سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ بهرام بیضایی سالها دور از صحنهیهای تئاتر در ایران زندگی کرد اما نمایشنامههای او دستکم در سال ۱۴۰۴ نقش پررنگی در سالنهای نمایشی داشتند. نمایشنامههای «ضیافت»، «کارنامه بندار بیدخش»، «مرگز یزدگرد»، «چهار صندوق»، «شب هزارویکم» و... تعدادی از نمایشنامههای این کارگردان مشهور هستند که سال گذشته روی صحنه رفتند. استمرار این نمایشها فراتر از علاقهی شخصی اهالی نمایش است و نشان میدهد جهان نمایشی بیضایی زنده است و میتواند نسل جدید را با اسطوره، تاریخ و همینطور مسائل معاصر پیوند دهد.
شاید نسل جدید هنوز فرصتی برای آشنایی مستقیم با متون کهن و روایتهای اسطورهای نداشته باشد اما به واسطهی اجراهای صحنهای آثار بیضایی میتواند خودش را به حافظه جمعی و فرهنگ ایرانی متصل کند.
نقد سیاست و قدرت، انعکاس صدای فرودستان، پرسش از حقیقت و... بخشی از مفاهیمی هستند که بیضایی در کارهایش به آنها پرداخته است. موضوعاتی که مشمول زمان نمیشوند و هر نسلی در هر زمانی میتواند برداشت و روایت خودش را از داستانهای بیضایی داشته باشد. آثارِ بدون تاریخ انقضای بیضایی، پیوند بین ادبیات و صحنه را حفظ کرده است و همیشه مخاطبان بالقوهای دارد که مشتاقانه حاضرند کارهای خواندهشده یا ناخواندهی او را روی صحنهی نمایش ببینند.
این روزها نمایش «اژدهاک» نوشته بهرام بیضایی هم با کارگردانی آرش اشاداد روی صحنه است و کارگردان جوان از دلایل انتخاب متنی از بیضایی و علاقهای به این نویسنده گفت.
آرش اشاداد درباره علت انتخاب نمایشنامهی «اژدهاک» برای اجرای تئاتر به ایبنا گفت: سراغ اژدهاک رفتم چون بقیه کارهای آقای بیضایی را کار کرده بودم. طرز فکر آقای بیضایی بسیار جذاب و از نظر ادبی هم کارهای او شاهکار است. سال ۹۷ یک شب همین کار را اجرا کردیم اما آن را متوقف کردند. شرایط فعلی بازتر شده است و توانستم کار را طبق تغییراتی که میخواستم و حتی جسورانهتر اجرا کنم. البته این فاصله باعث تغییر نگاهم به متن و شیوه مواجهه با اثر شد. آن زمان شاید تبلیغات، جذب مخاطب و آورده مالی برایم مهمتر بود اما حالا سعی کردم به اصالت و فلسفه متن نزدیک شوم. بارها میزانسن را تغییر دادم و بازیهای حسی-کلامی ایجاد کردم. کار طوری اجرا شده است که مخاطب در نهایت به حال ضحاک گریه میکند!
ضحاک در زمانه معاصر
اشاداد در ادامه اضافه کرد: ما شخصیتهایی را در زمان معاصر دیدهایم که شباهت زیادی با ضحاک دارند. ضحاک در این نمایش میگوید خیلی کارها برای مردم انجام داده و باعث آبادی بوده است ولی همهچیز از زمانی تغییر کرده که ماری روی دوش او نشسته است. مخاطب میتواند با دیدن این نمایش، وجوه مشترکی را با زمانه فعلی پیدا کند.
این کارگردان تئاتر درباره مواجهه با کارهای بهرام بیضایی در صحنه تئاتر گفت: سالها پیش این اثر را از سنا نعمتی دیدم و همان زمان نسبت به آن حساس شدم. این تجربه باعث شده در سالهای بعد این نمایشنامه در ذهنم باقی بماند و در نهایت به یکی از انتخابهای جدی برای اجرا تبدیل شد.
اشاداد در توضیح نگاه بهرام بیضایی در نگارش «اژدهاک» گفت: آقای بیضایی این نمایشنامه را در ۲۱ سالگیاش نوشته است و ویژگی مهم آن، زاویه دید متفاوت نسبت به شخصیت ضحاک است. بیضایی در این متن تلاش کرده است به جای بازنمایی یک شخصیت صرفا منفی، امکان شنیده شدن روایت ضحاک را هم فراهم کند. همین ویژگی باعث شده متن همچنان قابلیت اجرا و بازخوانی در دورههای مختلف را داشته باشد.
او توضیح داد: در این اجرا سعی شده مواجههای شکل بگیرد که مخاطب فقط با یک تصویر مطلق از خیر و شر روبهرو نباشد و امکان شنیدن روایتهای مختلف فراهم شود. تلاش کردم بخشهای کلاسیک و مدرن به همدیگر مرتبط شوند و حتی سمت پست مدرن هم رفتم اما به گونهای که تعادل به هم نخورد.

روایت امید و قدرت ایرانیها
اشاداد در ادامه به نسبت میان جهان اسطورهای نمایشنامه و مسائل امروز جامعه اشاره کرد و گفت: شخصیتهایی مانند ضحاک محدود به یک دوره تاریخی نیستند و در هر زمان امکان بازتولید دارند. همین ویژگی باعث میشود آثار بیضایی همچنان معاصر و قابل فهم برای نسلهای مختلف باقی بمانند و از چارچوب زمان نوشتن خود فراتر بروند؛ انگار بهرام بیضایی توانایی خاصی داشت که سالهای بعد را هم در نظر بگیرد و طوری نوشته است که هر زمان در هر کشوری میشود سراغ کارهای او رفت و نقطهزنی کرد!
او در ادامه درباره چالش اصلی مواجهه مخاطب امروز با آثار بهرام بیضایی گفت: مسئله به میزان آشنایی مخاطب با متون کلاسیک، اسطورهها و تاریخ برمیگردد. بخشی از فاصلهای که گاهی میان مخاطب و اجرا شکل میگیرد، ناشی از همین ناآشنایی با گذشته فرهنگی و ادبی ایران است. برخی مخاطبها هیچ درکی از کارهای آقای بیضایی ندارند و ممکن است اصلا نشانههایی که در کار گذاشتهایم را متوجه نشوند که این موضوع خوبی نیست.
این کارگردان تئاتر به اهمیت زبان در آثار بهرام بیضایی اشاره کرد و گفت: وسواس این نویسنده در انتخاب واژهها و ساختار جملهها، یکی از دلایل اصلی ماندگاری آثار اوست. متنهای بیضایی حاصل سالها پژوهش و بازنویسی هستند و همین دقت زبانی، آنها را از بسیاری از آثار مشابه متمایز میکند.
او جهانبینی بیضایی را مبتنی بر امید دانست و گفت: تاریخ و رویدادها در نگاه بیضایی، محل تکرار شکستها نیستند، بلکه جایی برای عبور و بازسازی است. دیدگاه آقای بیضایی هیجانانگیز است زیرا به قدرتی از ایرانیها تکیه میکند و یادآور این نکته است که ما هر اتفاق دشواری را پشت سر گذراندیم و ادامه دادیم. این موارد باعث میشوند آثار بهرام بیضایی همچنان برای مخاطب امروز نیز معنا داشته باشند و امکان بازخوانی مداوم پیدا کنند.
اشاداد در ادامه دربارهی استقبال و شناخت مخاطبان از آثار بهرام بیضایی در صحنه گفت: مخاطبی که کارهای استاد بیضایی را خوانده باشند، برای دیدن تئاتر آثار او هم میآید. البته مخاطبی که شاهنامه نخوانده باشد، اهل کتاب نباشد و جهان بیضایی را نشناسد، ممکن است کار را درک نکند. برخی از افراد کمسنتر صرفا برای اینکه روشنفکر به نظر برسند و ژست نمایشی بگیرند، سراغ چنین نمایشهایی میآیند و در این صورت متوجه مضمون کار نمیشوند. همینطور کسانی که برای تفریح میخواهند تئاتر ببینند، باید تئاترهای دیگری را دنبال کنند. میانگین سنی این نمایش افراد حدودا ۳۵ ساله و بیشترشان با سواد هستند. استقبال از این نمایش نشان میدهد که مخاطب همچنان نسبت به مواجهه با متنهای کلاسیک، علاقه و کنجکاوی دارد و میخواهد آن را دنبال کند.
او اضافه کرد: در این اجرا سعی شده با بهرهگیری از عناصر امروزی، امکان ارتباط نسل جدید با متن افزایش یابد. هدف این بود که مخاطب جوان بتواند بدون نیاز به دانش عمیق قبلی هم با اثر ارتباط برقرار کند، هرچند همچنان آشنایی با پیشزمینههای ادبی به درک عمیقتر کمک میکند. بههرحال مخاطب باید بداند با چه نوع اجرایی مواجه میشود و صرف حضور در سالن بدون شناخت قبلی، لزوما به درک کامل نمایش منجر نمیشود. رابطه مخاطب و اثر زمانی کاملتر شکل میگیرد که آگاهی نسبی از جهان فکری کارگردان و متن وجود داشته باشد.
نظر شما