سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بیستوچهارمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم مسعود راستیپور به زندگی و اقدامات فرهنگی، مظفر بختیار اختصاص دارد. این مجموعه را خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر کرده است.
مظفر بختیار هنوز دانشجو بود که استعداد و تسلطش در حوزهٔ ادبیات فارسی مورد توجه استادان دانشگاه تهران قرار گرفت. در سال ۱۳۴۴، ذبیحالله صفا، رئیس وقت دانشکدهٔ ادبیات، او را برای تدریس تاریخ ادبیات برگزید. این آغاز فعالیتی بود که بهتدریج بختیار را به یکی از چهرههای شناختهشدهٔ دانشگاهی و فرهنگی بدل کرد. او در سال ۱۳۴۵ بهعنوان مربی تماموقت استخدام شد و سه سال بعد، در ۱۳۴۸، به عضویت وابستهٔ گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران درآمد.
مسیر اداری و علمی او در دانشگاه با سرعت پیش رفت. در سال ۱۳۴۹، سیدحسین نصر او را به مدیریت مجلهٔ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی منصوب کرد. یک سال بعد، رتبهٔ او از مربی به استادیار ارتقا یافت و عضویت پیوستهٔ گروه زبان و ادبیات فارسی را به دست آورد. در ۱۳۵۲ نیز به عضویت هیئتمدیره و سرپرستی امور انتشارات مؤسسهٔ انتشارات و چاپ دانشگاه تهران منصوب شد. سپس در سال ۱۳۵۷ ریاست کتابخانهٔ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران را بر عهده گرفت.
بختیار تنها استاد دانشگاه نبود؛ او در عرصهٔ ادارهٔ نهادهای فرهنگی نیز فعالیتی مستمر داشت. ریاست دبیرخانهٔ کتابخانهٔ پهلوی، مدیریت و سردبیری نشریهٔ ایرانشناسی و سرپرستی مجلهٔ معارف اسلامی از جمله مسئولیتهای او در سالهای آغاز فعالیت حرفهایاش بود. همچنین در نخستین کنگرهٔ ایرانشناسی دانشگاه تهران، در شهریور ۱۳۴۹، دبیری بخش علوم ایرانی را بر عهده گرفت. وی در سال ۱۳۵۵ به دانشیاری و در سال ۱۳۸۸ به مرتبهٔ استادی رسید و سرانجام در پانزدهم شهریور همان سال از دانشگاه تهران بازنشسته شد.

از توّلد تا کتابشناسی
مظفر بختیار در ۲۸ آذر ۱۳۲۲، در خانوادهای اهل فرهنگ و ادبدوست در اصفهان زاده شد. او فرزند منوچهر بختیار و مهیندخت بختیار بود، و از سوی پدر نوادۀ فتحعلیخان سردار معظم بختیاری و لطفعلیخان امیرمفخم بختیاری، و از سوی مادر نوادۀ دوستمحمد معیّرالممالک و حسن مستوفی (میرزا حسن مستوفیالممالک) به شمار میرفت.
مظفر بختیار تحصیلات ابتدایی را در مدرسۀ انگلیسی و سپس مدرسۀ آمریکایی نمونه، و تحصیلات متوسطۀ خود را در دبیرستان ادب (کالج انگلیسی) به پایان رساند، و در سال ۱۳۴۱ ش دیپلم ادبی گرفت. او در سال ۲۳۴ش، پس از آنکه مدّتی به تحصیل در رشتۀ ادبیات عرب در دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران پرداخت، وارد دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران شد و به تحصیل در رشتۀ ادبیات فارسی مشغول شد. در تابستان ۱۹۶۵ م/ ۱۳۴۴ ش از سوی دانشگاه استانبول برای مطالعه در زبان و فرهنگ ترک و شرکت در کنفرانسهای آن دانشگاه دعوت شد.
دورۀ کارشناسی او در سال ۱۳۴۵ و با احراز رتبۀ اول به پایان رسید، و در همین سال موفق به دریافت نشان درجۀ اول دانش شد. او مقطع کارشناسی ارشد را در سال ۱۳۴۸ به پایان برد و مدّتی در کمبریج و لندن و رم به مطالعه و تحقیق پرداخت، سپس مقطع دکتری را نیز در دانشگاه تهران گذراند و در تیرماه سال ۱۳۵۵ با دفاع از رسالۀ خود، دربارۀ تأثیر ادبیات فارسی بر ادب عرب، مدرک دکتری خویش را از آن دانشگاه دریافت کرد. مظفر بختیار علاوه بر تحصیل دانشگاهی، علوم اسلامی و ادبیات عرب را در مدارس دینی آموخت.
در سال ۱۳۴۴ش، مظفر بختیار که هنوز دانشجو بود، به پیشنهاد ذبیحالله صفا، رئیس وقت دانشکدۀ ادبیات، به تدریس تاریخ ادبیات پرداخت، و در سال ۱۳۴۵ش به عنوان مربی تمام وقت مشغول به کار شد و از سال ۱۳۴۸ ش بهعنوان عضو وابستۀ گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی پذیرفته شد.
او در سال ۱۳۴۹ ش، از طرف سیّدحسین نصر، بهعنوان مدیر مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی تعیین شد، و در سال ۱۳۵۰ش از سمت مربی به رتبه استادیار ارتقا یافت، و به عضویت پیوستۀ گروه زبان و ادبیات فارسی درآمد. در سال ۱۳۵۲ به عضویت هیأت مدیره و سرپرستی امور انتشارات مؤسسۀ انتشارات و چاپ دانشگاه تهران منتصب شد، و منوچهر ستوده مدیریت مجلۀ دانشکده را بر عهده گرفت ۵. مظفر بختیار در سال ۱۳۵۷ ریاست کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران را بر عهده داشت. درجۀ استادی او در سال ۱۳۵۵ش به رتبه دانشیار و در سال ۱۳۸۸ش به رتبه استاد ارتقا یافت. او در پانزدهم شهریور ۱۳۸۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد.
ریاست دبیرخانۀ کتابخانۀ پهلوی، مدیریت و سردبیری نشریۀ ایرانشناسی (نشریۀ دبیرخانۀ مرکزی اتحادیۀ جهانی ایرانشناسان) و سرپرستی مجلۀ معارف اسلامی (نشریۀ سازمان اوقاف) از فعالیتهای او در حوالی سال ۱۳۴۶ است. مظفر بختیار در نخستین کنگرۀ ایرانشناسی، که در شهریور ۱۳۴۹ توسط دانشگاه تهران برگزار شد، دبیر بخش علوم ایرانی )به ریاست سیّدحسین نصر) بود.
حیات کتابشناسانه
پرورش در خانوادهای کتابدوست و اهل فرهنگ، مظفر بختیار را از کودکی با کتاب آشنا ساخته بود. داشتن «کتابخانۀ سرشار و کمنظیر» همواره یکی از امتیازات او به شمار میرفت و ریاست چند کتابخانۀ پُربار، ا گرچه بر اثر کتابشناس بودنش بدو محوّل شده بود، موجب آشنایی و انس بیشتر او با منابع میشد. آشنایی با چند زبان (عربی، انگلیسی، چینی، آلمانی و ایتالیایی) از تواناییهایی بود که او را در شناخت گستردهتر منابع یاری میداد.
در میان نخستین مقالههای او، به کتابشناسیهای فراوانی برمیخوریم:
-«معتزله، بحثی در باب مکتب و نظری به منابع». معارف اسلامی، ش ۳ ( ۱۳۴۶ ش): ۵۷ - ۶۰ .
در این مقاله، نه به ارائۀ فهرستی از منابع تحقیق دربارۀ معتزله، که به دستهبندی منابع قابل استفاده برای تحقیق در این حوزه و معرفی برخی از این منابع، باختصار، پرداخته شده است.
- «کتابشناسی» معارف اسلامی، ش ۷ ( ۱۳۴۷ ش: ۵۹ – ۷۱ .)
مدیریت مجلۀ معارف اسلامی از سال ۱۳۴۶ ش بر عهدۀ مظفر بختیار بود. مقالۀ یاد شده نخستین شماره از سلسلۀ مقالاتی است که در آن مجله با عنوان «کتابشناسی» (توسط مظفر بختیار یا زیر نظر او) منتشر شده است، و به گفتۀ او هدف از تدوین آنها «معرفی مهمترین منابع و تحقیقاتی است که در رشتههای مختلف تمدن و معارف اسلامی بهصورت کتاب یا مقاله بهتازگی توسط دانشمندان ایرانی انتشار یافته است... . برای آنکه این فهرستنامه سود بیشتری در برداشته باشد، نام پارهای از متون کهن و تتبعات مهم اسلامی هم که در خارج از ایران بهچاپ رسیده در آنجا گردآوری شده است.»
- نسخهای کهن از دیوان حافظ». راهنمای کتاب. ج ۱۱ ۱۳۴۷ ش): ۱۵۸ – ۱۵۹.
« - کتابشناسی کتب کلامی و منابع تحقیق در تاریخ علم کلام و سرگذشت و آراء متکلمان».
زیر نظر مظفر بختیار. معارف اسلامی، ش ۱۰(۱۳۴۸ ش:) ۷۸ - ۸۶ . از سلسلۀ مقالات کتابشناسی مجلۀ معارف اسلامی است.
«کتابشناسی کتابهای عرفانی و منابع تحقیق در تصوّف اسلامی ». زیر نظر مظفر بختیار. معارف اسلامی. ش ۱۱ (۱۳۴۹ ش ۷۱ - ۸۱ .)
«مجموعۀ آثار رضا عباسی». معارف اسلامی، ش: ۱۲ (۱۳۵۰ ش) مقالۀ یادشده، در حال حاضر، کاملترین مجموعۀ آثار رضاعباسی است.
آنگونه که مؤلف میگوید: «آثار رضا عباسی به صورت پراکنده در برخی از موزههای هنری، کتابخانهها، و مجموعههای خصوصی ایرانی و خارجی نگاهداری میشود. برای گردآوری این مجموعه، با بررسی فهرستنامهها و نشریات موزهها و کتابخانههای داخلی و خارجی و احیاناً بازدید برخی از آنها، همچنین جستجو در منابع مربوط به هنر ایران، و دیدار یا نامهنگاری با مجموعهداران و هنرشناسان ایرانی و غیرایرانی تعداد و محل نگاهداری آثار موجود نقاش در این قبیل مراکز هنری تعیین گردید.
آنگاه با همکاری این مراجع، به تدریج طی چند سال به تهیۀ عکس و اسلاید از روی نسخههای اصلی این آثار اقدام شد، چندانکه به تقریب، بیشتر قسمتهای این مجموعه به استثنای بعضی از قطعات مربوط به مجموعۀ نفیس زاره از روی نسخههای اصلی عکسبرداری شده است.»
- «کتابنامۀ سفرنامههای ایرانگردان خارجی، ترجمه شده به زبان فارسی تا بهار ۱۳۶۲. (کتابداری، ش ۱۲ ۱۳۶۷ ش: ۱۱۱)- مظفر بختیار در سال ۱۳۶۹ ش، برای مأموریتی، از سوی دانشگاه تهران به چین رفت و این سفر مقدمۀ مهمترین مظفر بختیار تحقیقات کتابشناسی او بود. توجه به پیشینۀ زبان فارسی در چین و روابط فرهنگی گستردۀ ایران و چین از گذشتههای دوردست، اهمیت پژوهشهای او در زمینۀ فرهنگ ایرانی در چین را روشنتر میسازد:
«زبان فارسی در چین زبان فرهنگی و دینی مسلمانان بوده است. طبق تحقیقات خاورشناس چینی هوانگ شی جیان Huang Shijianواژۀ هوی هوی... (huíhui ) که امروز در زبان چینی به معنی مسلمان است، در چینِ قدیم معنی فارسیزبان/ زبان فارسی داشت و چون زبان فارسی، زبان دینی و فرهنگی مسلمانان بوده و به تدریج (هویهوی) در زبان چینی معنی مسلمان به خود گرفته است. نشانههای تاریخی رواج زبان فارسی هنوز در اصطلاحات روزمرۀ رایج در میان مسلمانان و بعضی از واژههای دیگر فارسی که از قدیم وارد زبان چینی شده، همچنین کتیبهها و سنگنوشتههای متعدّد تاریخی که به زبان فارسی در چین وجود دارد نمایان است. تعداد نسخههای خطی فارسی در چین نیز قابل مقایسه با سایر زبانها نیست.
با توجه به اهمیت تحقیقات ایرانشناسی و کتابشناسی ادبیات فارسی در چین، مظفر بختیار (که سابقۀ علاقۀ او به فرهنگ چین و ارتباط او با آن سرزمین به سالها پیش از این مأموریت بازمیگشت) از آغاز ورود خود به آن سرزمین، به پژوهش دربارۀ آثار فرهنگ ایرانی در چین پرداخت.
نخستین تحقیق او در این زمینه، کتابشناسی ترجمههای قدیمِ نوشتههای زبانهای ایرانی به زبان چینی بود، که در مجموعۀ مقالات کنگرۀ بررسی فرهنگ های خاوری (۱۹۹۱ م، پکن) منتشر شد، و در آن مقاله فهرستی از این ترجمهها را با توضیحات کامل ارائه داد.
در سال ۱۹۹۱ م، ترجمۀ منظومی از رباعیات خیّام به زبان چینی توسط «جان هون نین» صورت گرفت (از زبان فارسی)، که مقالهای از مظفر بختیار در آن آمده بود (ترجمۀ مقاله به زبان چینی توسط جان هون نین.) در این مقاله، پژوهشی دربارۀ ترجمههای گوناگون رباعیات خیام، از زبانهای مختلف، به زبان چینی انجام شده، که در پی آن روشن شده است که ۲۳ مترجم مختلف، تا آن زمان، رباعیات خیام را به زبان چینی برگردانده بودهاند.

پس از کتابشناسی
نزد اهل پژوهش، مظفر بختیار پیش از هر چیز بهعنوان یک ایرانشناس شناخته میشود، پژوهشگری آشنا به جنبههای گوناگون فرهنگ ایرانی، از تاریخ و ادبیات تا نگارگری و خوشنویسی. تخصص او در حوزۀ مینیاتور و خط، نه فقط محدود به شناخت دقایق، که آنگونه که میباید تا حدّ ایجاد آثار زیبا و چشمنواز در این زمینهها پیش میرفت. محمّد دهقانی دربارۀ شناخت او از هنر ایرانی و چیرهدستی او در مینیاتور میگوید: «مظفر بختیار گویی ذاتاً هنرمند و هنرشناس بود. هنر اصیل را از هر دستی که بود - قدیم و جدید و ایرانی و ناایرانی، از شعر و موسیقی گرفته تا نقاشی و پیکرهسازی- خوب میشناخت و قدر و قیمتش را مثل عتیقهشناسی خبره تعیین میکرد.
روزی مینیاتور زیبا و استادانهای را نشانم داد و وقتی پرسیدم: «کار کیست؟ ، با لبخندی ملایم و بیاعتنا که نشان نارضایتی از خود بود جواب داد: «کار خودم است، در پانزده سالگی. باورم نمیشد. او اگر میخواست، میتوانست یکی از بهترین مینیاتوریستها و خوشنویسان ایران باشد، ولی لذت بردن از هنر دیگران را ترجیح میداد بر اینکه خود بخواهد اثری هنری پدید آورد.»
نمونۀ مینیاتورهای او گویا متأسفانه هیچ جا منتشر نشده، اما چند نمونه از آثار خط او در کتابهای مختلف نشر یافته است. نمونهای از این آثار نام کتاب «ایران پل فیروزه» است، که به قلم کوفی بر جلد آن کتاب چاپ شده است.
ذوق هنری و آشنایی او با جنبههای فنی و زیبایی شناختی هنر کتابآرایی موجب شده بود که نظارت فنّی انتشار چند اثر هنری و نفیس به او سپرده شود. نخستین جایی که این ذوق کتابآرایی خودنمایی می کند، در چاپ اطلس تاریخی ایران (تهران، سازمان انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۵۰ ش) است. این تألیف گرانبها که توسط گروهی از استادان دانشکدۀ ادبیات و علومانسانی دانشگاه تهران با همکاری مؤسسۀ جغرافیا (وابسته به همان دانشکده) تألیف شده بود، با دو مقدمه از سیّدحسین نصر و ذبیحالله صفا آغاز میشود و حاوی ۲۸ نقشه از ایران در دورانهای مختلف تاریخی است.
از دیگر حوزههای تخصص مظفر بختیار، - به تناسب شاگردی نزد ذبیحالله صفا - تاریخ ادبیات بود. محمد دهقانی دربارۀ تسلط او بر تاریخ ادبیات میگوید:
«... با این که استاد مسلم تاریخ ادبیات بود و به کل ادبیات کلاسیک ایران تا صدر مشروطه و حتا پس از آن اشراف تمام داشت، همیشه چنان غرق جزئیات میشد که مخاطب ناآشنا گمان میکرد در حضور یکی از آگاهترین استادان تاریخ هنر ایران یا تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران نشسته است.»
آشنایی با زبانهای مختلف و برخورداری از نثر شیوای فارسی موجب شده بود که مظفر بختیار در ترجمه نیز دستی داشته باشد.
برخی از مقالههایی که به فارسی ترجمه کرده است از این قرارند:
« - لفظ ادب، بازجست معنای اصلی و معانی فراوان گونا گون که از آن جدا گشته است ». کارلو آلفونسو نالینو. ترجمۀ مظفر
بختیار. نشریۀ ایرانشناسی، ش ۱ ) ۱۳۴۶ ش(: ۱۷۲ - ۱۸۹ )به انضمام یادداشتی از مترجم).
« - خلیفۀ عباسی و آیین فتوت ». فرانتز تشنر. ترجمۀ مظفر بختیار. وحید، ش ۵۷ (۱۳۴۷ ش: ۷۸۸ - ۷۹۵ .
بختیار در بسیاری از همایشهای مربوط به هنر و فرهنگ ایرانی، حضور داشت. از آن جمله در همایش بینالمللی خوشنویسی جهان اسلام در ۲۵ و ۲۶ مهر ۱۳۸۱ شرکت کرد. به ارائۀ سخنرانی پرداخت؛ در همایش «ایران و تأثیر فرهنگ ایرانی در حوزۀ اقیانوس هند» (بیستم آذر ۱۳۸۱ )سخنرانیای با عنوان «دریانوردی ایرانیان در جادۀ ابریشم » ارائه داد ۳۸ ؛ در ۲۵ آذر ۱۳۸۲ نخستین کنفرانس ایران و شرق آسیا، با عنوان «کشورهای شرق آسیا در نگاه ایرانیان: از پندار تا واقعیت » برگزار شد، که مظفر بختیار در آن به ارائۀ سخنرانی با عنوان «تأثیر عرفان ایران در آیین کنفوسیوس چین» پرداخت؛ در همایش بینالمللی شاهکارهای نگارگری ایران ) موزۀ هنرهای معاصر تهران، شانزدهم تا هجدهم اسفند ۱۳۸۳ سخنرانیای با عنوان «دریچهای جدید به آثار شیخ عباسی و پسرانش» ارائه داد و از اعضای میزگرد تخصّصی «بررسی ابعاد زیباییشناختی نگارگری ایرانی» (به مدیریت فرانسیس ریشارد) بود یکی از شاخصههای مظفر بختیار، در نزد دوستاران و نزدیکانش، خوی و منش او بود:
«دکتر مظفر بختیار را گمان کنم نخستین بار در بهار همان سال ( ۱۳۸۱ ش) و در یکی از جلسات گروه ادبیات دیدم. قیافه و منش و شیوۀ رفتارش چنان بود که تفاوتی آشکار میان او و سایر همکاران و همسلکانش ایجاد میکرد. متانت و ادب و وقاری در رفتار و گفتار داشت که هیچ رنگی از تفاخر و جلوهفروشی در آن دیده نمیشد.
ادبش در رفتار و گفتار مثل لباسهای شیک و مرتبی که میپوشید چنان تناسبی با قالب شخصیتش داشت که جایی برای جلوهگری و تصنع باقی نمیگذاشت. آن چه مرا در همان چند دقیقۀ اول مجذوب او کرد همین وقار و متانت اشرافیوار و در عین حال طبیعی و عاری از هرگونه فخرفروشی بود.»
این خوی و منش بختیار، نخستین نکتهای بود که هرکس در شخصیت او میدید، و دانشجویانش نیز:
«بختیار استادی جدی و مهربان و محتشم بود. به معنی دقیق کلمه «پرنسیب» استادی داشت. کلاسش برای دانشجوی اهل، آموزنده و پُرنکته بود. وقت دانشجو را با ذکر خاطره و تمجید از خود و تکذیب این و آن و جار و جنجالهای سیاسی تلف نمیکرد. با همه پرهیزی که از جوانربایی داشت، با همه «حریمی» که میان او و دانشجویانش بود، مهر و احترامی ژرف در دلها برمیانگیخت. مهر و احترامی «تنیده ز دل، بافته ز جان...»
عصر روز جمعه، ۲۳ مرداد ۱۳۹۴ ، دکتر مظفر بختیار درگذشت. فردای آن روز، پیکرش در مقبرۀ خانوادگی ۹۵۷ ، جنب قطعۀ هنرمندان، با حضور خانواده و جمعی از نزدیکانش به خاک سپرده شد. بنا به وصیت خود او، هیچ مراسمی برای درگذشت او برگزار نشد، و آنگونه که همواره از هیاهو و جنجال در گریز بود، پس از مرگ نیز خود را از غوغای خاص و عام به در برد.
آثار
جز کتابها و مقالاتی که پیشتر یاد شد، چند اثر دیگر از مظفر بختیار بر جای مانده است که در ادامه به معرّفی آنها، به ترتیب تاریخ انتشار، پرداخته خواهد شد.
«رسالهای در شرح حال جلالالدین دوانی » محمدعلیبن محمد دوانی. به تصحیح مظفر بختیار. مجلۀ دانشکدۀ
ادبیات و علوم انسانی، ش ۷۲ و ۷۳ ( ۱۳۴۹ ش:) ۴۴۷ - ۴۵۶ .
«مرقع تصویر اسلام سلطان صوفی خان مورخ ۷۷۳ از کتابخانۀ ملی ملک » ]به کوشش مظفر بختیار[ معارف
اسلامی، ش ۱۱ )۱۳۴۹ ش(: ۹ صفحه (ضمیمه.)
« - شرح مؤنس العشاق ]سهروردی[ ». به تصحیح سیّد حسین نصر و مظفر بختیار. مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ش ۷۵ ) ۱۳۵۰ ش(: ۲۷۱ - ۲۸۸ .
«مناظری از اصفهان در قرن سیزدهم هجری ]از سفرنامۀ پاسکال کوست[ » مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی
دانشگاه تهران، ش ۷۵ ) ۱۳۵۰ ش(: ضمائم بین ۴۱ و ۴۲ .
- مجموعۀ خطابه های نخستین کنگرۀ تحقیقات ایرانی. به کوشش مظفر بختیار. تهران: انتشارات دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، ۱۳۵۰ ش. در شهریور ماه سال ۱۳۴۹ ش، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی و کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، نخستین کنگره دانشگاهی ایرانشناسی و تحقیقات ایرانی را تشکیل دادند.

هدف از تشکیل این کنگره، آ گاهی پژوهشگران رشتههای ایرانشناسی از تحقیقات یکدیگر بود، تا از این طریق امکان تعامل آنان با یکدیگر فراهم آید و پژوهش های ایرانشناسی با سرعت بیشتری پیشرفت کنند. کتاب حاضر مجموعۀ سخنرانیهای ارایه شده در این کنگره است، که در آن گزارشی از فعالیت های کنگره از سوی مظفر بختیار ارائه شده است.
- یادنامۀ دکتر محمد معین (بجای شمارۀ ۷۶ مجلّۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران).
به کوشش مظفر بختیار. تهران: دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ۱۳۵۰ ش.
این یادنامه شامل سخنرانی های عمومی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران است، که در سال های ۱۳۴۸
و ۱۳۴۹ در تالار فردوسی ارائه شده اند، و در آغاز آن چند سخنرانی و مقاله دربارۀ زندگی و آثار دکتر محمد معین قرار دارد. مقدمۀ کتاب به قلم سیّد حسین نصر است و پس از آن سخنرانی عیسی صدیق اعلم دربارۀ «زندگانی دکتر معین» و سخنرانی سیّدجعفر شهیدی با نام «بیاد شمع مرده » قرار دارد. مقالۀ مظفر بختیار دربارۀ «آثار دکتر محمد معین» آخرین بخش مقدّمۀ این کتاب است و پس از آن مجموعۀ سخنرانیها آغاز میشود.
«حمید زرینکوب » آینده، ش ۱۴ ( ۱۳۶۷ ش): ۸۱ - ۸۲ .
«دکتر حمید زرینکوب ». مجموعۀ مقالات دکتر حمید زرینکوب، تهران: ۱۳۶۷ ، ۹- ۱۱ .
«گزارشهای سیاسی مأمور ایران و هند در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۴ قمری ». در زمینۀ ایرانشناسی، تهران: ۱۳۶۸
«دهخدا در میان بختیاری ها ». کلک، ش ۸۰ - ۸۳ : ۹۸ – ۱۰۷ )با یادداشت محمد دبیرسیاقی.)
این مقاله حاوی اطلاعاتی دربارۀ دوران اقامت دهخدا در قلعۀ دزّ ک و نیز اجداد پدری مظفر بختیار است.
« - گزیدۀ فرمانهای موجود در کتابخانۀ ملی ». کتابداری، ش ۲۶ - ۲۷ ( ۱۳۷۶ ش): ۱۵۱ - ۱۵۳ .
«درگذشت محمدعلی معیّری ». بخارا، ش ۳۸ (۱۳۸۳ ش:
«دهخدا در میان بختیاری ها و آغاز تألیف لغت نامه در بختیاری». بخارا، ش ۴۷ ) ۱۳۸۴ ش): ۴۳ - ۵۹ .
نظر شما