سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۲
«زن» را این‌بار از نگاه این «مرد» ببینید 

او قرار نیست زن را از یک زندان بیرون بیاورد و تحویل زندان دیگری بدهد. قرار نیست فقط بگوید جامعه با زن چه کرده و بعد، خودش نسخه‌ای تازه و صرفا دینی برای اینکه زن چگونه باشد بپیچد.

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ حنان سالمی: حتی اگر اندیشه‌ امام موسی صدر را نشناخته باشید اما محال است تا به حال عکسی از قد رشید و چهره صمیمی و نگاه روشنِ خندان و عمیقش به چشمتان نخورده باشد؛ مردی که با لباس روحانیت جهان را گشت و بدون هیچ تعصبِ واداده یا حتی فروخورده‌ای، «انسان» بودن را لطفِ همیشگی بشریت دانست و گفت: «ما برای انسان گِرد آمده‌ایم!»

به خاطر همین، در این روزها که «زن» دم‌دستی‌ترین شعارِ هر قشری شده، گریزی به کتاب «زن و چالش‌های جامعه» امام موسی صدر زدم که مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها و گفت‌وگوهای تفصیلی او در مکان‌ها، زمان‌ها و حتی با روزنامه‌های مختلف بوده است؛ کتابی که «زن» را از دریچه نگاه «مرد»ی به مخاطب نشان می‌دهد که شروع گفت‌وگویش خیلی متفاوت‌تر از همه‌ی صداهایی‌ست که تا به حال، «زن» را با آن صدا زده‌اند: «در این دوره برای شما کافی نیست که فقط مادرانی شایسته باشید ...»

امام موسی صدر، زن را نه شیئی برای خودانگاره‌های بشری می‌داند و نه حتی می‌خواهد با استناد به آن بخش‌هایی از دین اسلام که به مرور توسط مردها و به نفع خواسته‌هایشان تحریف شده، از زن، موجودی ضمیمه برای مرد بسازد؛ اتفاقا او، مثل عادت همیشگی‌اش، باوقار و البته با سوال، به میان زنان می‌آید تا هم حقوق واقعی‌شان را با آن‌ها مرور کند و هم اینکه خودشان را با وجود فعلی‌شان به چالش بکشد. اما چگونه؟

کتاب را ورق می‌زنم و به این فکر می‌کنم چقدر می‌تواند رقت‌انگیز باشد که «زن» تنها یک عروسک باشد و گمان کند که آزاد است؛ اصلا مگر عروسکی بوده که آزاد باشد؟ عروسک‌ها همیشه در میان ویترین‌ها دست به دست می‌شوند تا به دست زندانبان اصلی‌شان برسند و زمانی که طراوت اولیه و نشاط‌شان از دست رفت و آن موهای طلایی از موج افتاد، به فراموشی سپرده می‌شوند. امام موسی صدر نیز با همین دلسوزی مسئولانه‌اش پیش می‌آید و معتقد است: «هر زنی چند سال ممکن است زیبایی و جذابیت داشته باشد؟ پانزده سال، بیست سال و یا چند سال کمتر یا بیشتر بر حسب تفاوت‌های جسمی. اما قبل و بعد از این مدت، هیچ قیمتی ندارد. این جامعه فریب‌کار است. تا وقتی که زن زیبا و جوان است، او را تحویل می‌گیرند و با تعظیم و احترام او را در قله می‌نشانند و روزنامه‌ها و مجلات را از عکس‌هایش پر می‌کنند، اما به محض اینکه زیبایی و جذابیت خود را از دست داد، به دست فراموشی سپرده می‌شود و احدی سراغش را نمی‌گیرد؛ دیگر کسی او را دعوت نمی‌کند؛ کسی به او احترام نمی‌گذارد؛ کسی در اتوبوس یا سینما صندلی‌اش را به او نمی‌دهد؛ بعد از ده بیست سال جوانی، دیگر عمرش تمام می‌شود و می‌میرد. این توطئه‌ای بر ضد زن است و تقلیل عمر اوست.»

«زن» را این‌بار از نگاه این «مرد» ببینید 

اما تفاوت نگاه امام موسی صدر شاید درست همین‌جا خودش را نشان می‌دهد؛ او قرار نیست زن را از یک زندان بیرون بیاورد و تحویل زندان دیگری بدهد. قرار نیست فقط بگوید جامعه با زن چه کرده و بعد، خودش نسخه‌ای تازه و صرفا دینی برای اینکه زن چگونه باشد بپیچد. او از زن می‌خواهد از جایگاه «موضوع» بودن بیرون بیاید؛ موضوعِ نگاه مرد، موضوعِ تبلیغات، موضوعِ شعار و حتی موضوعِ ترحم. برای همین است که در سخن گفتن با زنان، فقط از حقوقشان نمی‌گوید؛ از مسئولیتشان هم می‌پرسد. انگار می‌خواهد آینه را این‌بار دست خود زن بدهد و بگوید حالا خودت را ببین؛ نه آن‌طور که جامعه خواسته، نه آن‌طور که مرد خواسته، نه آن‌طور که بازار پسندیده است.

شاید به همین دلیل، صدای امام موسی صدر درباره‌ زن هنوز هم شنیدنی‌ست؛ چون زن را از «عروسک بودن» نجات می‌دهد، اما به آزاد بودنِ صرف هم رضایت نمی‌دهد. آزادی برای او، رها شدن از قفس نیست؛ پیدا کردن آن انسانی‌ست که قرار بوده درون این قفس‌ها فراموش نشود. زنی که ارزشش با جوانی تمام نمی‌شود، با مادر شدن آغاز و پایان نمی‌گیرد و با نگاه هیچ مردی تعریف نمی‌شود. و شاید عجیب نباشد که مردی با این نگاه، پیش از آنکه درباره‌ی «زن» حرف بزند، از «انسان» شروع کرده باشد؛ همان انسانی که روزی درباره‌اش گفت: «ما برای انسان گِرد آمده‌ایم.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها