سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سایه برین: کتاب کودک فقط روایت یک قصه برای سرگرمکردن مخاطب خردسال نیست؛ گاهی میتواند کودک را به مشاهده، پرسش، کشف و تجربه دعوت کند و او را از یک شنونده صرف به همراهی فعال در مسیر داستان تبدیل کند. «ماجراجویی با ون آبی کوچولو» از جمله آثاری است که سفر و ماجراجویی را بهانهای برای دیدن جزئیات، تقویت حافظه دیداری و تجربه جهان پیرامون قرار میدهد؛ داستانی که در آن کودک همراه یک ون آبی کوچولو و خانوادهاش راهی سفر میشود و در هر قدم با اتفاقی تازه و پرسشی جدید روبهرو میشود.
الناز رستمزاد، مترجم این کتاب، جذابیت اثر را در همین ترکیب قصه، تصویر و ماجراجویی میداند؛ روایتی که بهجای ارائه پاسخهای آماده، ذهن کودک را با این پرسش درگیر میکند که «حالا قرار است چه اتفاقی بیفتد؟» از نگاه او، ترجمه چنین اثری نیز صرفاً انتقال واژهها از زبانی به زبان دیگر نیست، بلکه مترجم باید بتواند لحن شخصیتها، فضای تصویری، حس کنجکاوی و تجربهای را که نویسنده برای مخاطب کودک طراحی کرده، به زبان مقصد منتقل کند.
رستمزاد که در حوزه ترویج و تسهیلگری کتاب نیز فعالیت دارد، در این گفتوگو از دشواریهای ترجمه ادبیات کودک، اهمیت هماهنگی متن و تصویر، ضرورت فاصله گرفتن از ترجمه تحتاللفظی و نقش مترجم در حفظ صدای نویسنده میگوید. او معتقد است مترجم نباید در جایگاه معلم قرار بگیرد و مفاهیم آموزشی را با توضیحهای اضافه به کودک تحمیل کند؛ بلکه باید اجازه دهد پرسشگری و خلاقیت از دل داستان شکل بگیرد. در این گفتوگو همچنین درباره چگونگی انتقال شوخیها و مفاهیم فرهنگی زبان ترکی استانبولی به فارسی، شخصیتپردازی «ون آبی کوچولو» و ویژگیهایی که این کتاب را برای کودکان و خانوادهها به یک «سفر کوچک» تبدیل میکند، صحبت کردهایم.
«ماجراجویی با ون آبی کوچولو» چه ویژگیهایی داشت که شما را برای ترجمه این اثر جذب کرد؟ داستان و فضای کتاب در نگاه اول چه چیزی برایتان داشت که آن را برای مخاطب فارسیزبان جذاب میکرد؟
چیزی که در ابتدا نگاه من را به این کتاب جذب کرد. ترکیب قصه، تصویر و ماجراجویی بود. (ماجراجویی با ون آبی کوچولو) فقط روایت یک سفر نیست کودک را دعوت میکند تا همراه شخصیت اصلی حرکت کند، دقت کند و از خودش بپرسد (حالا قرار است چه اتفاقی بیافتد؟) اتفاقاتی که در مسیر میافتد او را به کشف دنیای جدید وامیدارد طوری که با هر ماجرا قدم به دنیای ناشناخته میگذارد و این وقایع در پایان تجربه جالبی برای او میشود.
این ویژگی برای من مهم بود معتقدم کتاب کودک باید مفهومی را به کودک منتقل کند و ذهن او را با سوالاتی از خود و کشف خود و دنیایش درگیر کند. در آثار دیگر نویسنده (عایشهنور کورتولوش پلتک) نیز همین نگاه به تخیل، بازی، کشف و ماجراجویی دیده میشود. در مجموعه (Mavi mini) نیز کودک با مفاهیمی مانند پیدا کردن جزئیات، تقویت حافظه دیداری، شناخت آدمها و تجربه سفر و خانواده درگیر میشود.
برای من که کار تسهیلگری و مروجی کتاب نیز انجام میدهم لذت و جذابیت کتاب خواندن این است که کودک هنگام خواندن فقط شنونده داستان نباشد بلکه خود نیز در ماجرای داستان سهمی داشته باشد و قدم به قدم با شخصیت و مفاهیم کتاب پیش برود.
در متن کتاب با شخصیتی روبهرو هستیم که در قالب یک ون آبی کوچولو همراه خانوادهاش به سفر میرود. در ترجمه، چطور تلاش کردید لحن و شخصیتپردازی این ون را بهگونهای منتقل کنید که برای کودکان فارسیزبان دوستداشتنی و باورپذیر باشد؟
وقتی یک وسیله نقلیه در داستان به شخصیت تبدیل میشود، دیگر نمیتوان فقط آن را یک (ون) دید باید برای آن شخصیت، احساس و نوعی زبان شخصی در نظر گرفت. در ترجمه سعی کردم ون آبی کوچولو همچنان همان حس صمیمیت، کنجکاوی و شیطنت کودکانه را داشته باشد.
در ترجمه مترجم باید خود را با شخصیتها یکی بداند. معمولا در ترجمههایم این سبک را رعایت میکنم که قبل از نوشتن ترجمه با فضای داستان و شخصیتها همگام میشوم و خود را به جای آنها تصور کرده و سپس ترجمه را انجام میدهم تا بتوانم آن موقعیت را به درستی درک کنم. هر چقدر هم باشد زبان مادری من ترکی است و برای نوشتن ترجمه مجبور هستم یکبار به زبان خودم قابل فهم بدانم و سپس متن را به زبان فارسی و معادل آن برگردانم.
پشت جلد کتاب به ماجراجویی، تصاویر جذاب و داستانی خلاقانه اشاره میکند. هماهنگ کردن متن ترجمه با فضای تصویری کتاب چقدر برایتان اهمیت داشت و آیا تصاویر در انتخاب برخی واژهها یا لحن ترجمه تأثیر گذاشت؟
در کتاب تصویری، تصویر نقش عمده را دارد و بخشی از روایت داستان است. در ابتدا باید تصاویر قابل فهم برای کودک باشند طوری که حتی با تصاویر نیز کودک بتواند داستان را دنبال کند کتابهای بدون متن در صنعت نشر وجود دارد که کودک با دنبال کردن متن و خلاقیت خود برای آن کتاب داستان را بیان میکند. پس در ادبیات کودک و کتابهای تصویری، تصویر یک نقطه قوت و بارز از کتاب به شمار میآید متن باید طوری باشد که تصاویر بتواند جزییات متن را بیشتر بیان کند. در این کتاب نیز هماهنگی متن و تصویر اهمیت داشت.
هنگام ترجمه نمیتوان فقط جملههای زبان مبدا را جداگانه دید. باید به فضای تصویری، حالت شخصیتها، جزئیات صحنه نیز توجه کرد. بعضی واژهها حتی در تبدیل به زبان مقصد نیز آن مفهوم اصلی خود در زبان مبدا را از دست میدهند که من در این کتاب نیز به چند مورد برخوردم و مجبور به تغییر به سبک زبان مقصد (فارسی) و سن مخاطب شدم.
در این کتاب که به پیدا کردن جزییات و کنجکاوی تاکید دارد این موضوع با جهان فکری نویسنده هماهنگ است. در معرفی آثار او توجه به جزئیات، تقویت حافظه دیداری و مشاهده عناصر مهم تجربه کودکانه معرفی شده است. در ترجمه سعی کردم متن به کودک کمک کند تا تصویر را بهتر بفهمد.

یکی از ویژگیهای کتاب، زبان رمزآلود و طرح پرسشهایی برای به چالش کشیدن ذهن کودک و حتی بزرگترها عنوان شده است. هنگام ترجمه، چگونه سعی کردید این جذابیت و حس کنجکاوی در زبان فارسی هم حفظ شود؟
وقتی متنی قرار است کودک را کنجکاو کند مترجم نباید همه چیز را برای او توضیح دهد. گاهی میخواهیم برای روشنتر شدن متن یک مفهوم را کامل توضیح دهیم اما در کتاب کودک این کار همیشه درست نیست. بعضی ابهامها باید ذهن کودک را برای یافتن پاسخ به چالش بکشد.
سعی کردم در فارسی نیز همان فضای (قرار است چه اتفاقی بیافتد) حفظ شود ترجمه خوب باید به ذهن و جان مخاطب بنشیند طوری که بعدا با یادآوری شخصیتها و فضای داستان برایش مفهوم کتاب یادآور شود.
ترجمه آثار کودک با ترجمه آثار بزرگسال تفاوتهای زیادی دارد. در این کتاب، برای انتخاب واژهها و جملهبندی مناسب، مخاطب کودک را تا چه اندازه در نظر گرفتید؟ آیا گاهی لازم بود از ترجمه تحتاللفظی فاصله بگیرید؟
در ادبیات کودک وفاداری به متن به معنای ترجمه تک تک کلمات نیست. باید بتوان مفهوم و حس و خواسته نویسنده و محیطی را که نویسنده تصور کرده را نیز منتقل کرد. حتی من خودم ترک زبان هستم کلمات و ضربالمثلها و مفاهیم را نمیشود به همان صورت که بیان میکنیم به فارسی منتقل کرد و باید به دنبال معادل درست آن بود. درست است این کتاب به زبان ترکی استانبولی است اما مشابهتهای زبانی داریم و این من را به ترجمه بهتر یاری میرساند و همچنین تجربه بودن در بین افراد ترکیه برای من خالی از لطف نیست. در حین و بعد از ترجمه این کتاب گفتگویی با نویسنده نیز داشتم.
سعی کردم قبل از انتخاب واژه از خودم بپرسم «اگر این جمله را یک کودک فارسیزبان بخواند، آیا همان حس را دریافت میکند؟))) اگر چنین نبود ساختار و یا واژه را تغییر دادم به طوری که مفهوم اصلی تغییر نکند. به عنوان مثال عنوان کتاب بود که اگر همانند عنوان ترکی (?bugun nereye gidelim) ترجمه میکردم برای کودک فارسزبان از جذابیت و حس خوب آن در زبان ترکی کاسته میشد و موارد این چنینی دیگر.

کتاب قرار است در کنار سرگرم کردن کودک، دقت، تمرکز و پرسشگری او را تقویت کند. از نظر شما یک ترجمه خوب از چنین اثری تا چه اندازه باید به این کارکرد آموزشی و تربیتی توجه داشته باشد؟
مترجم نباید تبدیل به معلم کتاب شود. اگر کتاب میخواهد کودک را پرسشگر و خلاق سازد، این ویژگی باید از دل داستان بیرون آید نه این که مترجم آن را با توضیح اضافی به کودک تحمیل کند. اگر نویسنده کودک را به مشاهده، کشف، پرسش و فکر کردن دعوت کرده، مترجم باید همان فضا را حفظ کند. اما گاهی نیاز است که برخی واژهها برحسب سنت و فرهنگ کشور خودمان تغییر کنند و آن بخش از فرهنگ که مربوط به کشور دیگر است را منتقل نکند.
بیشتر به یادگیری از طریق تجربه باور دارم کودک وقتی خودش چیزی را کشف میکند، سوال میکند و به پاسخ آن دست مییاید، آن یادگیری ماندگارتر خواهد بود. این نگاه با رویکرد نویسنده نیز همخوان است. او تخیل، کشف و تجربه کودکانه را در کنار داستان همراه میسازد.
در ترجمه کتابهای کودک، گاهی شوخیها، بازیهای زبانی یا مفاهیمی که برای مخاطب زبان مبدأ آشنا هستند، در زبان مقصد همان تأثیر را ندارند. در «ماجراجویی با ون آبی کوچولو» با چنین مواردی مواجه شدید؟ برای انتقال حالوهوای آنها چه راهکاری داشتید؟
چیزی که در یک زبان طبیعی و شوخطبعی به نظر برسد، ممکن است در زبان دیگر این طور نباشد همانند اعتقادات و حرفهایی که در یک کشور رواج دارد و این عبارت نباید به صورت کلمه به کلمه ترجمه شوند تا بار معنایی آن کاسته شود بلکه باید با معادل مناسب آن در زبان مقصد جایگزین شود.
در چنین مواردی باید به هدف نویسنده و حسی که مدنظر او از بیان جمله بوده توجه کرد. البته در این کار باید توجه داشت که نباید صدای نویسنده را با صدای مترجم جایگزین کرد. هدف این است که همان صدا و هدف نویسنده به زبان مقصد منتقل شود.
در این کتاب نیز با چنین مواردی مواجه شدم و سعی کردم آن را به درستی به مخاطب منتقل کنم.
اگر بخواهید «ماجراجویی با ون آبی کوچولو» را در چند جمله به والدین و کودکان معرفی کنید، مهمترین ویژگیای که فکر میکنید این کتاب را از دیگر کتابهای ماجراجویانه کودک متمایز میکند چیست؟
مهمترین ویژگی (ماجراجویی با ون آبی کوچولو) این است که کودک را به دیدن، کشف کردن و همراه شدن با ماجرا دعوت میکند. حتی والد و تسهیلگر نیز همراه او به یافتن جزییات کتاب میپردازد.
این کتاب میتواند برای کودک شبیه سفر کوچک باشد که همراه خانواده جاده، طبیعت، شخصیتها، تصاویر و اتفاقهای پیشبینی نشده را در کنار هم تجربه میکند. اما مهمتر از رسیدن به مقصد خود مسیر است. اگر بخواهم به والدین سخنی را بگویم، این کتاب فرصتی است برای این که همیشه پاسخ سوالهای کودک را بدهیم، گاهی همراه او سوال کنیم، اجازه دهیم خودش بخشی از داستان را کشف کند. شاید همین نگاه یکی از زیباترین ویژگیهای ادبیات کودک باشد.
نظر شما