جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۲
شاهنامه گواهی بر تاریخ همدان/ اثری از دانش و خرد تا حماسه‌سرایی و وطن‌پرستی

همدان - دیار همدان در شاهنامه به نام‌های اَمدانا، آمادای، اکباتان و آمادانا ذکر شده است که می‌توان آن را گواهی بر تاریخ همدان دانست.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سیده فریده حسینی فرزام: از شاهنامه که می‌گویم، سخن از کتابی است که نه تنها روایتگر جنگ و دلاوری، بلکه آیینه‌ هویت، خرد، زبان و تاریخِ جانِ ایرانی است. شاهنامه، این یادگار سترگِ حکیم ابوالقاسم فردوسی، چون کوهی استوار در بلندای ادب فارسی ایستاده و قرن‌هاست که نام و یاد ایران را در واژه‌های خود زنده نگه داشته است.

در این اثر عظیم، قهرمانان تنها با بازو و شمشیر شناخته نمی‌شوند؛ بلکه بزرگی آنان در وفاداری، راستی، خرد و پایمردی جلوه می‌کند؛ رستم، سیاوش، گیو، گودرز و دیگر نام‌آوران شاهنامه، هر یک نمادی از مردانگی، رنج، وفاداری و نبرد با تاریکی‌اند؛ در برابر آنان، چهره‌های ستم و فریب نیز حضور دارند تا نشان دهند که در جهان شاهنامه، همیشه جدالی میان روشنایی و تباهی جریان دارد.

شاهنامه فقط مجموعه‌ای از داستان‌های پهلوانی نیست؛ این کتاب، سندی زنده از زبان فارسی است. فردوسی با هنرمندی شگفت‌انگیز، زبان را از فراموشی و فرسایش نگاه داشت و به آن شکوهی جاودانه بخشید. بسیاری از واژه‌ها، تعبیرها و تصویرهای ادبی زبان فارسی، وامدار این اثر بزرگ‌اند. از همین رو، شاهنامه را باید نه فقط یک کتاب، بلکه بنای بلند فرهنگ و حافظه‌ جمعی ایرانیان دانست.

در دل این منظومه، اندوه و شکوه، پیروزی و شکست، عشق و مرگ، و داد و بیداد در کنار هم نشسته‌اند. فردوسی با نگاهی ژرف نشان می‌دهد که جهان، میدان آزمون آدمی است؛ جایی که خرد باید بر خشم چیره شود و داد بر بیداد غلبه کند. همین پیام‌های انسانی است که شاهنامه را از مرز زمان فراتر برده و آن را برای امروز نیز زنده و اثرگذار نگه داشته است.

۲۵ اردیبهشت بهانه‌ای شد تا دمی با حماسه‌سرایی شاهنامه حکیم فردوسی همراه شده و با محمد رضایی یکی از شاهنامه‌خوانان همدان هم صحبت شویم.

به نظر شما تاکنون شاهنامه‌پژوهی چگونه بوده و آیا از همدان هم نامی در شاهنامه آمده است؟

شاهنامه کتابی است که درست است پژوهش‌های زیادی از جمله جلال خالقی مطلق و صدها نفر درباره آن انجام داده‌اند، اما چون همان پژوهش‌ها هم پراکنده است، نتوانسته‌اند حق مطلب را ادا کنند، بنابراین باید بنیادی ایجاد شود که متخصصین در رشته‌های مختلف به آن بپردازند.

در شاهنامه به قدری مطالب گسترده است که می‌توان نگاه‌های متفاوتی از لحاظ سیاست، تاریخ، ادب، زبان‌شناسی و... داشت و همین باعث می‌شود پژوهش‌ها هم به نوعی پراکنده‌گویی باشد.

در حال حاضر چون شاهنامه‌های مختلفی از جمله شاهنامه چاپ مسکو وجود دارد، گویا آنطور که معلوم است نام همدان در آن ذکر شده که می‌توان آن را گواهی بر تاریخ همدان دانست.

ممکن است در نسخه‌های دیگر از جمله حمله اسکندر نیز نام همدان آمده باشد، اما اینکه در شاهنامه نام همدان آمده، نام همدان در متون تاریخی برگرفته از هرودوت است و در شاهنامه به نام‌های اَمدانا، آمادای، اکباتان و آمادانا آمده است.

در شرایط کنونی کشور و در این برهه تاریخی بهره‌گیری از شاهنامه چگونه باید باشد؟

اسنادی در شاهنامه است که همان‌ها نشان می‌دهد رفتار ما در این برهه تاریخی چگونه باید باشد، آن زمان که در غرب اثری از حماسه و حماسه‌آفرینی نبود، در ایران حماسه و حماسه‌سرایی بود، همچنین توجه به دانش در شاهنامه به قدری است که موجب تعجب همگان شده است.

توجه به خرد، داد و دادگری در شاهنامه بسیار بوده و گویی کلا اساس آن است و اکنون در این برهه تاریخی برای اساس همان اسطوره‌هایی که در شاهنامه ذکر شده، حمایت کامل را از سرزمینمان داشته باشیم.

وقتی وطن مورد حمله قرار می‌گیرد، اگر به رستم و سهراب نیز نگاه کنیم در آنجا رستم فرزندش را مهاجم می‌بیند و مهاجم اگر هر کسی باشد نباید تسلیم شد و باید در مقابل او ایستاد، حتی پادشاهانی بودند که جان خود را دادند اما حاضر به از دست دادن کشورشان نشدند.

امروزه می‌بینیم کودکان و نوجوانان نیز به سمت شاهنامه‌خوانی می‌روند و حتی با نقالی علاقه خود را به این اثر فاخر نشان می‌دهند، دلیل آن چیست؟

من هم از این بابت خیلی خوشحالم و اینکه کودکان به شاهنامه‌خوانی روی می‌آورند، حس امید و امیدواری است، انیمیشن‌هایی که ساخته می‌شود، توانسته‌اند این مفاهیم را برسانند که وطن دوستی ایرانیان الگویی برای جهانیان بوده است و کلا ایرانی‌ها نمی‌خواهند که وطن را از دست بدهند.

فردوسی حکیم در جایی می‌گوید: بگویید این جمله در گوش باد/ چو ایران نباشد تن من مباد. این تفکر در کدام ملت و کشور وجود دارد و این کتاب کتابی است که نمی‌توان جمله به جمله و نکته به نکته آن را نادیده گرفت.

بنابراین دیدن بچه‌هایی که اکنون به شاهنامه روی می‌آورند، حس لذت‌بخشی دارد.

تاریخ کشور ما در شاهنامه ذکر شده است؟

مدارکی در دست حکیم نبوده به آن صورتی که محققان تاریخ گفته‌اند، در شاهنامه فقط به ساسانیان تا یزدگرد پرداخته شده است و مدارکی که در دست بوده در آن حد توانسته‌اند.

هر چند شاهنامه سه بخش اسطوره‌ای، حماسی و تاریخی دارد ولی فکر و اندیشه ایرانی نیز در آن پرداخته شده است.

شاهنامه جوری نیست که با مصاحبه و گزارش بتوان به آن پرداخت، شاهنامه سال‌ها نیاز به گفت و شنود دارد زیرا این اثر فردوسی بزرگ جنگل انبوه فشرده و بی‌انتهایی است که آدمی نمی‌تواند همه ابعاد آن را بیان کند.

طلوع و غروب در شاهنامه ۳۸۱ بیت است و از خرد، دانش، دادگری، خداجویی و ایزددانی شاهنامه نمی‌توان به سادگی گذشت.

بنده تاکنون چندین مقاله با عناوینی چون تاثیر شاهنامه بر مولوی و حافظ و تاثیر شاهنامه بر ادبیات غرب به ویژه فرانسه نوشته‌ام که امیدوارم بتواند در خوانش و درک این اثر فاخر حکیم فردوسی موثر باشد.

در پایان باید گفت شاهنامه تنها روایت گذشته نیست، بلکه دعوتی است به پاسداشت زبان، فرهنگ، خرد و آزادگی. هر بار که نام شاهنامه بر زبان می‌آید، گویی پرچمی از عظمت و جاودانگی در باد برافراشته می‌شود؛ پرچمی که فردوسی با جان خویش برافراشت و به ایران و ایرانی بخشید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها