سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_ ساره گودرزی: قرار است به زودی تفاهمنامهای میان اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و دیجیکالا برای مقابله با عرضه کتابهای قاچاق در فضای مجازی به امضا برسد، تفاهمنامهای که چند هفتهای در جلسات میان فعالان حوزه نشر در اتحادیه و دستاندرکاران این سکوی عرضه کتاب، بالا و پایین میشود تا در عمل، قابل اتکا و قابل اجرا باشد نه فقط بر روی کاغذ بماند.
نگاهی به برخی از مفاد و بندهای این تفاهمنامه نشان میدهد که این قرارداد همکاری در صورتی میتواند به نقطه عطفی در ساماندهی بازار آنلاین کتاب تبدیل شود که از سطح حذف موردی کالاهای متخلف فراتر برود و به سازوکاری شفاف برای احراز هویت فروشندگان، ردیابی منشأ کتابها و برخورد با متخلفان منجر شود. پرسش اصلی این است که در بازارگاههای آنلاین، مسئولیت پلتفرم در قبال کالایی که با نام و اعتبار آن به دست مخاطب میرسد، تا کجاست؟
سالهاست فعالان نشر و رسانهها درباره قاچاق کتاب صحبت میکنند؛ از بساطهای خیابانی در اطراف میدان انقلاب گرفته تا انبارهای زیرزمینی و چاپخانههای غیرمجاز. قاچاقچیان کتاب نیز مانند هر فعالیت اقتصادی دیگری خود را با تغییرات بازار تطبیق داده است و امروز همچنان که بخش عمده خرید مردم از طریق فضای مجازی انجام میشود، آنها نیز با اجاره یک پنل فروش در پلتفرمهای فروش آنلاین، از این بازار بیشترین بهره را بردهاند، به طوری که ناشران و کتابفروشان را به حاشیه راندهاند. وضعیت بهگونهای شده است که امروز دیگر برای عرضه کتاب غیرمجاز لزوماً نیازی به حضور در خیابان نیست؛ یک حساب کاربری و دسترسی به پنل فروش یک بازارگاه آنلاین میتواند برای ورود کالای قاچاق به بازار کافی باشد و مسئله دقیقاً از همینجا آغاز میشود.
وقتی کتاب جعلی یا غیرمجاز در گوشهای از خیابان عرضه میشود، خریدار دستکم با فروشندهای ناشناس و بازاری غیررسمی مواجه است؛ اما وقتی همان کالا در یک پلتفرم شناختهشده عرضه میشود، شرایط متفاوت است. نام و اعتبار پلتفرم، به کالای عرضهشده نیز اعتبار میدهد، خوانندهای که کتابی را از یک بازارگاه آنلاین سفارش میدهد، معمولاً تصور نمیکند باید پیش از خرید، اصالت کتاب و قانونی بودن زنجیره تأمین آن را بررسی کند. او به پلتفرم اعتماد کرده است. بنابراین اگر نسخهای جعلی، کپی یا غیرمجاز به دستش برسد، تنها ناشر نیست که متضرر شده؛ اعتماد مصرفکننده به بازار کتاب نیز آسیب دیده است.

«ما فقط پلتفرم هستیم» دیگر کافی نیست
یکی از سادهترین راهها برای گریز از مسئولیت، تعریف کردن خود بهعنوان واسطه است؛ فروشنده مستقل است، کالا متعلق به فروشنده است و پلتفرم صرفاً بستری برای انجام معامله فراهم کرده است، اما این استدلال، دستکم در حوزه کالاهای دارای حقوق مالکیت فکری، نمیتواند تمام مسئله را حل کند. پلتفرمی که زیرساخت فروش، پرداخت، تبلیغ، رتبهبندی و ارسال را فراهم میکند و از انجام معامله نیز منفعت اقتصادی میبرد، نمیتواند در برابر تخلف فروشنده کاملاً بیتفاوت باشد. بهویژه زمانی که نام و اعتبار همان پلتفرم در تصمیم خریدار برای اعتماد به کالا مؤثر است.
البته قرار نیست بازارگاه آنلاین جای پلیس، دادگاه یا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را بگیرد؛ اما انتظار حداقلی این است که فروشنده را بشناسد، امکان عرضه کالای غیرقانونی را محدود کند و در برابر گزارش مستند صاحب حق، واکنشی سریع و مؤثر داشته باشد.
مساله اصلی این است که بازارگاه بودن نباید به سپر مصونیت تبدیل شود، مسئله فقط چند نسخه جعلی نیست، در این میان ممکن است گفته شود قاچاق کتاب چه اهمیتی دارد؟ چند جلد کتاب کپیشده مگر چه خسارتی به صنعت نشر وارد میکند و مشکل دقیقاً از همین نگاه آغاز میشود. یک نسخه جعلی شاید بهتنهایی مسئله بزرگی نباشد، اما وقتی همین نسخه در مقیاس هزاران جلد و از طریق یک شبکه توزیع آنلاین عرضه شود، معادله تغییر میکند.
ناشر برای تولید یک کتاب هزینه ترجمه، تألیف، ویرایش، طراحی، صفحهآرایی، چاپ، کاغذ، انبارداری، توزیع و بازاریابی میپردازد. نویسنده و مترجم نیز سهم خود را از این زنجیره دریافت میکنند و کتابفروش رسمی هزینههای فعالیت قانونی خود را میپردازد، این موضوع در حالی رخ میدهد که در سوی دیگر، قاچاقچی ممکن است صرفاً فایل اثر را به دست بیاورد، آن را تکثیر کند و با هزینهای بسیار پایینتر وارد بازار شود، حتی ممکن است با ارائه تخفیف، در رقابت قیمتی، ناشر و کتابفروش قانونی را تحت فشار قرار دهد و این دیگر یک رقابت برابر نیست؛ رقابتی است میان کسی که تمام هزینههای تولید و توزیع قانونی را پرداخت میکند و کسی که بخش مهمی از این هزینهها را حذف کرده است.

کاهش انگیزه ناشر برای تولید کتاب
نکتهای که شاید کمتر کسی به آن توجه کند؛ تبعات قاچاق کتاب است، این موضوع تنها در صورتحساب ناشر دیده نمیشود بلکه عوارض این پدیده نافرهنگی به آینده صنعت نشر منتقل خواهد شد، اگر ناشر بداند هر کتاب پرفروشی که تولید میکند، ممکن است در مدت کوتاهی با نسخه جعلی و ارزانتر وارد بازار شود، به طور طبیعی در سرمایهگذاری روی آثار جدید محتاطتر عمل میکند. در چنین شرایطی، نخستین چیزی که از بازار حذف میشود لزوماً کتاب قاچاق نیست؛ ممکن است سرمایهگذاری، ریسکپذیری و خلاقیت ناشر باشد.
ناشر بهجای آنکه سراغ نویسنده جدید برود، به آثار کمریسکتر روی میآورد، کتابفروش مستقل نیز در رقابت با فروشندگان غیررسمی ضعیفتر میشود و در نهایت مخاطب با بازاری کمتنوعتر و کمرمقتر مواجه خواهد شد، در این مرحله قاچاق کتاب، در ظاهر سرقت از یک ناشر یا صاحب اثر است، اما در ابعاد گستردهتر میتواند به آینده فرهنگ مکتوب آسیب بزند..
البته در این میان، خواننده هم قربانی است و نمیتوان مخاطب را از این معادله حذف کرد، خریدار کتاب جعلی ممکن است نداند چه چیزی خریداری کرده است، شاید تصور کند نسخه اصلی به دستش رسیده و بعد با کاغذ نامرغوب، چاپ بیکیفیت، صفحات ناقص، تغییر متن یا ترجمه مخدوش مواجه شود، این مسئله اگرچه درباره کتابهای عمومی ترجمه با حذف صفحات مختلف و خلاصه کردن کتاب همراه باشد، اما درباره کتابهای آموزشی، دانشگاهی و تخصصی حساستر است؛ زیرا یک نسخه کپی، ناقص یا مخدوش میتواند علاوه بر خسارت مالی، اطلاعات نادرست یا ناقص را در اختیار مخاطب قرار دهد.
در چنین شرایطی، خریدار فقط پول خود را از دست نمیدهد؛ اعتمادش به بازار کتاب را نیز از دست میدهد و این شاید یکی از خطرناکترین پیامدهای گسترش قاچاق در بازار آنلاین باشد.

تفاهمنامهای که فقط حذف کند، کافی نیست
در خبری که بهتازگی منتشر شده است، اکنون اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران از مذاکره با دیجیکالا برای مقابله با عرضه نسخههای قاچاق و حذف این آثار از بازار آنلاین خبر داده است. اصل چنین همکاریای را باید به فال نیک گرفت؛ اما یک نکته اساسی وجود دارد: حذف کالا پس از وقوع تخلف، نقطه پایان یک فرآیند مبارزه با قاچاق است، نه تمام آن.
سؤال اصلی هم این است که چرا یک نسخه مشکوک باید ابتدا عرضه شود، به دست خریدار برسد، صاحب اثر آن را شناسایی کند، گزارش دهد و سپس فرآیند حذف آغاز شود، چرا نباید پیش از عرضه، هویت فروشنده احراز شود، چرا نباید مشخص باشد فروشنده کتاب را از چه منبعی تهیه کرده است، چرا برای آثاری که صاحب امتیاز مشخص دارند، سازوکاری برای احراز منشأ قانونی کالا وجود نداشته باشد و مهمتر از همه، در صورت اثبات تخلف، چرا نباید سازوکاری برای جلوگیری از بازگشت همان فروشنده با حسابی دیگر وجود داشته باشد؟
بنظر میآید پاسخ این پرسشها چندان روشن نیست و آنچه برآیند کلی از متن تفاهمنامه است، این است که ممکن است در عمل بیشتر به سازوکاری برای مدیریت شکایتها تبدیل شود تا مبارزه پیشگیرانه با قاچاق.
فروشنده ناشناس؛ حلقه مفقوده بازار آنلاین
بر اساس اطلاعات اولیه از تفاهمنامه، یکی از مطالبات مهم اتحادیه، احراز صلاحیت فروشندگان عنوان شده و دیجیکالا نیز با این اصل موافقت کرده است، این بخش از توافق باید جدی گرفته شود. فروشنده کتاب باید هویت مشخص داشته باشد و معلوم باشد فرد یا مجموعهای که صدها یا هزاران جلد کتاب در فضای آنلاین عرضه میکند، چه کسی است و این کتابها را از کجا تهیه کرده است.
این خواسته نه عجیب است و نه غیرمنطقی، وقتی یک کتابفروشی فیزیکی برای فعالیت خود تابع قوانین و مقررات است، نمیتوان انتظار داشت انتقال همان فعالیت به فضای آنلاین، تمام الزامات قانونی را کنار بزند، نباید قانونگذاریها بهگونهای باشد که اینترنت باید منطقه آزاد قانون باشد و هیچ ساز و کار و نظارتی بر آن نباشد، اگر عرضه کتاب در فضای فیزیکی تابع قانون است، انتقال همان معامله به فضای دیجیتال نباید آن را از قانون مستثنی کند.
نکته مهمی که کارگروه صیانت از حقوق ناشران و کتابفروشان در این تفاهمنامه که هنوز به امضا نرسیده و بر سر جزئیات آن بحث است، باید به آن توجه کند این است که اگر پلتفرم واقعاً میخواهد در ساماندهی بازار کتاب نقش داشته باشد، تفاهمنامه نباید در حد یک توافق کلی باقی بماند.،لازم است سازوکار مشخصی برای اعلام تخلف ناشران ایجاد شود؛ زمان بررسی گزارشها معلوم باشد و برای رسیدگی به موارد مستند، فرآیندی شفاف تعریف شود. همچنین برخورد با فروشنده متخلف نباید صرفاً به حذف یک کالا محدود شود، اگر تخلف فروشنده اثبات شد، باید امکان ردیابی و جلوگیری از تکرار فعالیت او با حسابی دیگر وجود داشته باشد.
همچنین جامعه نشر حق دارد بداند این سازوکار تا چه اندازه مؤثر بوده است و اطلاعرسانی به اعضای اتحادیه باید به شکل مستمر و دورهای انجام شود، انتشار چنین آماری میتواند یکی از مهمترین نشانههای جدیت این همکاری باشد. اینکه چند عنوان کتاب قاچاق شناسایی شده است؟ چند گزارش ناشران به نتیجه رسیده؟ چند فروشنده متخلف از چرخه فروش خارج شدهاند؟ میانگین زمان رسیدگی به گزارشها چقدر بوده است؟

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در این معادله مسئول است
در طول این سالها زمانی که بحث کتابهای قاچاق و آثار کپیشده به میان آمده است، بسیاری از کارشناسان بازار نشر و حوزه اقتصاد دیجیتال بر این موضوع تاکید کردهاند که با همه اینها، نمیتوان نقش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در ساماندهی بازار نشر نادیده گرفت. مبارزه با قاچاق یک سوی ماجراست و مسئله سیاستگذاری و نظارت بر فرآیند نشر سوی دیگر آن. اگر اثری با مجوز رسمی منتشر شده باشد، طبیعی است که یک پلتفرم نتواند صرفاً بر اساس تشخیص خود آن را از بازار حذف کند. در مقابل، هر جا تخلفی در فرآیند تولید، تکثیر یا عرضه اثر رخ میدهد، نهادهای مسئول باید امکان پیگیری و اجرای قانون را فراهم کنند.
بنابراین نمیتوان همه بار مقابله با مشکلات بازار نشر را بر دوش اتحادیه و پلتفرم گذاشت و از مسئولیت نهاد سیاستگذار غافل شد، بازار نشر برای مقابله با قاچاق و تخلف، به اصلاح همزمان چند حلقه نیاز دارد: مجوز، تولید، توزیع، فروش، نظارت و اجرای قانون. مادامی که مجوز انتشار اثر توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر میشود، به لحاظ حقوقی امکان مداخله نیست.
تفاهمنامهای که نباید به ویترین تبدیل شود
مسالهای که اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران باید به آن توجه کند این است که امضای تفاهمنامه آسان است؛ انتشار خبر و اعلام همکاری مشترک نیز کار دشواری نیست، اما آزمون واقعی زمانی آغاز میشود که یک فروشنده متخلف، کتابی پرفروش را با قیمت پایین عرضه کند و هزاران نفر برای خرید آن به پلتفرم مراجعه کنند، آن زمان مشخص خواهد شد که اولویت واقعی چیست؛ حمایت از حقوق صاحب اثر یا صرفاً افزایش فروش؟
اگر تفاهمنامه اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و دیجیکالا بتواند مسیر ورود کتاب قاچاق به بازار آنلاین را محدود و مسدود کند، باید از آن استقبال کرد، اما اگر نتیجه همکاری فقط این باشد که پس از اعتراض ناشر، چند لینک حذف شود و فروشنده متخلف بتواند با حسابی دیگر به فعالیت خود ادامه دهد، تغییر بنیادینی در وضعیت موجود رخ نداده است. قاچاق کتاب دیگر پدیدهای حاشیهای و محدود به خیابان نیست. این پدیده با ورود به بازارگاههای آنلاین، از حاشیه به متن بازار کتاب آمده است. بنابراین مقابله با آن نیز باید از سطح تذکر و حذف فراتر برود.
پلتفرمهای آنلاین نیز اگر میخواهند سهم بیشتری از بازار کتاب را در اختیار بگیرند، باید سهم خود از مسئولیت این بازار را نیز بپذیرند، از سوی دیگر، اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران هم اگر میخواهد از حقوق اعضای خود دفاع کند، نباید به امضای تفاهمنامه رضایت دهد؛ بلکه باید اجرای تعهدات را مطالبه و نتیجه آن را بهصورت شفاف به جامعه نشر و افکار عمومی گزارش کند.
نظر شما