سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – سپیده نیکرو: شورای کتاب کودک برای بسیاری از خانوادهها، کتابداران، مربیان، ناشران و نویسندگان، فقط یک نهاد داور نیست؛ مرجعی فرهنگی است که انتخابهایش میتواند در مسیر خواندن کودکان و نوجوانان اثر بگذارد. اعتبار این شورا از سابقه بلندمدت، دغدغه جدیاش برای کودک و نیز حساسیتش در معرفی آثار قابل اعتماد میآید. از همین رو، گفتوگو درباره انتخابها و شیوه داوری آن، نه مخالفت با شورا، که نشانه جدی گرفتن جایگاهش است.
در اعلام نتایج بررسی کتابهای سال ۱۴۰۳، در بخش داستان، دو اثر ترجمه شده لوح تقدیر گرفتهاند: «فکر کنم ماشین تحریر حرف زد» با ترجمه مریم رئیسی و «داستان باور نکردنی هانا کمپ» با ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی. آنچه محل تأمل است، نه لزوماً انتخاب این دو کتاب برای خواندن کودکان و نوجوانان، بلکه نسبت میان دلیلهای اعلام شده و دریافت کننده لوح تقدیر است.
در توضیح انتخاب کتاب نخست، از «روایتی خلاقانه با انتخاب دو شخصیت اصلی پسر و ماشین تحریر»، «بازتاب دادن اهمیت خاطرات در پیوند دادن آدمها به هم» و موفقیت در خلق شخصیتی «منزوی، بسیار بکر در ادبیات» سخن گفته شده است. در معرفی کتاب دوم نیز «سؤال محور بودن کتاب»، «ایجاد سؤالهای ارزشمند در ذهن مخاطب»، «قلم زیبای نویسنده»، «تشبیههای خیال انگیز»، «لایههای روان شناختی بر اساس نظریه فروید و یونگ» و «پایان دادن به آن با نظریه یونگ» معیارهای برجسته انتخاب معرفی شدهاند.
همه اینها میتواند دلایل خوبی برای توصیه یک کتاب باشد؛ اما تقریباً همهشان به متن اصلی و هنر نویسنده اثر مربوطند: ایده داستان، شخصیتها، ساختار، درونمایه، پایانبندی، شگردهای روایی و قلم نویسنده. پرسش روشن این است: وقتی تقدیر به نام مترجم ثبت میشود، سهم ممتاز مترجم در این انتخاب کجاست و چرا در متن داوری دیده نمیشود؟
مترجم صرفاً واسطهای شفاف و بیاثر میان نویسنده و خواننده نیست. او در انتقال یک اثر به زبان دیگر، با انبوهی از انتخابهای دشوار روبهروست: چگونه لحن شخصیتها را بازآفرینی کند؟ با شوخیها، بازیهای زبانی، نامها و ارجاعات فرهنگی چه کند؟ ریتم جملهها را چگونه به فارسی منتقل کند؟ آیا زبان فارسی متن برای گروه سنی مخاطب روان، دقیق، زنده و خوش آهنگ است؟ آیا مترجم توانسته جهان نویسنده را حفظ کند، بی آنکه ترجمه به نثری خشک، ناهماهنگ یا بیش از حد فارسی شده تبدیل شود؟ اینها حوزه واقعی ارزیابی ترجمهاند.
ممکن است گفته شود شورای کتاب کودک جایزه تخصصی ترجمه نمیدهد، بلکه آثار مناسب را برای خواندن کودکان و نوجوانان ارزیابی و معرفی میکند. این نکته کاملاً قابل فهم است؛ حتی ممکن است مبنای انتخاب شورا دقیقاً همین باشد که کتابی ارزشمند، فارغ از تألیفی یا ترجمه بودنش، به دست مخاطب فارسی زبان برسد. اما در این صورت، صورتبندی تقدیر اهمیت پیدا میکند. اگر معیارها عمدتا کیفیت اثر اصلیاند، تقدیر میتواند متوجه خود کتاب، یا معرفی آن به عنوان اثری برگزیده و خواندنی باشد. اگر لوح به مترجم اهدا میشود، دست کم باید روشن شود که ترجمه او چه ویژگیهایی داشته که این اثر را در فارسی شایسته تقدیر کرده است؟
افزون بر مسئله کیفیت ترجمه، تفاوت جایگاه تألیف و ترجمه در ادبیات کودک نیز سزاوار توجه است. ترجمه خوب امکان گفتوگو با جهان و فرهنگهای دیگر را فراهم میکند؛ اما ادبیات تألیفی فارسی، حامل زبان، تجربهها، روابط و تخیل برخاسته از زیست کودک ایرانی است. این دو نه در تقابل با هم، که مکمل یکدیگرند؛ با این حال، داوری آنها در یک بخش مشترک، بدون تفکیک معیارها و اعلام روشن مبنای انتخاب، ممکن است ارزشها و دشواریهای ویژه هرکدام را نادیده بگیرد. شاید شایسته باشد شورای کتاب کودک، در کنار معرفی مشترک آثار خواندنی، بخشها یا دست کم شیوه اعلام نتایج تألیف و ترجمه را از یکدیگر تفکیک کند.
این پیشنهاد، البته باید با احتیاط و دقت مطرح شود. بررسی اعلام رسمی سالهای گذشته نشان میدهد که دستکم در نمونه قابل دسترس سال ۱۴۰۲، شورای کتاب کودک آثار داستانی تألیفی و ترجمه شده را در یک فهرست مشترک معرفی کرده و در عنوانبندی رسمی، تفکیک مستقلی میان «داستان تألیف» و «داستان ترجمه» نداشته است.
پس سخن از تفکیک، لزوماً به معنای نقد یک رویه آشکار و تثبیت شده نیست؛ بلکه بیشتر یک پیشنهاد برای روشنتر و حرفهایتر شدن داوری است. به بیان دیگر، میتوان پذیرفت که شورا تاکنون چنین تفکیکی را لازم ندیده، اما همچنان استدلال کرد که با توجه به تفاوتهای فرهنگی و معیارهای ارزیابی، تفکیک یا دست کم شفافسازی بیشتر میتواند به نفع داوری باشد.
این شفافیت نه تشریفاتی است و نه صرفاً مسئله واژهها. چنین دقتی هم حق مترجم را پاس میدارد، هم حق نویسنده را، هم به مخاطب و خانوادهها امکان میدهد معنای واقعی یک انتخاب را بفهمند. مهمتر از همه، اعتبار نهادی چون شورای کتاب کودک را افزایش میدهد: نهادی که میتواند با بازنگری در زبان و ساختار داوری، همچنان یکی از جدیترین صداها در دفاع از خواندن باکیفیت برای کودکان ایران باقی بماند.
نظر شما