سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مسعود تقیآبادی: «تا به حال فکر کردهاید چرا بعضی عذرخواهیها همهچیز را بدتر میکنند؟» این پرسشی است که جان داباک و میشل داباک، دو روانشناس و مشاور خانواده، در کتاب Your Apology Sucks پیش روی مخاطب قرار میدهند؛ پرسشی که در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما در دل خود یکی از بنیادیترین مسائل روابط انسانی را پنهان کرده است. این اثر که بهتازگی با عنوان «عذرخواهی تو افتضاح است» و ترجمه مرجان سلیمان و لیلا خادمالحسینی از سوی نشر آنجا در اختیار مخاطبان فارسیزبان قرار گرفته، از همان عنوان کنایهآمیز خود روشن میکند که قرار نیست با کتابی کلیشهای درباره گفتن یک «ببخشید» ساده روبهرو باشیم. نویسندگان با زبانی روان، طنزآمیز و در عین حال مبتنی بر تجربههای حرفهای در مشاوره، این باور رایج را به چالش میکشند که عذرخواهی صرفاً یک جمله است؛ حال آنکه در بسیاری از موارد، همان جملهای که قرار است زخمی را درمان کند، اگر نادرست بیان شود، تنها نمک بر زخم میپاشد. این کتاب تلاشی است برای پاسخ به یک نیاز فراموششده در جهان امروز؛ اینکه چگونه میتوان رابطههایی را که در آستانه فروپاشیاند ترمیم کرد، اعتماد ازدسترفته را بازسازی نمود و پیوندهایی عمیقتر از گذشته ساخت.

شاید یکی از تناقضهای جهان معاصر این باشد که هرچه ابزارهای ارتباطی ما بیشتر شدهاند، مهارت برقراری ارتباط انسانی در بسیاری از موقعیتها ضعیفتر شده است. هر روز در شبکههای اجتماعی، محیطهای کاری، خانوادهها و حتی روابط عاطفی، با عذرخواهیهایی مواجه میشویم که به پایان یک اختلاف که منجر نمیشوند هیچ، خود نیز به نقطه آغاز بحرانی تازه تبدیل میشوند. سیاستمداری که میگوید «اگر کسی ناراحت شده، متأسفم»، مدیری که مسئولیت اشتباه را به شرایط نسبت میدهد، یا دوستی که پس از شکستن اعتماد، با یک «ببخشید، ولی...» میکوشد همه چیز را به پایان برساند، در واقع بیش از آنکه عذرخواهی کنند، از پذیرش مسئولیت میگریزند.
همین مسئله، نقطه عزیمت کتاب عذرخواهیات افتضاح است است. جان داباک و میشل داباک (که سالها در حوزه مشاوره فردی، زوجدرمانی و حل تعارض فعالیت کردهاند، معتقدند تقریباً همه ما تصور میکنیم بلدیم عذرخواهی کنیم، اما واقعیت چیز دیگری است. به تعبیر آنان، در قلب هر سوءتفاهم یا تعارض، یک گام اساسی برای آغاز فرایند درمان وجود دارد: عذرخواهیای که واقعاً شنیده شود و بتواند رابطه را ترمیم کند. اما مشکل اینجاست که بیشتر عذرخواهیهای ما فاقد همین ویژگیاند. برخلاف بسیاری از کتابهای خودیاری که با توصیههای انتزاعی و کلی سروکار دارند، این اثر کاملاً مسئلهمحور نوشته شده است. نویسندگان از همان صفحات نخست از مخاطب میپرسند: چه چیزی یک عذرخواهی را معنادار میکند؟ چگونه میتوان بدون توجیه، بدون فرافکنی و بدون انداختن تقصیر به گردن دیگران، پشیمانی واقعی را بیان کرد؟ چه زمانی باید عذرخواهی کرد و چگونه میتوان اطمینان یافت که این عذرخواهی به آشتی واقعی منجر میشود، نه صرفاً پایان موقت یک مشاجره؟ پاسخ کتاب، در فهم سازوکار ارتباطات انسانی نهفته است. داباکها نشان میدهند که عذرخواهی مؤثر بازسازی اعتماد است. اعتماد نیز سرمایهای نیست که با یک جمله ایجاد شود یا با یک جمله از میان برود. این سرمایه در طول زمان ساخته میشود و هنگامی که آسیب میبیند، تنها زمانی امکان ترمیم پیدا میکند که فرد خاطی مسئولیت رفتار خود را بدون هیچ قید و شرطی بپذیرد.

یکی از مهمترین نکاتی که کتاب بر آن تأکید میکند، پرهیز از «عذرخواهیهای شرطی» است؛ همان جملههایی که معمولاً با «اگر» یا «اما» آغاز میشوند. «اگر ناراحت شدی، ببخشید»، «ببخشید، اما تو هم...» یا «متأسفم، ولی منظوری نداشتم» از نظر نویسندگان، به مخاطب این پیام را منتقل میکنند که احساسات او چندان جدی گرفته نشده است. به همین دلیل، کتاب بارها یادآور میشود که عذرخواهی واقعی، زمانی آغاز میشود که فرد بدون دفاع از خود، مسئولیت کامل رفتار خویش را بپذیرد.
یکی از جذابترین بخشهای کتاب، فصلی با عنوان یا «تالار شرمساری عذرخواهیها» است؛ بخشی که در آن نمونههایی از عذرخواهیهای ناموفق سیاستمداران، سلبریتیها و چهرههای شناختهشده بررسی میشود. نویسندگان با نگاهی طنزآمیز اما تحلیلی، نشان میدهند که چگونه انتخاب چند واژه نادرست یا تلاش برای حفظ وجهه عمومی، میتواند کل فرایند عذرخواهی را بیاثر کند. این بخش علاوه بر جنبه سرگرمکننده، خواننده را با خطاهایی آشنا میکند که بسیاری از ما نیز ناخواسته در روابط روزمره خود مرتکب میشویم.
در حقیقت، طنز در این کتاب روشی است برای کاهش مقاومت مخاطب. انسانها معمولاً از پذیرش اشتباهات خود گریزاناند و هر متنی که به طور مستقیم آنان را مورد قضاوت قرار دهد، با واکنش دفاعی روبهرو میشود. داباکها این مقاومت را با طنز، روایت و مثالهای ملموس کاهش میدهند و به همین دلیل، خواننده بدون آنکه احساس سرزنش شدن داشته باشد، به تدریج خود را در آینه کتاب میبیند.
از منظر مطالعات ارتباطات، اهمیت این اثر تنها به روابط شخصی محدود نمیشود. عذرخواهی یکی از مهمترین سازوکارهای بازسازی اعتماد در هر جامعهای است. سازمانها، شرکتها، رسانهها، نهادهای عمومی و حتی دولتها نیز هنگامی که مرتکب خطا میشوند، ناگزیر از مواجهه با مسئله عذرخواهی هستند. تجربه نشان داده است که بسیاری از بحرانهای ارتباطی به سبب نحوه واکنش به آن تشدید میشوند. انکار، توجیه، سکوت یا انتقال مسئولیت، معمولاً اعتماد عمومی را بیش از خود اشتباه از میان میبرد.
در این میان، یکی از نقاط قوت کتاب، تأکید بر مفهوم آسیبپذیری است. نویسندگان معتقدند پذیرش اشتباه، نشانه ضعف نیست؛ بلکه نشانه بلوغ روانی و امنیت درونی است. کسی که میتواند بدون ترس از قضاوت دیگران مسئولیت رفتار خود را بپذیرد، در واقع از قدرت بیشتری برای مدیریت روابط انسانی برخوردار است. این نگاه، با یافتههای روانشناسی معاصر درباره همدلی، هوش هیجانی و ارتباطات بینفردی نیز همخوانی دارد. کتاب همچنین به مسئله زمانبندی عذرخواهی توجه ویژهای دارد. گاه بهترین واژهها نیز اگر در زمان نامناسب بیان شوند، اثر خود را از دست میدهند. از سوی دیگر، تأخیر بیش از اندازه نیز ممکن است احساس بیاهمیتی یا بیاعتنایی را در طرف مقابل ایجاد کند. بنابراین، عذرخواهی تنها انتخاب جملههای مناسب نیست؛ بلکه تشخیص زمان، شناخت وضعیت هیجانی مخاطب و درک بافت رابطه نیز بخشی از این فرایند است.
اما شاید مهمترین پیام کتاب در جملهای خلاصه شود که در سراسر اثر تکرار میشود: عذرخواهی بدون تغییر رفتار، عذرخواهی نیست. اگر قرار باشد همان اشتباه بارها تکرار شود، واژه «ببخشید» به تدریج اعتبار خود را از دست میدهد و به ابزاری برای فرار از مسئولیت تبدیل میشود. از نگاه داباکها، عذرخواهی واقعی زمانی کامل میشود که طرف مقابل بتواند تغییر را نه در کلمات، بلکه در رفتار مشاهده کند.
البته عذرخواهیات افتضاح است بیش از آنکه اثری دانشگاهی باشد، کتابی کاربردی برای مخاطب عمومی است. نویسندگان کمتر وارد بحثهای نظری پیچیده میشوند و بیشتر بر تجربههای بالینی، روایتهای واقعی و مثالهای روزمره تکیه دارند. شاید همین ویژگی سبب شده است که کتاب، با وجود موضوع تخصصی خود، برای طیف گستردهای از خوانندگان قابل فهم و جذاب باشد. مخاطب احساس نمیکند در حال مطالعه یک متن آموزشی خشک است؛ گویی در گفتوگویی صمیمی با دو مشاور باتجربه شرکت کرده است.
ترجمه روان مرجان سلیمان و لیلا خادمالحسینی نیز تلاش کرده است همین لحن صمیمی و طنزآلود را در زبان فارسی حفظ کند؛ امری که در آثاری از این دست، نقشی تعیینکننده در ارتباط مخاطب با متن دارد. از این منظر، انتشار این کتاب توسط نشر آنجا را میتوان افزودهای ارزشمند به مجموعه آثار حوزه روانشناسی کاربردی و ارتباطات بینفردی در بازار نشر ایران دانست؛ بازاری که هنوز منابع اندکی درباره مهارت عذرخواهی و ترمیم رابطه در اختیار مخاطبان قرار داده است.
در نهایت،داباکها یادآوری میکنند که هیچ رابطهای از خطا مصون نیست؛ آنچه سرنوشت یک رابطه را تعیین میکند شیوه مواجهه با آن است. شاید به همین دلیل، عذرخواهی تو افتضاح است بیش از آنکه کتابی درباره «ببخشید گفتن» باشد، کتابی درباره هنر انسان ماندن در میانه تعارضهاست؛ هنری که در روزگار پرهیاهوی امروز، بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
نظر شما