سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۱
«معنا» در میانه‌ی میراث اصولی و زبان‌شناسی مدرن

این مطلب ترجمه‌ی مقاله‌ای از اسلام‌آنلاین درباره‌ی کتاب محمد بن عبدالله الساعی است؛ مقاله‌ای که نسبت میان اصول فقه، نظریه‌های جدید زبان و مسئله‌ی فهم و تأویل متن را بررسی می‌کند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب «معنا میان اصول فقه و زبان‌شناسی مدرن» نوشته‌ی دکتر محمد بن عبدالله الساعی، سندی معرفتی و بیانیه‌ای علمی است که می‌تواند جایگاهی مهم در مجموعه‌ی آثار اندیشه‌ی معاصر عربی و اسلامی داشته باشد. این پروژه‌ی گسترده بر این دیدگاه اساسی استوار است که علم اصول فقه «وارث مشروع» پژوهش‌های زبانی در تمدن اسلامی است و «معنا» در این دانش هرگز صرفاً موضوعی برای تأملات نظری نبوده، بلکه ضرورتی بنیادین برای کشف مراد شارع و استنباط احکام به شمار می‌آمده است.

این کتاب درآمدی علمی و تطبیقی میان نظریه‌ی سنتی اصول فقه در فهم متون و نظریه‌های جدید زبان‌شناسی در مطالعه‌ی معنا و تأویل ارائه می‌کند. نویسنده بر جایگاه محوری پژوهش‌های زبانی در علم اصول فقه و مجموعه‌ی قواعدی که این دانش در حوزه‌ی دلالت، بیان و تأویل شکل داده است، تأکید می‌کند و سپس مقایسه‌هایی دقیق میان این میراث و مکاتب زبان‌شناسی مدرن و فلسفه‌ی تأویل در غرب انجام می‌دهد.

کتاب موضوعات محوری‌ای مانند رابطه‌ی لفظ و معنا، منطوق و مفهوم، حقیقت و مجاز، ظاهر و تأویل، قرائن و بافت، و همچنین نقش گوینده و مخاطب در شکل‌گیری دلالت را بررسی می‌کند. نویسنده در ادامه، مهم‌ترین نظریه‌های فیلسوفان معاصر زبان، از جمله شلایرماخر، دیلتای، پل ریکور و ژاک دریدا را نیز مورد نقد و تحلیل قرار می‌دهد.

این اثر پلی میان میراث اصولیان و دستاوردهای زبان‌شناسی غربی ایجاد می‌کند و افق‌های تازه‌ای برای پژوهشگران و علاقه‌مندان به مطالعات دینی و زبانی در فهم متون و مواجهه با مسائل مربوط به دلالت و معنا می‌گشاید. کتاب را می‌توان اثری مبنایی برای مقایسه‌ی روش‌ها دانست که میان اصالت میراث و رویکرد علمی معاصر پیوند برقرار می‌کند.

«معنا» در میانه‌ی میراث اصولی و زبان‌شناسی مدرن

مقدمه‌ای در «زمین‌شناسی معنا» و اضطراب دلالی معاصر

زبان‌شناسی مدرن غربی شاهد «چرخشی بزرگ» بوده است؛ چرخشی که زبان را به نقطه‌ی آغاز و پایان فهم جهان تبدیل کرد. ارزش این کتاب در آن است که به مقایسه‌ای سطحی بسنده نمی‌کند، بلکه در «زمین‌شناسی معنا» به ژرفا می‌رود تا پیوندهای عمیق میان دو نظام معرفتی را آشکار کند؛ دو نظامی که بیش از هزار سال میان آن‌ها فاصله است، اما «دغدغه‌ی فهم» آن‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد و زمینه را برای شکل‌گیری «تعامل انتقادی میان دو سنت فکری» فراهم می‌کند؛ تعاملی که از دام «اسلامیزه‌کردن تحمیلی» علوم و «وابستگی مطلق» به نظریه‌های غربی دور می‌ماند.

ارزش علمی کتاب «معنا میان اصول فقه و زبان‌شناسی مدرن» در آن است که می‌تواند به‌عنوان سندی معرفتی جایگاهی مهم در مجموعه‌ی آثار اندیشه‌ی معاصر عربی و اسلامی داشته باشد. این اثر به مقایسه‌ای سطحی محدود نمی‌شود، بلکه در «زمین‌شناسی معنا» ژرف می‌شود تا پیوندهای عمیق میان دو نظام معرفتی را که از نظر زمینه‌ی زمانی و مکانی با یکدیگر تفاوت دارند، استخراج کند؛ دو نظامی که در عین این تفاوت‌ها، «دغدغه‌ی فهم» آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد.

تحول روشی؛ از «ترتیب مدرسه‌ای» تا «مهندسی ارتباط»

قدرت این کتاب در جسارت روشی آن نهفته است. در مطالعات تطبیقی معمولاً پژوهشگر در چارچوب ترتیب «مدرسه‌ای» و مرسوم کتاب‌های اصول فقه باقی می‌ماند؛ یعنی مباحثی مانند امر، نهی، عام، خاص و... به همان ترتیب سنتی بررسی می‌شوند و در این میان، زبان‌شناسی مدرن صرفاً به «حاشیه‌هایی» تبدیل می‌شود که اینجا و آنجا به بحث افزوده می‌شوند.

اما دکتر الساعی مسیر کاملاً متفاوتی را در پیش گرفته است. او مواد اصولی و زبان‌شناختی را در قالب «الگوی پنج‌گانه‌ی ارتباط» بازآرایی کرده است. این جابه‌جایی، اصول فقه را از مجموعه‌ای از «قواعد استنباط فقهی» به «نظریه‌ای جامع درباره‌ی ارتباط» تبدیل کرده است.

نویسنده با تمرکز بر ارکان فرایند گفت‌وگو و ارتباط، یعنی معنا، لفظ، گوینده، مخاطب و استدلال، توانسته نشان دهد که اصولیان صرفاً عالمان علوم شرعی نبودند، بلکه «مهندسان زبان» نیز بودند؛ آنان پیچیدگی‌های دلالت را پیش از آن درک کرده بودند که غرب این مسائل را در قالب نظریه‌های کاربردشناسی زبان صورت‌بندی کند.

شکاف فلسفی؛ کشمکش «هنجارمندی» و «توصیف‌گرایی»

نویسنده در مقدمه‌ی کتاب به یکی از مهم‌ترین «شکاف‌های» فلسفی میان اصولیان و زبان‌شناسان مدرن می‌پردازد؛ شکافی که می‌توان آن را چنین توضیح داد:

هنجارمندی اصولی:

اصولیان در پی تدوین «قانونی» برای فهم متن هستند. آنان صرفاً چگونگی سخن‌گفتن مردم را توصیف نمی‌کنند، بلکه قواعدی را تعیین می‌کنند که «باید» از آن‌ها پیروی کرد تا مراد گوینده از دست نرود؛ در این مسیر، هدف رسیدن به «حق» و «صدق» است.

توصیف‌گرایی زبان‌شناختی:

زبان‌شناسی مدرن، به‌ویژه در سنت سوسوری، عمدتاً به توصیف پدیده‌ی زبانی آن‌گونه که در واقعیت رخ می‌دهد بسنده می‌کند و با وضع «قید و بند» برای کاربرد زبان مخالفت دارد. در نتیجه، «معنا» گاه در معرض نسبی‌گرایی قرار می‌گیرد و تمرکز بر «کارکرد» یا «تأثیر» زبان قرار می‌گیرد. الساعی تأکید می‌کند که نادیده‌گرفتن این تفاوت، مقایسه را سطحی می‌کند؛ زیرا اصولی در پی کشف «مراد گوینده» به‌عنوان حقیقتی عینی است، در حالی که زبان‌شناس توصیف‌گرا ممکن است از این حقیقت صرف‌نظر کند.

مسیر کتاب در چهار بخش؛ کاوشی در ساختار معرفتی

بخش نخست: معنا؛ میان گفته و ناگفته

نویسنده در این بخش مقایسه‌ای دقیق میان «دلالت‌ها» نزد اصولیان و مفاهیم «کاربردشناسی مدرن» ارائه می‌کند. کتاب «منطوق و مفهوم» ــ از جمله مفهوم موافقت و مفهوم مخالفت ــ را بررسی می‌کند و آن‌ها را در کنار نظریه‌ی «پیش‌انگاشت» و نظریه‌ی «استلزام گفت‌وگویی» نزد «گریس» قرار می‌دهد.

کتاب نشان می‌دهد که اصولیان از دیرباز به چیزی توجه داشته‌اند که زبان‌شناسان معاصر آن را «فراتر از زبان» می‌نامند؛ آنان از «سکوت» متن نیز احکام و دلالت‌هایی را استنباط می‌کردند؛ از جمله در قالب «دلالت اشاره» و «دلالت اقتضا». این مباحث همچنان به دلیل دقت و ظرافتشان، توجه زبان‌شناسان معاصر را به خود جلب می‌کنند.

بخش دوم: لفظ؛ میان حقیقت، مجاز و هرمنوتیک

این بخش «قلب تپنده‌ی» کتاب است؛ جایی که نویسنده دو رویکرد فکری را در برابر یکدیگر قرار می‌دهد:

حقیقت و مجاز:

نویسنده ابتدا اختلاف تاریخی اصولیان، از ابن‌تیمیه و جوینی تا غزالی، درباره‌ی امکان وقوع مجاز را بررسی می‌کند و سپس آن را در کنار نظریه‌های زبان‌شناختی قرار می‌دهد که زبان را در بنیاد خود «استعاری» می‌دانند.

ظاهر و تأویل در برابر هرمنوتیک:

کتاب سپس به سراغ اندیشه‌ی مدرن غربی می‌رود و تاریخ تأویل را از «شلایرماخر» و «دیلتای» تا «پل ریکور» و «ژاک دریدا» دنبال می‌کند. نویسنده در این بخش بررسی می‌کند که دریدا در نظریه‌ی «واسازی» وجود یک «مرکز» برای معنا را انکار می‌کند؛ دیدگاهی که با ایده‌ی اصولیِ «مراد گوینده» در تعارض قرار می‌گیرد. او در همین زمینه نسبت به تلاش برخی نواندیشان عرب برای به‌کارگیری نظریه‌ی واسازی در خوانش متون وحیانی هشدار می‌دهد؛ به‌ویژه هنگامی که تفاوت و تعارض میان مبانی این دو رویکرد در نظر گرفته نشود.

بخش سوم: استدلال؛ اقتدار بافت و قرائن

الساعی در این بخش بر «بافت» تمرکز می‌کند. از دیدگاه اصولی، لفظ را نمی‌توان جدا از بافت آن فهمید؛ از جمله باید به اسباب نزول و ارتباط میان بخش‌های پیشین و پسین متن توجه کرد. این رویکرد با مباحث «زبان‌شناسی متن» مدرن نیز همپوشانی‌هایی دارد.

کتاب «اجماع» را صرفاً به‌عنوان یک حجت دینی بررسی نمی‌کند، بلکه آن را نوعی «توافق معرفتی» می‌داند که در شکل‌گیری حقیقت نقش دارد و آن را با مفهوم «اجماع علمی» در فلسفه‌ی معاصر علم مقایسه می‌کند. نویسنده همچنین به «قرائن» و نقش آن‌ها در «رفع ابهام» در گفتمان زبانی می‌پردازد.

بخش چهارم: گوینده و مخاطب؛ هستی‌شناسی فهم و پیش‌داوری‌ها

این بخش به تأثیر «پیش‌داوری‌ها» بر فهم متن اختصاص دارد. نویسنده دیدگاه «گادامر» درباره‌ی «امتزاج افق‌ها» را بررسی می‌کند؛ بر اساس این دیدگاه، فهم صرفاً بازسازی مراد گوینده در گذشته نیست، بلکه حاصل رویارویی میان افق متن و افق مخاطب است.

الساعی در ادامه پرسشی انتقادی مطرح می‌کند: آیا «پیش‌داوری‌های» معرفتی ما مانع دسترسی به مراد گوینده می‌شوند؟ و اصولیان چگونه با تعیین شرایطی برای «مجتهد» و «مفسر» با این مسئله‌ی ذهنیت مواجه شده‌اند تا امکان دستیابی به تفسیری عینی‌تر را فراهم کنند؟

نبوغ «تعامل انتقادی» و واسازی مرکزیت غربی

اندیشه‌ی معاصر عربی با دو قطب روبه‌روست: گروهی شیفته‌ی غرب که اصول فقه را دانشی متعلق به گذشته و منسوخ می‌دانند و گروهی مخالف غرب که زبان‌شناسی را توطئه‌ای علیه دین تلقی می‌کنند. کتاب الساعی در «میانه‌ی طلایی» این دو رویکرد قرار می‌گیرد. او هنگام بررسی «هرمنوتیک» یا «واسازی»، رویکردی را در پیش می‌گیرد که می‌توان آن را «نقد دوگانه» نامید:

نقد میراث: با دعوت به بازخوانی اصول فقه به‌عنوان «فلسفه‌ی زبان»، نه مجموعه‌ای از قواعد خشک فقهی.

نقد زبان‌شناسی مدرن: با آشکارکردن برخی ریشه‌های فلسفیِ نهیلیستی نظریه‌های غربی. الساعی توضیح می‌دهد که کنارگذاشتن «مراد گوینده» در متن شرعی، آن‌گونه که واسازان ادعا می‌کنند، به «آزادی تفسیر» منجر نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند به «هرج‌ومرج معنا» و از دست رفتن ارزش تشریعی متن بینجامد.

این رویکرد یک سازش ساده‌انگارانه نیست، بلکه نوعی «تحقیق علمی» است که اعتماد مفسر مسلمان به ابزارهای موجود در میراث خود را بازسازی می‌کند. نویسنده نشان می‌دهد بسیاری از دستاوردهای جدید زبان‌شناسی، مانند «کنش‌های گفتاری» و «بافت موقعیتی»، ریشه‌هایی استوار در میراث زبانی ما دارند و در آنجا با مفاهیمی مانند «دلالت اقتضا» و «قرائن احوال» صورت‌بندی شده‌اند.

پیام آینده‌نگر؛ ساختن آگاهی برای آینده

اهمیت این کتاب در آن است که می‌توان آن را «پروژه‌ای اصلاحی برای پرورش توانایی عقلانی» دانست. کتاب خواننده را به این مهارت‌ها مجهز می‌کند: دقت در کاربرد واژه‌ها: پیش از صدور حکم، باید اصطلاحات را دقیق و روشن کرد.

عینیت روشی: باید میان آنچه متن می‌گوید و آنچه خواننده بر متن تحمیل می‌کند، تفاوت گذاشت.

گشودگی آگاهانه: دستاوردهای عصر جدید، مانند هوش مصنوعی زبانی و زبان‌شناسی رایانشی، باید بر پایه‌ای استوار از علوم وحی مورد استفاده و بررسی قرار گیرند.

معنا؛ «امانت» و پلی برای عبور به آینده

حاصل این بررسی آن است که کتاب دکتر محمد الساعی صرفاً افزوده‌ای به کتابخانه نیست، بلکه «بیانیه‌ای معرفتی» است که رابطه‌ی میان علوم وحی و علوم انسانی را از نو سامان می‌دهد. کتاب تأکید می‌کند که «معنا» در اندیشه‌ی اسلامی نوعی «امانت» است که بر اساس آن، حکم شرعی و سرنوشت اخروی انسان رقم می‌خورد؛ از همین رو، دقت اصولی در مواجهه با لفظ، قرن‌ها پیش از شکل‌گیری زبان‌شناسی مدرن مورد توجه بوده است.

ارزش کتاب در گردآوری مجموعه‌ای از مباحث خلاصه نمی‌شود؛ اهمیت آن در این است که «مجالی برای اندیشیدن» فراهم می‌کند. از این منظر، کتاب سطح چالش پیش روی نواندیشان عرب را بالاتر می‌برد و هم‌زمان راه‌های تازه‌ای برای نوسازی اندیشه‌ی اصولیان می‌گشاید تا بتوانند با زبان عصر حاضر سخن بگویند. این اثر به‌عنوان «پلی برای عبور از میراث به آینده» معرفی می‌شود و نشان می‌دهد که میراث زبانی ما از «توان تفسیری» چشمگیری برخوردار است و می‌تواند با جدیدترین نظریه‌های زبان در دانشگاه‌هایی مانند آکسفورد و سوربن وارد گفت‌وگو شود، بی‌آنکه به حل‌شدن در دیگری یا انزوا بینجامد.

کتاب «معنا میان اصول فقه و زبان‌شناسی مدرن» در این خوانش، «بالاترین مرحله‌ی بلوغ» در مطالعات میان‌رشته‌ای عربی به شمار می‌آید؛ زیرا در دام «اسلامیزه‌کردن تحمیلی» علوم یا «وابستگی مطلق» به نظریه‌های غربی گرفتار نمی‌شود و در عوض، در قلمرو سنجیده‌ی «تعامل انتقادی میان دو سنت فکری» قرار می‌گیرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها