سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سمیه نوری: شاهنامه فردوسی، این حماسه سترگ زبان فارسی قرنهاست که نهتنها در قالب کتاب بلکه در صدای گرم نقالان و شاهنامهخوانان زنده مانده است. هنری که روزگاری در قهوهخانهها و میدانها مردم را گردهم میآورد، امروز نیز تلاش میکند در میان هیاهوی رسانههای مدرن نفس بکشد و روایتگر داستانهای رستم، سهراب و سیاوش باشد.
در همین راستا به سراغ یکی از شاهنامهخوانان و نقالان معاصر رفتیم تا از حالوهوای این هنر کهن و چالشهای امروز آن بگوید.
شاهنامه، شناسنامه فرهنگی ایرانیان بیش از هزار سال است که روایت میشود؛ گاه بر صفحه کاغذ و گاه بر زبان نقالان. هنری که ثبت ملی و جهانی شده اما همچنان با چالشهای حفظ و انتقال به نسل جوان روبهروست.
پویا بازرگان با اشاره به اینکه شاهنامه در رگ و خون ایرانیان جاری است، اظهار کرد: «بهنام خداوند جان و خرد، کزین برتر اندیشه بر نگذرد»، من از پدری لُر و مادری کرد متولد شدهام و از آنجایی که شاهنامهخوانی در بین مردمان دیار زاگرس منشا و ریشه دارد به شاهنامه علاقهمند شدم و از سنین خردسالی و کودکی همیشه آوای شاهنامه در گوشم طنین انداز بود. هنگامی که وارد مدرسه شدم با سوادآموزی و از روی علاقه خاصی که به شاهنامه داشتم تصمیم گرفتم بهصورت تخصصی این حوزه را در سال ۷۶ دنبال کنم.
وی افزود: زمانی که برای فراگیری شاهنامه بهصورت تخصصی اقدام کردم با توجه به اینکه آن زمان اینترنت و فضای مطالعاتی زیادی وجود نداشت برای آشنایی به محضر بزرگان و اساتید این رشته همچون مرشد بزرگوار مرحوم آقا سید مصطفی سعیدی از بزرگان نقالی در ایران، مرحوم سبزعلی درویشیان و دیگر مویسپیدان و گرانمایگان مراجعه کردم و شرایط یادگیری و آموزش با وضعیت امروز واقعا متفاوت بود اما امروز کودکان و نوجوانان و جوانان به راحتی میتوانند فعالیت کنند.
نقال و شاهنامهخوان کرمانشاهی تصریح کرد:مانند بسیاری از افراد به شخصیت پهلوان بزرگ شاهنامه رستم علاقهمند هستم و جالب است در یکی از داستانها و بخشهای شاهنامه که اسفندیار برای مقابله با رستم اعزام میشود، بیان میشود که رستم تمام عمر خود را به مرزبانی از مرزهای ایران مشغول بوده است و شاید اولین بار یا بیتی که حماسه و جذابیت شاهنامه را درک کردم با شعر «اگر رستم آن است که من دیدمش/ ز مردان عالم پسندیدمش» بود.

وی ادامه داد: یکی از نکات شاهنامهخوانی رعایت مقامهای شاهنامه است که در هر منطقه و قومی با مقام خاص خود شاهنامه را قرائت میکنند مثل مقام زورخانهای. آشنایی با مقامهای مختلف نیازمند حضور در مجالس مختلف بزرگان است و بسیار تلاش کردم آنها را جمعآوری کنم، در آن زمان دستگاه ضبط صوت کم بود و تهیه آن دشوار اما به سختی یک دستگاه تهیه کردم صوت یکی از اساتید را ضبط و در منزل برای تمرین و یادگیری گوش میدادم و البته برای آیندگان بهعنوان یک میراث ضرورت دارد این مقامها ضبط و ثبت شود.
نقال و شاهنامهخوان کرمانشاه بیان کرد: به نظر من و البته بسیاری از اساتید، نقالی قدیمیترین هنر اجرا و نمایش در جهان است که بر اساس شیوههای مختلف اجرا در کاشان بر اساس یک تحقیق تا هفت هزار سال قدمت دارد. نقالی یعنی روایتگری، در کار ما که بحث نقالی قصههای آیینی سنتی وجود دارد ما با شیوه نقالی که خودش عالمی دارد سعی میکنیم داستانهای آثار کهن ادبیات کشورمان را از قبیل گلستان سعدی، جوامعالحکایات، مثنوی مولانا، آثار نظامی گنجوی و... خصوصا شاهنامه فردوسی را روایت و نقل کنیم. کشوری که شاهنامه دارد در مقابل فرهنگ بیگانه کم نمیآورد و محکم میایستد. بهعنوان یک ایرانی زمانی که اشعار پرصلابت و حماسی شاهنامه را میشنوم، سرشار از انرژی میشوم.
بازرگان گفت: ابتدا اساتید اجازه حضور در جشنوارهها و مسابقات را نمیدادند اما از سالهای گذشته بهعنوان تماشاگر به جشنوارههای قصهگویی میآمدم اما به صورت جدی چندسالی است که هم بهعنوان شرکتکننده در بخشهای استانی، منطقهای و کشوری با کسب عناوین برگزیده حضور داشتهام و هم در مقام آموزشگر به تدریس علاقهمندان به نقالی و شاهنامهخوانی پرداختهام.
وی ادامه داد: در پی آن هستم که شاهنامه را با حفظ اصالت در سبکی به شیوه مدرن به مخاطبان عرضه کنم زیرا نسل امروز نیازمند نوآوری و خلاقیت هستند و سبکهای قدیمی سبب جذب آنها نمیشود و رسالت خود میدانم در این فضا وارد شوم و کارهایی را انجام دهم. اجراهای زیادی در شهرهای کرمانشاه، اصفهان، شیراز و همدان داشتهام که با استقبال مردم مواجه شده است.
بازرگان افزود: طی سالهای گذشته یک دوره آکادمیک با همکاری جهاد دانشگاهی برگزار شد مدرک آن نیز به شرکتکنندگان اعطا شد و امیدوارم بتوانیم این راه را ادامه دهیم.
نقال و شاهنامهخوان کرمانشاهی خاطرنشان کرد: همانطور که گفتید واقعا شاهنامه در یک کلام بینظیر و فوقالعاده است و داستانهایی جذاب دارد اما از بین تمام آنها داستان رستم و سهراب را بیش از همه میپسندم و فکر میکنم یکی از بهترین داستانها است و اینکه فردوسی این داستانها را که قدمت بیشتری دارند را با هنرمندی جمعآوری و نقل میکند.
نظر شما