سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، انتخاب از بین دهها کتاب، نویسنده، مترجم و ناشر، تنها بخشی از رفتار کتابخوانها است؛ بسیاری از کتابدوستان بین ماندن در خانه، کتابخانه یا کتابخوانی گروهی نیز دست به انتخاب میزنند. هرکدام از گزینهها، جذاباند و فصل مشترک هر یک، لذت از خواندن است؛ اما کدام یک، موتور توسعه کتابخوانی را بیشتر به حرکت درمیآورد؟
تجربههای شخصی از کتابخوانی در خلوت اتاق با برنامهریزی و سلیقههای شخصی به دست میآید، خواندن در کتابخانه نیز به موجودی و ساعت فعالیت کتابخانهها بستگی دارد اما دورهمیهای کتابی، کتابخوانی را برای هرعضو به یک برنامهبلند مدت تبدیل میکند و بهواسطه قرار گرفتن در جمع، وجه دیگری از لذت خواندن را به دست میدهد؛ تجربههایی که باشگاههای کتابخوانی بهعنوان الگویی برای تقویت فرهنگ کتابخوانی ثبت کردهاند.
باشگاههای کتابخوانی، صرفاً محلی برای خواندن و گفتوگو درباره یک کتاب نیست، بلکه ظرفیتی برای شکلگیری ارتباطات اجتماعی، تمرین گفتوگو، تقویت نگاه انتقادی و حتی حمایت از اقتصاد نشر است.
باشگاههای کتابخوانی تجربهای نسبتاً جدیدی هستند و طبیعی است. ثبت تجربههای موفق، انتقال دانش میان فعالان، استفاده از شبکههای اجتماعی و ایجاد ساختارهای مشارکتی میتواند به حرفهایتر شدن باشگاههای کتابخوانی کمک کند. گفتوگوهای ایبنا با فعالان عرصه کتاب، نشان میدهد، اگرچه هر یک زاویه نگاه متفاوتی به باشگاههای کتابخوانی دارند اما در یک نکته اشتراک نظر دارند، کتابخوانی زمانی میتواند به یک رفتار پایدار تبدیل شود که از شکل کاملاً فردی خارج شده و در متن زندگی روزمره و ارتباطات اجتماعی قرار بگیرد و باشگاههای کتابخوانی ظرفیت تحقق این هدف را دارد.
تبادل تجربه، ارتباط اجتماعی و رشد فکری
ابوالقاسم عیسیمراد، استادتمام گروه روانشناسی بالینی و عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی، در گفتوگو با ایبنا، تاکید کرد «ترویج کتابخوانی نسخه واحدی ندارد». وی معتقد است: باشگاههای کتابخوانی اگر براساس یک چارچوب مشخص، روششناسی درست و برنامهریزی هدفمند فعالیت داشته باشند، میتوانند افراد را با شوق و انگیزه بیشتری به سمت کتابخوانی هدایت کنند. این فضاها فقط محل خواندن یک کتاب نیستند؛ بلکه میتوانند زمینهای برای گفتوگو، تبادل تجربه، ارتباط اجتماعی و رشد فکری افراد فراهم کنند.
از نظر وی هر آنچه از جنس خواندن و مطالعه باشد، ارزشمند و نیکو است و مهم نیست مطالعه در چه قالبی اتفاق میافتد؛ در باشگاه کتابخوانی، کتابخانه، خانه یا حتی در فضای آنلاین. این اهمیت دارد که فرآیند خواندن و یادگیری در زندگی انسانها جریان داشته باشد.
خواندن جمعی و فهم عمیقتر از کتاب
از نگاه مریم نوتاش، مدیر کتابفروشی بزنگاه، مهمترین دستاورد این باشگاهها مواجهه مخاطب با برداشتها و دیدگاههای متفاوت درباره یک اثر است. ممکن است خواننده در مطالعه فردی به نکتهای توجه نکرده باشد، اما گفتوگوی دیگران درباره همان کتاب، ابعاد تازهای از اثر را برای او آشکار کند. خواندن جمعی میتواند به فهمی عمیقتر، جامعتر و غنیتر از کتاب منجر شود. این مواجهه با دیدگاههای مختلف، از سوی دیگر مخاطب را از محدوده سلیقه شخصی خود نیز خارج میکند. در یک باشگاه، انتخاب کتاب الزاماً مطابق علاقه یک فرد نیست و اعضا باید به انتخاب جمع احترام بگذارند. ممکن است خواننده با گونهای ادبی یا موضوعی مواجه شود که پیش از آن سراغش نرفته است. چنین تجربهای میتواند دامنه سلیقه و انتخاب مخاطب را گسترش دهد.
وی به ایبنا گفت که طبقهبندی اجتماعی با روح باشگاههای کتابخوانی ناسازگار است.
یکی دیگر از کارکردهای مهم باشگاههای کتابخوانی به اعتقاد نوتاش، تقویت نگاه انتقادی است. در مطالعه فردی ممکن است خواننده تصور کند هر آنچه در یک کتاب آمده، درست و قابل پذیرش است؛ اما گفتوگوی جمعی، امکان نقد نویسنده، مترجم و حتی متن را فراهم میکند. مقایسه ترجمههای قدیمی و جدید نیز میتواند نشان دهد که حتی آثار مترجمان شناخته شده هم نباید بدون پرسش و بررسی پذیرفته شوند. باشگاه کتابخوانی تنها محل انتقال نظر درباره کتاب نیست، بلکه تمرینی برای پرهیز از اسطورهسازی و پذیرش چشمبسته دیدگاههای دیگران است.
او این ویژگی را به یکی از کارکردهای اجتماعی باشگاهها مرتبط میکند. افراد در این جلسات یاد میگیرند که با نظر مخالف مواجه شوند، تفاوتها را بپذیرند و بدانند که الزاماً مرکز جهان نیستند و نظرشان همیشه درست نیست. به باور نوتاش، شنیدن دیگران و رسیدن بهنوعی خرد جمعی، تمرینی برای زندگی اجتماعی و دموکراسی است؛ تمرینی که از جمعهای کوچک آغاز میشود و میتواند در بلندمدت آثار گستردهتری در جامعه داشته باشد.
ایجاد فضای امن و رایگان یکی از نیازهای مهم باشگاههای کتابخوانی است. نوتاش تأکید میکند که این جلسات نباید به محافلی تخصصی و دانشگاهی تبدیل شوند که افراد بهدلیل سطح تحصیلات یا دانش خود از حضور در آنها واهمه داشته باشند. نوجوان، سالمند، خانهدار یا فردی که اطلاعات تخصصی درباره ادبیات ندارد، باید بتواند بدون نگرانی از قضاوت و تحقیر در چنین جلساتی شرکت کند. به اعتقاد او، اگر فردی در نخستین حضور خود با تمسخر یا تحقیر مواجه شود، احتمالاً دیگر به جلسه بازنخواهد گشت.
اهمیت سلیقه جمعی در انتخاب کتاب
محمد جمشیدی، مدیر کتابفروشی چشمه کارگر، نیز بر مشارکت اعضا تأکید دارد. در تجربه او، انتخاب کتاب با رأی اعضای باشگاه انجام میشود و هر فرد فرصت دارد کتاب پیشنهادی خود را معرفی کند. این شیوه مشارکتی موجب میشود اعضا احساس کنند در شکلگیری برنامه نقش دارند و با انگیزه بیشتری کتاب انتخاب شده را بخوانند. از نظر جمشیدی، کتابهای داستانی و رمان جذابیت زیادی برای مخاطبان دارند، اما در نهایت این سلیقه جمع است که باید در انتخاب اثر نقش اصلی را داشته باشد.
او، باشگاه کتابخوانی را فضایی برای ایجاد حس تعلق میداند. مخاطب احساس میکند عضوی از یک جمع فرهنگی است و میتواند بدون نیاز به داشتن تخصص، برداشت خود را با دیگران در میان بگذارد. معرفی کتاب در چنین فضایی نیز از جنس تبلیغات رسمی نیست؛ بلکه بیشتر شبیه پیشنهاد دوستانه فردی است که کتابی را خوانده و از آن لذت برده است. همین اعتماد میتواند باعث شود کتاب منتخب باشگاه با استقبال بیشتری مواجه شود و بر فروش آن اثر نیز تأثیر بگذارد.
دیدگاه این کتابفروش را میتوان اینطور جمعبندی کرد باشگاه کتابخوانی؛ جایی میان فرهنگ و بازار.
چالش جذب اعضای جدید
امیرعباس میثمی، مدیر کتابفروشی هواخوری، بر وجه دیگری از باشگاههای کتابخوانی تمرکز دارد، ضرورت داشتن هدف مشخص و ساختار مناسب. از نظر او، هر باشگاه باید بداند برای چه منظوری تشکیل شده است؛ این هدف میتواند خواندن یک اثر بلند در یک دوره طولانی یا بررسی داستانها و جستارهای کوتاه در جلسات متعدد باشد. مهم این است که اعضا بدانند مسیر جلسات چیست و ساختار برنامه بر اساس هدف از پیش تعیین شده شکل بگیرد. نقش تسهیلگر نیز اهمیت پیدا میکند. تسهیلگر باید بتواند بحث را هدایت کند، فرصت مشارکت را میان اعضا تقسیم کند و پیش از جلسه درباره متن و نویسنده مطالعه داشته باشد.
این کتابفروش در گفتوگو با ایبنا به این پرسش پاسخ داد که چطور چالش عضوگیری در باشگاه کتابخوانی را حل کنیم؟
او، نسبت به وابستگی باشگاه به یک فرد هشدار میدهد. اگر تمام ساختار باشگاه به یک تسهیلگر یا فرد خاص وابسته باشد، با کنار رفتنش احتمال از بین رفتن جلسات افزایش مییابد. واگذاری مسئولیتها به اعضا و استفاده از تسهیلگر همراه میتواند به پویایی و تداوم باشگاه کمک کند.
میثمی، جذب اعضای جدید را نیز از چالشهای مهم میداند و معتقد است، اعضای قدیمی ممکن است ناخودآگاه در برابر ورود افراد تازه مقاومت کنند و افراد جدید نیز ممکن است از حضور در جمعی قدیمی احساس بیگانگی داشته باشند. تجربه او نشان میدهد که استقبال گرم اعضای قدیمی میتواند این مانع را از میان بردارد و حتی مشتریانی که بهشکل اتفاقی در جلسهای شرکت کردهاند، در ادامه به اعضای ثابت باشگاه تبدیل شوند.
پاتوق فرهنگی و اجتماعی
وحید تیموری، مدیر انتشارات قایق، کتابفروشی را دیگر صرفاً محل خرید و فروش کتاب نمیداند. از نگاه او، کتابفروشی میتواند به یک پاتوق فرهنگی و اجتماعی تبدیل شود؛ جایی که افراد برای گفتوگو، آشنایی با دیگر علاقهمندان و شرکت در فعالیتهای فرهنگی حضور پیدا میکنند. گسترش شبکههای اجتماعی و فعالیت بلاگرهای کتاب نیز در تغییر این الگو مؤثر بوده است. معرفی کتاب دیگر فقط از طریق روشهای سنتی انجام نمیشود و فضای مجازی میتواند دامنه مخاطبان یک برنامه فرهنگی را بسیار فراتر از محدوده جغرافیایی کتابفروشی گسترش دهد.
او تأکید میکند که موفقیت باشگاهها به انتخاب درست کتاب وابسته است و میگوید: کتابخوانی با گفتوگو جان میگیرد. به اعتقاد تیموری، کتاب باید علاوهبر ارزش ادبی یا محتوایی، با دغدغههای مخاطبان ارتباط داشته باشد. ظرفیت باشگاهها نباید فقط به رمان محدود بماند. تاریخ، فلسفه، علوم اجتماعی، علوم سیاسی و دیگر حوزههای علوم انسانی میتوانند مخاطبان تازهای را جذب کنند؛ بهویژه در شرایطی که بسیاری از افراد تلاش میکنند از طریق مطالعه، اتفاقات جامعه و مسائل پیرامون خود را بهتر متوجه شوند.
از نگاه تیموری، تداوم جلسات باشگاههای کتابخوانی برای تبدیل مطالعه به عادت اهمیت اساسی دارد. حضور هفتگی یا ماهانه در یک باشگاه، فرد را وادار میکند برای خواندن کتاب در زندگی روزمره زمان مشخصی اختصاص دهد و کتابخوانی از فعالیت مقطعی به بخشی از سبک زندگی تبدیل شود.
خروجی باشگاه کتابخوانی فقط برگزاری نشست نباشد
حسین عابدینی، مدیر کتابفروشی سفیر اردهال، این موضوع را از زاویه اقتصاد نشر دنبال میکند. به اعتقاد او، باشگاه کتابخوانی زمانی موفق است که خروجی آن فقط برگزاری یک نشست نباشد و تاکید دارد باشگاههای کتابخوانی حلقه اتصال میان ناشر و مخاطباند و اگر جلسات به معرفی و فروش کتاب، حمایت از کتابفروشیها و افزایش مطالعه منجر شوند، میتوانند در چرخه اقتصادی نشر نیز نقش ایفا کنند. باشگاههای کتابخوانی میتوانند با معرفی هدفمند، نقد و گفتوگو درباره آثار، حلقهای میان ناشر، کتابفروش و مخاطب ایجاد کنند.
او با توجه به افزایش هزینه تولید و چاپ کتاب و کاهش قدرت خرید مخاطبان، اجرای طرحهای حمایتی و برنامههای فروش کتاب را ضروری میداند؛ اقداماتی که میتوانند هم به کتابفروشیها کمک کنند و هم امکان دسترسی مخاطبان به کتاب را افزایش دهند.
مجموعه این دیدگاهها نشان میدهد که باشگاههای کتابخوانی را نمیتوان صرفاً یک برنامه فرهنگی جانبی در کتابفروشیها دانست. این باشگاهها با طراحی درست، میتوانند همزمان چند کارکرد داشته باشند، ایجاد انگیزه برای مطالعه، گسترش سلیقه خواندن، تقویت گفتوگو و تفکر انتقادی، تمرین پذیرش تفاوتها، ایجاد حس تعلق اجتماعی، حمایت از فروش کتاب و ایجاد ارتباط میان اجزای مختلف صنعت نشر. تحقق این ظرفیتها نیازمند حرفهایتر شدن باشگاههاست. انتخاب کتاب، شناخت مخاطب، مدیریت گفتوگو، جذب اعضای جدید، ایجاد فضای امن و حفظ تداوم جلسات، همگی نیازمند برنامهریزی و تجربه هستند.
شاید مهمترین دستاورد باشگاههای کتابخوانی این باشد که کتاب را از یک کالای روی قفسه یا کالایی برای خرید، به موضوعی برای ارتباط، گفتوگو و تجربه جمعی تبدیل میکنند. اگر این روند استمرار پیدا کند، جلسهای کوچک در یک کتابفروشی میتواند از مرزهای همان مکان فراتر برود، مخاطبان تازهای پیدا کند، کتابی را دوباره در معرض توجه قرار دهد و حتی در بلندمدت به تغییر سبک زندگی و تقویت فرهنگ کتابخوانی در جامعه کمک کند.
نظر شما