پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۵
کارنامه تاریخ‌پژوهی در سیستان‌وبلوچستان قابل‌قبول نیست

سیستان‌وبلوچستان- وضعیت پژوهش درباره تاریخ و فرهنگ سیستان‌وبلوچستان اگرچه با تصحیح چند منبع کهن توسط چهره‌های شاخصی همچون ملک‌الشعرای بهار و منوچهر ستوده، اندکی رونق یافته، اما به باور اغلب صاحب‌نظران، هنوز با ظرفیت‌های عظیم این خطه فاصله زیادی دارد.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): قاسم سیاسر از پژوهشگران باسابقه سیستان‌وبلوچستان است که نقدهایی به رواج گسترده «کتاب‌سازی» فاقد روش علمی، آلودگی آثار به ملاحظات قومی و ایدئولوژیک، بی‌توجهی نهادهای فرهنگی به پژوهشگران مستقل و حتی جعل و تحریف تاریخ منطقه دارد و بر لزوم حرکت به سمت تاریخ‌شناسی نقادانه به جای تاریخ‌نگاری سطحی تأکید دارد.

او مدیرکل سابق مرکز اسناد و کتابخانه ملی زاهدان، نویسنده و پژوهشگر و مؤلف کتاب‌های «تاریخ پیدایش زاهدان»، «سیستان‌وبلوچستان در روزگار پهلوی» مجموعه شانزده مقاله، «تجدد، گروگان سنت: نقد ذهنیت تاریخ زده‌ی مردم سیستان‌وبلوچستان»، «مؤلفه‌های مدرن و امنیت در بلوچستان»، «سیستان‌وبلوچستان: تاریخ، فرهنگ و هویت»، «سال صفر: جستارهایی پیرامون سیستان‌وبلوچستان»، «تبارشناسی شکاف‌های قومی و اجتماعی سیستان‌وبلوچستان»، «سیستان‌وبلوچستان از مشروطه تا انقلاب اسلامی» و... است.

خبرنگار ایبنا به بهانه روز سیستان‌وبلوچستان گفت‌وگویی با این پژوهشگر تاریخ استان انجام داده است.

کارنامه تاریخ‌پژوهی در سیستان‌وبلوچستان قابل‌قبول نیست

ارزیابی کلی شما از وضعیت کتاب‌ها و پژوهش‌های انجام‌شده درباره تاریخ و فرهنگ سیستان‌وبلوچستان چیست؟

اگر مراد شما پژوهش درباره تاریخ و فرهنگ سیستان‌وبلوچستان باشد، صرف نظر از آثاری که به قلم تعداد انگشت شماری از پژوهندگان برجسته استان به رشته تحریر درآمده، شوربختانه کارنامه قابل قبولی نداریم. این پژوهشگران هم عمدتاً غیر دانشگاهی هستند. در حوزه تاریخ و فرهنگ استان «کتاب‌سازی» رواج گسترده‌ای دارد. بیشتر کتاب‌ها فاقد رویکرد علمی و روشمند هستند و به شائبه ملاحظات قومی و ایدئولوژیک آلوده‌اند.

در چند دهه گذشته، همگام با اهمیت یافتن موضوع «هویت» در سیستان‌وبلوچستان، انتشار آثاری که با نگرش هویت خواهی افراطی نگاشته شده‌اند و در پیوند با «ایده تاریخ افتخار آمیز» قرار دارند به امری عادی تبدیل شده است. البته همه کتاب‌ها را نمی‌توان به یک چوب زد و از یک در راند. هر اثر می‌باید جداگانه مورد نقد و بررسی قرار گیرد. آنچه گفتم ارزیابی کلی است. بسیاری از آثاری که داعیه پژوهش درباره تاریخ و فرهنگ سیستان‌وبلوچستان دارند، سر هم بندی‌هایی هستند که سوء تفاهم‌هایی برانگیخته‌اند و شکاف‌های قومی، اجتماعی و ... را در استان تشدید کرده‌اند. برخی از این آثار حتی از جعل و تحریف تاریح استان هم فروگذار نکرده‌اند. ما نیازمند آثاری هستیم که با رویکرد علمی، نگرش انسانی و مبرا از آلودگی به ایده تاریخ افتخار آمیز و افتخارسازی‌های کاذب نوشته شده باشند. می‌باید با رویکردی نقادانه به گذشته بنگریم و آثاری را هم که ادعای پژوهش دارند به بوته نقد بگذاریم. دانشگاه‌های استان متاسفانه از نظر علمی و پژوهشی بسیار ضعیف هستند و کارکردشان صرفا به «آموزش» تقلیل یافته؛ هرچند همین کارکرد را نیز به شیوه مطلوبی انجام نمی‌دهند.

تاریخ‌نگاری محلی در سیستان‌وبلوچستان از چه زمانی رونق گرفت و جایگاه آن را در قیاس با سایر نقاط کشور چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تاریخ محلی یا به بیان دقیق‌تر، پژوهش درباره تاریخ محلی عمدتا از دهه چهل به این سو، مورد توجه پژوهندگان قرار گرفته است. تا جایی که من اطلاع دارم شمار پژوهش‌های روش‌مند درباره سیستان‌وبلوچستان در مقایسه با استان‌های دیگر کمتر است و از نظر کیفیت نیز در سطح نازل‌تری قرار دارند.

با وجود این نگاه انتقادی، آیا در زمینه تصحیح متون کهن یا پژوهش‌های تاریخی، کارهای شاخص و ارزشمندی هم صورت گرفته که قابل تقدیر باشد؟

در زمینه تصحیح منابع تاریخی ما سیستانی‌ها و بلوچ‌ها، این بخت را داشته‌ایم که شخصیت‌های برجسته‌ای مانند زنده‌نام محمدتقی بهار (ملک الشعرا) با تصحیح تاریخ موسوم به سیستان، منوچهر ستوده با تصحیح احیاالملوک، دکتر منصور صفت گل با تصحیح شجره الملوک، محمدرضا (بابک) سلمانی با پژوهشی که درباره نسخه خطی تاریخ سیستان انجام داده‌اند، منابع ارزشمندی را در اختیار پژوهندگان قرار داده‌اند و باید قدردان زحمات‌شان باشیم. در زمینه پژوهش‌های تاریخی هم آثار ارزشمندی منتشر شده که عمدتا به همت محققان غیر دانشگاهی انجام شده است. می‌توانم‌ به آثار پژوهندگانی مانند جواد محمدی خمک، غلامرضا عمرانی، محمد برقعی، سعید جانب اللهی و ... اشاره کنم.

این آثار عمدتاً به کدام حوزه‌های تاریخی (سیاسی یا اجتماعی) پرداخته‌اند و نمونه‌های برجسته آن کدام‌اند؟

شمار آثار مربوط به تاریخ سیاسی بیشتر است؛ اما در زمینه تاریخ اجتماعی هم آثاری به رشته تحریر درآمده است. اثر ارزشمند «اینجا زابل» که شش مجلد آن به قلم غلامرضا عمرانی به رشته تحریر درآمده و نیز کتاب ماتیکان سیستان جواد محمدی خمک که مشتمل بر مجموعه‌ای از مقالات است، قابل ذکر است.

چرا پژوهش‌های جدی در این خطه با وجود این همه ظرفیت، مغفول مانده و نهادهای فرهنگی چه نقشی در این قصور داشته‌اند؟

پژوهش در سیستان‌وبلوچستان تا حد زیادی مغفول مانده و پژوهندگان از سوی نهادهای فرهنگی مورد حمایت قرار نمی‌گیرند. برای دستگاه‌های فرهنگی ملاحظات سیاسی و ایدئولوژیک در اولویت قرار دارند؛ به همین دلیل به پژوهندگان مستقل بها نمی‌دهند. بهترین پژوهش‌ها درباره تاریخ و فرهنگ سیستان‌وبلوچستان با هزینه شخصی پژوهندگان مستقل انجام و منتشر شده است. به بیان دیگر پژوهندگان، هم هزینه‌های پژوهش را خود پرداخته‌اند و هم هزینه‌های انتشار آن را. پژوهندگان مستقل که عمدتا غیر دانشگاهی هستند اغلب مورد بی‌مهری و ناسپاسی قرار می‌گیرند و به شیوه‌های گوناگون اذیت و آزار می‌بینند.

در چنین شرایطی به ندرت پژوهش‌های قابل اعتنایی انجام می‌شود و به ندرت پژوهشگران جدیدی پرورش می‌یابند. در سیستان‌وبلوچستان «تاریخ نگاری» رواج دارد و «تاریخ پژوهی» و «تاریخ شناسی» مغفول مانده است. بیشتر تاریخ نگاری‌های رایج هم به شائبه‌های قومی، ایدئولوژیک و ... آلوده‌اند و در خدمت تقویت ایده تاریخ افتخارآمیز قرار دارند. نهادهای فرهنگی استان می‌باید تلاش پیگیری به کار بندند تا از تاریخ پژوهی و تاریخ شناسی هم حمایت کنند تا رویکرد نقادانه به گذشته و تاریخ در استان تقویت شود. البته شخصا امیدی به این نهادها ندارم!

اگر بخواهیم به آینده نگاه کنیم، مهم‌ترین موضوعات و خلأهای پژوهشی که محققان باید به سراغشان بروند، کدام‌اند؟

درباره تاریخ و فرهنگ سیستان‌وبلوچستان، موضوعات فراوانی هستند که پژوهندگان می‌توانند وجهه همت‌شان قرار دهند: تاریخ اجتماعی استان، مواجهه سنت و تجدد در استان، بررسی شیوه معیشت، نهادهای سنتی، منطق حاکم بر تحولات سیستان‌وبلوچستان در مقاطع قبل و پس از جنبش مشروطه خواهی، سیر تحول نهادهای مبتنی بر همیاری، تاب‌آوری مردم استان، تبارشناسی مفهوم قوم، نهادهای مرتبط با آب، نهادهای حقوقی، جایگاه زنان، نظم سنتی و سیطره مردسالاری و... مسائلی هستند که می‌توانند موضوع پژوهش قرار گیرند.

درباره دو منبع مهم و کهنِ «تاریخ سیستان» و «هشت گفتار درباره باستان‌شناسی و تاریخ بلوچستان» چه نقد و نظر دقیقی دارید؟

تاریخ سیستان که به همت سه نویسنده در سه مقطع تاریخی نوشته شده، یک منبع است و می‌باید نقادانه با مطالبش برخورد کرد. به نظرم التفات به ظرایف نسخه‌پژوهی این «تک نسخه» می‌تواند موضوعات زیادی را روشن کند. نسخه‌ای که امروز در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شود، در قرن نهم هجری کتابت شده؛ در دوره‌ای که تمهیدات لازم برای شکل‌گیری صفویه و رسمیت یافتن تشیع فراهم شده است. این نسخه در چنین شرایطی کتابت شده و به نظر می‌رسد از شرایط و سوانح آن روزگار برکنار نمانده است. کتاب «هشت گفتار درباره باستان‌شناسی و تاریخ بلوچستان » هم اثر ارزشمندی است. بخشی از مطالب این کتاب به سیستان اختصاص دارد و بهتر بود نامش «باستان شناسی و تاریخ سیستان‌وبلوچستان» باشد!

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها