دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۳
گفت‌وگو با گذشته و صورت‌بندی آینده

فرهادی گفت:‌کتاب‌هایی که هیچ نسبتی با دانش ضمنی و زمینه فرهنگی جامعه ندارند، ممکن است اطلاعاتی منتقل کنند، اما الزاماً در ذهن و زندگی جامعه ریشه نمی‌دوانند. از این‌رو، برای توسعه ایران باید به کتاب‌هایی توجه کرد که امکان فهم ایران، گفت‌وگو با گذشته و صورت‌بندی آینده را فراهم می‌کنند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری، در ادامه مجموعه گفت‌وگوهای تالار توسعه، نشستی با حضور کاوه فرهادی، عضو هیئت علمی دانشگاه و پژوهشگر در حوزه‌های توسعه بومی، فرهنگ ایرانی، انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی، فلسفه، محیط‌زیست و آینده ایران برگزار شد.

در این گفت‌وگو، نسبت میان توسعه و فرهنگ ایرانی، امکان بازخوانی دانش‌های بومی در سیاست‌گذاری، جایگاه سنت یاریگری در توسعه محلی، مسئله نفت در تاریخ معاصر ایران، نقش کتاب در حفظ حافظه فرهنگی و ضرورت گسترش گفت‌وگو درباره آینده کشور مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

گفت‌وگو با گذشته و صورت‌بندی آینده

در ابتدا کاوه فرهادی به‌عنوان پژوهشگری معرفی شد که مسئله توسعه را صرفاً از منظر الگوهای وارداتی یا شاخص‌های اقتصادی دنبال نمی‌کند، بلکه آن را در نسبت با تاریخ فرهنگی ایران، دانش‌های بومی، سنت یاریگری، حافظه تاریخی و امکان‌های آینده ایران مورد توجه قرار می‌دهد. محور اصلی این گفت‌وگو، پاسخ به این پرسش بود که آیا ایران می‌تواند راهی برای توسعه بیابد که هم با جهان امروز گفت‌وگو کند و هم از ریشه‌های فرهنگی و تاریخی خود جدا نشود.

کاوه فرهادی در آغاز سخنان خود، با اشاره به اهمیت طرح مسئله در علوم انسانی و اجتماعی، گفت: علم همیشه با مشاهده آغاز نمی‌شود، بلکه با طرح مسئله آغاز می‌شود و طرح مسئله نیز حاصل ذهنی است که نسبت به وضعیت موجود دچار پرسش و نابسامانی فکری شده است.

وی با تأکید بر اینکه مسئله توسعه در ایران نیازمند طرح پرسش‌های بنیادین است، اظهار داشت: هنگامی که از توسعه در ایران سخن می‌گوییم، باید در همان ابتدا از خود بپرسیم آیا مفهوم توسعه را به‌درستی تعریف کرده‌ایم یا آن را با رشد اقتصادی، انتقال تکنیک و تقلید از نهادهای رسمی خلط کرده‌ایم.

کاوه فرهادی با اشاره به تمایز میان رشد و توسعه افزود: رشد پدیده‌ای عمدتاً کمی، تک‌وجهی و قابل سنجش با شاخص‌های اقتصادی است، اما توسعه امری کیفی، چندساحتی و نیازمند مشارکت نیروها و گروه‌های مختلف اجتماعی است. از این منظر، توسعه نمی‌تواند صرفاً در اختیار اقتصاددانان، سیاست‌گذاران یا تکنوکرات‌ها باشد، بلکه جامعه‌شناسان، انسان‌شناسان، فیلسوفان، روحانیون، کشاورزان، نویسندگان، هنرمندان، سینماگران و دیگر گروه‌های اجتماعی نیز باید در صورت‌بندی آن نقش ایفا کنند.

وی تأکید کرد: توسعه با گفتمان آغاز می‌شود، اما هیچ گفتمانی بدون پرسمان شکل نمی‌گیرد. بنابراین، پیش از هر برنامه‌ریزی توسعه‌ای باید ادبیات، مفاهیم و ترجمه‌هایی را که در این حوزه وارد فضای فکری و سیاست‌گذاری کشور شده‌اند، دوباره مورد پرسش قرار داد.

این پژوهشگر حوزه توسعه بومی با اشاره به تجربه ایران در مواجهه با نظریه‌ها و الگوهای توسعه، گفت: یکی از خطاهای مهم این بوده است که توسعه در بسیاری از موارد به معنای رشد فهمیده شده است. در چنین رویکردی، توسعه به افزایش اعداد، شاخص‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها و پروژه‌های فیزیکی تقلیل می‌یابد، در حالی که توسعه واقعی باید کیفیت زیست، نسبت جامعه با فرهنگ خود، پایداری محیط‌زیست، نهادهای اجتماعی و توان تاریخی جامعه را نیز در بر گیرد.

کاوه فرهادی افزود: اگر توسعه را فقط انتقال نهاد، تکنیک یا الگوهای بیرونی بدانیم، ممکن است در ظاهر نهادسازی و سرمایه‌گذاری انجام شود، اما این فرایند به مسیری پایدار و ریشه‌دار در جامعه تبدیل نخواهد شد.

وی با بیان اینکه مسئله توسعه فقط مسئله ایران نیست، اظهار داشت: دست‌کم ده‌ها کشور دیگر نیز با وضعیت مشابه ایران مواجه‌اند و پرسش توسعه برای آن‌ها نیز مطرح است. از این‌رو، ایران می‌تواند و باید با تجربه دیگر کشورهای در حال توسعه وارد گفت‌وگو شود، اما این گفت‌وگو زمانی ثمربخش خواهد بود که کشور ابتدا نسبت خود را با تاریخ، فرهنگ و دانش بومی خود روشن کرده باشد.

کاوه فرهادی در بخش دیگری از سخنان خود با نقد برخی ترجمه‌های رایج در ادبیات توسعه و اقتصاد، به مفهوم «کارآفرین اشاره کرد و گفت: این واژه در ادبیات اقتصادی غربی معمولاً به فردی اطلاق می‌شود که برای کسب سود بیشتر، ریسک می‌کند؛ اما این مفهوم در ایران به کارآفرین ترجمه شده است، در حالی که کار در سنت فکری، فرهنگی و تاریخی ایران معنایی کاملاً متفاوت دارد.

وی توضیح داد: در بسیاری از سنت‌های غربی، کار برای طبقات پایین‌تر تعریف می‌شده و طبقات فرادست بیشتر با قدرت، سیاست، شکار و لذت پیوند داشته‌اند؛ اما در مشرق‌زمین و به‌ویژه در سنت ایرانی، کار با فرهیختگی، آفرینش، یاریگری و معنا ارتباط داشته است.

کاوه فرهادی با بیان اینکه در فرهنگ ایرانی، کار تنها فعالیت اقتصادی نیست، بلکه نوعی کنش آفرینشگرانه و اجتماعی است، افزود: در سنت ایرانی، کار با همیاری، خودیاری، دگریاری، فتوت و مشارکت گره خورده است. بنابراین، اگر مفهوم کارآفرینی در ایران بدون توجه به این بنیادهای فرهنگی و معرفتی به کار گرفته شود، ممکن است به جای ایجاد توسعه پایدار، صرفاً به الگویی برای سودآوری کوتاه‌مدت و تخریب منابع تبدیل شود.

وی تصریح کرد: همان‌گونه که توسعه را گاه به رشد تقلیل داده‌ایم، کارآفرینی را نیز در مواردی به معنایی وارداتی و بی‌ارتباط با سنت فرهنگی خود فهم کرده‌ایم. در حالی که ایران برای توسعه پایدار نیازمند بازخوانی مفهوم کار، تولید، آفرینش و کارآفرینی بر پایه تجربه تاریخی و فرهنگی خود است.

فرهادی در ادامه با اشاره به جایگاه قنات در تاریخ ایران، آن را یکی از نمونه‌های برجسته پیوند میان دانش بومی، آینده‌نگری، مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار دانست و گفت: قنات صرفاً یک سازه آبی نبود، بلکه حاصل فرهنگی بود که در آن کار جمعی، یاریگری، همیاری و مسئولیت نسبت به آیندگان معنا داشت.

وی افزود: ایرانیان توانستند در سرزمینی که بخش بزرگی از آن با خشکی و کم‌آبی مواجه است، با تکیه بر قنات و نظام‌های اجتماعی مرتبط با آن، آب، آبادانی، ارتباط، تجارت و تمدن را ممکن کنند. به گفته وی، اگر قنات‌ها در ایران مستقیم می‌شدند، طول آن‌ها به اندازه‌ای بود که نشان‌دهنده عظمت دانش، کار و سازمان اجتماعی ایرانیان در طول تاریخ است.

کاوه فرهادی با بیان اینکه قنات‌ها برآمده از فرهنگ مشارکتی و کار جمعی بودند، اظهار داشت: این نظام آبی تنها با فناوری حفر قنات شکل نگرفت، بلکه بر پایه نهادهای اجتماعی، اخلاق کار، تقسیم حقابه، اعتماد، همکاری و نوعی نگاه آینده‌نگرانه به حیات جمعی بنا شد.

وی تصریح کرد: از بین رفتن قنات‌ها تنها به معنای نابودی یک فناوری سنتی نیست، بلکه به معنای آسیب دیدن یکی از ستون‌های دانش بومی، نهاد اجتماعی و فرهنگ توسعه پایدار در ایران است.

این پژوهشگر حوزه فرهنگ ایرانی با اشاره به ضرورت توجه به نهادهای بومی در مسیر توسعه گفت: اگر در ایران خوانش‌های نهادی جدی گرفته می‌شد، بسیاری از ظرفیت‌های تاریخی مانند یاریگری، فتوت، واره، بُنه، بلوک‌ها و دیگر اشکال تعاون سنتی به حاشیه نمی‌رفتند.

وی افزود: یکی از مشکلات سیاست‌گذاری توسعه در ایران، کم‌توجهی به نهادهایی بوده که در طول تاریخ، زندگی اجتماعی، تولید، آب، کشاورزی، همزیستی و همکاری را سامان می‌دادند. این نهادها اگرچه ممکن است ظاهری سنتی داشته باشند، اما حامل تجربه تاریخی و دانش اجتماعی ارزشمندی هستند که می‌توان آن‌ها را برای شرایط امروز بازخوانی و بازسازی کرد.

کاوه فرهادی تأکید کرد: یاریگری فقط یک مفهوم نوستالژیک درباره گذشته نیست، بلکه می‌تواند در زبان امروز به سیاست‌گذاری اجتماعی، توسعه محلی، کارآفرینی اجتماعی، حکمرانی آب، محیط‌زیست و آینده‌نگری ترجمه شود.

در پاسخ به این پرسش که آیا توجه به سنت و دانش بومی به معنای دعوت به بازگشت به گذشته است، کاوه فرهادی گفت: بحث ما بازگشت به گذشته نیست. سخن بر سر فهم گذشته و برساخت مفاهیم گذشته برای امروز و آینده است.

وی افزود: مهم‌ترین مسئله علوم انسانی در جهان صرفاً ترجمه نیست، بلکه بازسازی و برساخت مفاهیم است. متفکران بزرگ در جهان، مفاهیم جدید را از دل سنت‌ها، تاریخ و تجربه‌های زیسته خود ساخته‌اند. بنابراین ایران نیز نمی‌تواند بدون ایستادن بر پله‌های گذشته، آینده‌ای معنادار و پایدار بسازد.

کاوه فرهادی با تشبیه نسبت گذشته و آینده به پاندول ساعت گفت: پاندول برای حرکت به جلو، ناگزیر است به عقب بازگردد. جامعه نیز برای آنکه با توان و سرعت بیشتری به سوی آینده حرکت کند، باید گذشته خود را عمیق‌تر بفهمد و از آن برای ساختن آینده بهره گیرد.

وی تأکید کرد: ایستادن بر گذشته به معنای توقف در گذشته نیست؛ بلکه به معنای فهم روندها، کشف دانش ضمنی، شناخت تجربه تاریخی و استفاده از آن‌ها برای آینده‌سازی است.

کاوه فرهادی در بخش دیگری از گفت‌وگو با اشاره به مفهوم دانش ضمنی در مدیریت دانش، گفت: هر جامعه‌ای دارای لایه‌هایی از دانش ضمنی است که در تجربه تاریخی، جغرافیا، زبان، فرهنگ، شیوه‌های زیست، نهادها، آیین‌ها و رفتارهای جمعی آن نهفته است.

وی افزود: دانش ضمنی سرمایه‌ای است که الزاماً در کتاب‌ها، قوانین و اسناد رسمی به‌طور مستقیم دیده نمی‌شود، اما در رفتارها، روایت‌ها، نهادها، سنت‌ها و تجربه‌های زیسته مردم جریان دارد. اگر این دانش کشف و بازخوانی نشود، سیاست‌گذاری توسعه از یکی از مهم‌ترین منابع خود محروم خواهد ماند.

کاوه فرهادی با اشاره به تجربه برخی کشورها در توجه به دانش تاریخی و بومی خود اظهار داشت: کشورهایی که توانسته‌اند توسعه را بر بنیان‌های خود بنا کنند، ابتدا دانش ضمنی خود را شناخته‌اند و سپس آن را با جهان جدید وارد گفت‌وگو کرده‌اند. آینده‌نگری نیز بدون فهم این دانش ضمنی، به نوعی تقلید از آینده‌های طراحی‌شده توسط دیگران تبدیل می‌شود.

وی تصریح کرد: اگر آینده یک جامعه بر پایه گذشته و تجربه زیسته آن فهم نشود، ممکن است به آینده‌ای سنجاق‌شده، وارداتی و ناپایدار تبدیل شود؛ آینده‌ای که با نخستین بحران از جامعه جدا می‌شود.

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، کاوه فرهادی در پاسخ به پرسشی درباره ملی شدن نفت و نسبت آن با توسعه ایران، گفت: مسئله نفت در ایران صرفاً مسئله مالکیت اقتصادی نبود، بلکه مسئله‌ای تمدنی، ژئوپلیتیکی و مرتبط با اقتصاد سیاسی، استعمار، استقلال و الگوی توسعه بود.

وی افزود: یکی از خطاهای تحلیلی این بوده که تصور شود مسئله اصلی ایران فقط نفت بوده است. به باور وی، مسئله عمیق‌تر، اقتصاد بادآورده، مصرف‌گرایی، فاصله گرفتن از فرهنگ کار و مشارکت، و دور شدن از نهادهای بومی بوده است.

کاوه فرهادی با اشاره به اهمیت بازخوانی کودتای ۲۸ مرداد گفت: این رخداد تاریخی نباید فقط از منظر تاریخ سیاسی خوانده شود، بلکه باید از منظر اقتصاد سیاسی، جامعه‌شناسی سیاسی، روان‌شناسی سیاسی، استعمار، نهادهای بومی و مسیر توسعه مستقل ایران نیز مورد بررسی قرار گیرد.

وی تأکید کرد: تجربه ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد می‌تواند برای امروز ایران درس‌های مهمی داشته باشد؛ به‌ویژه درباره اینکه چگونه یک کشور می‌تواند نسبت خود را با منابع طبیعی، استقلال اقتصادی، نهادهای بومی و الگوی توسعه تعیین کند.

گفت‌وگو با گذشته و صورت‌بندی آینده

در ادامه نشست، کاوه فرهادی در پاسخ به پرسشی درباره نقش کتاب در حفظ حافظه فرهنگی و بازسازی امکان توسعه در ایران گفت: کتاب زمانی اثرگذار است که بتواند قصه، روایت و دانش ضمنی یک جامعه را بازتاب دهد.

وی با اشاره به اهمیت روایت در فرهنگ ایرانی افزود: ایران سرزمینی است که بخش مهمی از حافظه تاریخی و فرهنگی خود را از طریق روایت، شعر، داستان، نقل سینه‌به‌سینه و دانش شفاهی حفظ کرده است. از این منظر، کتاب فقط حامل اطلاعات نیست، بلکه می‌تواند حامل حافظه فرهنگی، تجربه جمعی و امکان گفت‌وگو درباره آینده باشد.

کاوه فرهادی اظهار داشت: بسیاری از آثار ماندگار ادبی و فکری به این دلیل در ذهن و جان مردم باقی مانده‌اند که با دانش ضمنی و تجربه زیسته جامعه پیوند داشته‌اند. اگر کتاب بتواند روایت مردم، رنج‌ها، امیدها، دانش‌ها و تجربه‌های آن‌ها را صورت‌بندی کند، می‌تواند در بازسازی فهم جامعه از خود نقش‌آفرین باشد.

وی تصریح کرد: کتاب‌هایی که هیچ نسبتی با دانش ضمنی و زمینه فرهنگی جامعه ندارند، ممکن است اطلاعاتی منتقل کنند، اما الزاماً در ذهن و زندگی جامعه ریشه نمی‌دوانند. از این‌رو، برای توسعه ایران باید به کتاب‌هایی توجه کرد که امکان فهم ایران، گفت‌وگو با گذشته و صورت‌بندی آینده را فراهم می‌کنند.

کاوه فرهادی در بخش پایانی این نشست با قدردانی از برگزاری گفت‌وگوهای تالار توسعه، گفت: در اینجا و اکنون، هیچ چیز برای ایران مهم‌تر از گفت‌وگو و گفت‌وشنود نیست. اگر بتوانیم با یکدیگر گفت‌وگو کنیم، دانش ضمنی رواداری را دوباره در خود و جامعه‌مان به یاد می‌آوریم.

وی افزود: ایران در تاریخ خود تجربه‌های غنی از رواداری، همکاری، تقسیم آب، یاریگری و همزیستی داشته است. در گذشته، گروه‌های مختلف اجتماعی، قومی، دینی و فرهنگی در بسیاری از موارد توانسته‌اند بر سر آب، زمین، تولید و زندگی جمعی با یکدیگر گفت‌وگو کنند و به سازوکارهایی برای همکاری برسند.

کاوه فرهادی تأکید کرد: احیای گفت‌وگو درباره ایران، توسعه، آینده، فرهنگ و نهادهای بومی می‌تواند یکی از مهم‌ترین مسیرها برای بازسازی اعتماد اجتماعی و اندیشیدن به آینده کشور باشد.

در بخش پایانی گفت‌وگو، کاوه فرهادی در پاسخ به درخواست معرفی مسیر مطالعاتی برای مخاطبان مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری، بر ضرورت بازخوانی حوزه‌های مهجور در مطالعات توسعه ایران تأکید کرد.

وی پیشنهاد کرد که در برنامه‌های مطالعاتی و نشست‌های آینده، آثاری درباره نسبت صنعت و سنت، فرهنگ یاریگری، تاریخ سیاسی معاصر ایران، کودتای ۲۸ مرداد، فلسفه سیاسی، روان‌شناسی سیاسی، اقتصاد سیاسی، تاریخ روستاها و عشایر، نهادهای بومی، آینده‌پژوهی و مدیریت دانش مورد توجه قرار گیرد.

کاوه فرهادی با اشاره به اهمیت آثار مرتبط با فرهنگ یاریگری و دانش بومی، گفت: کتاب‌ها و پژوهش‌هایی که حاصل کار میدانی، مشاهده مستقیم و فهم عمیق از زندگی مردم ایران هستند، باید بیش از پیش خوانده، نقد و گفت‌وگو شوند. به باور وی، چنین آثاری می‌توانند امکان تازه‌ای برای فهم توسعه در ایران فراهم کنند.

وی همچنین بر ضرورت توجه به فلسفه سیاسی و روان‌شناسی سیاسی در فهم توسعه تأکید کرد و افزود: برای فهم مسیر توسعه ایران باید تاریخ سیاسی، نهضت‌های اجتماعی، تجربه احزاب، شخصیت سیاستمداران، ساختارهای روانی سیاست و نسبت آن‌ها با جامعه ایرانی مورد بررسی قرار گیرد.

فرهادی در ادامه، کارآفرینی را یکی از حوزه‌هایی دانست که نیازمند بازخوانی جدی در ایران است و گفت: ایران به کارآفرینی نیاز دارد، اما نه به معنای صرفاً وارداتی آن؛ بلکه به کارآفرینی‌ای نیاز دارد که از دل فرهنگ ایرانی، اخلاق کار، یاریگری، آفرینش، تولید و مسئولیت نسبت به جامعه و محیط‌زیست برخاسته باشد.

وی افزود: اگر کارآفرینی بدون توجه به محیط‌زیست، منابع آب، فرهنگ همکاری و نهادهای اجتماعی ترویج شود، ممکن است به تخریب منابع و تشدید بحران‌ها منجر شود. بنابراین، باید از خود بپرسیم چه نوع کارآفرینی‌ای برای ایران امروز و آینده ایران مناسب است.

کاوه فرهادی با اشاره به اهمیت کار تیمی و همکاری در موفقیت فعالیت‌های نوآورانه، گفت: جامعه‌ای که در گذشته نهادهای قدرتمند یاریگری و همکاری داشته است، باید بتواند در جهان جدید نیز این ظرفیت را برای کارآفرینی اجتماعی، نوآوری، توسعه محلی و خلق ارزش پایدار بازخوانی کند.

این پژوهشگر در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به جایگاه آینده‌پژوهی در فهم توسعه گفت: آینده‌نگری اگر بر شانه‌های فهم گذشته قرار نگیرد، ممکن است به ابزاری برای تقلید از آینده‌هایی تبدیل شود که دیگران برای ما طراحی کرده‌اند.

وی افزود: فهم آینده باید از دل تاریخ روندها، تجربه زیسته، جغرافیا، فرهنگ، محیط‌زیست و دانش ضمنی جامعه شکل گیرد. اگر گذشته فهم نشود، آینده نیز به‌درستی دیده نخواهد شد.

کاوه فرهادی با تأکید بر نسبت میان گذشته، حال و آینده گفت: گذشته‌ای که فهم شود و به کار آید، دیگر صرفاً گذشته نیست؛ بلکه بخشی از امکان آینده است. جامعه‌ای که گذشته خود را نفهمد، ناچار می‌شود آینده خود را از دیگران قرض بگیرد.

در جمع‌بندی این گفت‌وگو، کاوه فرهادی تأکید کرد: توسعه در ایران زمانی می‌تواند معنا، ریشه و تداوم پیدا کند که نسبت خود را با فرهنگ ایرانی، دانش بومی، نهادهای تاریخی، یاریگری، رواداری، حافظه جمعی و تجربه زیسته مردم روشن کند.

وی افزود: آینده ایران نه با گسست از گذشته و نه با تکرار گذشته، بلکه با فهم انتقادی گذشته و بازآفرینی ظرفیت‌های آن در نسبت با جهان امروز ساخته می‌شود. به گفته وی، توسعه‌ای که از دل جامعه، فرهنگ و تاریخ یک سرزمین برنخیزد، ممکن است پروژه‌هایی ایجاد کند، اما الزاماً به مسیر پایدار و ریشه‌دار تبدیل نخواهد شد.

شایان ذکر است، این نشست از مجموعه گفت‌وگوهای ‌ مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری، با حضور کاوه فرهادی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، و با مشارکت جمعی از مدیران، پژوهشگران و کارشناسان مرکز، برگزار شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها