرید آثار چاپ شده آنها توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره امور کتابخانههای عمومی حمایت شود وگرنه همین کارهای نیم بند آنها نیز تعطیل میشود.
درباره تازهترین آثارتان نیز صحبت کنید.
تازهترین اثر چاپی من کتابی با عنوان «شعله و شمع» حاوی مجموعه شعرهای دو شاعر ملایری است؛ شادروان غلامعلی مومنی ازندریانی متخلص به شعله (۱۳۶۷_۱۳۰۱) و حسن رضا رفیعی متخلص به شمع ملایری است.
نظر شما