پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۶
سهروردی؛ نامی جهانی و بی‌نصیب از سهم محلی

زنجان- نام سهروردی در تاریخ فلسفه جهان می‌درخشد، اما سهم او در زیست فرهنگی زنجان به عنوان زادگاهش، هنوز کمتر از جایگاه واقعی‌اش است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایینا): شیخ شهاب‌الدین سهروردی، فیلسوف بلندآوازه ایرانی و بنیان‌گذار حکمت اشراق، از معدود چهره‌هایی است که نامش در جغرافیای جهانی اندیشه می‌درخشد، اما زادبوم او هنوز نتوانسته متناسب با این منزلت، زیرساخت‌های علمی، فرهنگی و رسانه‌ای لازم را برای معرفی و بهره‌گیری از این سرمایه تمدنی فراهم کند.

اکنون پرسش اصلی این است: چرا زنجان با وجود پیشینه برگزاری همایش‌های معتبر، ثبت جهانی نام سهروردی و تأکید مکرر نخبگان، هنوز در تبدیل این فیلسوف به یک «ظرفیت زنده فرهنگی» ناکام مانده است؟

شیخ شهاب‌الدین یحیی سهروردی، معروف به شیخ اشراق، از برجسته‌ترین فیلسوفان تاریخ ایران و جهان اسلام است؛ اندیشمندی که با بنیان‌گذاری «حکمت اشراق»، افق تازه‌ای در تفکر فلسفی گشود و کوشید میان عقل، شهود، معنویت و سنت حکمی ایران پیوندی نو برقرار کند. سهروردی نه فقط یک چهره فلسفی، بلکه بخشی از هویت فکری و فرهنگی ایران است؛ چهره‌ای که آثار و اندیشه‌اش در دانشگاه‌ها و مراکز علمی جهان همچنان محل مطالعه، تفسیر و بازخوانی است.

با این حال، نسبت زنجان با این میراث بزرگ، نسبتی روشن و بی‌چالش نیست. هرچند سال‌هاست نام سهروردی در تقویم فرهنگی استان تکرار می‌شود و از ظرفیت‌های علمی، گردشگری و هویتی او سخن به میان می‌آید، اما در عمل، بسیاری از طرح‌ها، وعده‌ها و برنامه‌های مربوط به این متفکر جهانی یا به سرانجام نرسیده یا در حد رویدادهای مناسبتی باقی مانده است.

این شکاف میان «نام سهروردی» و «سهم واقعی او در زیست فرهنگی استان»، اکنون به یکی از جدی‌ترین مسائل پیش‌روی متولیان فرهنگی و علمی زنجان تبدیل شده است.

بحث درباره جایگاه شیخ شهاب‌الدین سهروردی در زنجان، دیگر صرفاً یک بحث آیینی یا مناسبتی نیست؛ بلکه به مسئله‌ای چندوجهی در حوزه فرهنگ، آموزش عالی، سیاست‌گذاری استانی، گردشگری فرهنگی و حتی هویت‌سازی منطقه‌ای بدل شده است. در شرایطی که بسیاری از شهرها و استان‌ها می‌کوشند با تکیه بر سرمایه‌های تاریخی و مفاخر فکری خود، برند فرهنگی ماندگار بسازند، زنجان هنوز در بهره‌برداری مؤثر از نام و اندیشه سهروردی با پرسش‌ها و کاستی‌های جدی روبه‌روست.

دو روایت متفاوت اما مکمل از این وضعیت، در گفت‌وگو با رسول بیات، فعال فرهنگی و اجتماعی استان زنجان، و سحر کاوندی، عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان، قابل پیگیری است؛ روایت‌هایی که از یک‌سو بر خلأهای ساختاری، تعلل‌های اجرایی و کم‌کاری نهادی انگشت می‌گذارند و از سوی دیگر، بر ضرورت تفکیک نقش دانشگاه از مسئولیت رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی در عمومی‌سازی اندیشه سهروردی تأکید دارند.

آغاز پرامید، تداوم کم‌رمق

رسول بیات با مرور روند توجه به سهروردی در زنجان، معتقد است که نقطه عطف این جریان را باید در سال ۱۳۸۰ و برگزاری کنگره بین‌المللی سهروردی جست‌وجو کرد؛ رخدادی که با حضور مهمانانی از ۱۷ کشور، می‌توانست سرآغاز یک مسیر راهبردی و ماندگار برای سهروردی‌پژوهی و تثبیت جایگاه زنجان در این حوزه باشد.

به گفته او، پیش از آن نیز تلاش‌هایی برای معرفی سهروردی وجود داشت، اما بیشتر پراکنده، مقطعی و عمدتاً در تهران متمرکز بود. آنچه در زنجان رخ داد، این امید را زنده کرد که بتوان سهروردی را از سطح یک نام تاریخی، به یک محور فرهنگی و علمی پایدار برای استان تبدیل کرد.
اما پرسش چالشی اینجاست: چرا آن آغاز پررنگ، به یک تداوم نهادینه و مؤثر منجر نشد؟

اگر زنجان در ابتدای دهه ۸۰ توان میزبانی از یکی از مهم‌ترین رویدادهای بین‌المللی مرتبط با سهروردی را داشت، چرا در دو دهه بعد نتوانست همان ظرفیت را در قالب نهادهای پایدار، آثار ماندگار، تولیدات علمی و برنامه‌های عمومی تثبیت کند؟

سهروردی در جهان شناخته شده، در زنجان هنوز در حال معرفی است

بیات با اشاره به جایگاه جهانی شیخ اشراق، تأکید کرد که سهروردی سال‌هاست در مجامع علمی دنیا شناخته شده است. پژوهش‌های دانشگاهی در کشورهای مختلف، رساله‌های دکتری، مطالعات میان‌رشته‌ای و توجه مراکز فلسفی در اروپا و آمریکای شمالی نشان می‌دهد که سهروردی برای جهان اندیشه، چهره‌ای زنده و قابل رجوع است.

همین نکته، وجه انتقادی ماجرا را پررنگ‌تر می‌کند: چگونه ممکن است فیلسوفی که در جهان محل بحث و تحقیق است، در زادگاه خود هنوز نیازمند «معرفی اولیه» باشد؟
این تناقض، صرفاً یک ضعف فرهنگی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از فقدان سیاست‌گذاری هدفمند در تبدیل سرمایه‌های مفهومی به ظرفیت‌های اجتماعی و توسعه‌ای است.

بنیاد سهروردی؛ مطالبه‌ای درست، سرنوشتی نامعلوم

یکی از محورهای اصلی این گفت‌وگوها، موضوع تشکیل بنیاد سهروردی است؛ مطالبه‌ای که سال‌ها از سوی فعالان فرهنگی و پژوهشگران مطرح شده و به گفته بیات، حتی مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را نیز پشت سر گذاشته است. با این حال، آنچه باید امروز یک نهاد فعال، اثرگذار و مرجع در حوزه سهروردی‌شناسی باشد، هنوز در مرحله پیگیری و انتظار باقی مانده است.

این تأخیر، تنها یک معطلی اداری ساده نیست. در واقع، نبود یک نهاد متمرکز و مقتدر، سبب شده فعالیت‌های مربوط به سهروردی میان دستگاه‌های مختلف توزیع شود، بدون آنکه انسجام، راهبری و چشم‌انداز مشخصی بر آن حاکم باشد. نتیجه چنین وضعیتی روشن است: برنامه‌هایی که گاه برگزار می‌شوند اما به جریان پایدار تبدیل نمی‌شوند، ایده‌هایی که مطرح می‌شوند اما به محصول نمی‌رسند، و سرمایه‌ای که به‌جای بالفعل شدن، در سطح شعار باقی می‌ماند.

از چاپ‌نشدن مقالات تا معطل‌ماندن پژوهشکده

رسول بیات در بخش دیگری از سخنان خود، مجموعه‌ای از مصادیق عینی این عقب‌ماندگی را برمی‌شمارد که تأسیس‌ نشدن کانون سهروردی‌شناسی در دانشگاه زنجان، منتشر نشدن مقالات کنگره بین‌المللی سال ۱۳۸۰، برگزار نشدن منظم همایش‌های سالانه و کنگره‌های دوره‌ای، تأخیر طولانی در راه‌اندازی پژوهشکده سهروردی، کندی پروژه «جاده حکمت» و غیبت آثار نمایشی و رسانه‌ای شاخص درباره این متفکر از جمله آن‌ها است.

این فهرست، بیش از آنکه تنها مجموعه‌ای از گلایه‌ها باشد، نوعی کارنامه ناتمام سهروردی در زنجان است. هر کدام از این موارد می‌توانست به‌تنهایی بخشی از زنجیره بازتعریف فرهنگی استان باشد. انتشار مقالات، می‌توانست دستاورد علمی کنگره را ماندگار کند؛ پژوهشکده، می‌توانست مرجعیت علمی ایجاد کند؛ جاده حکمت، می‌توانست پیوند جغرافیا و معنا را برای گردشگری فرهنگی بسازد؛ و آثار نمایشی، می‌توانست سهروردی را از فضای نخبگانی به ذهن و زبان مردم بیاورد.

در این میان، شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که آیا دستگاه‌های فرهنگی و علمی استان اساساً بر سر اولویت‌داشتن سهروردی به اجماع رسیده‌اند یا هنوز این موضوع در حد یک علاقه موسمی و مناسبتی باقی مانده است؟

دانشگاه چه کرده و چه باید بکند؟

در مقابل این نگاه انتقادی، سحر کاوندی، عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه زنجان، بر این نکته تأکید دارد که دانشگاه در حوزه وظایف تخصصی خود، ساکت یا منفعل نبوده است. او توضیح می‌دهد که ایده ایجاد یک بخش مستقل سهروردی‌شناسی در نهایت به این نتیجه رسید که فعالیت‌ها به‌جای جزیره‌ای شدن، در قالب مرکز تحقیقات زنجان‌پژوهی پیگیری شود تا مفاخر، تاریخ، مسائل توسعه‌ای و هویتی استان در یک چارچوب منسجم‌تر دنبال شوند.

این رویکرد، از منظر ساختاری قابل دفاع است، زیرا از تکثر مراکز کم‌اثر جلوگیری می‌کند؛ اما در عین حال، این پرسش را هم پیش می‌کشد که آیا ادغام موضوع سهروردی در ساختار گسترده‌تر زنجان‌پژوهی، به تقویت این حوزه انجامیده یا به کمرنگ‌شدن تمرکز بر آن؟

کاوندی گفت: گروه فلسفه دانشگاه زنجان در دهه اخیر سه همایش ملی درباره سهروردی برگزار کرده و در برنامه‌های استانی مرتبط نیز مشارکت فعال داشته است.

او همچنین تصریح کرد: انتشار مقالات انگلیسی کنگره‌های پیشین اساساً به این گروه واگذار نشده بود و نباید مسئولیت آن را به دانشگاه نسبت داد.

این توضیح، بخشی از ابهام را رفع می‌کند، اما همزمان یک نکته مهم را آشکار می‌سازد: پراکندگی مسئولیت‌ها. وقتی مشخص نیست متولی نهایی هر بخش از پروژه‌های سهروردی کیست، طبیعی است که در پایان نیز هیچ‌کس پاسخ‌گوی نتیجه نباشد.

مرز میان پژوهش تخصصی و معرفی عمومی

شاید مهم‌ترین و دقیق‌ترین بخش سخنان کاوندی، تأکید او بر تفکیک میان کار تخصصی دانشگاه و کار ترویجی رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی باشد. به گفته او، دانشگاه وظیفه دارد آموزش، پژوهش، همایش علمی و تولید محتوای تخصصی را دنبال کند؛ اما تبدیل این مفاهیم پیچیده فلسفی به زبان عمومی و انتقال آن به جامعه، مأموریتی فراتر از دانشگاه است.

این نکته، در عین درستی، یک هشدار جدی برای فضای فرهنگی استان هم دارد: اگر نهادهای رسانه‌ای، فرهنگی و اجرایی، نقش واسط میان دانش تخصصی و فهم عمومی را ایفا نکنند، طبیعی است که سهروردی در کلاس درس و مقاله علمی باقی بماند و به حافظه عمومی جامعه راه نیابد.

در واقع، مسئله امروز زنجان صرفاً «کمبود برنامه» نیست؛ بلکه فقدان ترجمه فرهنگی سهروردی برای جامعه است.
تا زمانی که اندیشه و شخصیت سهروردی به روایت‌های قابل فهم، آثار مستند، تولیدات هنری، گزارش‌های رسانه‌ای، برنامه‌های آموزشی عمومی و نمادهای شهری تبدیل نشود، نباید انتظار داشت این نام به بخشی زنده از زیست فرهنگی مردم بدل شود.

ثبت جهانی؛ فرصت مغفول

بیات به ثبت نام سهروردی در یونسکو به‌عنوان یکی از فرصت‌های مهم اشاره می‌کند؛ فرصتی که می‌توانست برای زنجان، هم در سطح هویتی و هم در سطح دیپلماسی فرهنگی، نقطه اتکا باشد. اما به باور او، این ظرفیت نیز در استان آن‌گونه که باید، جدی گرفته نشد.

این نکته از آن جهت اهمیت دارد که ثبت‌های جهانی، صرفاً افتخار نمادین نیستند؛ بلکه ابزار سیاست‌گذاری فرهنگی‌اند. استانی که نتواند از چنین فرصتی برای تولید رویداد، گردشگر، محتوا، برند و اعتبار استفاده کند، در واقع بخشی از سرمایه نمادین خود را بلااستفاده گذاشته است.

سهروردی؛ فقط یک فیلسوف نیست، یک امکان توسعه است

هر دو روایت، در یک نقطه به هم می‌رسند: سهروردی فقط متعلق به کتاب‌های فلسفه نیست. او می‌تواند و باید به یک امکان چندلایه برای توسعه فرهنگی استان تبدیل شود؛ امکانی در حوزه هویت، آموزش، گردشگری، برندسازی شهری، تولید محتوا و حتی اقتصاد فرهنگ.

اگر زنجان بتواند سهروردی را از حصار همایش‌های محدود و برنامه‌های مناسبتی خارج کند، این نام ظرفیت آن را دارد که به محور رویدادهای بین‌المللی، تورهای علمی و فرهنگی، جشنواره‌های هنری، محصولات رسانه‌ای و حتی طراحی نمادهای شهری و آموزشی تبدیل شود. اما تحقق این چشم‌انداز، مستلزم آن است که ابتدا درباره سهروردی، از سطح تمجید عبور کنیم و به سطح برنامه‌ریزی، مسئولیت‌پذیری و اقدام هماهنگ برسیم.

آنچه امروز درباره سهروردی در زنجان دیده می‌شود، ترکیبی است از ظرفیت بالا و بهره‌برداری پایین؛ از یک‌سو نامی جهانی، پیشینه‌ای معتبر و زمینه‌ای کم‌نظیر برای هویت‌سازی فرهنگی وجود دارد و از سوی دیگر، نارسایی در نهادسازی، تعلل در اجرا، پراکندگی مسئولیت‌ها و ضعف در عمومی‌سازی این سرمایه مشهود است.

اگر قرار باشد سهروردی در زنجان فقط به مناسبت سالروز بزرگداشتش یاد شود، این استان همچنان از یکی از مهم‌ترین فرصت‌های فرهنگی خود محروم خواهد ماند. اما اگر نهادهای علمی، فرهنگی، اجرایی و رسانه‌ای به یک تقسیم کار روشن، مستمر و مسئولانه برسند، شیخ اشراق می‌تواند از یک «نام پرافتخار» به یک «ظرفیت فعال و زاینده» برای زنجان تبدیل شود.

و شاید اکنون، بیش از هر زمان دیگر، وقت پاسخ به این پرسش فرا رسیده باشد: زنجان می‌خواهد با سهروردی فقط افتخار کند، یا از او آینده فرهنگی بسازد؟

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها