سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سایه برین: تصویر در کتاب کودک گاهی خودش روایت میکند، شخصیت میسازد و مخاطب را به کشف جهانی فراتر از کلمات دعوت میکند. با این حال، بسیاری از تصویرسازیهای کتاب کودک در میان صفحات کتاب دیده میشوند و کمتر فرصت مییابند بهعنوان یک اثر مستقل مورد توجه قرار گیرند. نمایشگاه «تکفریم» با همین نگاه شکل گرفته است؛ رویدادی که تلاش دارد یک تصویر واحد از کتاب را از بستر صفحات آن جدا کند و به مخاطب امکان دهد با دقت بیشتری به زبان، جزئیات و روایت تصویری آن توجه کند.
در این نمایشگاه، از هر تصویرگر یک کتاب و از هر کتاب یک تصویر انتخاب شده و در کنار اثر، نسخهای از همان کتاب نیز در اختیار مخاطب قرار گرفته است تا تصویر در پیوند با متن و جهان اصلی خود دیده شود. برگزاری نشستهای تخصصی درباره تصویرگری کودک و خردسال و همچنین برنامههای قصهخوانی نیز بخش دیگری از این رویداد است که تلاش میکند گفتوگویی میان تصویرگران، نویسندگان، فعالان حوزه کودک و مخاطبان شکل دهد.
به بهانه برگزاری نمایشگاه «تکفریم» و همزمانی آن با روز ملی کودک، با عاطفه ملکیجو، دبیر این نمایشگاه، درباره ایده شکلگیری این رویداد، اهمیت «خواندن تصویر»، جایگاه تصویرگر در فرایند تولید کتاب کودک، وضعیت تصویرسازی کودک در ایران و ضرورت توجه به زبان تصویری نسل امروز گفتوگو کردهایم. متن کامل این مصاحبه را با هم میخوانیم.
ابتدا درباره نمایشگاه «تکفریم» برایمان توضیح دهید؛ ایده شکلگیری این نمایشگاه چه بود و قرار است مخاطب در این رویداد با چه تجربهای مواجه شود؟ همچنین چرا تصمیم گرفتید هر تصویرگر در کنار اثر خود، یک نسخه از کتابی را که تصویرسازی کرده است نیز ارائه کند؟
همیشه این فکر در ذهنمان بود که تصویرسازیها، در میان صفحات کتابها، تا حدی گم میشوند؛ تصاویری که هرکدام بهتنهایی میتوانند دنیایی را روایت کنند و جهان مستقلی داشته باشند. از همینجا ایدهی «تکفریم» شکل گرفت؛ اینکه تصاویر را از دل کتابها بیرون بیاوریم و به آنها فرصت بدهیم مستقل دیده شوند.
تصمیم گرفتیم از هر تصویرگر فقط یک کتاب و از هر کتاب فقط یک تصویر را انتخاب کنیم. این انتخاب باعث میشود تنوع زیادی در نمایشگاه داشته باشیم و مخاطب با مجموعهای از دنیاها، نگاهها و شیوههای مختلف تصویرسازی روبهرو شود.
در کنار هر اثر، یک نسخه از همان کتاب را هم قرار دادهایم تا مخاطب بتواند تصویر را در بستر اصلی خودش ببیند، روایت کتاب را مرور کند و با تصاویر دیگری که در میان صفحات آن پنهان ماندهاند آشنا شود. از طرفی، برای مخاطب غیرتخصصی هم این کنار هم قرار گرفتنِ یک فریم از تصویرسازی با کتابِ چاپشده، تجربهی جذابی است؛ چون فرصتی فراهم میکند تا با دنیای تصویرسازی کتاب و روند شکلگیری و قرار گرفتن تصویر در کنار متن آشناتر شود.
در کتاب کودک، تصویر گاهی پیش از متن با مخاطب ارتباط برقرار میکند و حتی ممکن است کودک بدون توانایی خواندن متن، روایت تصویری یک کتاب را دنبال کند. به نظر شما چرا در مواجهه با کتابهای کودک، اهمیت تصویرسازی هنوز گاهی در سایه متن قرار میگیرد و ما از «خواندن» تصویر غافل میشویم؟
کودک پیش از آنکه خواندن کلمات را بیاموزد، تصویر را میخواند، از آن نشانه میگیرد، حدس میزند، شخصیتها را دنبال میکند و حتی روایت خودش را از آن میسازد.
شاید یکی از دلایل اینکه هنوز تصویرسازی گاهی در سایه متن قرار میگیرد، این باشد که در فرهنگ عمومی، ارزش ادبی کتاب بیشتر با متن سنجیده میشود و تصویر را گاهی تزئینی یا توضیحدهنده متن تصور میکنیم. در حالی که تصویرگر نیز در ساختن جهان کتاب نقش خلاقانه و روایی دارد.
«خواندن تصویر» یک مهارت است و لازم است این مهارت را در کودکان و حتی بزرگسالان جدیتر بگیریم. وقتی تصویر را فقط برای زیباتر کردن صفحه ببینیم، بخش مهمی از ظرفیت کتاب تصویری را از دست دادهایم.
عنوان «تکفریم» نیز بر یک تصویر واحد تأکید دارد. یک تصویر منفرد از یک کتاب کودک تا چه اندازه میتواند جهان داستان، شخصیتها و فضای اثر را به مخاطب منتقل کند؟ آیا میتوان یک تصویر را مستقل از متن، یک روایت کامل دانست؟
به نظرم یکی از جذابترین اتفاقها در مواجهه با تصویر این است که مخاطب بتواند با دیدن یک تصویر، برای خودش قصهسازی کند؛ یعنی آن صحنه را در ذهنش در میان یک روایت قرار دهد و پیش و پسِ آن را خودش بسازد.
در چنین شرایطی، بخش بیشتری از بار خلاقیت و تفکر بر دوش مخاطب قرار میگیرد. ذهن او فقط دریافتکننده یک روایت آماده نیست، بلکه فعال میشود، حدس میزند، ارتباط برقرار میکند و داستان خودش را میسازد. شاید جذابترین بخش ماجرا هم همین باشد که یک تصویر میتواند به تعداد مخاطبانش، روایتهای متفاوتی پیدا کند.
به همین دلیل فکر میکنم باید تصویر را جدیتر بخوانیم و به مخاطب فرصت بدهیم که در برابر آن مکث کند و روایت خودش را بسازد؛ گاهی آنچه مخاطب از یک تصویر میبیند و در ذهنش کامل میکند، میتواند بسیار گستردهتر از چیزی باشد که در متن گفته شده است.
نمایشگاه همزمان با روز ملی کودک برگزار میشود. به نظر شما برگزاری چنین رویدادی در این مناسبت چه اهمیتی دارد و اساساً وضعیت تصویرسازی کتاب کودک در ایران را از نظر توجه به کودک، سلیقه بصری او و نیازهای نسل امروز چگونه ارزیابی میکنید؟
روز ملی کودک فرصت خوبی است که دوباره درباره کیفیت جهان تصویریای که برای کودکان میسازیم فکر کنیم. در هفته کودک، سازمانها، نهادها و فضاهای آموزشی و پرورشی توجه بیشتری به کودک معطوف میکنند و همین موضوع میتواند فرصت خوبی برای ارتباط با مخاطبان گستردهتر و آشنایی بیشتر آنها با تصویرسازی و کتاب کودک باشد. ما هم تلاش کردیم از این فرصت استفاده کنیم و در کنار نمایشگاه، برنامههای جانبی مثل نشستهای تخصصی درباره تصویرگری کودک و خردسال و برنامههای قصهخوانی با حضور تسهیلگران حرفهای و باتجربه داشته باشیم.
در ایران، تصویرسازی کتاب کودک سابقه و پشتوانه بسیار ارزشمندی دارد و نسلهای مختلفی از تصویرگران، زبانهای تصویری متنوعی را شکل دادهاند. با این حال، تعداد تصویرگرانی که بهصورت حرفهای و تخصصی در حوزه کودک و بهویژه خردسال کار میکنند، چندان زیاد نیست. هنوز هم گاهی این تصور وجود دارد که تصویرسازی برای کودک کار سادهای است و کافی است تصویرگر متن را عیناً به تصویر تبدیل کند؛ در حالی که تصویرگری کودک نیازمند شناخت دقیق مخاطب، درک ویژگیهای ذهنی و عاطفی کودک، خلاقیت و توانایی روایت تصویری است.
