سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- سبحان کیانی؛ کتاب «افسانه قرون وسطی» نوشته رِمی براگ، فیلسوف و مورخ فرانسوی، با ترجمه عارف مسعودی، اثری است درباره یکی از دورههای بحثبرانگیز تاریخ اندیشه؛ دورهای که در روایتهای رایج گاه بهعنوان «عصر تاریکی» معرفی شده و گاه در واکنش به مدرنیته، تصویری آرمانی از آن ارائه شده است. براگ در این اثر تلاش میکند از این دوگانه فاصله بگیرد و با نگاهی فلسفی و تاریخی، برخی از تصورات تثبیتشده درباره قرون وسطی را به پرسش بگیرد.

«افسانه قرون وسطی»؛ دربردارنده گفتوگویی با رِمی براگ و مجموعهای از مباحث فلسفی و تاریخی درباره اندیشه قرون وسطی است. براگ، که سالها در دانشگاه سوربن فرانسه تدریس کرده، در زمینه اندیشه اسلامی، مسیحی و یهودی، با تمرکز بر قرون وسطی، پژوهش کرده است. رویکرد او در این حوزه، مقایسهای است و دامنه مطالعهاش تنها به فیلسوفان مسلمان محدود نمیشود؛ بلکه اندیشمندانی را که به زبان عربی به فلسفهورزی پرداختهاند نیز دربرمیگیرد؛ از متفکران یهودی مانند یهودا هلوی و ابنمیمون تا آزاداندیشانی چون رازی.
یکی از ویژگیهای اصلی این کتاب، توجه همزمان به سه سنت فکری اسلام، یهودیت و مسیحیت است. براگ در بررسی این سه سنت، رابطه میان فلسفه، الهیات و دین را موضوع بحث قرار میدهد و نشان میدهد که اگرچه میان این حوزهها پیوندهایی وجود دارد، نمیتوان تجربه فکری آنها را یکسان دانست. به باور او، درون هر یک از این سنتها میان قطب الهیاتی و قطب فلسفی تنشهایی وجود داشته است؛ با این حال، تفاوتهای اساسی میان الهیات مسیحی، کلام اسلامی و فلسفه در این دو سنت نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
براگ در بخشی از مباحث خود به مفهوم «الهیات» و جایگاه آن در مسیحیت میپردازد و نقش «لوگوس» یا کلام خداوند را در شکلگیری آن بررسی میکند. او در عین حال نسبت به استفاده سادهانگارانه از تعبیر «سه دین دارای کتاب» هشدار میدهد و معتقد است این اصطلاح میتواند تفاوتهای مهم میان این سه سنت دینی را پنهان کند.
بخش مهم دیگری از کتاب به رابطه اسلام و مسیحیت و بهویژه تأثیر تمدن اسلامی بر جهان مسیحی اختصاص دارد. براگ ضمن پذیرش وجود این تأثیر، نسبت به روایتهایی که این موضوع را به یک داستان ساده و خطی از «انتقال میراث عربی به غرب» تبدیل میکنند، انتقاد دارد. از نظر او، درباره این موضوع افسانههای فراوانی شکل گرفته و برای بررسی دقیقتر آن باید پرسید چه کسانی، در چه دورهای و در چه زمینهای اهمیت این میراث را نادیده گرفتهاند.
در این میان، متفکرانی چون ابنسینا، ابنمیمون و رازی نیز در بحثهای کتاب جایگاه مهمی دارند. براگ بهویژه به وضعیت اندیشه فلسفی در جهان اسلام و چگونگی مواجهه متفکران اروپایی با آثار فیلسوفان مسلمان توجه میکند. در فایل کتاب همچنین به این نکته اشاره شده است که در غرب لاتینزبان، شناخت از اسلام بهعنوان یک دین برای مدت طولانی محدود بود و ترجمه لاتینی قرآن نیز تنها در میانه قرن دوازدهم میلادی و با تیراژی محدود فراهم شد.
«افسانه قرون وسطی» تنها به فلسفه و الهیات نمیپردازد و مسئله سیاست و نسبت آن با دین را نیز دنبال میکند. براگ در مقایسه میان سه سنت دینی، به تفاوت تجربه سیاسی آنها توجه دارد. در مسیحیت، استقلال اولیه دین از دولت روم و تجربه آزار مسیحیان در شکلگیری این نسبت اهمیت داشته است؛ در یهودیت، تورات نقشی هویتی در شرایط فقدان دولت یهودی پیدا کرده و در اسلام نیز شکلگیری دولت در مدینه و سپس گسترش قدرت سیاسی، از ابتدا رابطه دین و سیاست را به مسئلهای متفاوت تبدیل کرده است.
از دیگر موضوعات مطرح در کتاب، مسئله «عقل» و جایگاه آن در جهان معاصر است. براگ در برابر این پرسش که آیا میتوان همچنان به عقل اعتماد کرد، در شرایطی که از آغاز قرن بیستم از بحران عقل سخن گفته شده و همزمان برخی ادیان در حال رشد بودهاند، مفهوم «پریشانی عقل» را به بحث میگذارد. او همچنین رابطه تاریخنگاری با فلسفه و الهیات را بررسی میکند و بر اهمیت دانش تاریخی برای فهم درست تاریخ فلسفه تأکید دارد.
یکی دیگر از بحثهای کتاب به تصور انسان پیشامدرن از جهان مربوط میشود. براگ نشان میدهد که در این نگاه، جهان صرفاً مجموعهای از امور مادی نبود، بلکه نوعی نظم کیهانی میتوانست با زندگی اخلاقی انسان ارتباط داشته باشد. از این منظر، تحول جهانبینی در عصر جدید تنها تغییر در برداشت انسان از طبیعت نیست، بلکه با تغییر در جایگاه انسان، اخلاق و نسبت او با جهان نیز ارتباط دارد.
عنوان «افسانه قرون وسطی» نیز از همین دغدغه سرچشمه میگیرد: بازنگری در روایتهایی که درباره این دوره ساخته شدهاند. نویسنده نه در پی دفاع بیقیدوشرط از قرون وسطی است و نه میخواهد آن را به تصویری تاریک و ضدعقل تقلیل دهد. هدف او بیشتر این است که نشان دهد فهم این دوره بدون شناخت دقیق سنتهای فلسفی و الهیاتی آن و بدون توجه به تفاوتهای میان اسلام، یهودیت و مسیحیت ممکن نیست.
از این منظر، کتاب رِمی براگ را میتوان تلاشی برای بازخوانی تاریخ اندیشه دانست؛ بازخوانیای که در آن گذشته صرفاً موضوعی متعلق به تاریخ نیست، بلکه به پرسشهای امروز نیز مربوط میشود: نسبت عقل و ایمان چیست؟ دین چه رابطهای با سیاست دارد؟ میراث تمدن اسلامی چگونه در جهان مسیحی بازتاب یافته است؟ و تا چه اندازه تصویری که امروز از قرون وسطی داریم، ساخته روایتهای بعدی است؟
«افسانه قرون وسطی» با ترجمه عارف مسعودی، برای علاقهمندان به فلسفه قرون وسطی، تاریخ اندیشه و مطالعه تطبیقی سنتهای اسلامی، یهودی و مسیحی، اثری است که میکوشد به جای ارائه یک روایت ساده و قطعی، مجموعهای از پرسشهای تاریخی و فلسفی را پیش روی خواننده قرار دهد؛ پرسشهایی که از قرون وسطی آغاز میشوند، اما در نهایت به نسبت انسان امروز با عقل، دین، تاریخ و سنت بازمیگردند.
نظر شما