پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
پایان جنگ را فقط مردگان دیده‌اند

اندرو فیالا و جنیفر کلینگ با تکیه بر پژوهش‌های معاصر و سنت‌های فکری جهانی، رودرروی یکدیگر قرار می‌گیرند. اندرو فیالا از موضع صلح‌طلبانه دفاع می‌کند و جنیفر کلینگ از سنتِ «جنگ موجه» دفاع و استدلال می‌کند. عبارت گیرای «پایان جنگ را فقط مردگان دیده‌اند»، چه از زبان سانتایانا گفته شده باشد و چه شاید به افلاطون بازگردد، همچنان ذهن‌های ما را به خود مشغول کرده و بسیاری آن را پذیرفته‌اند.

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: کتاب «جنگ؛ موجه یا ناموجه؛ یک مناظره» نوشته مشترک اندرو فیالا و جنیفر کلینگ است که با ترجمه آروین مرادی از سوی نشر دُکسا منتشر شد. این کتاب اثری تاریخی و فلسفی در حوزه اخلاق کاربردی است که در سال ۲۰۱۸ از سوی انتشارات روتلج به چاپ رسیده است.

آیا می‌توان جنگ را توجیه کرد، مناظره‌های کوچک درباره پرسش‌های بزرگ و تصدیق سرزمین پیش درآمد این کتاب است. سپس در سه بخش به اظهارات ابتدایی، دور پاسخ‌ها و استدلال‌های پایانی می‌پردازد. نمی‌توان جنگ را توجیه کرد، می‌توان جنگ را توجیه کرد، پاسخ به کلینگ، پاسخ به فیالا، خلاصه استدلا علیه جنگ و نتیجه‌گیری و جمع‌بندی و دفاعی مختصر از نظریه جنگ موجه بخش‌های کتاب را دربرمی‌گیرند.

در جهانی که جنگ، ناامنی و تهدیدهای نظامی به بخشی از تجربه روزمره بشر بدل شده‌اند، این کتاب خواننده را به قلب یکی از بنیادی‌ترین مناقشات اخلاقی و سیاسی زمانه می‌برد. آیا می‌توان جنگ را توجیه کرد؟ نه پاسخی ساده می‌دهد و نه داوری شتاب‌زده می‌کند؛ بلکه با ساختاری مناظره‌ای، امکان اندیشیدن دقیق و نقادانه را فراهم می‌کند.

پایان جنگ را فقط مردگان دیده‌اند

مناظره‌ای با تکیه بر پژوهش‌های معاصر و سنت‌های فکری جهانی

در این کتاب، دو فیلسوف برجسته با تکیه بر پژوهش‌های معاصر و سنت‌های فکری جهانی، رودرروی یکدیگر قرار می‌گیرند. اندرو فیالا از موضع صلح‌طلبانه دفاع می‌کند و نشان می‌دهد که صلح‌طلبی از واقعیتِ هولناکِ جنگ و آرمانِ ساختنِ جهانی عادلانه‌تر و انسانی‌تر برمی‌خیزد. در مقابل، جنیفر کلینگ از سنتِ «جنگ موجه» دفاع و استدلال می‌کند که در شرایطی خاص، زمانی که همۀ راه‌های غیرخشونت‌آمیز ناکارآمد شده‌اند، جنگ می‌تواند آخرین و ضروری‌ترین ابزار برای دفاع از انسان‌ها و جوامع در برابر نابودی کامل باشد.

کتاب به موضوعاتی چون دفاع از خود و دیگران، نسبت فرد و دولت، فناوری‌های نوین جنگ، آسیبِ روانی، مسائل فرهنگی و دینی، و امنیت جهانی در دنیایی به‌هم‌پیوسته می‌پردازد. ساختار روشن، خلاصه‌های مفید، و گفت‌وگوی دقیق، این اثر را به منبعی ارزشمند برای هر کسی که می‌خواهد اخلاق جنگ و صلح را فراتر از شعارها دریابد، تبدیل می‌کند.

آیا می‌توان جنگ را توجیه کرد؟

پاسخ صلح‌طلبان این است که نمی‌توان؛ آنها با جنگ مخالف‌اند و از جایگزین‌های خشونت‌پرهیز جنگ دفاع می‌کنند اما مدافعان نظریه جنگ موجه استدلال می‌کنند که در برخی شرایط زمانی که اثربخشی روش‌های خشونت‌پرهیز محدود است. می‌توان جنگ را توجیه کرد.

در این کتاب دو فیلسوف با تکیه بر پژوهش‌های معاصر و تحولاتی که اخیراً در تأملات پیرامون صلح‌طلبی و نظریه جنگ موجه روی داده، به این پرسش پاسخ می‌دهند. اندرو فیالا استدلال می‌کند که صلح‌طلبی ریشه در واقعیت هولناک جنگ و آرمان خشونت‌پرهیزانه ساختن جهانی عادلانه‌تر و صلح‌آمیزتر دارد. جنیفر کلینگ اما معتقد است که جنگ در برخی موارد، به عنوان آخرین راه‌حل و تلاشی ناگزیر برای حفاظت از مردم و جوامع در برابر نابودی کامل و مرگ می‌تواند موجه باشد. آن‌ها با بهره‌گیری از سنت‌ها و تاریخ‌های جهانی، بحثی را پیش می‌برند که برای هر کسی که به اخلاق خشونت سیاسی و کاربرد نیروی نظامی اندیشیده یا نگران آن است جذاب خواهد بود.

پایان جنگ را فقط مردگان دیده‌اند
جلد کتاب به انگلیسی

درس‌هایی که از جنگ‌های دهه‌های اخیر آموخته‌ایم

موضوعات مطرح شده شامل پرسش‌هایی اخلاقی درباره دفاع از خود و دیگران، شباهت مهم میان افراد و دولت‌ها، فناوری‌ها و روش‌های در حال تکامل جنگ، آسیب‌های اخلاقی و اختلال اضطراب پس از سانحه، مسائل گسترده‌تر سیاسی و اجتماعی و چالش امنیت منطقه‌ای در دنیایی در حال جهانی شدن است. نویسندگان همچنین به مسائل فرهنگی و مذهبی و این پرسش بنیادین می‌پردازند: در جهانی آکنده از درگیری‌های نظامی مسئولیت اخلاقی ما چیست؟ این کتاب هم حاوی تأملاتی است درباره درس‌هایی که از جنگ‌های دهه‌های اخیر آموخته‌ایم و هم با توجه به تهدیدهای تازه در اروپا و دیگر نقاط جهان به امیدها و چشم‌اندازهای آینده می‌پردازد.

این کتاب به شکلی تنظیم شده که برای خوانندگان مناسب باشد. هر نویسنده استدلالی مستقل مطرح می‌کند که با مجموعه‌ای از پاسخ‌ها، واکنش‌ها و استدلال‌های متقابل پی گرفته می‌شود. نویسندگان در سراسر کتاب با گفت‌وگویی متمدنانه، بر نقاط اشتراک تأکید می‌کنند و زمینه‌های اختلاف را به وضوح نشان می‌دهند کتاب حاوی خلاصه‌هایی روشن و قابل فهم واژه‌نامه‌ای از مفاهیم کلیدی و پیشنهادهایی برای مطالعه بیش‌تر است. این ویژگی‌ها به دانشجویان و پژوهشگران کمک می‌کند تا گفت‌وگوی نویسندگان را به خوبی پیگیری کنند و پاسخی شخصی به این پرسش بیابند که آیا می‌توان جنگ را توجیه کرد.

پایان جنگ را فقط مردگان دیده‌اند
اندرو فیالا و جنیفر کلینگ

اندرو فیالا و جنیفر کلینگ

اندرو فیالا، استاد فلسفه و مدیر مرکز اخلاق دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در فرزنو است. از آثار اخیر او می‌توان به جست‌وجوی زمینه مشترک: گفت‌وگویی میان خداباوران و خداناباوران (باهمکاری پیتر آدمیراند) خشونت پرهیزی درآمدی کوتاه صلح‌طلبی تحول‌آفرین و تدوین راهنمای راتلج درباره صلح‌طلبی و خشونت پرهیزی اشاره کرد. او همچنین یکی از نویسندگان کتاب درسی پرکاربرد اخلاق نظریه و مسائل امروزی است و پیش‌تر رئیس انجمن فیلسوفان نگران صلح بوده است.

جنیفر کلینگ، استادیار فلسفه و مدیر مرکز مطالعات حقوقی دانشگاه کلرادو در کلرادو اسپرینگز است. از آثار او می‌توان به نژادپرست، غیرنژادپرست، ضدنژادپرست: زبان و فاجعه پویای نژادپرستی در آمریکا (با همکاری لیلاند هارپر)، فلسفه اعتراض: مبارزه برای عدالت، بدون ورود به جنگ (با همکاری مگان میچل)، پناهندگان جنگی: خطر، عدالت و مسئولیت اخلاقی و تدوین مجموعه صلح‌طلبی، سیاست و فمینیسم: فصل مشترک‌ها و نوآوری‌ها اشاره کرد. او همچنین مدیر اجرایی انجمن فیلسوفان نگران صلح است.

پایان جنگ را فقط مردگان دیده‌اند

فاصله عمیق میان نظریه اخلاقی جنگ و واقعیت میدان نبرد

کتاب یکی از قدیمی‌ترین و دشوارترین پرسش‌های اخلاقی بشر را بررسی می‌کند: آیا استفاده سازمان‌یافته از خشونت در قالب جنگ، تحت شرایطی خاص، می‌تواند از نظر اخلاقی موجه باشد؟ نویسندگان به‌جای ارائه پاسخی یک‌جانبه، بحث را در قالب مناظره‌ای منظم میان صلح‌طلبی و نظریه جنگ عادلانه پیش می‌برند و خواننده را با نقاط قوت و ضعف هر دو موضع روبه‌رو می‌کنند. اندرو فیالا از نوعی صلح‌طلبی عملی دفاع می‌کند. دیدگاه او صرفا بر این ادعای آرمانی استوار نیست که هرگونه خشونت در همه شرایط نادرست است؛ بلکه بر فاصله عمیق میان نظریه اخلاقی جنگ و واقعیت میدان نبرد تأکید دارد.

به باور او، نظریه جنگ عادلانه مجموعه‌ای از شروط ظاهرا دقیق برای آغاز و هدایت جنگ تعیین می‌کند، اما این شروط در عمل به‌ندرت تحقق می‌یابند. دولت‌ها معمولا اهداف خود را دفاعی، ضروری و عادلانه معرفی می‌کنند، درحالی‌که انگیزه‌های اقتصادی، امنیتی یا حیثیتی نیز ممکن است در تصمیم‌گیری آنان دخالت داشته باشد. فیالا همچنین به «مه جنگ» و پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیر خشونت توجه می‌کند. با آغاز درگیری، اطلاعات ناقص، ترس، خشم و فشار روانی امکان داوری اخلاقی دقیق را کاهش می‌دهند. در چنین وضعیتی، اصل تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان به‌سادگی نقض می‌شود و آنچه «آسیب جانبی» نامیده می‌شود، در واقع به مرگ و آوارگی انسان‌های بی‌دفاع می‌انجامد. از دید او، جنگ اغلب به‌جای حل مناقشه، زیرساخت‌ها و نهادهای مدنی را نابود می‌کند و با ایجاد کینه و انتقام، زمینه خشونت‌های آینده را فراهم می‌سازد.

به همین دلیل، فیالا مقاومت خشونت‌پرهیز، دیپلماسی و تقویت نهادهای مدنی را گزینه‌هایی اخلاقی‌تر و پایدارتر می‌داند. در سوی مقابل، جنیفر کلینگ از نظریه جنگ عادلانه دفاع می‌کند. او می‌پذیرد که جنگ همواره تراژیک است، اما نتیجه می‌گیرد که کنارگذاشتن مطلق نیروی دفاعی نیز می‌تواند به بی‌عدالتی بینجامد. افراد و جوامع حق دارند در برابر تجاوز از خود محافظت کنند و گاهی دفاع از قربانیان نه‌فقط یک حق، بلکه وظیفه‌ای اخلاقی است. اگر نیرویی خشونت‌ورز جان گروهی از انسان‌ها را تهدید کند و روش‌های مسالمت‌آمیز موثر نباشند، خودداری از مداخله ممکن است به معنای رهاکردن قربانیان باشد.

سنجیدن مسئولیت در قبال رنج انسان‌ها

کلینگ برای محدودکردن خشونت بر اصولی مانند علت عادلانه، آخرین راه‌حل، تناسب و تفکیک میان هدف نظامی و غیرنظامی تکیه می‌کند. از نظر او، دشواری اجرای یک اصل اخلاقی دلیل کنارگذاشتن آن نیست؛ همان‌گونه که نقض قوانین در زندگی عادی، بی‌فایده‌بودن قانون را ثابت نمی‌کند. بااین‌حال، فیالا پاسخ می‌دهد که تکرار گسترده تخلفات نشان می‌دهد مشکل صرفا اجرای ناقص نیست، بلکه خود جنگ شرایطی ایجاد می‌کند که رعایت اخلاق را تقریبا ناممکن می‌سازد. کلینگ نیز صلح‌طلبی را با این پرسش به چالش می‌کشد که اگر مقاومت مدنی در برابر متجاوز مسلح شکست بخورد، چه کسی مسئول حفاظت از قربانیان خواهد بود؟ مهم‌ترین نقطه قوت کتاب، ساختار متقارن و گفت‌وگومحور آن است.

هیچ‌یک از نویسندگان تصویری ساده‌انگارانه از موضع مقابل ارائه نمی‌دهد: صلح‌طلبی فیالا انفعال نیست و دفاع کلینگ از جنگ نیز به جنگ‌طلبی تبدیل نمی‌شود. بااین‌حال، تحلیل جنگ‌های نامتقارن، حملات سایبری، پهپادها و خشونت بازیگران غیردولتی می‌توانست گسترده‌تر باشد. چارچوب اثر نیز عمدتا از سنت فلسفی غرب سرچشمه می‌گیرد و به برخی تجربه‌های تاریخی دیگر کمتر می‌پردازد. در نهایت، «جنگ؛ موجه یا ناموجه» حکم قطعی صادر نمی‌کند. ارزش اصلی آن در روشن‌کردن بهای اخلاقی هر دو انتخاب است: توسل به سلاح ممکن است بی‌گناهان را قربانی کند و کنارگذاشتن آن نیز شاید قربانیان را بی‌دفاع بگذارد. کتاب خواننده را وادار می‌کند پیش از هر داوری، نه‌فقط نیت‌ها، بلکه پیامدها، امکان‌های جایگزین و مسئولیت خود در قبال رنج انسان‌ها را نیز بسنجد.

پایان جنگ را فقط مردگان دیده‌اند

مناظره‌های کوچک درباره پرسش‌های بزرگ

فلسفه سؤال‌هایی را درباره ماهیت واقعیت، جایگاه ما در جهان و آنچه باید انجام دهیم می‌پرسد. برخی از این پرسش‌ها از دیرباز مطرح بوده‌اند، مانند: آیا اراده آزاد داریم؟ اخلاق چیست؟ برخی دیگر تازه‌ترند، مانند: آزادی بیان در دانشگاه‌ها تا کجا باید گسترش یابد؟ آیا نژاد، جنس و جنسیت بر ساخت‌هایی اجتماعی‌اند؟ با این حال، همه این‌ها از پرسش‌های بزرگ فلسفه‌اند و همچنان بحث‌برانگیز باقی مانده‌اند.

هر کتاب از مجموعه مناظره‌های کوچک درباره پرسش‌های بزرگ، دو استاد با دیدگاه‌های مخالف را در برابر هم قرار می‌دهد تا درباره یک پرسش بزرگ گفت‌وگو کنند. هر نویسنده دیدگاه خود را ارائه می‌دهد و سپس به نقد یکدیگر و پاسخ به دیگری می‌پردازند. این مناظره‌ها کوتاه، پویا و آسان فهم‌اند و پاسخ‌هایی عمیق و متنوع را عرضه می‌کنند. ویژگی‌های آموزشی این مجموعه شامل استدلال‌هایی با فرم استاندارد، خلاصه بخش‌ها، واژگان و اصول کلیدی پررنگ شده، واژه‌نامه و فهرست مشروح منابع است.

راهی ایده‌آل برای یادگیری درباره موضوعات چالش‌برانگیز

قالب مناظره، راهی ایده‌آل برای یادگیری درباره موضوعات چالش‌برانگیز است. برخلاف مقاله یا کتاب‌های معمولی که خطر نادیده گرفتن اعتراض‌های مخالف نظرات خود را دارند یا ممکن است تصویر نادرستی از نظرات طرف مقابل ارائه دهند، در مناظره هر طرف فرصتی برابر برای ارائه استدلال‌هایش دارد و سپس باید به نقدهای مطرح‌شده از سوی طرف دیگر پاسخ دهد. مناظره‌ها همچنین سبکی گفت‌وگو محور و مطبوع دارند. ما برای این دست از رویارویی‌ها، فیلسوفانی را انتخاب کرده‌ایم که در محتوا و شیوه بیان توانایی چشمگیری دارند.

مناظره‌ها گاهی می‌توانند ستیزه‌جویانه شوند و حتی به خشم یا دشمنی منجر شوند. اما می‌توانند فضایی برای همکاری نیز فراهم کنند. نویسندگان ما با وجود اختلاف‌نظرهای شدید، با هم کار می‌کنند تا ایده‌ها، استدلال‌ها و نقدها را برای یکدیگر و برای خواننده روشن‌تر سازند. این فرایند نوعی پیشرفت فکری است و الگویی شدیداً مورد نیاز برای اختلاف نظرهای متمدنانه و سازنده به شمار می‌رود.

تصدیق سرزمین گامی اساسی در درک تاریخ

ما این کتاب را در سرزمین‌های مردمان بومی به پایان بردیم؛ سرزمین‌هایی که هرگز آنها را به ما واگذار نکرده‌اند. تصدیق این موضوع گامی اساسی در درک تاریخ و گرامیداشت سرپرستان اصلی این سرزمین‌هاست. به رسمیت شناختن این امر، بخشی ضروری از تلاش برای عدالت و صلح است. ما از این امتیاز برخوردار بوده‌ایم که در جست‌وجوی مداوم خویش برای کسب دانش از این فرصت بهره‌مند شویم. ضروری است که هر یک از ما به این امتیاز اعتراف کنیم و درباره آن بیندیشیم دریابیم که معنای آن چیست و از آن برای ایجاد تغییرات مثبت بهره ببریم.

پایان جنگ را فقط مردگان دیده‌اند

آیا می‌توان جنگ را از منظر اخلاقی توجیه کرد؟

عبارت گیرای «پایان جنگ را فقط مردگان دیده‌اند»، چه از زبان سانتایانا گفته شده باشد و چه شاید به افلاطون بازگردد، همچنان ذهن‌های ما را به خود مشغول کرده و بسیاری آن را پذیرفته‌اند و این جای تعجب ندارد؛ جنگ با همه چهره‌های وحشتناکش، زندگی‌های بی‌شماری را چه به طور مستقیم و چه غیر مستقیم با مرگ و ویرانی به شکل تروماتیکی دگرگون کرده است. چه جنگ را «کاربست زور برای واداشتن دشمن به پذیرش خواسته‌هایمان» بدانیم، چه به این تعریف کوتاه باور داشته باشیم که «جنگ ظالمانه است و نمی‌توان آن را پیراست»، اغلب گمان می‌کنیم که جنگ به نحوی ناگسستنی با طبیعت انسانی گره خورده و از این رو گریزناپذیر است. اما آیا این دیدگاه لزوماً درست است؟ با اندیشیدن در این باره باید از خود بپرسیم:

آیا جنگ گریز ناپذیر است؟

آیا می‌توان جنگ را از منظر اخلاقی توجیه کرد؟

اگر جنگ توجیه‌پذیر باشد چگونه می‌توان این توجیه را ارائه داد؟

اگر جنگ گریزناپذیر نیست و نمی‌توان آن را اخلاقاً توجیه کرد، آیا باید به جنگ تن داد یا در آن جنگید؟

نویسنده کتاب می‌گوید: به عنوان کسی که بیش از سه دهه سرباز بوده، چندین‌بار از نزدیک شاهد جنگ بوده‌ام و به عنوان یک فیلسوف این پرسش‌ها را با دقت بسیار بررسی کرده‌ام. همچنین به نسل‌هایی از افسران جوان آموزش داده‌ام که وقتی به این فکر می‌کنند که در آینده به عنوان افسر ارتش خدمت کنند این سؤالات را در نظر بگیرند. این موضوع هم خودش مهم است هم برای من وجه شخصی دارد. من با ارتش ایالات متحده به عراق افغانستان و دیگر مناطق اعزام شدم و هم وحشت مرگ و ویرانی جنگ را دیدم و هم تأثیرات تلخ آن را بر مردم محلی شاهد بودم. اما در عین حال شاهد اقداماتی در پیشگیری از خشونت بوده‌ام، نگاهی گذرا به جوامعی که توانسته‌اند ثبات خود را بازیابند داشته‌ام و جلوه‌های شگفت‌انگیزی از انسانیت را مشاهده کرده‌ام. نظریه جنگ موجه را به حدود هزار دانشجو آموزش داده‌ام و حتی در این درگیری‌ها همراه با دانشجویان سابقم خدمت کرده‌ام. آنچه دریافته‌ام این است که این پرسش‌ها همچنان پرسش‌هایی بازند و پاسخ‌های مطرح نیز صرفاً محدود به بحث‌های آکادمیک نیست؛ آن‌ها در زمان واقعی در مکان‌هایی مانند اوکراین در حال شکل‌گیری‌اند.

کتاب «جنگ؛ موجه یا ناموجه؛ یک مناظره» نوشته مشترک اندرو فیالا و جنیفر کلینگ با ترجمه آروین مرادی در ۳۸۷ صفحه و قیمت یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان از سوی نشر دُکسا منتشر شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها