سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - نیره حیدری: تحول رویداد شاهنامهخوانی لردگان از تراز منطقهای به ملی، حاصل یک همافزایی جامع بود؛ تلاشی که در آن از ردههای بالای مدیریتی تا مردم عادی، همگی برای شکلگیری این رویداد ملی گرد هم آمدند. این اتحاد جمعی، بستر را برای یک نگاه نوین به زیرساختهای فرهنگی استان فراهم کرد.
این رویداد در حالی در لردگان برگزار شد که عنوان ملی بودن را با خود یدک میکشد و حال برای این رویداد باید چشماندازهایی در خور، ترسیم شود.
در این راستا، شهرام فرجی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان چهارمحال و بختیاری در حاشیه رویداد ملی شاهنامهخوانی لردگان، چشمانداز جدید این اداره را در راستای تبدیل بناهای یادمانی به «مراکز فعال تولید فرهنگی» و تبدیل این رویداد ملی به زیرساختهای پایدار تشریح کرد.

وی ارتقای تراز این جشنواره به سطح ملی را گامی در جهت تقویت خودباوری فرهنگی و معرفی توانمندیهای بومی زاگرس به سراسر کشور دانست.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی چهارمحال و بختیاری با اشاره به ضرورت تغییر رویکرد در مدیریت مراکز فرهنگی اظهار داشت: هدف ما این است که «خانه شاهنامه لردگان» و «یادمان داراب افسر بختیاری» از یک بنای معماری صرف، به مراکز فعال و پویا تبدیل شوند.
وی در تشریح برنامههای اجرایی این مراکز افزود: «خانه شاهنامه» باید به عنوان دبیرخانه دائمی رویدادهای ملی حماسهخوانی فعال شود تا بتواند کارگاههای تخصصی، همایشهای پیش از جشنواره و رویدادهای آموزشی را برگزار کند. همچنین، ایجاد یک «بایگانی جامع اسنادی» (صوتی، تصویری و مکتوب) از حماسهخوانیهای استان در این مرکز، به منظور تبدیل آن به یک مرجع علمی برای پژوهشگران در اولویت قرار دارد.

فرجی در تبیین رویکرد مدرن این اداره در ترویج حماسه خاطرنشان کرد: ما به دنبال آن هستیم که شاهنامه را از قالبهای سنتی خارج کرده و به زبان و الفبای دنیای امروز بازتعریف کنیم.
وی در این راستا، تولید محصولات فرهنگی در قالب فیلم، مستند و پادکست و بهویژه ورود به حوزه «هوش مصنوعی» را برای جذب نسل جدید و ترویج فرهنگ حماسی در بستر فضای مجازی، یک ضرورت دانست.
فرجی در این زمینه به ارائه یک «طرح جامع فرهنگی» معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور اشاره کرد که در صورت حمایت، منجر به تولید گسترده محصولات رسانهای با کیفیت ملی خواهد شد.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی چهارمحال و بختیاری با تحلیل مدل تامین اعتبار این مراکز اظهار داشت: همکاریهای استراتژیک سازمان برنامه و بودجه و وزارت نفت در قالب «مسئولیت اجتماعی»، نشاندهنده پذیرش مسئولیتهای فرهنگی توسط بخشهای اقتصادی کشور است.
وی با استناد به رهنمودهای رهبر شهید در خصوص «پیوست فرهنگی» تصریح کرد: هرگونه فعالیت عمرانی، اجتماعی یا سیاسی باید پیش از اجرا، دارای پیوست فرهنگی باشد؛ به گونهای که تاثیرات فرهنگی هر پروژه پیشبینی و برنامهریزی شود تا توسعه مادی با توسعه معنوی همگام شود.
فرجی بر لزوم تغییر در ساختار مدیریتی این مراکز تأکید کرد و افزود: پیش از تجهیزات سختافزاری، آنچه این مراکز برای موفقیت نیاز دارند، یک «مدیریت منسجم و متبحر» است.
