پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
در میان خوانین بختیاری

با اینکه قریب یک قرن و نیم از سفر لایارد به خوزستان می‌گذرد تاکنون هیچ پژوهشگر ایرانی یا خارجی موفق به تهیه چنین گزارش جامع و مشبعی درباره این استان نشده است. او تمام مناطق خوزستان را قدم به قدم سیاحت، و از کلیه آثار باستانی آن حدود بازدید به عمل آورد و با رؤسا و خوانین و شیوخ محلی ملاقات کرد و اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و نظامی منطقه را بررسی کرد

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: کتاب «س‍ی‍ری‌ در ق‍ل‍م‍رو ب‍خ‍ت‍ی‍اری‌ و ع‍ش‍ای‍ر ب‍وم‍ی‌ خ‍وزس‍ت‍ان؛ گزارشات منتشر نشده‌ای از سر اوستن هنری‌لایارد، استاک، مادام بیشوپ، لینچ، ویلسون» با ترجمه و حواشی از مهراب امیری از سوی انتشارات یساولی منتشر شد.

لایارد صرف نظر از عقاید، سیاسی‌اش با نوشتن «ماجراهای اولیه» و تهیه و تنظیم این گزارش تحقیقی خدمات ارزنده و قابل تحسینی به بخشی از تاریخ اخیر ایران کرده است. به‌طوری‌که مشاهده شده این گزارش بعدها به عنوان یکی از منابع مهم و قابل اعتماد، تاریخی، مورد استناد و استفاده پژوهشگران ایرانی و خارجی و حتی مؤسسات تحقیقاتی، مانند بخش مردم‌شناسی دانشگاه «هنری فیلد آمریکا» قرار گرفته است. غیر از یادداشت‌های لایارد قسمت‌هایی از سفرنامه‌های استاک و بیشوب و دو مقاله از لینچ و سر آرنولد ویلسون در رابطه با بختیاری تحت عنوان ضمائم به آخر کتاب اضافه شده است.

در میان خوانین بختیاری

لایارد بدون استفاده از خط آهن اروپا را سیاحت کرد

سر اوستن هنری لایارد نویسنده این یادداشت‌ها در پنجم مارس ۱۸۱۷ میلادی، در پاریس متولد و در پنجم ژوئیه ١٨٩٤ در سن هفتاد و هفت سالگی در لندن در گذشت. لایارد در خلال عمر طولانیش با وقایع و حوادث گوناگونی روبه‌رو بود و قبل از سن بیست و سه سالگی با اندک پولی که داشت بدون استفاده از خط آهن سرتاسر فرانسه، سوئیس، شمال ایتالیا، دانمارک، سوئد، پترزبورگ را سیاحت کرد؛ و آنگاه مسافرت مخاطره‌آمیز خود را به آسیای صغیر از جمله ایران آغاز کرد و به تعبیر «بروس» نویسنده زندگینامه‌اش، چندی میهمان ایلخانی بختیاری بود و در کنار او و ایلش که بر علیه حکومت خود کامه ایران می‌جنگیدند شرکت جست و کمی بعد بخاطر حفاری‌هایش، در خرابه‌های «آشور» و «نینوا» شهرت جهانی یافت.

وی از میدان‌های جنگ کریمه دیدن کرد و در هنگام شورش هند به آن کشور سفر کرد و از نزدیک شاهد مبارزات مردم ایتالیا برای کسب آزادی بود. در سال‌های ۷۱ - ۱۸۷۰ هنگام انقلاب اسپانیا سفیر بریتانیا در مادرید و در سال ۱۸۷۷ هنگام جنگ عثمانی با روسیه نیز سفیر کشور خود در بابعالی بود در زمینه باستان‌شناسی و هنرهای زیبا نوشته‌هایی از او در دست است، در ساله‌ای آخر عمر نیز دو جلد کتاب معروف ماجراهای اولیه را برشته تحریردرآورد، و در سال ۱۸۷۷ در لندن به چاپ رسانید. لابارد در خلال سال‌های ٤٢ - ١٨٤٠ که در خوزستان اقامت داشت علاوه بر «ماجراهای اولیه» یا سفرنامه خود به توصیه انجمن پادشاهی جغرافیایی گزارش جامع و مبسوطی درباره اوضاع سیاسی و جغرافیایی و ریشه‌های نژادی عشایر و ایلات این استان تهیه کرد. و هنگامی‌که در بغداد اقامت داشت به اشاره «کلنل تایلور» نماینده سیاسی انگلیس مقیم بغداد، به اسلامبول سفر کرد و با سر استراتفورد کانینک سفیر انگلیس در دربار عثمانی که در آن‌موقع سرگرم حل اختلاف مسائل مرزی ایران و عثمانی بود، ملاقات کرد.

در میان خوانین بختیاری
پرتره‌ سِر آستن هنری لیارد در لباس بختیاری (آوریل ۱۸۴۳)

نوشتن «ماجراهای اولیه» و خدمات ارزنده به بخشی از تاریخ اخیر ایران

سر استراتفورد کانینک با توجه به اطلاعات و دانستنی‌های لایارد درباره خوزستان به او مأموریت داد تا طرحی درباره حل اختلاف مرزی ایران و عثمانی (مرزهای جنوبی) تهیه کند. چون در آن‌موقع روابط ایران و بریتانیا بر سر مسئله هرات تیره بود و برعکس انگلیسی‌ها نظر مساعدی به‌ دربار عثمانی داشتند، لذا لایارد با موافقت «سر استراتفورد کانینک» طرحی به سود دولت عثمانی و زیان دولت ایران تهیه کرد، که مورد موافقت «لرد ابردین» وزیر وقت خارجه انگلیس که در آن‌ موقع با نظریات و عقاید روس‌ها هم آهنگی نشان می‌داد، قرار نگرفت. هنگامی‌که «سر استراتفورد کانینک» او را به عنوان نماینده دولت انگلیس در کنفرانس «ارزنته الروم» معرفی کرد، لرد ابردین بخاطر جلب نظر روس‌ها با این اعتقاد که «لایارد از ترک‌ها حمایت خواهد کرد» با این انتخاب مخالفت و به جای او «کلنل فن و یک ویلیامز» و «روبرت کرزن» را به آن کنفرانس اعزام کرد.

تحقیقات لایارد، درباره خوزستان بنام «شرحی پیرامون خوزستان» ابتدا توسط «لرد ابردین» در انجمن پادشاهی جغرافیایی قرائت و سپس در سال ١٨٤٦در جلد شانزدهم محله انجمن پادشاهی جغرافیائی در لندن منتشر شد. با اینکه قریب یک قرن و نیم از سفر لایارد به خوزستان می‌گذرد لذا تاکنون هیچ پژوهشگر ایرانی یا خارجی موفق به تهیه چنین گزارش جامع و مشبعی درباره این استان نشده است. او تمام مناطق خوزستان را قدم به قدم سیاحت، و از کلیه آثار باستانی آن حدود بازدید به عمل آورد و با رؤسا و خوانین و شیوخ محلی ملاقات کرد و اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و نظامی منطقه را بررسی کرد و تعداد خانوار هر طایفه و عشیره و منبع مالیات و منال دیوانی و اقامتگاه تابستانه و زمستانه و ییلاق و قشلاق، و محل تعلیف احشام طوایف کوچرو را با دقتی خاص، مشخص کرد.

در میان خوانین بختیاری

خلفای عباسی قیام بردگان را بعد از پانزده سال سرکوب کردند

خوزستان در قرن سوم و نهم هجری قمری با دو شورش بزرگ مواجه شد. در سال دویست و پنجاه و شش هجری شورش عظیم و قیام خونین بردگان بین‌النهرین که در تاریخ به قیام «زنج» معروف است، شروع شد. در این سال هزاران برده سیاه (زنگی) که به‌کار پاک کردن شوره‌زارهای اراضی دولتی گماشته شده بودند، طغیان کردند. شورشیان به رهبری «علی بن محمد برقعی» در خوزستان (اهواز) اربابان خود را کشتند و در جنگ‌های فراوانی علیه خلیفه معتمد عباسی پیروز شدند و در نتیجه اهواز و سراسر خوزستان را تسخیر و اراضی و املاک اربابان را بین خود تقسیم کردند. علی بن محمد برقعی ایرانی و اهل «ورزنین (نزدیک ری) بود و مدتی به مشغل معلمی اشتغال داشت. به روایت هندو شاه وی مردی عاقل و فاضل و شاعر بود و بیشتر سرداران و یاران او ایرانی بودند و نام ایرانی و واقعیش «بهبود» بود.

خلفای عباسی بعد از پانزده سال توانستند قیام بردگان را سرکوب و بیشتر آنها را به قتل برسانند. در مورد تعداد بردگانی که در شورش «زنج» به قتل رسیدند اختلاف وجود دارد. در حالی‌که «هندو شاه» تعداد کشته شدگان را دوملیون و نیم ذکر کرده «فیلیپ» تنها تعداد آنها را نیم ملیون نفر ثبت کرده است. «علی بن محمد برقعی» پس از دستگیری و شکنجه در بغداد بدار آویخته شد و پس از مرگش زنگیان به نهضت قرمطیان پیوستند. شورش دیگری که در قرن نهم هجری قمری در خوزستان به وقوع پیوست فتنه «مُشعشعیان» بود. در زمانی‌که شاهرخ میرزا فرزند امیرتیمور گورگانی بر ایران سلطنت می‌کرد، حکومت خوزستان با عبدالله سلطان نواده او بود و در همین سال‌ها بود که سید محمد مشعشع ادعای مهدویت کرد و با بیرحمی و جنگ و خونریزی بر قسمتی از خوزستان استیلا یافت و بعد از او جانشینانش طریقه او را دنبال کردند تا اینکه در سال ٩١٤ هجری قمری شاه اسمعیل صفوی ضمن لشکر کشی به عراق عرب و تصرف بغداد، چون از عقاید مذهبی این فرقه آگاهی یافت به هویزه لشکر کشید و سید فیاض پیشوای مشعشعیان و عده زیادی از پیروان این طریقت را به قتل رسانید و یکی از امرای قزلباش را به حکومت آنجا منصوب کرد. بدین طریق غائله اول مشعشعیان که از سال ٨٤٠ تا سال ۹۱۴ هجری یعنی قریب هفتاد سال در خوزستان ادامه داشت پایان یافت.

هنگام کشتار مشعشعیان یکی از برادران سید فیاض، که از حویزه به جزایر گریخته بود، پس از دفع غائله مجدداً به حویزه مراجعت کرد و از پادشاه صفوی تقاضای بخشایش کرد، شاه اسمعیل نیز تقاضای او را پذیرفت و از تقصیرش در گذشت و حکومت خوزستان غربی را به او تفویض کرد. بدین ترتیب بار دیگر مشعشعیان توانستند در بخش غربی خوزستان مستقر شوند. حکام این خاندان که بنام «والی» برای مدت دویست و شصت سال بر بخش عربی خوزستان تسلط داشتند همیشه مشکلاتی برای دولت مرکزی به‌وجود می‌آوردند.

در میان خوانین بختیاری

خوزستان در پایان دوره صفویه دچار هرج و مرج و اختلال شد

در پایان دوره صفویه وقتی که افغان‌ها بر ایران چیره شدند خوزستان نیز مانند سایر بخش‌های کشور دچار هرج و مرج و اختلال شد. هنگامی‌که نادرشاه افغانان را از اصفهان بیرون راند و تا فارس آنها را دنبال کرد در بهار سال ١١٤۲ هجری از راه فارس عازم خوزستان شد و چند روزی در رامهرمز بسر برد و از طریق اهواز وارد شوشتر شد و در این شهر عده‌ای از رؤسای عرب را توقیف و به خراسان تبعید کرد . نادر در این سفر ابوالفتح خان نواده و اخشتوخان حکمران سابق خوزستان را به حکمرانی شوشتر برگزید ولی پس از مراجعت نادر و طغیان محمد خان بلوچ، ابوالفتح خان نیز با او همداستان شد. مردم دزفول مخالفت خود را با این شورش ابرازکردند ولی شوشتری‌ها برخلاف دزفولی‌ها با آنها سازش کردند. نادر پس از اطلاع از این موضوع عده‌ای از سپاهیان خود را برای سرکوبی غائله روانه خوزستان کرد و خود نیز متعاقبا وارد خوزستان شد و پس از اتمام حجت به مردم شوشتر و ابوالفتح خان وارد شهر شد و امر به غارت شهر داد و سپس ابوالفتح خان را دستگیر کرد و نجف سلطان یکی از همراهان خود را به حکومت شوشتر برگماشت و در همین سفر بود که نادر دو بخش خاوری و باختری خوزستان را یکی کرده و شهر حویزه را مرکز آستان قرار داده و دست والیان مشعشعی را بکلی از کار کوتاه کرد (۱۱۵۰ - ق).

هنگامی که نادر در سال ۱۱۶۰ هجری قمری در خراسان کشته شد بار دیگر ایران دستخوش طغیان و ناامنی شد و در گوشه و کنار کشور گردنکشان محلی سر بعصیان و نافرمانی برافراشتند، در خوزستان نیز آل مشعشع بخصوص کعبیان که تازه به قدرت رسیده بودند به آشوب و عصیان برخاستند و خوزستان را باز برای چند سالی دچار فتنه و آشوب کردند اما همین که کریم خان زند قدرت را به دست گرفت شخصا عازم خوزستان شد و بدون جنگ و ستیز وارد شوشتر شد و چون ماه رمضان و عید نوروز نیز در پیش بود کریم خان عید فطر و جشن نوروز را در شوشتر گذرانید و به طغیان و عصیان کعبیان آل مشعشع پایان داد و زکی‌خان یکی از منسوبان کریم خان هم که سر به طغیان برداشته بود در خوزستان به کریم خان تسلیم شد و به طویله شاهی پناه آورد.

در میان خوانین بختیاری

محمدنقی خان چهارلنگ بختیاری بر سراسر خوزستان دست یافت

در پایان کار خاندان زند و آغاز سلطنت قاجاریه خوزستان به چند بخش جداگانه قسمت شده بود. دزفول - شوشتر - آل کثیر - کعبسیان - آل مشعشع و هر یک بطور جداگانه می‌زیستند. اما پس از کشته شدن آقا محمدخان و آغاز سلطنت فتحعلی شاه کم کم شورش‌ها فرونشست و کشور دچار آرامش شد فتحعلی شاه نیز خوزستان را بدو بخش جداگانه تقسیم کرد، بخش شمالی را که شامل شهرهای شوشتر، دزفول، حویزه بود به حاکم کرمانشاهان محمد علی میرزا دولتشاه داد و بخش جنوبی یعنی رامهرمز و فلاحیه (شادگان) و (هندیجان را به حاکم فارس حسینعلی میرزا سپرد.

در آخرین سال‌های سلطنت فتحعلی‌شاه محمدنقی خان چهارلنگ بختیاری در خوزستان علیه حکومت مرکزی طغیان کرد و دیری نپایید بر سراسر خوزستان و قسمت‌های دیگر از کشور دست یافت. فتحعلی شاه شخصاً برای دفع غائله او عازم اصفهان شد ولی قبل از آنکه بتواند کاری انجام دهد در اصفهان بدرود حیات گفت. پس از مرگ فتحعلی‌شاه بین پسران او از یک طرف و محمد میرزا که ولیعهد رسمی کشور بود از طرف دیگر کشمکش‌هایی در گرفت تا جایی که ظل ‌خود را در تهران عادل شاه خواند و به تخت سلطنت نشست، حسینعلی میرزا فرمانفرما در شیراز و حسنعلی میرزا شجاع‌السلطنه در فارس علم طغیان برافراشتند. غائله تهران به زودی خاموش شد و محمدشاه لشکری برای دفع شاهزادگان به فارس روانه کرد و در جنگی که بین شاهزادگان و قشون اعزامی محمدشاه در شیراز رخ داد شاهزادگان شکست خوردند و سه فرزندان فرمانفرما از مهلکه جان بدر بردند و به طور مرموزی خود را به لندن رسانیدند و کمی بعد به بغداد آمدند و به وسیله سر هنری لایارد با محمدنقی‌خان ارتباط حاصل کردند و تحریکاتی را علیه سلطنت محمدشاه آغاز کردند.

کتاب «س‍ی‍ری‌ در ق‍ل‍م‍رو ب‍خ‍ت‍ی‍اری‌ و ع‍ش‍ای‍ر ب‍وم‍ی‌ خ‍وزس‍ت‍ان؛ گزارشات منتشر نشده‌ای از سر اوستن هنری‌لایارد، استاک، مادام بیشوپ، لینچ، ویلسون» با ترجمه و حواشی از مهراب امیری در ۲۹۶ صفحه و قیمت ۷۵۰ هزار تومان از سوی انتشارات یساولی منتشر شده است.

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 36
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • امیرداودی IR ۲۳:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۵
    نظر خاصی ندارم کتاب سیری درقلمروتاریخ بختیاری رامیخواهم
  • البرزبختیاری بزرگ IR ۰۰:۲۶ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۶
    در هر کشوری ملتی زندگی دارند و با این همه پیشرفت هنوز ما به دنبال فلان ایل هستیم بشر در فضا به دنبال محل دیگری وما به دنبال چهار لنگ یا ترک یا عرب یا دوازده لنگ وووووو. هستیم متاسفم واقعا متاسفم
    • Es IR ۱۲:۰۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۷
      تو فک میکنی بدون اینکه گذشته رو بدونی میتونی به آینده فک کنی هر پیشرفتی باید با فرهنگ اون کشور سازگار باشه البته اگه چندتا کتاب خونده باشی نه فقط کلیپ های گوشی که هر چی دوست داشتن توی مغزت فرو کردن
    • هومان شهبازی IR ۱۸:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۷
      تاریخ جزئی لاینفک از علوم روز دنیاست ، پرداختن به علوم و وقایع فیزیک ، هیچ منافاتی با علم زیست شناسی یا شیمی ندارد بررسی تاریخ یک منطقه با این وسعت هم منافاتی با بررسی جغرافیای آن منطقه و کشف مواد زیر اتمی و چیپ های کامپیوتری یا کشف فضا ندارد ، هر کدام حوضه خود و هر کدام علاقمندان خود را دارد🙂مگر آنکه بگویی خیر همه بشریت باید باستان شناسی و تاریخ و دانش اجتماعی ووووو را کنار بگدارند و همه بروند فضا را کشف کنند🤔 مثلا اگر شما《لنگ》را نشناسی ، بعد فکر میکنی همان عضو دراز انسان هست! در صورتیکه گفته شده واحددریافت مالیات هست که هر ایل باید به آن تعداد از احشام خود را بپردازند(فرضا افراد متعلق به هفت لنگ ها ، هفت راس گوسفند، و متعلقین به ایل چهار لنگ چهار راس گوسفند)به عنوان مالیات بدهند.البته قول های دیگری نیز هست مثل: هفت لنگها قوم بزرگتر چون از ۷برادر تشکیل شده بود و کوچکتر چهارلنگ که سر منشأ شان چهار برادر بودند، اما مهم آنکه همین اقوام ، فاتحان تهران بودند، و چند بار ایران را نجات دادند، از دفع افغان گرفته تا در جنگ به کمک نادر شاه.. ؛ تا من شما اکنون راحت پیام بزنیم و از فضا بگوییم ٪.
    • امیر IR ۱۱:۳۷ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
      معمولا آدم های ضعیف نظر های این دست دارن چون اگر خودشون اون زمان بودن جزو ضعیف ترین اقشار بودن نه فاتحان و خوانین
    • سردار بختیاری IR ۰۲:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
      شک ندارم به اصالت و نجابت بختیاری و لر حسادت میکنی
    • امید بختیاری IR ۰۸:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
      درود بر شما ،انسان اصیل و اگاه🌹✋️
    • علی IR ۱۰:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۴/۳۰
      دانستن این مطالب ربطی به پیشرفت نداردانسان امروز گمشده اش هویتش است همان آمریکایی یه تپه خاک که هیچ اثری هم توش پیدا نشده فقط ازبالا شبیه مار است چندین هکتارقرق کردن ومنطقه باستانی اعلام کردن اونوقت ما باسوابق با مدرکمون را کتمان میکنیم ومیگوییم چه بدرد میخورد این همان فرهنگ استعماری است که درمغزشما گذاشته اند تابدینوسیله بی هویت شوید وفرزندان آینده تان خبری ازپیشینه خودنداشته باشند ‌.واقعا چنین افکاری باعث تاسف است .
  • دلسوز IR ۰۰:۳۴ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۶
    یه قهرمان ورزشکار موتای به نام مهدی مهربان گهرویی درشهر گهرو یکی از شهرستانهای کوچک چهارمحال بختیاری توان مالی نداشت.دولت هم حمایتش نمی‌کرد بره برا مسابقات آسیایی مردم محلی پول جمع کردند براش.رفت وبامدال برگشت ولی تلوزیون هیچ نشنونش نداد چون ورزش موتای یه ورزش خشن هست.
    • محمد رضا الهامی IR ۱۸:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۷
      شعار حزب منحله جبهه ملی ، که می‌گفت: گذشته چراغ راه آینده ! در صورتیکه در چه موضوعی بخواهی استناد کنی ؟ مثلآ ( برابری ) و رفت آمد ، بخواهی خرسواری رو جایگزین خودرو کنی ! یا جنگ ، جایگزینی تیر کمون با موشکهای هایپرسونیک امروزی ،من با متن عبرت از گذشته برای آینده. حتی در سیاست ، موافق نیستم .چون باتوجه به گستردگی علوم. فنون ، باید در رشته منتخب خودت مطالعه عمیق وگسترده کرده تا بتوانی با ( تردید ) اظهار نظر کنی بخصوص در سیاست بین المللی که گذشته راهی جلوی پایت نخواهد گذاشت
  • ناصر IR ۰۶:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۶
    عالی
  • شهروند IR ۰۶:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۶
    این عکس متعلق به محمدتقی خان دوره لیارد نیست .
  • رضا IR ۱۲:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۶
    قبیله چین چان چونگ گیت من پلاستیچ از چین
    • محمود بختیاری IR ۱۹:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۷
      بی ادب بی شخصیت حیف از اسم رضا که روی تو هست
  • محمد قدمی US ۱۵:۲۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۶
    عالی هست نفرمودین این کتاب کجا باید تهیه شود
  • حسین آقازاده فرزند حبیب IR ۱۸:۱۸ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۶
    مروری بر تاریخ همیشه خوب است
  • دوستدار IR ۲۱:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۶
    سلام به شما از کجا کتاب رو تهیه کنیم؟؟؟
  • دکترعلی شهبازی کرتیان IR ۲۳:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۶
    عرض ادب واحترام.خودمن ازطوایف بزرگ بختیاری چهالنگ هستم.من مفتخرم که ایل من درتاریخ وسرنوشت کشورعزیزم ایران توسط محمدتقی خان چهالنگ نقشی بس عظیم داشتند.
    • پروانه چهارلنگ کیان ارثی IR ۱۷:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
      عرض وادب واحترام ما بختیاری ها به خود میبالیم که گذشته خوب وآینده ای بهتر خواهیم داشت
  • آنا IR ۰۲:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۷
    عالی بود،زنده باد قوم شریف و اصیل بختیاری
  • محمد IR ۱۱:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۷
    همانطورکه گفته اندتاربخ برای عبرت گرفتن است اماماایرانی هاازخواندن تاریخ جزیک داستان گذشته درکی دیگرنداربم نمونه اش همین کتاب است که عمده اشاره به جنگ ونبردهای داخلی است ایاکشوری که مدام درحال نزاع است به قدرت وپیشرفت میرسدیابایدمنتظربماندیکی ازان طرف دنیابیایدبرایش تصمیم گیری کند.
  • رضا ورناصری IR ۱۲:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۷
    عالی
    • جراح ارتوپدی IR ۱۳:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
      زنده باد همه ی ایرانیان🙏🙏
  • موسوی IR ۱۳:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۷
    ایل بختیاری شاخه بزرگی لز قوم لر می باشد که اکنون جمعیت لرها در ایران هشت میلیون نفرند که یکدست شیعه اثنی عشری می باشتداز همدان تا کرمانشاه و سراسر لرستان و ایلام و خوزستان در منطقه زاگرس میانی و غربی ساکن اند انسان‌هایی با صفا.‌صدیق .بی ریا .افتخار ایران و ایرانی
  • سعادت IR ۱۰:۲۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
    سلام همه درست. ولی در کل آنهای که نباید می رفتن رفتن از این دنیا وانهای که نام و آوازه پدران خود را خراب ک.ردن ماندن.در کل بختیاری را بخت یاری نکرد.اینهای که ماندن ......هر کجا بگی هستن بجز جای اصلی 😔
  • امیرحسین IR ۱۹:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
    قومی که تاریخ ندارد اصالت هم ندارد،!!!
  • حسن لر IR ۲۱:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
    فقط زنده باد لر زبختیاری زلرستون زکهگلو بویراحمد خاک دلیرون
  • بدری‌بابادی IR ۰۰:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
    خیلی خوبه.‌افتخارمیگم‌‌بختیاری‌ام
  • ایمان IR ۰۹:۴۰ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
    همیشه قوم لر روی سرزمینشون تعصب داشتن
  • امیر رضا IR ۱۱:۵۴ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
    خدا شاهده نه دین دارن نه ایمان
  • ایرانی IR ۱۰:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۴/۳۰
    سلام بر زرتشت و آریایی. سلام بر زرد کوه و بختیاری
  • محمودبختیاروند IR ۱۲:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۳۰
    این عکس متعلق به ممتقی خان شجاع ممالک ممصالح میباشد،نه ممتقی خان کیان ارثی،،
  • عرب زاده IR ۱۲:۳۶ - ۱۴۰۵/۰۴/۳۰
    در طول تاریخ همیشه در این خطه در حق مردم عرب که بومی منطقه محسوب میشن به چشم بیگانه نگاه کردن و از روی تعصب و نژادپرستی دشمنی میکردن شما نمیتونید بگید کرد ایرانی نیست چون با اقلیم کردستان عراق هم مرزه یا در مورد ترک آذربایجان همینجور یا در مورد بلوچ که هم مرز با بلوچستان پاکستانه ... متاسفانه این تفکر و دشمنی تا به الان پابرجاست و دلیل عقب افتادگی خوزستان هم همینه استانی که حتی اسمش رو تغییر دادن تا هویتش رو پاک کنن ... امیدوارم که همه به این نتیجه برسن که ایران با همه اقوامش ایرانه چون مرزبندی کنیم ایرانی نمیمونه
  • سکينه IR ۲۰:۰۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۳۰
    درود بر سلحشوران ایلم بختیاری
  • سنیک IR ۲۲:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۳۰
    خان کلمه ای پارسی است که جمع آن می‌شود خان ها و جمع عربی ندارد خائن کلمه ای عربی است که جمع مکسر عربی آن می‌شود خوانین یعنی خائنان خوانین یعنی خیانتکاران
  • فاخر بوعذار IR ۰۷:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۴/۳۱
    ای درود بشرفت آقای عرب زاده .نوشته بود شهر من هویزه که فعلا من در آن ساکن هستم. یک روزی مرکز استان خوزستان بنازم به تاریخ

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها