سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۴
لیلاز:‌ مسئله بر سر ایران مستقل است- 
 قهرمان‌پور: پذیرش جبر جغرافیایی به مسئولیت‌گریزی منجر می‌شود

سعید لیلاز گفت:‌این تصور که اگر ایران در موضوع غنی‌سازی زودتر کوتاه می‌آمد، جنگ اتفاق نمی‌افتاد، با تجربه تاریخی سازگار نیست. رحمان قهرمان‌پور:‌ اگر جغرافیا را به عنوان یک جبر مطلق در نظر بگیریم، نقش خودمان در شکل‌دادن به شرایط نادیده گرفته می‌شود.

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- ماهرخ ابراهیم‌پور؛ نشست نقد و بررسی کتاب «گلوگاه:‌ چرا جهان چشم از تنگه هرمز بر نمی‌دارد؟» نوشته ادوارد فیشمن ترجمه محسن ابراهیمی عصر دوشنبه ۱۳ مهرماه در فضای «در عین حال» کتابفروشی دی برگزار شد. در این نشست که با مدیریت متین غفاریان، روزنامه‌نگار برگزار شد،‌ سعید لیلاز،‌ تحلیل‌گر مسائل سیاسی و اقتصادی و رحمان قهرمان‌پور،‌ پژوهشگر و مترجم مسائل بین‌الملل سخنرانی کردند.

لیلاز:‌ مسئله بر سر ایران مستقل است
 قهرمان‌پور: پذیرش جبر جغرافیایی به مسئولیت‌گریزی منجر می‌شود

گلوگاه‌ها از جغرافیا به اقتصاد و سپس به فضای دیجیتال منتقل شده‌اند

سعید لیلاز اقتصاددان و تاریخ‌نگار درباره سازوکار تحریم‌ها، نسبت تحریم با مسائل داخلی ایران و جایگاه ژئوپلیتیک ایران سخن گفت و تأکید کرد که یکی از خطرات مهم، نسبت دادن مشکلات ناشی از سوءمدیریت و فساد داخلی به تحریم‌هاست؛ زیرا با رفع تحریم ممکن است این مشکلات همچنان باقی بمانند.

لیلاز با اشاره به تأثیر اختلافات جناحی بر روایت‌هایی که از واقعیت‌های ایران ارائه می‌شود، گفت: این وضعیت باعث شده است روایت‌های کاملاً نادرستی از یک واقعیت واحد مطرح شود؛ روایت‌هایی که ممکن است ما را به اشتباه بیندازند. یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌ها درباره مسئله تحریم‌ها نیز همین است که این روایت‌ها می‌توانند جامعه را گمراه کنند و در نهایت به تصمیم‌های نادرست منجر شوند.

او افزود: «تمام آثار منفی تحریم را قبول دارم؛اما مسئله این است که تحریم نباید تبدیل به روایتی شود که ما را از دیدن سایر عوامل مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور بازدارد.»

لیلاز با اشاره به یکی از محورهای اصلی کتاب «گلوگاه» گفت: جهان از دیرباز با مسئله گلوگاه‌ها مواجه بوده است. زمانی که بشر تکنولوژی پیشرفته‌ای نداشت، گلوگاه‌ها بیشتر ماهیت جغرافیایی داشتند؛ بعد این گلوگاه‌ها به حوزه اقتصاد منتقل شدند و امروز بخشی از آنها در حوزه دیجیتال شکل گرفته‌اند.

او ادامه داد: ظاهر این گلوگاه‌های دیجیتال می‌تواند ترسناک باشد، اما شکننده است. چرا که اگر اثرگذار بود، منجر به حمله نظامی نمی‌شد.

لیلاز با اشاره به تجربه کشورهای مختلف در مواجهه با تحریم‌ها اظهار کرد: اگر تاریخ تحریم‌های اقتصادی، دست‌کم از دوران ناپلئون به این سو، بررسی شود، نمونه‌ای پیدا نمی‌کنیم که تحریم اقتصادی به‌تنهایی توانسته باشد یک کشور را به طور کامل وادار به تغییر رفتار کند.

او در این زمینه به کوبا و عراق اشاره کرد و گفت: از یک جزیره کوچک در نزدیکی ایالات متحده تا عراق، تحریم‌های گسترده اعمال شده است؛ اما در نهایت در مواردی که تغییر اساسی سیاسی اتفاق افتاده، نیروی نظامی نیز وارد ماجرا شده است.

لیلاز افزود: در عراق حتی در دوره تحریم، محدودیت‌هایی تا حد اقلام بسیار ساده وجود داشت. برای مثال، درباره ممنوعیت ورود مداد گفته می‌شد که برخی مواد مورد استفاده در آن کاربرد دوگانه دارند و می‌توانند در صنایع نظامی، تغلیظ و غنی سازی کلاهک موشک‌های بالستیک استفاده شوند. با وجود چنین محدودیت‌هایی، تحریم اقتصادی به تنهایی نتوانست حکومت صدام را سرنگون کند و در نهایت اقدام نظامی انجام شد.

لیلاز:‌ مسئله بر سر ایران مستقل است
 قهرمان‌پور: پذیرش جبر جغرافیایی به مسئولیت‌گریزی منجر می‌شود
سعید لیلاز

تحریم در عصر دیجیتال نیز یک مسابقه دائمی است

لیلاز در ادامه با اشاره به ورود تحریم‌ها به عرصه دیجیتال گفت: در عصر دیجیتال نیز مسئله تحریم به یک مسابقه دائمی تبدیل شده است؛ اگر امروز یک شرکت جدید با نامی متفاوت ایجاد شود، ممکن است بتوان بخشی از محدودیت‌های اعمال‌شده را دور زد. بنابراین، نمی‌توان تصور کرد که ابزارهای دیجیتال، تحریم را به ابزاری مطلق و همیشگی تبدیل کرده‌اند.

اهمیت تنگه هرمز موضوع تازه‌ای نیست

لیلاز بخش دیگری از سخنان خود را به اهمیت تاریخی تنگه هرمز و خلیج فارس اختصاص داد و گفت: به نظر من، بخش مهمی از کتاب، فراتر از خود تحریم و جغرافیای آن، به این مسئله می‌پردازد که گلوگاه‌های جغرافیایی از چه زمانی اهمیت پیدا کرده‌اند.

او ادامه داد: ما دست‌کم از دوران صفویه می‌دانیم که تنگه هرمز و خلیج فارس اهمیت بسیار زیادی داشته‌اند. حتی انتقال پایتخت در دوره شاه عباس از قزوین به اصفهان را نیز می‌توان در چارچوب توجه به موقعیت جغرافیایی و مسائل مرتبط با خلیج فارس بررسی کرد.

لیلاز با اشاره به دوره مغول گفت: چنگیزخان نیز به اهمیت مسیرهای تجاری و اتصال راه‌های تجاری از شرق تا مدیترانه توجه داشت. بنابراین، اهمیت گلوگاه‌های جغرافیایی موضوع جدیدی نیست و نمی‌توان آن را صرفاً به جمهوری اسلامی، حکومت پهلوی یا تحولات معاصر نسبت داد. شاید بتوان گفت کاهنده است، چرا که قدرت در حوزه های مختلف در حال پراکندگی است.

وی همچنین با اشاره به تجربه روابط ایران با قدرت‌های خارجی در دوره‌های مختلف تاریخی، از ماجرای روابط هلندی‌ها با کریم‌خان زند و نیز مسئله هرات در دوره قاجار یاد کرد و گفت: این تجربه‌ها نشان می‌دهد که اهمیت جغرافیایی ایران و خلیج فارس، ریشه‌ای بسیار قدیمی‌تر از منازعات سیاسی امروز دارد؛ تا جایی که در دوره قاجاردر انتخاب میان هرات و بوشهر، ترجیح داد هرات را از دست بدهد.

اختلاف دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان آمریکا در قبال ایران را نباید بزرگ‌نمایی کرد

لیلاز یکی دیگر از محورهای کتاب را پاسخ به این تصور رایج در ایران دانست که سیاست دو حزب اصلی آمریکا در قبال ایران تفاوت بنیادی دارد.

او گفت: کتاب از این جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد تصور تفاوت بنیادین سیاست دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در قبال ایران چندان قابل اتکا نیست.

لیلاز با اشاره به روایت مطرح‌شده در کتاب از دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما گفت: زمانی که اوباما رئیس‌جمهور شد، تصمیم گرفت برخی افراد دولت قبلی را در کاخ سفید نگه دارد؛ از جمله افرادی که در حوزه تحریم و سیاست مرتبط با ایران تخصص داشت و وزیر دفاع آمریکا بود. این نشان می‌دهد که سیاست تحریمی آمریکا علیه ایران صرفاً محصول یک حزب نیست.

او با اشاره به دیدگاهی که اصلاح‌طلبان ایران را به دموکرات‌های آمریکا نزدیک می‌داند، گفت: نباید تصور کنیم که اگر دموکرات‌ها در آمریکا روی کار بیایند، الزاماً سیاست متفاوتی در قبال ایران دنبال خواهند کرد.

مسئله ایران و آمریکا فقط مسئله هسته‌ای نیست

لیلاز در ادامه با اشاره به موضوع هسته‌ای ایران گفت: یکی دیگر از نکات مهم کتاب این است که مسئله میان ایران و ایالات متحده را نباید صرفاً به پرونده هسته‌ای تقلیل داد. به اعتقاد من، مسئله اصلی، ژئوپلیتیک است.

او افزود: این تصور که اگر ایران در موضوع غنی‌سازی زودتر کوتاه می‌آمد، جنگ اتفاق نمی‌افتاد، با تجربه تاریخی سازگار نیست. ما زمانی با سطح پایین‌تر غنی‌سازی توافق کردیم و حتی توافق آن نوشته شد، اما بعدها در جریان جنگ، بسیاری از تأسیسات و دستاوردهای مرتبط با آن هدف قرار گرفت.

لیلاز گفت: بنابراین، دعوا صرفاً بر سر میزان غنی‌سازی نیست؛ مسئله بر سر ایران مستقل است، نه صرفاً اینکه ایران مسلمان باشد.

او برای توضیح این موضوع به وضعیت برخی کشورهای مسلمان از جمله عربستان اشاره کرد و گفت: اگر مسئله صرفاً اسلام یا مناسک مذهبی بود، رابطه آمریکا با بسیاری از کشورهای مسلمان نیز باید به همین شکل باشد؛ در حالی که چنین نیست.

ژئوپلیتیک همچنان نقش تعیین‌کننده دارد

لیلاز تأکید کرد: اینکه چه کسی در ایران حاکم باشد یا چه کسی در ایالات متحده رئیس‌جمهور باشد، در اصل مسئله ژئوپلیتیک ایران تغییر بنیادینی ایجاد نمی‌کند. این موضوع نشان می‌دهد که ژئوپلیتیک همچنان کار می‌کند.

او ادامه داد: ایران فقط به دلیل قرار گرفتن در یک گلوگاه دریایی اهمیت ندارد. اگر ایالات متحده بخواهد در آینده با چین وارد یک رویارویی جدی شود که به نظر می رسد گریزناپذیر است؛ باید تکلیف ایران را نیز در معادلات خود روشن کرده باشد. این یکی دیگر از آثار ژئوپلیتیک است.

لیلاز همچنین جنگ اوکراین و تحریم روسیه را از جمله عواملی دانست که یک فرصت جدید برای ایران ایجاد کرده است و گفت: ایجاد این پنجره ناشی از تحریم روسیه، در شرایط فعلی برای ایران کارکرد دارد؛ هرچند نباید تصور کرد که این وضعیت همه مشکلات ناشی از تحریم‌ها را حل می‌کند.آیا آمریکا به کمتر از تسلیم کامل ایران رضایت می دهد؟

آیا مسئله فقط رفع تحریم است؟

لیلاز در ادامه با طرح یک نگرانی اساسی گفت: من نگران این هستم که سوءمدیریت و فساد داخلی را به تحریم‌ها نسبت بدهیم و بعد تصور کنیم اگر تحریم برداشته شود، همه مشکلات حل خواهد شد؛ در حالی که ممکن است پس از رفع تحریم، بخش مهمی از مشکلات همچنان سر جای خود باقی بماند.

او افزود: این اتفاق را می‌توان در تجربه سال ۱۳۹۶ نیز بررسی کرد. اگر تحریم برداشته شود، طبیعتاً این اتفاق خوبی است، اما نباید تصور کنیم که با رفع تحریم، تمام مسائل اقتصادی و سیاسی کشور به طور خودکار حل خواهد شد.

تحریم عامل تعیین‌کننده دموکراسی یا دیکتاتوری نیست

لیلاز در بخش دیگری از سخنان خود، نسبت تحریم با دموکراسی را مورد بررسی قرار داد و گفت: اگر بخواهیم رابطه مستقیمی میان تحریم و دموکراسی برقرار کنیم، شواهد تاریخی چنین رابطه ساده‌ای را تأیید نمی‌کند.

او ادامه داد: تعداد کشورهای تحریم‌شده در جهان محدود است، اما تعداد کشورهایی که بر اساس معیارهای مختلف، غیردموکراتیک ارزیابی می‌شوند، بسیار بیشتر از کشورهای تحریم‌شده است. از جمله می توان به کشورهای آسیای جنوبی و مرکزی، آمریکای جنوبی و مرکزی اشاره کرد. بنابراین نمی‌توان گفت تحریم به تنهایی علت شکل‌گیری نظام‌های غیردموکراتیک است. دموکراسی یعنی توازن طبقات اجتماعی. یعنی نوعی تفاهم.

توازن اجتماعی، مسئله‌ای فراتر از تحریم

لیلاز در ادامه به مسئله تغییرات اجتماعی در ایران پرداخت و گفت: اینکه زنان در ایران، حتی در شرایط فشار اقتصادی، سیاسی و نظامی، همچنان به انتخاب‌های اجتماعی خود ادامه می‌دهند، نشان می‌دهد که همه تحولات اجتماعی را نمی‌توان به تحریم نسبت داد.

او افزود: پرسش مهم این است که چه زمانی گروه‌هایی که ظرفیت تولید خشونت دارند، به جای خشونت به سمت صلح می‌روند؟ پاسخ این است که زمانی که نان آنها در صلح بیشتر از نانشان در خشونت باشد.

لیلاز گفت: این موضوع را به دوستان امنیتی نیز گفته‌ام؛ امروز حتی دختران نوجوان و جوان می‌توانند بخشی از معادلات را تغییر دهند و این مسئله ارتباط مستقیمی با تحریم ندارد. مسئله، رسیدن به نوعی توازن اجتماعی و طبقاتی است.

او ادامه داد: اگر طبقه کارگر و طبقه متوسط ایران وضعیت و منافع خود را در چارچوب یک توازن اجتماعی جدید تعریف کنند، معادلات سیاسی نیز تغییر خواهد کرد. نمی‌توان انتظار داشت صرفاً با تغییر افراد یا شکل‌گیری دو حزب، مسائل پیچیده جامعه حل شود.

رفع تحریم به‌تنهایی کافی نیست

او گفت: نگرانی من این است که تحریم برداشته شود، اما سوءمدیریت، فساد و سایر مسائل داخلی همچنان باقی بماند.

لیلاز در پایان با اشاره به سابقه سیاسی و اقتصادی ایران پیش از انقلاب نیز گفت: ایران در دوره شاه دموکراتیک نبود و مشکلاتی از جمله فساد نیز وجود داشت؛ بنابراین نمی‌توان همه این مسائل را به تحریم‌های امروز نسبت داد.

لیلاز:‌ مسئله بر سر ایران مستقل است
 قهرمان‌پور: پذیرش جبر جغرافیایی به مسئولیت‌گریزی منجر می‌شود

تحریم؛ ابزار اعمال اراده در سیاست بین‌الملل

رحمان قهرمان‌پور دیگر سخنران این برنامه، با بررسی ابعاد مختلف تحریم‌ها در سیاست بین‌الملل، اقتصاد سیاسی، جامعه‌شناسی سیاسی و حقوق بین‌الملل، تحریم را یکی از ابزارهای دولت‌های بزرگ برای اعمال اراده خود بر دیگر کشورها دانست و گفت: تحریم‌ها در سال‌های اخیر از یک ابزار عمومی اقتصادی به سازوکاری هوشمند و متکی بر فناوری‌های جدید، از جمله هوش مصنوعی، تبدیل شده‌اند.

قهرمان‌پور در ابتدای سخنان خود گفت: از منظر سیاست بین‌الملل، مسئله اصلی این است که دولت‌ها و به‌خصوص قدرت‌های بزرگ و ابرقدرت‌ها چگونه اراده خود را بر دیگران تحمیل کنند. این مسئله دو شاخه اصلی دارد؛ یکی ابزار نظامی و دیگری ابزار اقتصادی.

او ادامه داد: ابزار نظامی می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد و سلاح هسته‌ای متعارف و یا نامتعارف نیز یکی از آنهاست. برای نمونه، در بحران کوبا، اتحاد جماهیر شوروی در مقابل آمریکا درنهایت عقب‌نشینی کرد. در کنار ابزار نظامی، در نظام برتون وودز، مخصوصاً بعد از جنگ سرد ، ابزار اقتصادی است که به عنوان یکی از ابزارهای اعمال قدرت مطرح شد که موضوع بحث این کتاب است.

قهرمان‌پور با اشاره به ادبیات موجود درباره «سلاح‌سازی از اقتصاد» و «جنگ مالی» گفت: از منظر سیاست بین‌الملل، چه ابزار نظامی و چه ابزار اقتصادی، در نهایت وسیله‌ای برای تحمیل و اعمال اراده دولت‌ها هستند.

از فشار حداکثری تا تلفیق فشار اقتصادی و نظامی

این پژوهشگر در ادامه به تحول نگاه آمریکا به تحریم‌ها پرداخت و گفت: پس از جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ و شکست آمریکا در آن، خوش‌بینی نسبت به استفاده از ابزار نظامی کاهش پیدا کرد و بحث تحریم‌ها دوباره جدی شد.

او افزود: در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، سیاست «فشار حداکثری» در قبال ایران دنبال شد؛ یعنی استفاده حداکثری از ابزارهای قدرت اقتصادی.

قهرمان‌پور ادامه داد: اما در دوره دوم، مشاوران ترامپ به این نتیجه رسیدند که یک سیاست صرفاً اقتصادی جواب نمی‌دهد و دوباره تلفیق قدرت نظامی و فشار اقتصادی در دستور کار قرار گرفته است.

او این رویکرد را در ادبیات روابط بین‌الملل، «دیپلماسی اجبار» دانست و گفت: مفهوم دیپلماسی اجبار، تلفیق ابزار نظامی و اقتصادی به صورت همزمان است؛ زیرا ابزار اقتصادی صرف، در مواردی نتیجه مورد نظر را ایجاد نمی‌کند.

قهرمان‌پور با اشاره به تجربه ایران گفت: از منظر سیاست بین الملل ایران در برابر فشارهای اقتصادی ترامپ کرنش نشان نداده است و همین مسئله یکی از دلایلی است که موجب شده ترکیب ابزارهای مختلف قدرت مورد توجه قرار گیرد.

هژمونی دلار و شکل‌گیری امکان تحریم‌های گسترده

قهرمان‌پور در ادامه، موضوع را از منظر اقتصاد سیاسی بین‌الملل بررسی کرد و گفت: از این منظر، به‌هم‌پیوستگی نظام مالی جهان، جهانی‌شدن اقتصاد، یکپارچگی اقتصاد جهانی و مهم‌تر از همه، جایگاه دلار به عنوان پول هژمونیک جهان، به آمریکا امکان داده است از ابزار تحریم در اقتصاد جهانی استفاده کند.

او توضیح داد: برای نمونه، اوراق خزانه‌داری آمریکا در سطح جهان فروخته می‌شود. این مسئله با وضعیت کشوری مانند ایران که انتشار پول آن عمدتاً در محدوده اقتصاد داخلی اثر می‌گذارد، تفاوت دارد و ریشه آن را باید در هژمونی دلار جست‌وجو کرد.

قهرمان‌پور گفت: نظام برتون وودز، جهانی‌شدن اقتصاد و مهم‌تر از همه هوشمندشدن نظام مالی جهانی، این امکان را برای آمریکا ایجاد کرده که از ابزار تحریم‌ها در اقتصاد جهانی استفاده کند.

تحریم‌ها از تحریم یک کشور به تحریم شبکه‌ها رسیده‌اند

این پژوهشگر با اشاره به تحول تاریخی تحریم‌ها گفت: در عراق نیز تحریم داشتیم؛ نمونه آن برنامه «نفت در برابر غذا» بود. در آن دوره، تحریم‌های اقتصادی به شکل نسبتاً عمومی اعمال می‌شد؛ به این معنا که عراق می‌توانست نفت خود را بفروشد و در مقابل، برخی کالاهای اساسی را خریداری کند.

او ادامه داد: اما با ظهور فناوری‌های جدید و هوش مصنوعی، با نوع دیگری از تحریم‌ها یعنی «تحریم‌های هوشمند» مواجه شده‌ایم. دیگر لازم نیست یک دولت به طور کامل تحریم شود؛ بلکه ممکن است یک شرکت یا بانک مشخص از دسترسی به شبکه مالی محروم شود.

قهرمان‌پور این روند را بخشی از تحول در شیوه استفاده از ابزارهای اقتصادی مانند دلار و شبکه سوئیفت دانست و گفت: از منظر اقتصاد سیاسی بین‌الملل، نوآوری در اعمال تحریم‌ها یک فناوری است که روزبه‌روز گسترش پیدا می‌کند و هوشمندتر می‌شود.

هوش مصنوعی، سرعت شناسایی شبکه‌های تحریمی را افزایش داده است

قهرمان‌پور در ادامه به نقش فناوری‌های جدید در اعمال تحریم‌ها اشاره کرد و گفت: در یک نمونه اخیر یکی از تحلیل گران بریتانیایی نوشته بود، میزان فشاری که تحریم‌ها در یک ماه به ایران وارد کرده‌اند، با فشاری که در سال‌های گذشته از سال 2010 تا 2025 و در یک بازه زمانی طولانی‌تر وارد شده، مقایسه شده است. علت این تفاوت را باید در هوشمندترشدن نظام مالی جست‌وجو کرد.

او توضیح داد: امروز دیگر الزاماً نیازی نیست یک فرد ساعت‌ها بنشیند و مسیر انتقال یک پول یا ارتباط مالی را بررسی کند. سامانه‌های متکی بر هوش مصنوعی می‌توانند شبکه‌های ارتباطی را شناسایی کنند.

قهرمان‌پور افزود: حتی اگر یک بانک تحریم‌شده، نشانی آشکاری از تبادل مالی با ایران نداشته باشد، ابزارهای جدید می‌توانند تا سه لایه از شرکت‌ها، افراد و نهادهایی را که به نوعی با شبکه مورد نظر ارتباط دارند، شناسایی کنند و در ادامه منجربه تحریم آنها شود.

او با اشاره به نمونه‌ای از یک شبکه فعال در دوبی گفت: یکی از شبکه‌های بزرگی که در ایران فعالیت می‌کرد و در دوبی نیز حضور داشت، چند ماه پیش شناسایی شد. این نمونه‌ها نشان می‌دهد که نوآوری در اعمال تحریم‌ها روزبه‌روز بیشتر به فناوری و هوش مصنوعی متکی می‌شود و سرعت شناسایی شبکه‌های مرتبط با ایران و حتی سایر کشورها افزایش یافته است.

تحریم‌ها از منظر حقوق بین‌الملل و حقوق بشر

قهرمان‌پور در ادامه، به موضوع تحریم‌ها از منظر حقوق بین‌الملل پرداخت و گفت: یکی از مباحث جدی، این است که تحریم‌ها تا چه اندازه ناقض حقوق بشر دوستانه و حقوق اساسی انسان‌ها، از جمله حق دسترسی به آزادی، غذا، دارو، مسکن و سایر نیازهای اساسی است.

او افزود: درست است که در سال‌های اخیر با اعتراضات انجام شده، برخی اقلام و فعالیت‌های بشردوستانه از تحریم‌ها مستثنی شده‌اند؛ برای مثال، در حوزه دارو، امور بشردوستانه، سفرهای زیارتی یا درمانی استثناهایی در نظر گرفته شده است، اما متخصصان امور بین‌الملل همچنان از منتقدان جدی اعمال تحریم‌ها هستند.

قهرمان‌پور گفت: دلیل این انتقاد آن است که تحریم‌ها در بلندمدت جوامع را تضعیف می‌کنند، تعداد اقشار فقیر را افزایش می‌دهند و دسترسی به دارو و کالاهای اساسی را دشوار می‌کنند.

او با اشاره به تجربه عراق گفت: این مسئله را در عراق به‌وضوح مشاهده کردیم و در سال‌های پایانی حکومت صدام، تصاویر و گزارش‌های زیادی درباره آثار تحریم‌ها بر زندگی مردم منتشر می‌شد. بنابراین در حقوق بین الملل نگاه مثبتی به این مساله وجود ندارد.

نقد «جبر جغرافیایی» و روایت قربانی بودن ایران

قهرمان‌پور در بخش دیگری از سخنان خود، به مسئله جغرافیا و رویکردهای ژئوپلیتیکی به عنوان بعد چهارم مساله پرداخت و گفت: در سال‌های اخیر موجی از ژئوپلیتیک‌گرایی شکل گرفته که بنظرم در ایران کمی درباره آن اغراق شده است، همه تحولات جهان را با جغرافیا و ژئوپلیتیک توضیح دهد.

او افزود: یکی از نقدهای اصلی من به رویکرد «جبر جغرافیایی» این است که این نگاه بیش از اندازه جبرگرایانه است؛ اما باید دید جایگاه ایران کجاست؟ ما چکار می‌توانستیم انجام دهیم تا مانع تحریم شویم؟ وقتی شما در جبر جغرافیا قرار می گیرید، گویی همه دنیا به شما چشم دوخته و شما هیچ اراده‌ای ندارید.

قهرمان‌پور ادامه داد: اگر بگوییم ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود محکوم است که همیشه تنها، منزوی و تحت تحریم و فشار باشد، در واقع نقش سیاست‌گذار و تصمیم‌های انسانی را نادیده گرفته‌ایم. این موضوع راه را برای سیاستمدار باز می کند به این معنا که گفته شود «من تلاش خودم را کردم، اما جغرافیا اجازه نداد».

جبر جغرافیایی و شکل‌گیری روایت هویت قربانی

قهرمان‌پور این مسئله را با نوعی روایت تاریخی و هویتی در ایران مرتبط دانست و گفت: در بخشی از روایت‌های تاریخی، ایران همواره به عنوان قربانی تاریخ معرفی می‌شود؛ اینکه دیگران با ما چنین کردند، مغول‌ها چنین کردند، اعراب چنین کردند و ما قربانی حوادث تاریخی بودیم.

او افزود: در این روایت، سؤال مهم این است که «نقش خود ما چه بوده است؟» اگر جغرافیا را به عنوان یک جبر مطلق در نظر بگیریم، نقش خودمان در شکل‌دادن به شرایط نادیده گرفته می‌شود.

قهرمان‌پور گفت: این مسئله (جبرجغرافیایی) می‌تواند به نوعی مسئولیت‌گریزی منجر شود؛ یعنی گفته شود ما تلاش خود را کردیم و نشد، در حالی که باید درباره نقش سیاست‌گذاری و تصمیم‌های انسانی نیز پرسش کرد.

تحریم‌ها و تغییر ساختار طبقاتی جامعه

این پژوهشگر در ادامه، از منظر جامعه‌شناسی سیاسی به آثار تحریم‌ها پرداخت و گفت: یکی از مهم‌ترین پیامدهای تحریم، جابه‌جایی و تغییر ساختار طبقاتی است.

او با اشاره به تجربه کشورهایی مانند کوبا، عراق، ونزوئلا و روسیه گفت: تحریم‌های خارجی می‌توانند به شکل‌گیری یک طبقه الیگارشی ثروتمند و انحصارگرا کمک کنند؛ طبقه‌ای که تخصص و توانایی اصلی آن عبور از تحریم‌ها و ایجاد ارتباط با رأس قدرت است. این گروه‌ها می‌توانند به پول‌های بادآورده و منابع مالی بسیار بزرگ دسترسی پیدا کنند و در نتیجه ساختار طبقاتی جامعه را تغییر دهند.

او درباره ایران نیز گفت: در ایران نیز شاهد شکل‌گیری شبکه‌هایی بوده‌ایم که تخصص آنها شکستن تحریم‌هاست؛ افرادی که در این شبکه‌ها قرار می‌گیرند و از طریق ارتباطات مختلف، امکان عبور از محدودیت‌ها را پیدا می‌کنند.

تضعیف طبقه متوسط و کاهش چشم‌انداز دموکراسی

قهرمان‌پور ادامه داد: از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، یکی از آثار مهم تحریم‌ها می‌تواند تضعیف طبقه متوسط باشد.

او گفت: اگر طبقه متوسط را از منظر فلسفه سیاسی، یکی از لنگرگاه‌های ثبات جامعه و دموکراسی بدانیم، تضعیف آن می‌تواند چشم‌انداز گذار دموکراتیک را نیز ضعیف کند.

قهرمان‌پور افزود: حتی در شرایطی که دولت تحت تحریم از بین برود، مانند آنچه در عراق یا سوریه اتفاق افتاد، ممکن است طبقه متوسط به اندازه‌ای تضعیف شده باشد که نتواند نقش مؤثری در هدایت فرآیند گذار به دموکراسی ایفا کند. در بسیاری از کشورهایی که با تحریم مواجه بوده‌اند، چنین پیامدی را مشاهده کرده‌ایم.

تحریم‌ها و تضعیف امکان توسعه اقتصادی

قهرمان‌پور در ادامه، یکی دیگر از پیامدهای مهم تحریم را تضعیف چشم‌انداز توسعه اقتصادی دانست و گفت: همان‌طور که تحریم می‌تواند چشم‌انداز دموکراسی را تضعیف کند، چشم‌انداز توسعه اقتصادی را نیز به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد.

او افزود: این اتفاق از طریق گسترش فساد و ناکارآمدی بوروکراتیک رخ می‌دهد و در نهایت می‌تواند چشم‌انداز توسعه را تضعیف کند و از بین ببرد.

قهرمان‌پور با اشاره به دیدگاه‌هایی که امکان توسعه در شرایط تحریم را مطرح می‌کنند، گفت: افرادی در ایران معتقدند می‌توان در شرایط تحریم نیز توسعه پیدا کرد، اما من تاکنون ادبیات قانع‌کننده‌ای ندیده‌ام که توضیح دهد چگونه می‌توان در شرایط تحریم به توسعه پایدار دست یافت.

او تأکید کرد: بنابراین، علاوه بر خطری که تحریم‌ها برای دموکراسی دارند، پیامد مهم دیگر آنها تضعیف امکان توسعه اقتصادی است. کشورهای ضعیف‌تر نیز معمولاً ظرفیت کمتری برای شکل‌گیری دموکراسی پایدار دارند و حتی اگر مانند کشورهایی چون هندوراس، بنگلادش و ارمنستان دموکراسی برگزار کنند، نشان می دهد که به دموکراسی شکننده ای رسیده‌اند.

بُعد انسانی تحریم‌ها

قهرمان‌پور در بخش پایانی سخنان خود بر بُعد انسانی تحریم‌ها تأکید کرد و گفت: این بُعد شاید کمتر مورد توجه قرار گیرد، اما باید پرسید تحریم‌ها چه تأثیری بر زندگی انسان‌ها دارند؟

او افزود: میلیون‌ها نفر به داروهای حساس نیاز دارند، میلیون‌ها نفر با بیماری‌های خاص زندگی می‌کنند و افراد دارای معلولیت یا سالمندان نیز گروه‌هایی هستند که می‌توانند از پیامدهای تحریم آسیب ببینند.

قهرمان‌پور به مسئله خانواده‌های ایرانی خارج از کشور نیز اشاره کرد و گفت: ایران مانند بسیاری از کشورهای دیگر، جمعیت مهاجر قابل توجهی دارد و خانواده‌های زیادی در ایران اعضایی دارند که در خارج از کشور زندگی می‌کنند. این خانواده‌ها برای حفظ ارتباط خود به رفت‌وآمد، انتقال پول و امکان دیدار نیاز دارند.

او ادامه داد: برای مثال، ممکن است یک زن و شوهر سالمند برای دیدن فرزندان و نوه‌های خود درخواست ویزا بدهند، اما با محدودیت مواجه شوند. بنابراین، مسئله تحریم فقط یک مسئله اقتصادی یا سیاسی نیست و آثار انسانی آن نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

قهرمان‌پور در پایان تأکید کرد: در کشورهای مختلف، پژوهش‌های زیادی درباره آثار انسانی تحریم‌ها بر گروه‌های خاص، از جمله افراد دارای معلولیت، سالمندان و بیمارانی که به داروهای خاص نیاز دارند، انجام شده است و این بُعد انسانی باید در ارزیابی سیاست تحریم مورد توجه قرار گیرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها