سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – سایه برین: ادبیات نمایشی کودک و نوجوان، بیش از هر زمان دیگری، به آثاری نیاز دارد که در کنار خیالپردازی و سرگرمی، بتوانند با زبان نمایش به دغدغهها، پرسشها و تجربههای نسل امروز پاسخ دهند. در این میان، بهزاد صدیقی، نمایشنامهنویس و پژوهشگر تئاتر، از جمله نویسندگانی است که در آثارش کوشیده است با بهرهگیری از فانتزی، شخصیتهای غیرانسانی، اقتباس از ادبیات کودک و توجه به عناصر نمایشی، مفاهیم انسانی و تربیتی را به شکلی غیرمستقیم و تأثیرگذار برای مخاطبان کودک و نوجوان روایت کند.
به مناسبت انتشار پنج نمایشنامهی تازهی او در حوزهی کودک و نوجوان، در این گفتوگو از نگاهش به نمایشنامهنویسی برای این گروه سنی، نسبت میان آموزش و سرگرمی، جایگاه تخیل و فانتزی، اهمیت بازنویسی، اقتباس از آثار ادبی، ویژگیهای مخاطبان امروز و نیز وضعیت تئاتر کودک و نوجوان در ایران پرسیدهایم. صدیقی در این گفتوگو، علاوه بر مرور تجربههای شخصی خود در نویسندگی، از چالشهای این حوزه، ضرورت حمایت از نمایشنامهنویسان و نقش نهادهای فرهنگی در توسعهی ادبیات نمایشی کودک و نوجوان سخن میگوید؛ گفتوگویی که تصویری روشن از دغدغهها، تجربهها و چشماندازهای یکی از نویسندگان فعال این عرصه پیش روی مخاطب قرار میدهد. متن کامل این مصاحبه را با هم میخوانیم.

در نمایشنامههای شما، مفاهیمی مانند دوستی، مسئولیت، خشونت، هویت و انتخاب، در قالب داستانهایی خیالانگیز مطرح میشوند. هنگام نوشتن، چهگونه میان پیام آموزشی و جذابیت نمایشی تعادل برقرار میکنید؟
واقعیت این است که اگرچه همواره در نمایشنامههای کودک و نوجوان مسائل آموزشی از اهمیت برخوردارند و نمایشنامهنویس تلاش میکند بار آموزشی مفاهیم خاصی را برای گروه مخاطبانش به شیوهی غیر مستقیم مطرح کند، ولی آنچه اهمیت دارد موضوعات ساده و در عین حال مهمی است که در قالب قصهی نمایشی تخیل و تصور میشود که اغلب با چاشنی فانتزی نوشته میشود. در واقع سوژهها یا موضوعها در موقعیتی دراماتیک در ذهن نویسنده جای میگیرد. طبیعی است که نویسنده میخواهد با زبان ویژهی خودش اینها را تعریف و روایت کند و با شگرهادی نمایشنامهنویسی و نیز شگردهای خودش جان ببخشد. جذابیتبخشی و قصهمندبودن نمایشنامه در نمایشنامهنویسی کودک و نوجوان بیشتر مهم است. حال اینکه بین اینها تعادلی به وجود بیاید، برمیگردد به تسلط و مهارت نوشتن و توجه به خیالانگیزی و فانتزیهای سوژه و داستانی که میخواهیم در ذهنمان بازسازی و بازنمایی کنیم. نمایشنامهنویس هر چهقدر در ذهنش، ایدهها و طرحهایش ورز دهد و بعد روی کاغذ یا صفحهی مانیتور بنویسید و بازنویسی و بازنویسی کند، مسلمن به چنین تعادلی برای ایجاد ارتباط بهتر با مخاطبش دست پیدا میکند و اثرش کمنقصتر میشود.
در آثاری مانند خواب تمساح و به پرندهگان شلیک نکنیم، نمادها و شخصیتهای غیرانسانی نقش مهمی دارند. چرا این شیوه را برای ارتباط با مخاطب کودک و نوجوان انتخاب کردهاید؟ فکر میکنید این زبان چه تأثیری بر مخاطب میگذارد؟
اصولا هنگامی که کودکان در داستانها و نمایشنامهها با شخصیتهای غیر انسانی روبهرو میشوند، بیشتر جذب داستان و شخصیتهای داستانی یا نمایشی میشوند و با آنها ارتباط برقرار میکنند. هر چند که درجه و نوع ارتباطگیری ممکن است در بین مخاطبان کودک تفاوت داشته باشد. علاوه بر ارتباطگیری بهتر و سریعتر، دست نمایشنامهنویس برای خلق لحظات نمایشی و بهرهگیری از عنصر یا عناصر فانتساتیک بازتر است و زمینه را برای بیان مسائل و موضوعات آموزشی فراهم میکند تا غیر مستقیم این مسائل و موضوعات را برای مخاطب کودک بازآفرینی و یادآوری کند. اساسن شیوهی غیر مستقیمگویی همیشه تأثیرات بهتری دارد و آموزش غیر مستقیم به مخاطبان کودک و نوجوان با این شیوه بهتر و حتا سریعتر به نتیجه میرسد و تأثیرگذارتر است.

اگر امروز بخواهید یکی از این پنج نمایشنامهی منتشر شدهی اخیر خود در حوزهی کودک و نوجوان را دوباره بنویسید، کدام اثر را انتخاب میکنید و چه تغییراتی در آن ایجاد خواهید کرد؟
واقعیت این است که هنگامی که نمایشنامهای را به پایان میبرم، زمانی نسبتن زیاد از آن فاصله میگیرم. گاه این فاصلهگیری به بیشتر از یک سال و حتا چند سال طول میکشد. و در این مدت هر بار که صحنههای آن را به یاد میآورم، در ذهنم پس و پیش میکنم و بعد از این مرحله نوبت به بازنویسی و بازنویسی و بازنویسی میرسد و به خصوص بر روی دیالوگها و زبان نمایشنامه تغییرات زیادی میدهم. در واقع با بازنویسیهای چندباره و مکرر تلاش میکنم به اثر کمنقصتر و بهتری نزدیک شوم و کلن هر کاری را که برای بهتر شدن لازم است، انجام میدهم. از آنجایی که از نوشتن این پنج نمایشنامه تا مرحلهی چاپشان زمان زیادی گذشته و تا قبل از چاپ بارها بازنویسیشان کردهام، دیگر لازم به تغییری یا دوبارهنویسی آنها نمیبینم مگر آنکه بخواهم برای اجرا و کارگرانی انتخابشان کنم و تغییرات مورد نیاز و لازم را در حین تمرین برای دستیابی به ریتم بهتری انجام دهم. هر چند که از بین اینها دو نمایشنامهی داستان یک خر، هم برای اجرای نمایشنامهخوانی و هم صحنهای تمرینات بسیاری انجام شد و تغییرات فراوانی کرد. اما خیلی دوست دارم به پرندهگان شلیک نکنیم را برای اجرای کاملن موزیکال به زبان شعر و به صورت کاملن موزون بنویسم.
به نظر شما مهمترین ویژهگی یک نمایشنامهی موفق برای کودک و نوجوان چیست؟ آیا بیش از هر چیز باید سرگرمکننده و آموزشدهنده باشد یا پرسشانگیز؟
دارابودن وجه سرگرمکنندهگی اصل مهم نمایشنامهی کودک و نوجوان است ولی در دل این سرگرم کنندهگی، بیان مفاهیم آموزشی و تربیتی، آن هم به شیوهی غیر مستقیم از اهمیت زیادی برخوردار است. در واقع به نوعی اینها در آثار کودک و نوجوان لازم و ملزوم یکدیگرند. اما وجود دو ویژهگی مهم دیگر در نمایشنامههای کودک و نوجوان ضروری است، یکی داشتن قصهی جذاب با همهی عناصر مربوط به آنها و دیگری بهرهگیری از عنصر فانتزی و توجه لازم و کافی به آن. این دو عنصر آنقدر با اهمیت و قدرتمند هستند که تخیل مخاطب کودک را به حد زیادی گسترش میدهند و تأثیرات بسیار خوبی بر روی آنها میگذارند؛ به خصوص موضوعاتی که به زمان یا مکان و دورهی خاصی محدود نباشد. اینها زمینههایی را فراهم میکند تا مخاطب کودک ضمن تخیل بیشتر، شاخکهای حسیاش تحریک و تقویت شود تا در برخورد با این نوع آثار بیشتر بیندیشد و پرسشهای جدیدی را در ذهنش ایجاد کند.

وضعیت امروز نمایشنامهنویسی کودک و نوجوان در ایران را چهگونه ارزیابی میکنید؟
وضعیت نمایشنامهنویسی کودک و نوجوان ما جدا از خود وضعیت تئاتر و وضعیت تئاتر کودک و نوجوان ما نیست. علارغم افزایش تعداد فارغالتحصیلان و دانشجویان تئاتر، هنوز آنچنان که باید، وضعیت نمایشنامهنویسی ما چندان خوب نیست؛ اگرچه در طول دو دههی اخیر نمایشنامههای بیشتری تولید شده و به صحنه رفته و منتشر شده و آثار خوبی هم خلق و تولید شده، ولی هنوز تا رسیدن به نقطهی مطلوب فاصلهی زیادی داریم. متأسفانه ما در رشتههای تئاتر دانشگاهی، رشتهی تئاتر کودک و نوجوان نداریم و برای تولید تئاتر کودک و نوجوان جز برای برگزاری جشنوارهی سراسری تئاتر کودک و نوجوان و اجرای نمایش در دو سالن تخصصی تئاتر کودک و نوجوان (تالار هنر و دو سالن مرکز تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تهران) سیاستگذاری ویژهای نمیشود. ضمن اینکه تولیدات تئاتر نوجوان هم در این دو سالن کمتر است؛ چون اساسن در کشورما به نیازهای فرهنگی و هنری مخاطبان نوجوان خیلی کمتر توجه میشود. با توجه به ازدیاد مخاطبان این گروه سنی کشور ما یعنی هم کودک و هم نوجوان، لازم است از نمایشنامهنویسی و اجرای تئاتر کودکان حمایتهای بسیار بیشتری انجام شود. طبیعی است افزایش بودجه و نیز سیاستگذاریها و برنامهریزیهایی دقیق و هدفمند برای تأمین نیازهای فرهنگی و هنری کودکان و نوجوانان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است؛ واقعیت این است که میبایستی از نمایشنامهنویسی کودکان و نوجوانان و نیز حتا بزرگسالان حمایتهای زیادی شود و بیش از پیش به آنها توجه شود. پیشنهادم این است نهادهای متولی فرهنگ و هنر از نمایشنامهنویسان حرفهای دعوت کنند و حمایتهای شایسته و بایسته را به انجام برسانند تا نمایشنامههایی قدرتمند و جذاب برای کودکان و نوجوانان بنویسند. تولید و انتشار این نوع نمایشنامهها توسط ناشران بخشهای دولتی و خصوصی میتواند به رشد و تقویتشان بینجامد و این نوع نمایشنامهنویسی را ارتقا ببخشد.
فکر میکنید مهمترین چالشهای نویسندهگان و گروههای نمایشی در این حوزه چیست؟
کمبود نمایشنامههای خوب و با کیفیت و دستمزد شایسته برای نویسندهگان نمایشنامههای کودک و نوجوان یکی از مشکلات مهم گروههای تئاتر کودک و نوجوان است. اساسن تولید کار باکیفیت در تئاتر و سینما، پرهزینه و گران است و گروههای نمایشی برای اینکه از پس هزینههای تولید برآیند، اولین کاری که میکنند بودجهی خیلی کم برای تولید نمایشنامه در نظر میگیرند یا حتا بودجهای در نظر نمیگیرند و به اقتباسهای خیلی ضعیف از داستانهای خارجی کودک و نوجوان روی میآورند. از طرفی آموزش سیستماتیک و برنامهریزیشده برای نمایشنامهنویسی کودک و نوجوان وجود ندارد؛ چون رشتهی تخصصی دانشگاهی در این عرصه وجود ندارد. برای همین مثل انجام کار پژوهشی، اغلب این نمایشنامهها با دغدغهها و علاقههای شخصی نویسندهگان آنها نوشته میشود.

آیا احساس میکنید دغدغهها و سلیقهی کودکان و نوجوانان امروز نسبت به نسلهای گذشته تغییر کرده است؟ این تغییرات چه تأثیری بر شیوهی نوشتن شما داشته یا باید داشته باشد؟
طبیعی است که در هر دوره و نسلی و در سطوح و تخصصهای مختلف آن دوره، تغییرات زیادی اتفاق میافتد و به تَبَع آن نیازهای مخاطبان نیز تغییر میکند. دغدغهها و سلایق و مسائل کودک و نوجوان امروز با دغدغهها و سلایق و مسائل کودک و نوجوان دیروز بسیار فرق میکند. چون دنیای فنآوری و دیجیتال در دورهی معاصر بسیاری از معادلات زندگی را دچار تغییر و تحول کرده است و بر زندهگی همهی افراد اعم از کودک، نوجوان، بزرگسال تأثیر گذاشته است. برای همین لازم است نمایشنامهنویس کودک یا نوجوان علاوه بر توجه به نیازهای همیشهگی این گروه سنی به نیازهای و مسائل و دغدغههای کودکان و نوجوانان نسل امروز و کنونی توجه کند و به این نیازها پاسخ دهد. من هم بر حسب موضوع و موقعیتهای نمایشی در نوشتن برخی از نمایشنامههای کودک به دغدغههای امروزی کودکان هم پرداختهام و سعی کردهام به نیازهای امروزی آنها هم توجه کنم.
بسیاری معتقدند ادبیات نمایشی کودک و نوجوان کمتر از داستان و رمان مورد توجه قرار گرفته است. به نظر شما برای رونق این حوزه، نقش مدرسهها، خانوادهها، ناشران و جشنوارههای تئاتر چیست؟
بله اصولن اینگونه است. حتا تعداد ناشران تئاتر کودک و نوجوان به نسبت ناشران ادبیات داستانی کودک و نوجوان در بخش خصوصی خیلی کم است و اساسن قابل مقایسه نیست. نقش تبیلغات و اطلاعرسانی برای آگاهی پدران و مادران و نیز مربیان تربیتی کودک و نوجوان خیلی مهم است و در این بخش هرگز ندیدهام هزینهای انجام شود. متأسفانه برای کتابهای نمایشنامهی کودک و نوجوان اطلاعرسانی کافی انجام و اصلن تبلیغ نمیشود. نهاد آموزش و پرورش، مدارس و مهدکودکها و پیشدبستانیها و نهادهای مرتبط با کودک و نوجوان مثل کانون پرورش فکری وکودکان و نوجوانان، سازمان بهزیستی، شبکههای کودک و نوجوان در رادیو و تلویزیون در حمایت از این آثار و رونقبخشی انتشار ادبیات نمایشی کودک و نوجوان میتوانند بسیار یاریرسان باشند. دو جشنوارهی تئاتر کودک و نوجوان و تئاتر عروسکی و انجمن تئاتر کودک و نوجوان و انجمن نویسندهگان کودک و نوجوان تا حدودی به این مسئله توجه کردهاند، اما کافی نیست؛ برای اینکه خوشبینانه شاید فقط به حدود ده تا پانزده درصد آثار ادبیات نمایشی کودک و نوجوان توجه میکنند. برگزاری جلسات نقد و بررسی، سمینارهای تخصصی، نمایشنامهخوانی و رونمایی ادبیات نمایشی کودک و نوجوان و برگزاری مسابقات نمایشنامهنویسی در بخش خصوصی و بین ناشران کودک ونوجوان نقش زیادی میتوانند در معرفی و رونقبخشی انتشار این گونه آثار داشته باشند تا گروههای تخصصی تئاتر کودک و نوجوان، مخاطبان و خانوادههای آنها بتوانند از انتشار این نوع آثار آگاه شوند و بهرهی لازم را ببرند.

اگر بخواهید به نسل جوانی که امروز علاقهمند به نوشتن نمایشنامه برای کودک و نوجوان است یک توصیهی کلیدی بکنید، آن توصیه چه خواهد بود و چرا؟
نوشتن در حوزهی ادبیات نمایشی کودک و نوجوان مثل هر کار خلاقهی هنری دیگر، تحمیلی و اجباری نیست و اگر از دوران کودکی و تحصیل در مدارس، خوراک فرهنگی هنری برای رشد شخصیت کودکان و نوجوانان فراهم شود و مسئولان فرهنگی در آموزش و پرورش و نهادهای مرتبط با کودک و نوجوان به نیازهای آنان توجه کنند، این علاقه در بزرگسالی همزمان با تحصیلات دورهی دبیرستان و دانشگاه به وجود میآید. اما نمایشنامهنویسان جوان و نسل جدید بر حسب دغدغهها و علایق فردی به ادبیات نمایشی کودک و نوجوان میبایستی با جدیت و پشتکار بیشتری در این عرصه کار کنند و از سختیها و مشکلات هراسی نداشته باشند و البته به کیفیت آثار خود توجه زیادی داشته باشند و معجزهی بازنویسیهای مکرر را از یاد نبرند. هر چهقدر نمایشنامهنویسان جوان ونسل امروز که برای تئاتر کودک و نوجوان مینویسند به این مسائل توجه کنند، طبعن به بهبود و ارتقای این نوع نمایشنامهنویسی و تئاتر کودک و نوجوان کمک میکنند و آثارشان تأثیرگذارتر خواهد بود.
شما در اغلب این پنج نمایشنامهی منتشرشدهی کودک و نوجوان خود از آثار ادبیات داستانی کودک و نوجوان اقتباس کردهاید. در فرآیند اقتباس، چه معیارهایی برای انتخاب یک اثر در نظر میگیرید و هنگام تبدیل آن به نمایشنامهای برای کودک و نوجوان، چهگونه میان وفاداری به متن اصلی و نیازهای نمایشی و مخاطب امروز تعادل برقرار میکنید؟
در اقتباس از آثار ادبیات نمایشی و نیز نوشتن نمایشنامهی اقتباسی معیار خاصی ندارم جز این که جذابیت سوژه و موضوع و مفاهیم آنها برایم اهمیت دارد. اگر هر متن داستان یا متن ادبیای را بخوانم و ببینم که برای کودک و نوجوان ما مناسب است و یا میتواند جذابیتهای نمایشی خوبی را برای آن ایجاد کرد، حتمن در برنامهی نمایشنامهنویسیام قرار میدهم. طبیعتن اغلب به متن اصلی وفادار میمانم اما خب بهرهگیری از عنصر فانتزی، ایجاد و اضافه کردن موقعیتهای نمایشی جدید، توجه به زبان نمایشی، تصویرسازیهای متنوع و متعدد، ایجاد پرسش و اندیشه و در صورت لزوم توجه ویژه به اشعار کودکانه و همچنین توجه به نیازهای امروزی مخاطب کودک و نوجوان، مسائل و مباحثی است که از نظرم دور نمیماند. بسته به جذابیتهای متن اولیه داستانی یا هر متن ادبی دیگری است که تازهگی هم داشته باشد سعی میکنم یا موضوعها و مسائل کمتر پرداخته شده یا نپرداختهشده در نمایشنامههای کودک و نوجوان ما و نیازهای کودکان و نوجوانان امروز که میتواند در آنها مطرح شود یا موضوعات و فرهنگ ملی ایرانی ما که در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان امروز مورد غفلت قرار گرفته، پلی بزنم و به تصویرشان درآورم.

این پنج نمایشنامه برای چه گروه سنیای نوشته شدهاند و هنگام نوشتن، چهطور ویژهگیهای ذهنی، عاطفی و زبانی هر گروه سنی را در نظر میگیرید؟
در این پنج نمایشنامه تقریبن به همهی گروههای سنی خردسال، کودک و نوجوان توجه کردهام. البته همیشه سوژهها و موقعیتهای نمایشی، مخاطبان گروه سنی مختلف کودک و نوجوان را تعیین میکنند نه اینکه الزامن از قبل به این فکر کنم فلان ایدهام را برای مخاطب کودک بنویسم یا برای مخاطب نوجوان. بعد از پایان هر نمایشنامه و پس از بازنویسیهای متعدد، دستهبندیهای و گروهبندیهای سنی آن را تعیین میکنم. البته قبل از شروع نوشتن میدانم که قرار است این متن را برای مخاطب کودک بنویسم یا مخاطب نوجوان یا حتا مخاطب خردسال برای این که در طول نوشتن مسائل عاطفی و ذهنی و نیازهای روحی و روانی آنها را بایستی در موقعیتهای مختلف نمایشی در نظر بگیرم؛ ولی گروه سنی دقیق آنها را بعد از به پایان بردن آنها تعیین میکنم.
به نظر شما در نمایشنامهنویسی برای کودک و نوجوان، توجه به گروه سنی چه تأثیری بر زبان، شخصیتپردازی و نوع روایت دارد؟
نمایشنامهنویسی که از قبل بداند مخاطبان گروه سنی خود چه کسانی هستند، مسلمن به همهی وجوه و عناصر درام خود توجه میکند به خصوص لازم است به عناصری مثل زبان، دیالوگ، لحن و ریتم، شخصیتپردازی، روایتپردازی و تصویرسازی و حتا بهرهی گیری از زبان طنز و ایجاد موقعیتهای شاد و کمیک توجه بیشتری کند تا به جذابیتبخشی نمایشنامهاش و تأثیرگذاری بیشتر بر روی مخاطبانش دست پیدا کند. مسلمن اگر به عناصر این چنینی توجه کند، متنش تأثیرگذارتر خواهد شد.
پینوشت: در این گفتوگو از رسمالخط نویسنده استفاده شده است.
نظر شما