کودک امروز هم با حجم بسیار زیادی از تصویر در کتاب، تلویزیون، فضای مجازی و رسانههای مختلف مواجه است. بنابراین تصویرسازی کتاب کودک بیش از گذشته نیازمند دقت، خلاقیت و شناخت مخاطب است. ما باید هم میراث تصویری ارزشمند خودمان را بشناسیم و حفظ کنیم و هم اجازه بدهیم تصویرگران معاصر با تجربههای تازه و زبانهای جدید به جهان کودک پاسخ دهند.
مهم است که کودک را مخاطبی جدی بدانیم؛ مخاطبی با سلیقه، تخیل و قدرت انتخاب، نه صرفاً کسی که باید برای او تصویرهای «ساده و شیرین» تولید کنیم. به نظرم برگزاری نمایشگاههایی مثل «تکفریم» و برنامههای جانبی آن میتواند فرصتی باشد برای اینکه درباره همین موضوعات بیشتر گفتوگو کنیم و نگاه دقیقتری به جایگاه تصویر در کتاب کودک داشته باشیم.

در کنار نمایش آثار، نشستهایی درباره تصویرسازی و کتاب خردسال و همچنین کارگاههایی با محوریت قصهخوانی برگزار میشود. چرا تصمیم گرفتید نمایشگاه را به برنامههای آموزشی و گفتوگومحور پیوند بزنید و این نشستها و کارگاهها قرار است چه خلأیی را پوشش دهند؟
برای ما نمایشگاه زمانی کاملتر میشود که فقط به تماشای آثار محدود نماند و امکان گفتوگو و تجربه را هم ایجاد کند. به همین دلیل تلاش کردیم در کنار نمایش آثار، برنامههایی داشته باشیم که مخاطب را با بخشهای دیگری از فرایند کتاب و تصویرسازی آشنا کند.
نشستهای تخصصی فرصتی برای گفتوگو میان تصویرگران، نویسندگان، فعالان حوزه کودک و مخاطبان است و کارگاههای قصهخوانی هم از این جهت اهمیت دارند که دوباره رابطه میان قصه، تصویر و کودک را به شکل عملی تجربه کنیم.
در واقع میخواهیم مخاطب فقط با محصول نهایی روبهرو نشود؛ بلکه کمی هم درباره چگونگی شکلگیری یک کتاب، نقش تصویر در روایت و شیوه مواجهه کودک با داستان و تصویر فکر کند. امیدواریم این برنامهها بتوانند بخشی از فاصلهای را که گاهی میان تولیدکنندگان کتاب کودک و مخاطبان آن وجود دارد، کمتر کنند.
بخش مهمی از تصویرسازی کتاب کودک حاصل همکاری میان نویسنده، تصویرگر و ناشر است. از نگاه شما، در فرایند تولید یک کتاب کودک تا چه اندازه باید به تصویرگر آزادی عمل داده شود تا برداشت و زبان تصویری خودش را شکل دهد؟ آیا در ایران هنوز نگاه به تصویرگر بهعنوان «تصویرکننده متن» غالب است یا تصویرگر امروز توانسته به جایگاه یک مؤلف تصویری نزدیک شود؟
به نظر من تصویرگر باید امکان تفسیر داشته باشد. طبیعتاً تصویرگر در یک پروژه گروهی با نویسنده و ناشر همکاری میکند و باید به متن، مخاطب و فضای کلی کتاب توجه داشته باشد، اما این همکاری نباید به معنای اجرای تصویریِ صرفِ متن باشد.
تصویرگر با انتخاب شخصیتها، فضا، رنگ، زاویه دید، ریتم صفحات و بسیاری عناصر دیگر، در شکلگیری روایت کتاب نقش دارد. بنابراین بخشی از هویت نهایی کتاب حاصل نگاه و انتخابهای اوست.
خوشبختانه در سالهای اخیر نگاه به تصویرگر در ایران تغییر کرده و تصویرگران بسیاری توانستهاند جایگاه مؤلفانهتری پیدا کنند؛ اما هنوز در بعضی پروژهها تصویرگر بیشتر بهعنوان کسی دیده میشود که باید متن را «تصویر کند». فاصله گرفتن از این نگاه، هم به نفع تصویرگر است و هم به نفع کیفیت کتاب.
وقتی به تصویرگر اعتماد شود و فرصت شکل دادن به زبان شخصی خودش را داشته باشد، حاصل کار میتواند چیزی فراتر از یک متنِ مصور باشد؛ یک اثر تصویری مستقل که در گفتوگو با متن شکل گرفته است.
نظر شما