به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «یخ کف دست بخار میشود» نمایشنامهای است که جهان تئاتر را به عنوان بستر اصلی خود انتخاب کرده و از دل تمرین، اجرا، گفتوگوهای پشت صحنه و تنشهای میان اعضای یک گروه، به مسئلههایی عمیقتر میرسد. متن با اجرایی از ادیپ آغاز میشود و از همان ابتدا نشان میدهد که قرار نیست مرز صحنه و زندگی ثابت بماند. شخصیتها همزمان بازیگرند، نقش میپذیرند، از نقش بیرون میآیند و دوباره در موقعیتی تازه گرفتار میشوند. همین جابهجایی مداوم، فضای نمایش را ناپایدار و پرتنش میکند و باعث میشود اسطوره، زندگی روزمره و بحران شخصی در یک مسیر واحد قرار بگیرند.
این کتاب علاوه بر پیگیری یک موقعیت عاطفی و خانوادگی، به مسئله هویت جنسی و اجتماعی نیز میپردازد؛ اما این موضوع را نه در قالب بحث مستقیم، بلکه از راه کنش، تصویر، بدن، سکوت، شوخی، ترس و فروپاشی رابطهها پیش میبرد. در متن، عشق با اضطراب همراه است، دوستی با سوءتفاهم گره میخورد و خانواده به جای پناه، گاهی به میدان داوری و فشار تبدیل میشود. حضور شخصیتهایی مثل ایاز، گندم، پرهام، سوگند و کانتور باعث شده فضای اثر فقط تراژیک نباشد؛ لحظههای طنز، شلوغی گروهی و رفتارهای نمایشی، ضرباهنگ متن را تغییر میدهند و در کنار تلخی ماجرا، لایهای دیگر به آن میافزایند.
کتاب یخ کف دست بخار می شود از نظر فضاسازی نیز متکی به تصویرهای صحنهای پررنگ است: دریا، آبگیر، یخ، باران، درخت، نور، موسیقی و اشیایی مثل قفل، شال، پیپ و انار در متن فقط وسیله نیستند و بار معنایی پیدا میکنند. ابراهیم پشت کوهی از این عناصر برای ساختن جهانی استفاده کرده که در آن دگردیسی، حذف، میل به دیدهشدن و ترس از طردشدن مدام تکرار میشود.
نمایشنامه «یخ کف دست بخار می شود» به نویسندگی ابراهیم پشتکوهی در نوبت اول توسط نشر قطره در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
نظر شما