وی تأکید کرد: تشکیل هیئتهای اندیشهورز و استقرار کادرهای کاردانی که بتوانند با نگاهی به نیازهای امروز و احیای سنتهای حسنه گذشته، این بناهای ارزشمند را مدیریت کنند، اولویت اول این اداره است تا پتانسیلهای معماری این مراکز به نتایج ملموس فرهنگی تبدیل شود.

بازخوانی حماسه در زیست روزمره
عباس قنبری عدیوی، دکتری زبان و ادبیات فارسی و پژوهشگر حوزه فرهنگ و ادبیات عامه، در تحلیل ابعاد اجتماعی و تاریخی رویداد ملی شاهنامهخوانی لردگان، ارتقای این جشنواره را گامی بنیادین در ترویج فرهنگ حماسی و معرفی سبک متمایز حماسهخوانی زاگرس به سراسر کشور دانست.
تمایز سبک زاگرس؛ تبلور تاریخ مقاومت و هویت بومی
قنبری عدیوی در تبیین ویژگیهای خاص شاهنامهخوانی در منطقه، بر پیوند عمیق میان هنر حماسهخوانی و تاریخ دلاوری مردمان زاگرس تأکید کرد و اظهار داشت: سبک حماسهخوانی در استانهای چهارمحال و بختیاری، خوزستان، اصفهان و لرستان، ریشه در مکتبخانههای دیرینه دارد و با دستگاه و گوشههای خاص منطقهای، در تالار تاریخ زاگرس طنینانداز شده است.
وی تأکید کرد: این سبک، صرفاً یک اجرای هنری نیست، بلکه فریادی از تاریخ کهن ماست؛ تاریخ مردمی که در برابر هر متجاوزی، از مغولها و افغانها تا تهدیدات معاصر، ایستادگی کردهاند. این «روح سازشناپذیر» و «میهنپرستی»، در پوست و خون مردمان شهرکرد، لردگان، فارسان، کوهرنگ و تمامی شهرستانهای استان جاری است و در تبلور لباسهای محلی و آداب بومی، هویت بصری و شنیداری منطقه را به نمایش میگذارد.
راهبرد «خروج از طاقچه»؛ بازگشت شاهنامه به زندگی جاری
این پژوهشگر در تحلیل نقش اجتماعی آثار کلاسیک، بر لزوم تغییر پارادایم در تعامل با میراث ادبی تأکید کرد و گفت: شاهنامه نباید تنها به عنوان کتابی نفیس در طاقچهها یا پارچههای مخملی حفاظت شود؛ بلکه باید از طاقچه و پستوی خانهها خارج شده و به میان مردم بازگردد. هدف این است که آموزهها، حکمتها و تاریخ کهن ما، راه خود را به مدارس، دانشگاهها و حتی اماکنی نظیر کافیشاپها و فضای عمومی جامعه پیدا کند تا نسل جدید بتواند از این منبع اخلاقی و تربیتی در زندگی روزمره خود بهرهمند شود.
چشمانداز عملیاتی «خانه داراب افسر»؛ کانون آموزش و ترویج هنر
قنبری عدیوی با اشاره به نقش کلیدی «خانه داراب افسر» در ترویج فرهنگ بومی، برنامههای توسعهای این مرکز را چنین تشریح کرد: این مجموعه باید به مرکزی برای برگزاری کلاسهای تخصصی شاهنامهخوانی، تفسیر روایتهای اسطورهای و آموزش نقالی و نقاشی قهوهخانهای تبدیل شود. همچنین، آموزش داستاننویسی و برگزاری نشستهای علمی ادبی از اولویتهای این مرکز است.
وی با اشاره به جایگاه ادبی مرحوم داراب افسر بختیاری خاطرنشان کرد: آثار او سرشار از تلمیحات شاهنامهای است و در آثار سیاسی و اجتماعی وی، ردپای عمیق حماسه ملی دیده میشود. «خانه فرهنگ و هنر داراب افسر» باید به گونهای مدیریت شود که در کنار آثار بومی، اشعار مفاخری چون فردوسی، حافظ و سعدی نیز به نسلهای آینده آموزش داده شود تا این مرکز به قطبی برای پروراندن فرهنگ بومی و ملی تبدیل شود.

مهرپویا صفار، پژوهشگر و مدرس زبان و ادبیات فارسی، در تحلیل تخصصی خود پیرامون برگزاری نخستین رویداد ملی شاهنامهخوانی لردگان، ارتقای این جشنواره را گامی در جهت بازشناسی ظرفیتهای بومی و تقویت انسجام ملی در گستره ایران بزرگ فرهنگی دانست.
ارتقای تراز جشنواره؛ فرصتی برای تبلور توانمندیهای بومی
صفار در بررسی اثرات تغییر مقیاس این رویداد از «منطقهای» به «ملی»، دو محور بنیادین را مطرح کرد: نخست، حیاتی و همگانی بودن موضوع شاهنامهخانی که دارای ظرفیت جذب مخاطب در سطح کلان ملی است و دوم، تایید توانمندیهای فرهنگی منطقه لردگان و حومه برای میزبانی از رویدادهای سطح اول کشور.
وی تأکید کرد: این تحول، فرصتی استثنایی برای هنرمندان بومی است تا با بهرهگیری از آداب خاص و سبکهای ویژه حماسهخوانی زاگرس، هنر خود را در سطح ملی به نمایش بگذارند.
وی در این راستا، ایجاد هماهنگی مستمر میان نهادهای متولی و جامعه هنرمندان را کلید دستیابی به نتایج مطلوب دانست.
واکاوی پیوندهای ادبی؛ از داراب افسر تا حکیم فردوسی
پژوهشگر حوزه ادبیات در تحلیل پیوند میان آثار «داراب افسر بختیاری» و «فردوسی»، بر محوریت مفاهیم عام انسانی و ملی تأکید کرد و گفت: در بررسی آثار داراب افسر، وجه اشتراک بنیادین با فردوسی، حرکت در مسیر پاسداشت هویت ایرانی است. مفاهیمی نظیر انساندوستی، وطنپرستی و مهرورزی در آثار هر دو شخصیت برجسته دیده میشود؛ این نقاط مشترک، گویای پیوستگی عمیق ادبیات بومی و محلی با جریان اصلی ادبیات ملی ایران است و نشان میدهد که ریشههای حماسه در زاگرس، با آموزههای ملی همسو و یکپارچه است.
مدیریت غنای گویشی در راستای تقویت همگرایی ملی
صفار با اشاره به ضرورت بهرهگیری از رسانههای نوین برای عرضه آثار بومی، بر لزوم نگاه استراتژیک به تنوع زبانی تأکید کرد.
وی در تبیین جایگاه گویشهای محلی اظهار داشت: غنای گویشهای مختلف در سراسر کشور، از جمله در میان بختیاریها، باید به عنوان یک «ثروت فرهنگی» نگریسته شود.
صفار با استناد به جایگاه زبان فارسی به عنوان زبان مادری تأکید کرد: تنوع گویشی نباید به عنوان عنصری برای تفاوت نگریسته شود، بلکه باید به عنوان عاملی برای تحکیم روابط ملی و تقویت همگرایی در سایه زبان فارسی به کار گرفته شود.
وی عنوان کرد: برای ارتقای این آثار در فضای اجتماعی، باید از قالبهای صوتی، تصویری و تولیدات فاخر بهره گرفت تا ارتباط میان مردمان مناطق مختلف تقویت شده و هویت ملی در کنار تنوع بومی، استوارتر شود.
به گزارش ایبنا، همایش ملی شاهنامهخوانی با حضور پرشور مسئولان کشوری، میهمانان خارجی، مسئولان استانی و سرآمدان عرصه ادب در چهارمحال و بختیاری کلید خورد و در دومین روز خود با طنین صدای نقالان و حماسهسرایان در فضای چشمه «بَرم» لردگان، مکانی که خود بخشی از هویت بصری و تاریخی این دیار در میزبانی از فرهنگ حماسی به شمار میرود به کار خود پایان داد.
نظر شما