سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – فریبا حیدرپور: اگرچه آسمان اندیمشک با صدای آژیرهای خطر و برخورد موشکها میلرزید، اما در کتابخانه شماره یک اندیمشک، جدال دیگری برای حفظ کتاب و تداوم مطالعه در جریان بود. کتابخانهای که با جابهجاییهای مکرر از رستوران راهآهن تا مساجد، هرگز در برابر آتش جنگ تسلیم نشد و به پناهگاهی برای دانشآموزان و مأمنی برای رزمندگان بدل گشت. کتابخانه شماره یک اندیمشک که در سال ۱۳۵۳ بنا شده بود، در سالهای نخست جنگ تحمیلی، با چالشی بیسابقه روبرو شد. فروغ خندابی، مسئول سالهای پرفراز و نشیب این کتابخانه، از روزهایی میگوید که شیشههای کتابخانه زیر ضربات موشک فرو ریخت و آنها ناچار شدند برای حفظ جان و کتابها، به رستوران تعطیل شده راهآهن اندیمشک پناه ببرند.
این گزارش به روایت روزهای پرخطر در کتابخانه مرکزی اندیمشک میپردازد؛ جایی که دانشآموزان در میان طنین انفجارها، درس میخواندند و رزمندگان برای یافتن آرامش در میان کلمات، به آن پناه میآوردند. با وجود اینکه جغرافیا و مکان کتابخانه بارها به دلیل حملات هوایی تغییر کرد، اما «فرهنگ» هرگز آواره نشد. در این گزارش، با تکیه بر خاطرات زنده و تجربیات مسئولانی که آن روزها را با تمام وجود لمس کردهاند، به دنبال یافتن ردپای کتابخوانی در میان غبار جنگ و خاکستر ویرانی هستیم.
پایداری در میان جابهجاییها
مسئول کتابخانه شماره یک اندیمشک گفت: کتابخانه در دوران جنگ، هرگز تعطیل نشد. در آن دوران مجبور بودیم در محل کارمان بمانیم؛ کتابخانه باید تحت هر شرایط باز میشد. این مرکز از سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۵، با جابهجاییهای متعدد از سینمای راهآهن تا اتاقهای مسجد جامع قلعهنور، تلاش کرد تا زنجیره دانش را قطع نکند.
خندابی با یادآوری خاطرات سخت، از روزهایی روایت میکند که حتی با وجود بمبارانهای نزدیک به فرمانداری، دانشآموزان برای مطالعه و استفاده از کتابهای کنکوری به سالنهای مطالعه پناه میآوردند. از دانشآموزانی که با صدای آژیر، پابرهنه به سمت سنگرهای سازمان آب و برق میدویدند تا خانم سهرابی ( کتابدارمهمان انتقالی دزفول) که کفشهای خود را در میان هجوم و ترس جا گذاشت؛ تا لحظاتی که کارتنهای کولر در اثر انفجار، به جای موشک بر سر کارکنان فرود میآمدند.
وی ضمن یادآوری خاطرهای از یک روز بارانی و موشک زدن نزدیک کتابخانه اینگونه توضیح داد: خانوادهای پشت کتابخانه ساکن بودند. در یک روز بارانی که با همسرم از کتابخانه بیرون آمدیم ارتعاش صدای موشک ما را در جوی آب انداخت . این خانواده به ما لباس دادند تا به خانه برسیم. در روزهای سخت جنگ، کتابداران، بخشی از این زیست مخاطرهآمیز بودند.
کتاب؛ از جبهه تا کتابخانه
وی ادامه داد: نقش کتابخانه در دوران دفاع، تنها محدود به امانت دادن کتاب نبود. کتابخانه اندیمشک به یک مرکز تبادل فرهنگی میان مردم و نیروهای مسلح تبدیل شده بود. کتابها به صورت امانت به جبههها فرستاده میشدند تا در اختیار بسیجیها و ارتشیها قرار گیرند. همچنین، این دوران شاهد شکوفایی فعالیتهای فرهنگی نوظهور بود؛ برای نخستین بار در اندیمشک، تئاتر و شبهای شعر در میان فضای جنگ برگزار شد.

خندابی با ذکر نامهایی چون شهید همایون حبیبی، شهید غفاری، شهید حسین لطفی بافنده و نویسنده اندیمشکی حسن جلالی اذعان کرد: قهرمانانی که به جبهه رفتند در میان آنها نامهایی از «کنشگران فرهنگی» میدرخشد که از اعضای فعال این کتابخانه بودند و سرنوشتهای متفاوتی داشتند. بسیاری از این جوانان در ۱۷ سالگی به شهادت رسیدند و کسانی که از جبهه بازگشتند، امروز پزشکان مطرح شهر هستند.
کتابخانه اندیشمک شاهدی بر مقاومت در برابر تخریب
وی با اشاره به دوران حساس اوایل انقلاب گفت: امروز، کتابخانه شماره یک اندیمشک، نه فقط به عنوان یک مرکز امانت کتاب، بلکه به عنوان شاهدی بر مقاومت «فکر» در برابر «تخریب» در حافظه تاریخی خوزستان شناخته میشود.
خندابی تأکید کرد: با وجود تمام محدودیتها، مخزن کتابخانه در آن دوران ظرفیت نگهداری ۳ تا ۴ هزار عنوان کتاب را داشت و با بسیاری از چالشهای فرهنگی مواجه بود. در فضایی محدود و تنها در ۷۵ متر مربع، کتابداران تلاش میکردند تا دنیایی از دانش را برای رزمندگان و دانشآموزان فراهم کنند.کتابخانههای دوران جنگ، تنها جایگاه مطالعه نبودند، بلکه کانونهایی برای پرورش کنشگران فرهنگی بودند. در میان اعضای فعال این کتابخانهها، چهرههایی چون شهید همایون حبیبی حضور داشتند که با برخورداری از روحیه جهادی توانستند پیوند میان کتابخانه و سنگر را برقرار کنند.
یک روز در میان دزفول و اندیمشک موشک باران بودند
زهره سهرابی کتابدار کتابخانه عمومی شماره یک اندیمشک که هماکنون ۷۲ سال دارد، درخصوص نحوه فعالیتش در زمان جنگ ۸ ساله گفت: سال ۶۲ به کتابخانه شماره یک اندیمشک رفتم و با عشق و علاقه با خانم خندابی فیش نوشتن برای کتابها را شروع کردیم. در سال ۶۳ یک روز دزفول را موشک میزدند و یک روز اندیمشک. کتابها را جمع کردیم و به قلعه لور بردیم و در آنجا برنامههای فرهنگی اجرا میکردیم.
سهرابی با اشاره به برنامههای فرهنگی کتابخانه اندیمشک در دوران جنگ اضافه کرد: شب شعر، نمایش و کلاسهای احکام برای بچهها و بزرگسالان برگزار میکردیم.خیلی از اعضای کتابخانه که بچههای با مسئولیتی بودند شهید و اسیر شدند. کتابخانه چون سر راه رزمندگان بود محلی برای استراحت ، خواندن کتاب و پاتوق فرهنگی برای سربازان بود.
وی ادامه داد: به رزمندگان در کتابخانه چای تعارف میکردیم و از کتابهای کتابخانه استفاده میکردند. کتابخانهها در همه شرایط آماده خدماترسانی بودند و تعطیل نشدند. بعد از افتتاح کتابخانه فتح المبین سال ۶۴ تا ۷۱ در دزفول بودم و دوباره به کتابخانه عمومی شماره ۲ اندیمشک منتقل شدم و تا دوران خدمت در این کتابخانه بودم.
کتابخانه عمومی شماره یک اندیمشک هماکنون با عنوان کتابخانه عمومی شهدای اندیمشک فعالیت میکند.
نظر شما