پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۹
شپارد و شورش علیه قواعد درام

انتشار کتاب «سم شپارد و زیبایی‌شناسی اجرا» نوشته اما کریدن با ترجمه مسلم آئینی را باید فرصتی برای بازخوانی این نمایشنامه‌نویس از زاویه‌ای متفاوت دانست. این کتاب در هفت فصل، به جای آنکه فقط شرح زندگی یا فهرستی از آثار شپارد باشد، تلاش می‌کند منطق درونی جهان نمایشی او را در پیوند با شرایط فرهنگی و جریان‌های فکری دورانش بررسی کند.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - پریا پورارجمند؛ در تاریخ تئاتر معاصر، سم شپارد را نباید فقط نمایشنامه‌نویسی موفق به حساب آورد. اهمیت شپارد در شیوه‌ای نهفته است که با آن، مرزهای تثبیت‌شده درام را جابه‌جا کرد. در جهان نمایشنامه‌نویسی شپارد، زبان می‌تواند به صدا تبدیل شود، دیالوگ می‌تواند از وظیفه توضیح و پیش‌برد روایت فاصله بگیرد، موسیقی می‌تواند هم‌سنگ کلام عمل کند و ساختار دراماتیک نیز تابع منطق آشنای آغاز، میانه و پایان نباشد. به همین خاطر او را می‌توان یکی از مهم‌ترین چهره‌هایی دانست که نمایشنامه‌نویسی معاصر آمریکا را از امنیت الگوهای کلاسیک بیرون کشید و به قلمرو تجربه، ناپایداری و چندمعنایی برد.

شپرد که در سال ۱۹۴۳ در فورت شریدان آمریکا متولد شد، فعالیت هنری خود را در دهه ۱۹۶۰ و در فضای پرجنب‌وجوش تئاتر تجربی آغاز کرد. دوره‌ای که هم‌زمان با گسترش جریان‌های ضدجریان، آوانگارد و تجربه‌گرای آمریکایی بود. نمایشنامه‌های تک‌پرده‌ای اولیه او در فضای آف‌آف‌برادوی شکل گرفتند. محیطی که بیش از تئاتر رسمی، امکان آزمودن ساختارهای تازه و شکستن قراردادهای رایج را فراهم می‌کرد. بعدها آثاری چون «دندان جنایت»، «خودکشی در طبقه دوم»، «کودک مدفون» و «کابوی‌ها» جایگاه او را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین صداهای نمایشنامه‌نویسی معاصر تثبیت کردند.

اما جهان هنری شپارد به نمایشنامه محدود نماند. او در مقام بازیگر و کارگردان نیز فعالیت کرد و حضورش در سینما، از جمله در فیلم‌هایی چون «روزهای بهشت»، نشان می‌دهد که ذهنیت او در مرز میان رسانه‌ها حرکت می‌کرد. همین چندرسانه‌ای بودن در فهم زیبایی‌شناسی آثارش اهمیت دارد زیرا درام شپارد را نمی‌توان فقط با ابزار تحلیل ادبی خواند. برای نزدیک شدن به جهان او باید به صدا، بدن، ریتم، موسیقی، تصویر و مهم‌تر از همه، به نسبت متن با رخداد اجرایی نیز توجه کرد.

انتشار کتاب «سم شپارد و زیبایی‌شناسی اجرا» نوشته اما کریدن با ترجمه مسلم آئینی را باید فرصتی برای بازخوانی این نمایشنامه‌نویس از زاویه‌ای متفاوت دانست. این کتاب در هفت فصل، به جای آنکه فقط شرح زندگی یا فهرستی از آثار شپارد باشد، تلاش می‌کند منطق درونی جهان نمایشی او را در پیوند با شرایط فرهنگی و جریان‌های فکری دورانش بررسی کند. کتاب از سرچشمه‌های شکل‌گیری نمایشنامه‌های اولیه شپارد و تجربه او از زندگی در نیویورک آغاز می‌کند و سپس به سراغ درونمایه‌های آثار، زبان نمایشی، تأثیرپذیری از ساموئل بکت و امکان خوانش آثار او از خلال نظریه‌های ژرژ باتای می‌رود.

نقطه قوت این رویکرد آن است که شپارد را به یک «نویسنده» تقلیل نمی‌دهد. پرسش اصلی در چنین خوانشی این نیست که او چه داستانی روایت می‌کند، بلکه این است که جهان نمایشی او چگونه تولید می‌شود، چگونه زبان از معناهای قطعی می‌گریزد، چگونه صدا و موسیقی در ساختن فضا دخالت می‌کنند و چگونه ساختار اثر، مخاطب را از موقعیت امن دریافت یک روایت منسجم بیرون می‌کشد.

شپارد و شورش علیه قواعد درام

از رؤیای آمریکایی تا ویرانه‌های هویت

درام شپارد در عین تجربه‌گرایی فرمی، از جهان اجتماعی و فرهنگی آمریکا جدا نیست. بحران هویت، مرگ رؤیای آمریکایی، فروپاشی خانواده، مناسبات پدرسالارانه، خشونت، آوارگی و سرگشتگی انسان معاصر از مهم‌ترین دغدغه‌هایی هستند که در آثار او تکرار می‌شوند. با این حال، آنچه این مضامین را از یک روایت اجتماعی یا واقع‌گرا متمایز می‌کند، شکل بیان آنهاست.

شپرد اغلب به جای آنکه بحران را توضیح دهد، آن را در ساختار اثر بازتولید می‌کند. ازهم‌گسیختگی شخصیت‌ها با ازهم‌گسیختگی زبان و روایت همراه می‌شود. جهانی که در آن هویت ثبات ندارد، نمی‌تواند با زبانی کاملاً مطمئن و روایتی سرراست بازنمایی شود. به همین دلیل، آشفتگی در آثار او بخشی از معنای اثر است.

این ویژگی به‌ ویژه در نمایشنامه‌هایی دیده می‌شود که از منطق درام کلاسیک فاصله بیشتری می‌گیرند. در چنین آثاری، تعارض فقط به گره‌افکنی و گره‌گشایی منتهی نمی‌شود و شخصیت‌ها نیز همیشه حامل یک روان‌شناسی منسجم و قابل توضیح نیستند. جهان شپارد جهانی است که در آن قطعیت از میان رفته و انسان مدرن در میان انبوهی از صداها، نقش‌ها، خاطره‌ها و نیروهای اجتماعی سرگردان است.

چایکین، تجربه‌گرایی و عبور از نمایشنامه متعارف

یکی از محورهای مهم کتاب، نسبت سم شپارد با جوزف چایکین و فضای تئاتر تجربی پیرامون گروه اُپن است. این همکاری را می‌توان یکی از مهم‌ترین نقاط شکل‌گیری زیبایی‌شناسی اجرایی شپارد دانست. در این فضا، نمایشنامه دیگر محصول نهایی و بسته‌ای نبود که پیش از ورود به تمرین کامل شده باشد، خود فرایند تمرین، بداهه‌پردازی، صدا و تعامل میان هنرمندان می‌توانست در شکل‌گیری اثر نقش داشته باشد.

این نگاه، در همکاری‌های شپارد و چایکین اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. سه اثر «وقتی جهان سبز بود»، «زبان‌ها» و «بی‌رحمی/عشق» نمونه‌هایی از درامی هستند که از الگوی سنتی نمایشنامه‌نویسی فاصله می‌گیرند و بیش از آنکه بر روایت خطی تکیه داشته باشند، بر تجربه، ریتم و فرایند شکل‌گیری معنا متمرکز می‌شوند.

«وقتی جهان سبز بود» را می‌توان نمونه‌ای از درامی دانست که در آن تجربه زیسته و همکاری خلاق، به‌طور مستقیم در ساختار متن دخالت می‌کنند. اهمیت اثر تنها در آنچه روایت می‌شود نیست، بلکه در شیوه‌ای است که نوشتن و اجرا را به یک فرایند مشترک نزدیک می‌کند. در چنین رویکردی، متن بخشی از یک رخداد هنری است که در تعامل با صحنه و اجرا معنا پیدا می‌کند.

شاید «زبان‌ها» یکی از نمونه‌های رادیکال‌تر این تجربه‌گرایی باشد. این اثر با معیارهای رایج درام کلاسیک به‌سادگی قابل تعریف نیست. نه روایت خطی و مشخصی دارد و نه از منطق معمول مقدمه، میانه و پایان پیروی می‌کند. گفتارها گاه موزون، گسسته و ظاهراً فاقد پیوند منطقی‌اند و مخاطب نمی‌تواند با همان شیوه‌ای که یک نمایشنامه واقع‌گرا را می‌خواند، به سراغ کشف پیام اثر برود.

شپارد و شورش علیه قواعد درام

اما درست در همین نقطه است که اهمیت «زبان‌ها» آشکار می‌شود. مسئله این نیست که زبان در این نمایشنامه بی‌معناست بلکه زبان از وظیفه معمول خود برای رساندن یک معنای واحد و قطعی فاصله می‌گیرد. کلمات به صدا، ریتم و کنش تبدیل می‌شوند. مخاطب به جای دنبال کردن یک مسیر روایی، با مجموعه‌ای از اصوات، قطعات گفتار و روابط ناپایدار میان آنها مواجه می‌شود.

در این میان، موسیقی نقشی تعیین‌کننده دارد. صدا و پرکاشن در «زبان‌ها» برای تزئین یا توضیح کلمات به کار نمی‌روند. موسیقی بخشی از سازمان اجرایی اثر است و در واقع، میان صدا، کلام و موسیقی نوعی رابطه افقی شکل می‌گیرد.

این نگاه، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های زیبایی‌شناسی اجرایی شپارد را آشکار می‌کند، نمایش پیش از آنکه چیزی را «توضیح» دهد، باید تجربه‌ای را برای مخاطب خلق کند. در چنین تجربه‌ای، معنا از برخورد صداها، تصاویر، ریتم‌ها و حافظه مخاطب شکل می‌گیرد.

«زبان‌ها» از این منظر تصویری از انسان معاصر نیز ارائه می‌دهد. انسانی که دیگر مرکز باثبات جهان نیست و در میان شبکه‌ای از مناسبات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی حرکت می‌کند. گفت‌وگوهای پراکنده و صداهای گوناگون، تصویری تکه‌تکه از جهانی می‌سازند که در آن انسجام از دست رفته و تجربه انسانی به مجموعه‌ای از قطعات ناهمگون تبدیل شده است.

عشق و بی‌رحمی در ساختاری قطعه‌قطعه

«بی‌رحمی/عشق» نیز ادامه همین فاصله‌گیری از درام کلاسیک است. اثر در ساختاری چندبخشی و نزدیک به شیوه اپیزودیک شکل می‌گیرد و به جای آنکه بر پیشروی یک داستان واحد استوار باشد، بیشتر به حرکت میان وضعیت‌های مختلف عاطفی و ذهنی شباهت دارد.

در اینجا نیز ساختار با محتوا پیوندی مستقیم پیدا می‌کند. تجربه عاطفی انسان خطی و یکدست نیست و نمایش نیز تلاش نمی‌کند آن را به یک روایت منظم تقلیل دهد. هر بخش می‌تواند همچون قطعه‌ای مستقل عمل کند، اما در کنار دیگر قطعات، تصویری گسترده‌تر از عشق، خشونت، خاطره و آسیب‌پذیری انسانی بسازد.

به همین دلیل، درام شپارد و چایکین را باید در قلمرو نوعی «درام قطعه‌ای» جست‌وجو کرد. درامی که وحدت خود را نه از پیرنگ کلاسیک، بلکه از ریتم، تکرار، تداعی و شبکه‌ای از پیوندهای پنهان به دست می‌آورد.

کتاب همچنین با بررسی تأثیر ساموئل بکت، یکی از مهم‌ترین مسیرهای ورود به جهان شپارد را دنبال می‌کند. این تأثیر را نمی‌توان تنها در شباهت‌های ظاهری یا استفاده از دیالوگ‌های نامتعارف خلاصه کرد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، نسبت این دو با زبان و وضعیت انسان در جهان معاصر است. جهانی که در آن زبان دیگر همواره ابزاری مطمئن برای ارتباط نیست.

با این حال، شپارد در سایه بکت باقی نمی‌ماند. او این میراث را با فرهنگ آمریکایی، موسیقی راک، اسطوره‌های غرب وحشی و ویرانه‌های رؤیای آمریکایی درمی‌آمیزد و به زبان شخصی خود می‌رسد. همین ترکیب نامتجانس است که جهان او را از بسیاری از نمایشنامه‌نویسان هم‌دوره‌اش متمایز می‌کند.

ورود نظریه‌های ژرژ باتای نیز امکان خوانش دیگری از این جهان را فراهم می‌کند. جهانی که در آن مرزهای نظم و بی‌نظمی، میل و خشونت، عقلانیت و امر افراطی به شکل دائم در حال جابه‌جایی‌اند. این چارچوب نظری کمک می‌کند آثار شپارد نه فقط از منظر ساختار، بلکه از زاویه نیروهای پنهانی خوانده شوند که شخصیت‌ها و روابط انسانی را به سمت بحران و فروپاشی سوق می‌دهند.

شپارد و شورش علیه قواعد درام

از سوررئالیسم تا سگ اندلسی

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب، مطالعه تطبیقی نمایشنامه «شهر فرشته» با فیلم «سگ اندلسی» لوئیس بونوئل و سالوادور دالی است. این بخش نشان می‌دهد که جهان شپارد را نمی‌توان در مرز تئاتر محصور کرد.

میان او و سنت سوررئالیستی، پیوندی عمیق‌تر از استفاده از تصاویر عجیب وجود دارد. در هر دو جهان، منطق روزمره به چالش کشیده می‌شود و ناخودآگاه، رؤیا و تداعی آزاد راه خود را به ساختار اثر باز می‌کنند. تصویر یا رخداد سوررئالیستی در اینجا فقط برای شگفت‌زده کردن مخاطب نیست و بیشتر ابزاری است برای شکستن منطق تثبیت‌شده واقعیت و آشکار کردن لایه‌هایی از تجربه که زبان عقلانی توان بیان مستقیم آنها را ندارد.

این بخش از کتاب، به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که مخاطب را به خوانشی میان‌رسانه‌ای از شپارد دعوت می‌کند. درک جهان او بدون توجه به سینما، موسیقی، هنرهای آوانگارد و جریان‌های فکری معاصر، ناقص خواهد بود.

اهمیت سم شپارد امروز فقط به جایگاه تاریخی او در تئاتر آمریکا محدود نمی‌شود. بسیاری از پرسش‌هایی که آثار او مطرح می‌کنند، همچنان معاصرند: انسان در جهانی که هویت‌هایش پیوسته در حال فروپاشی‌اند چگونه خود را تعریف می‌کند؟ خانواده پس از فروریختن اسطوره‌هایش چه معنایی پیدا می‌کند؟ زبان تا چه اندازه قادر به انتقال تجربه انسانی است؟ و مهم‌تر از همه، آیا نمایشنامه همچنان باید از قواعد تثبیت‌شده روایت پیروی کند؟

«سم شپارد و زیبایی‌شناسی اجرا» کتابی است که مخاطب را به بازاندیشی درباره خود تئاتر دعوت می‌کند. ارزش کتاب در این است که نشان می‌دهد نوآوری شپارد در شیوه دیدن، شنیدن و ساختن جهان نمایشی است و اطلاعات کامل‌تری را از او به خواننده می‌دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها