یکشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۹
«پری‌خوانی» امیرحسین الهیاری منتخبی از دوره دهم جشنواره شعر فجر

مجموعه غزل «پری‌خوانی» سروده امیرحسین اللهیاری، یکی از دو اثر شایسته تقدیر بخش شعر بزرگسال در دهمین دوره جشنواره بین‌المللی شعر فجر است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا به نقل روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، در ادامه معرفی آثار منتخب جشنواره بین‌المللی شعر فجر به مجموعه غزل «پری خوانی» سروده امیرحسین الهیاری می‌پردازیم که در بخش «شعر بزرگسال» دهمین دوره به عنوان اثر شایسته تقدیر معرفی شد.

امیرحسین اللهیاری (متولد ۱۳۶۲، ابهر) شاعر، مترجم، محقق، موسیقی‌دان و پزشک است که فعالیت هنری خود را از نوجوانی آغاز کرد. او که دانش‌آموخته رشته پزشکی از دانشگاه شهید بهشتی است، در دوره جوانی از مصاحبت و راهنمایی زنده‌یاد حسین منزوی بهره برد.

اللهیاری دارای نشان درجه یک هنری است و آثارش در حوزه‌های متنوعی از شعر و ترجمه منتشر شده‌اند.

از جمله تألیفات او می‌توان به مجموعه‌های «عقاب قله یوشان»، «چشم‌های قهوه‌ای تو» و «تنها این را برای تو نوشته‌ام مریم»، مجموعه رباعی «آن حرف دگر» و نیز آثار پژوهشی‌ای مانند «سلامت در شاهنامه» و «سلام بر حیدربابا» و… اشاره کرد.

در حوزه ترجمه نیز آثاری همچون رمان «گاه ناچیزی مرگ» اثر محمد حسن علوان، «الکتاب» اثر ادونیس، «مواقف و مخاطبات» اثر عبدالجبار نفّری، «الاسرا الی المقام الاسری؛ نامه سریانیه»، «عنقای مغرب» و «ترجمان الاشواق» جملگی از ابن عربی، «از بطنان ازل» اثر شیخ روزبهان بقلی شیرازی، «فتح ربانی و فیض رحمانی» و… از او منتشر شده‌اند.

مجموعه «پری‌خوانی» گزیده‌ای از غزل‌های سروده‌شده امیرحسین اللهیاری در فاصله سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳ است.

این کتاب که با مقدمه‌ای از بهاءالدین خرمشاهی همراه است، دربرگیرنده ۳۵۰ غزل به همراه دو قصیده است.

زبان اشعار این مجموعه یکدست و روان توصیف شده و در عین پایبندی به ساختار کلاسیک غزل، گرایش به نوآوری در آن مشهود است که این نوگرایی به ویژه در استفاده از قوافیِ نو و به‌کارگیری ترفندهای شاعرانه نمود یافته است.

در غزل شماره هفتادوهفت مجموعه غزل «پری‌خوانی» می‌خوانیم:

به سینه بار غمی دارم شبیه داغ پسر سنگین

زمان برای تغزل دیر، قدم برای سفر سنگین

جوانی دگرم را در تن تو یافته‌ام امّا

پدر برای کشیدن پیر، پسر برای پدر سنگین!

سوار و اسب و خبر هرسه رسیده‌اند و پریشانند

قرار و تاب ندارد اسب، سوار خسته، خبر سنگین

بدون فلسفه می‌باید به مرگ خویش بیندیشم

که درک فلسفۀ مرگ است برای فکرِ بشر سنگین

قلم به دست نمی‌آید مگر که عشق بفرماید

که جز قلم همه بار آید به دست اهل هنر سنگین

تو را هزار شتر با اشک به دوش قافله می‌بردند

اگر زبان تو شیرین بود نبود بار شِکَر سنگین!

هزار عشوۀ حیلت بار ز سینۀ تو بریزد یار

چه فتنه‌ها که به سر دارد نجیبِ ساکتِ سرسنگین‌!

سیاوشم که به دلپاکی سبک برآیم از این پیکار

وَگر شرارت سودابه به پا شود چو شرر سنگین

سَرِ مغازله هست امّا توان اینکه بسوزم نیست

که آتشی تو به لب داری که می‌زند به جگر سنگین

«پری خوانی» نخستین بار در سال ۱۳۹۳ توسط نشر قطره در ۳۹۶ صفحه منتشر شد و پس از ۳ چاپ، انتشار آن توسط نشر مولی ادامه یافته است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها