به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «بازخوانی مشروطه در افق ایران امروز» با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران تاریخ معاصر برگزار شد و سخنرانان این نشست (هاشم آقاجری، داریوش رحمانیان، علیرضا ملائیتوانی و محمد بیطرفان) ضمن بررسی دستاوردها و موانع تاریخی انقلاب مشروطه، بر تداوم مسئله قانونگرایی، شهروندی، آزادی، برابری و حاکمیت مردم در جامعه ایران تأکید کردند. در این نشست، نسبت آرمانهای انقلاب مشروطه با مسائل امروز ایران، عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر سرنوشت این انقلاب، شکاف میان ایدههای مشروطه و فرایند تحقق آنها و نقش قدرتهای خارجی و منافع نفتی در تحولات پس از مشروطه بررسی شد.
غلامرضا امیرخانی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، با تأکید بر اهمیت بازخوانی رویدادهایی تاریخی همچون مشروطه گفت: «رویداد مشروطه در تاریخ ایران از چنان اهمیتی برخوردار است که باید نشستهای متعدد و مستمری برای بررسی آن از زوایای گوناگون برگزار شود.»
وی ادامه داد: «مشروطه ابعاد پیچیده و کمتر دیدهشدهای دارد که پژوهشگران را به بازنگری و بازخوانی مداوم آن فرامیخواند. برای نمونه، تنها ۱۴ سال پس از این تحول مهم، با ظهور سردار سپه و شکلگیری نوعی دیکتاتوری مواجه میشویم؛ روندی که به تأسیس سلسلهای جدید انجامید و پیامدهای گستردهای در تاریخ ایران بر جای گذاشت. وجود چنین پیچیدگیهایی، ضرورت برگزاری این نشستها و بررسی مستمر مشروطه را آشکار میکند.»
در ادامه، محمد بیطرفان، دبیر نشست، با اشاره به دیرپایی تأثیر تحولات تاریخی در جوامع مختلف گفت: «پیامدهای تحولاتی مانند مشروطه، چهبسا یک قرن یا بیشتر پس از وقوع آنها آشکار شود. برای نمونه، انسان ایرانی که آگاهی گستردهای از تحولات سیاسی و فکری جهان پیرامون خود نداشت، در فاصلهای کوتاه به جهان نوینی وارد شد و خود را در مواجههای تازه با مسئله استبداد یافت.»
بیطرفان ادامه داد: «مشروطه زمینه گذار از رعیت به شهروند را فراهم کرد؛ اما جامعه ایرانی هنوز درک روشن و دقیقی از مفهوم شهروندی نداشت. شهروند از حقوق و وظایف مشخصی برخوردار است، درحالیکه انسان ایرانی در جهان پس از مشروطه، آگاهی کافی و دقیقی از این حقوق و وظایف نداشت.»
آقاجری: ایران هنوز میان رعیتبودگی و شهروندبودگی در تعلیق است
هاشم آقاجری، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس، سخنان خود را با عنوان «مشروطیت؛ پروژه ناتمام» آغاز کرد و گفت: «سخنگفتن از مشروطیت با توجه به شرایط دشوار امروز، در عین سادگی، بحثی پیچیده اما از منظر تاریخی ضروری و مبرم است؛ زیرا جامعه ایران همچنان با همان مسئلهای مواجه است که نسلهای گذشته در ۱۲۰ سال اخیر با آن روبهرو بودهاند.»
وی افزود: «تا زمانی که مسئله تاریخی مشروطیت بلاموضوع نشده باشد، بحث درباره آن نهتنها موضوعیت دارد، بلکه حیاتی است. واقعیت این است که پس از ۱۲۰ سال هنوز از ایده شهروند به واقعیت شهروند عبور نکردهایم و به لحاظ تاریخی، میان رعیتبودگی و شهروندبودگی در تعلیق قرار داریم.»
آقاجری، تحلیل تاریخ معاصر ایران را نیازمند توجه همزمان به سه سطح جامعه و نیروهای اجتماعی، دولت و نظام سیاسی و همچنین نظام بینالملل دانست و افزود: «در دو سده اخیر، این سه سطح بیش از گذشته درهمتنیده شدهاند. قرارگرفتن ایران در موقعیتی پیرامونی و نیمهاستعماری و همجواری با روسیه تزاری در شمال و امپراتوری بریتانیا در جنوب، نقش عامل خارجی را در تحولات تاریخی ایران بسیار پررنگ کرد؛ هرچند این عامل هیچگاه تنها عامل تعیینکننده نبود.»
استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس، مشروطیت را پاسخی از سوی نخبگان ایران به بحرانهای انباشته سده نوزدهم توصیف کرد و گفت: «وابستگی به روسیه و انگلیس، توسعهنیافتگی، ضعف دولت، فقر، بیعدالتی، فقدان استقلال واقعی و نبود آزادی و حقوق مردم، مجموعه بحرانهایی بودند که در پروژه مشروطیت صورتبندی شدند.»
وی منورالفکران، دیوانیان تجددخواه، تجار و روحانیان نوگرا را چهار گروه اصلی در شکلگیری این پروژه برشمرد و ادامه داد: «مشروطیت حاصل به بنبست رسیدن حدود یک قرن تلاش اصلاحطلبانه از بالا و درون ساختار سیاسی بود؛ تلاشهایی که از قائممقامها تا امیرکبیر، سپهسالار و دیگر اصلاحگران امتداد داشت.»
آقاجری با بیان اینکه مشروطهخواهان اصلاح ساختار سیاسی و حقوقی را نقطه آغاز حل بحرانهای ایران میدانستند، افزود: «هدف، گذار از استبداد و تبدیل رعیت به شهروند، ایجاد تناسب میان قدرت و مسئولیت، پاسخگوکردن صاحبان قدرت، تمرکززدایی، تفکیک قوا، پذیرش اصل نمایندگی و تحقق آزادی و برابری بود. شکلگیری انجمنها، اتحادیهها، مطبوعات، نهادهای مدنی و انجمنهای ایالتی و ولایتی نیز بخشی از همین برنامه به شمار میرفت.»
وی با اشاره به موانع پیش روی مشروطیت در فاصله سالهای ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۹ گفت: «تعارض شرع و قانون، جریان مشروعهخواهی، استبداد محمدعلیشاه، فقدان فرهنگ سیاسی لازم در میان بخشی از نخبگان، بیثباتی کابینهها، گسترش خشونت و ترور، جنگ جهانی اول و مداخلات روسیه و انگلیس، امکان تحقق کامل این پروژه را از میان بردند.»
آقاجری افزود: «مشروطیت و دموکراسی به نخبگانی نیاز داشت که سازوکار مذاکره و مصالحه را بشناسند؛ اما از مجلس دوم به بعد، اختلافها در بسیاری از موارد از طریق خشونت و حذف رقیب حلوفصل شد. در کنار آن، قراردادهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵، اولتیماتوم روسیه برای برکناری مورگان شوستر، حمله به تبریز، به توپ بستن حرم امام رضا(ع) و پیامدهای جنگ جهانی اول، بر بحرانهای داخلی افزودند.»
وی ادامه داد: «گسترش ناامنی، فقر و بیثباتی بهتدریج اولویت بخشی از روشنفکران و رجال سیاسی را تغییر داد و نظم، امنیت و ایجاد یک حکومت مرکزی مقتدر جای آزادی، دموکراسی، مشارکت مردم و پارلمان مستقل را گرفت. در چنین شرایطی، زمینه برای انحراف از پروژه مشروطیت و کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ فراهم شد.»
این استاد دانشگاه، مشروطیت، نهضت ملی و انقلاب سال ۱۳۵۷ را سه لحظه مهم و سرنوشتساز تاریخ ایران در قرن بیستم دانست و گفت: «در دوره رضاشاه، مدرنیزاسیون در بخشهایی مانند ارتش، دیوانسالاری و ساختوسازهای جدید دنبال شد، اما روح مدرنیته، یعنی تبدیل رعیت به شهروند، حکومت قانون، نظام نمایندگی، پاسخگویی، آزادی، برابری و مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود، کنار گذاشته شد.»
آقاجری در پایان با اشاره به تفاوت جامعه امروز با جامعه عصر مشروطه اظهار کرد: «در دوره مشروطیت، نخبگان از بخش بزرگی از جامعه جلوتر بودند؛ اما امروز جامعه ایران در بسیاری از زمینهها از نخبگان قدرت پیش افتاده است و این تحول در تعیین مسیر آینده نقش مهمی خواهد داشت.»
ملائیتوانی: مشروطه راه ناتمام آزادی است، اما شکست تاریخی نخورده است
علیرضا ملائیتوانی، رئیس پژوهشکده اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، انقلاب مشروطه را جنبشی بزرگ، تأثیرگذار اما مظلوم توصیف کرد و گفت: «پس از پیروزی مشروطه، نظام مشروطهخواه به دلیل مواجهه با بحرانهای متعدد، کارشکنی مخالفان داخلی و فشار قدرتهای خارجی نتوانست روایت جامعی از این انقلاب برای نسلهای بعدی برجای بگذارد.»
وی افزود: «بهاستثنای دو یا سه دهه اخیر، در بخش بزرگی از یکصد سال گذشته، تاریخ مشروطه ایران بهدرستی و از زوایای مختلف مطالعه نشده است. در دوره رضاشاه مجالی برای این کار وجود نداشت و تنها در دهه ۱۳۲۰ فضایی نسبی برای انتشار خاطرات و متون مربوط به مشروطه ایجاد شد؛ اما پس از کودتای ۲۸ مرداد، این فرصت نیز بار دیگر از میان رفت.»
ملائیتوانی با بیان اینکه مشروطهپژوهی در دو دهه اخیر رونق بیشتری یافته است، ادامه داد: «ادبیاتی که درباره انقلاب مشروطه تولید کردهایم، در مقایسه با عظمت و اهمیت این انقلاب بسیار اندک است. مشروطه ابعاد و زوایای فراوانی دارد که همچنان به مطالعات جدی و گسترده نیازمند است.»
رئیس پژوهشکده اسناد، مشروطه را نخستین پاسخ عملی و نظری ایرانیان به مسئله مدرنیته دانست و گفت: «انقلاب مشروطه تلاشی از سوی نخبگان، اندیشمندان و کنشگران ایرانی برای سهیمکردن ایران در میراث مدرنیته بود. ظرفیتهای محدود جامعه آن روز اجازه تحقق کامل این هدف را نمیداد، اما در یک فرایند تاریخی ۱۲۰ ساله، لایههای مختلف جامعه ایران بهتدریج با این اندیشهها مواجه شدند.»
وی افزود: «مشروطه چکیدهای از آرمانهای انسان مدرن، از جمله آزادی، عدالت و بازسازی ساختارها و نهادهای جامعه بود. به همین دلیل، جنبش مشروطه همچنان زنده و پویاست و در گذر زمان، ظرفیتها و لایههای تازهای از خود را آشکار میکند.»
ملائیتوانی جلوگیری از زوال و انحطاط جامعه ایران را یکی از مهمترین دستاوردهای مشروطه برشمرد و گفت: «ایران در آستانه مشروطه، از نظر اقتصادی به کشوری پیرامونی، تولیدکننده مواد خام و مصرفکننده کالاهای صنعتی تبدیل شده بود و از نظر سیاسی نیز در موقعیتی نیمهاستعماری قرار داشت. انقلاب مشروطه این روند را متوقف کرد و راه را برای اندیشیدن و عملکردن در مسیرهای تازه گشود.»
وی ادامه داد: «مشروطه فرصتی فراهم کرد تا ایرانیان درباره موقعیت تاریخی خود، پشتوانههای فرهنگی و تمدنی و مسیر ورود به جهان جدید بیندیشند. مشروطهخواهان نیز برای ایجاد نهادهای جدید تلاش کردند؛ اما مشکلات ساختاری داخلی، فشار نظام بینالملل و کارشکنی جریانهای ضد مشروطه مانع تحقق کامل این آرمانها شد.»
رئیس پژوهشکده اسناد تأکید کرد: «مشروطه را میتوان «راه ناتمام آزادی» دانست؛ راهی که مشروطهخواهان بخشی از آن را پیمودند و افقهای تازهای گشودند. این جنبش با ناکامیها و فروبستگیهایی مواجه شد، اما شکست تاریخی نخورد؛ زیرا همچنان بهعنوان نظریهای درباره دولت، دموکراسی و حکومت قانون، زنده و قابل بازخوانی است.»
وی با مقایسه شرایط امروز ایران با سالهای منتهی به انقلاب مشروطه گفت: «بیاعتمادی به حکومت، نارضایتی از فساد، مهاجرت نخبگان، فشار قدرتهای خارجی، احساس عقبماندگی در مقایسه با کشورهای همسایه و ابهام درباره آینده، از شباهتهای دو دوره است. کنشگران عصر مشروطه، مشروطیت را راهی برای خروج از آن وضعیت میدانستند و امروز نیز باید برای تحقق آن خواستهها تدابیر متناسب با شرایط جدید اندیشید.»
ملائیتوانی یکی از درخشانترین دستاوردهای مشروطه را تغییر صورت مسئله حکومت دانست و افزود: «ایرانیان در جریان مشروطه، بهجای پرسش «چه کسی باید حکومت کند؟» این پرسش را مطرح کردند که «چگونه باید حکومت کرد؟» همچنین مبنای مشروعیت سیاسی از امری آسمانی و قدسی به قراردادی اجتماعی، عرفی، زمینی و متکی بر رأی مردم تبدیل شد.»
وی جامعه چندصدایی، تعلق ایران به همه ایرانیان، اندیشیدن به تأسیس ملت مدرن و جایگزینی حکومت قانون بهجای اراده فردی را از دیگر دستاوردهای انقلاب مشروطه برشمرد و گفت: «قانونخواهی مهمترین تدبیر بشر برای جلوگیری از خودکامگی، فساد و انحراف در حوزههای سیاسی و اقتصادی است و مشروطه این مسیر را در برابر جامعه ایران گشود.»
رحمانیان: نقش نفت در سرنوشت مشروطه باید دوباره بررسی شود
داریوش رحمانیان، استاد تاریخ دانشگاه تهران، سخنان خود را با عنوان «مشروطه نفتی» ارائه کرد و گفت: «تاریخ را میتوان از منظرهای گوناگون و با رویکردهای ساختاری، ارادهگرایانه، نهادگرایانه، گفتمانی یا فرهنگی مطالعه کرد و هر یک از این رویکردها بخشی از واقعیت تاریخی را روشن میکنند.»
وی با اشاره به روش پسرونده در تاریخنگاری افزود: «برای شناخت گذشته، همیشه لازم نیست حرکت را از گذشته آغاز کنیم و به زمان حال برسیم؛ بلکه میتوان با مطالعه وضعیت امروز و شواهد موجود، پرسشهایی را درباره گذشته مطرح کرد و از اکنون به سوی تاریخ حرکت کرد.»
رحمانیان در ادامه این پرسش را مطرح کرد که اگر شکاف میان ملت و دولت در ایران برطرف شود و حکومتی ملی، مردمگرا، قانونمدار و پذیرای تکثر جامعه شکل بگیرد، چه تأثیری بر موقعیت ایران و منافع قدرتهای منطقهای و جهانی خواهد گذاشت؟
وی گفت: «این فرضیه را باید با احتیاط مطرح کرد و نباید آن را به کلانروایتی برای توضیح همه واقعیتها تبدیل کرد؛ اما میتوان بررسی کرد که آیا شکلگیری ایرانی دموکراتیک و قانونمدار با منافع برخی قدرتهای خارجی تعارض پیدا میکند یا خیر.»
این استاد تاریخ، موقعیت جغرافیایی، انسانی، فرهنگی و سیاسی ایران را پیچیده و حساس دانست و افزود: «ایران از دیرباز به تعبیر رنه گروسه «چهارراه ملل» بوده است اما در عصر جدید، با دگرگونی جغرافیای سیاسی، تحولات اقتصاد جهانی، جابهجایی قدرتها و ورود نفت به مناسبات بینالمللی، این موقعیت پیچیدهتر شده است.»
وی با اشاره به دیدگاههای پژوهشگرانی چون فریدون آدمیت، روحالله رمضانی و منصور بنکداریان درباره تأثیر نظام بینالملل بر تحولات ایران گفت: «موقعیت ایران در سیاست بینالملل سدههای نوزدهم و بیستم بهگونهای بود که در مواردی، توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران با منافع قدرتهای مسلط همخوانی نداشت.»
رحمانیان درباره تعبیر «مشروطه نفتی» توضیح داد: «در سال ۱۹۰۶ میلادی، همزمان با انقلاب مشروطه، هنوز نفت در ایران کشف نشده و اهمیت راهبردی آن نیز به شکل دهههای بعد آشکار نشده بود. همین موضوع موجب شده است بسیاری از پژوهشگران، نقش نفت را در سرنوشت انقلاب مشروطه کمتر مورد توجه قرار دهند.»
وی افزود: «با این حال، میتوان با استفاده از شواهد تاریخی نشان داد که اهمیت آینده نفت در سالهای ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۶ برای شماری از سیاستمداران و نخبگان انگلیسی و فرانسوی آشکار شده بود. بنابراین باید تأثیر منافع نفتی را بر تحولات مشروطه، قرارداد ۱۹۰۷ و سیاست قدرتهای خارجی با دقت بیشتری بررسی کرد.»
استاد تاریخ دانشگاه تهران با اشاره به طرح موضوع امتیازنامه دارسی در مجلس اول گفت: «نمایندگان مجلس نسبت به فعالیتهای مرتبط با این امتیازنامه در جنوب ایران حساس شده بودند و درباره ابعاد اقتصادی، سیاسی و امنیتی آن هشدار میدادند. این حساسیت نشان میدهد که انقلاب مشروطه، در کنار مبارزه با استبداد، واجد سویهای ضد استعماری نیز بود.»
وی ادامه داد: «قرارداد ۱۹۰۷ در زمانی منعقد شد که رقابت دیرینه روسیه و انگلیس در ایران به نوعی همگرایی تبدیل شده بود. نگرانی انگلیس از منافع در حال شکلگیری نفتی و نگرانی روسیه تزاری از گسترش یک جنبش ملی و دموکراسیخواه در ایران، از عوامل مهم این همگرایی بود.»
رحمانیان افزود: «روسیه که خود در سال ۱۹۰۵ انقلابی ناتمام را تجربه کرده بود، از موفقیت مشروطه ایران بیم داشت؛ زیرا پیشرفت این انقلاب میتوانست بر مخالفان تزار در روسیه و دیگر جنبشهای ملی منطقه اثر بگذارد. از این منظر، قرارداد ۱۹۰۷ را نمیتوان صرفاً با رقابتهای اروپایی یا خطر آلمان توضیح داد.»
وی در پایان، وحدت ملی، مردمگرایی، پذیرش تکثر جامعه و حکومت قانون را از عوامل افزایش قدرت ایران دانست و گفت: «تحقق این مؤلفهها میتواند موقعیت ایران را در مناسبات منطقهای و جهانی بهطور اساسی تغییر دهد. از همین رو، انقلاب مشروطه و نسبت آن با منافع قدرتهای خارجی را میتوان و باید در افق مسائل امروز ایران دوباره خواند.»
در پایان این نشست، حاضران پرسشهای خود را درباره دستاوردهای انقلاب مشروطه، موانع تحقق آرمانهای آن، نسبت قانونگرایی و شهروندی با مسائل امروز ایران و نقش عوامل داخلی و خارجی در سرنوشت این جنبش مطرح کردند و سخنرانان به پرسشها و دیدگاههای مطرحشده پاسخ دادند.
نظر شما