سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): سردار قاسم سلیمانی از چهرههای شناختهشده معاصر ایران است و پژوهش درباره زندگی و فعالیتهای او میتواند به فهم بهتر تحولات سیاسی و امنیتی منطقه کمک کند. او در سال ۱۳۳۵ در استان کرمان به دنیا آمد و در دوران جنگ ایران و عراق به عنوان یکی از فرماندهان نظامی مطرح شد. پس از پایان جنگ، مسئولیتهای مختلفی را بر عهده گرفت و در نهایت به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رسید.
در سالهای بعد، سردار سلیمانی در تحولات خاورمیانه نقش فعالی داشت و تمرکز اصلی فعالیتهای او بر مسائل امنیتی و نظامی منطقه بود. حضور او در کشورهایی مانند عراق و سوریه در چارچوب همکاریهای منطقهای و مقابله با گروههای مسلح صورت میگرفت. در جریان بحران سوریه، او به عنوان یکی از چهرههای هماهنگکننده میان نیروهای مختلف شناخته میشد و در روند برنامهریزیها و تصمیمگیریهای میدانی نقش داشت.
پژوهشگران معمولاً حضور سردار سلیمانی در خاورمیانه را از زاویه تأثیر آن بر موازنه قدرت، روابط میان کشورها و تحولات امنیتی منطقه بررسی میکنند. این فعالیتها باعث شد نام او در سطح منطقهای و بینالمللی بیشتر مطرح شود و توجه رسانههای مختلف را به خود جلب کند. در این زمینه، پژوهشگرانی از جمله محمدعلی آقامیرزایی در کنار مرتضی سرهنگی، مطالعات متعددی درباره سردار سلیمانی انجام دادهاند و دیدگاههای پژوهشی خود را در گفتوگوها و آثار مختلف مطرح کردهاند. در گفتوگو درباره روند پژوهش در کتاب «قاسم»، «مرد سایهها» و اسناد منتشر شده درباره حاج قاسم به گفتوگو پرداختیم.

با توجه به اینکه درباره جنگ ایران و عراق منابع و اطلاعات بیشتری در دسترس است، دسترسی به اطلاعات مربوط به فعالیتهای فرامرزی حاج قاسم، مانند حضورش در سوریه، آذربایجان یا آفریقا، تا چه حد امکانپذیر است؟
ادعای دسترسی به همه اطلاعات کار بزرگی است و البته واقعیت این است که بسیاری از اطلاعات به دلیل منافع ملی و مسائل امنیتی قابل انتشار نیستند. ما هر سند و مدرکی که امکان استخراج و ارائه داشت، گردآوری کردیم. در سه پروژهای که انجام دادم، بارها گفتهام که حاج قاسم نه تنها یک سردار بینالمللی بود، بلکه یک چهره فرهنگی بزرگ هم بهشمار میرفت؛ تأثیر او جهانی بود و تصویرش در رسانهها و کتابها بارها منتشر شده بود. با وجود این، هدفم این نبود که همه چیز را شخصی و خودمحور بنویسم، بلکه میخواستم اثری صادقانه و دقیق از شخصیت او ارائه شود. برای همین، با آقای فرهنگی مشورت کردیم و راضی شدند که این کار انجام شود. تجربه نویسندگی گروهی با آقای سرهنگی و خانم عزیزی اولین تجربه من بود و بارها متنها خوانده و بازبینی شد؛ تجربهای آموزنده و منحصر به فرد برایم بود.
اگر بخواهیم، این دو نفر ما را معرفی کردند و به این ترتیب اولین قدمها را برداشتیم. این ماجرا حدود یک هفته تا ده روز بعد از شهادت حاج قاسم رخ داد. همان روزها به شهرک رفتیم تا با افرادی که برای عرض تسلیت به خانه میآمدند گفتگو کنیم. در آن موقع، با داغ بودن حادثه، شخصیتها و افراد مهم را میآوردیم و در اتاق خانهای که بهعنوان استودیو مجهز کرده بودیم، با دوربین و رکوردر مصاحبه میکردیم. من هم خودم مصاحبهها را انجام میدادم. به این ترتیب، منابع مصاحبهای ما شکل گرفت و از همان افراد شروع شد. همچنین تمام سخنرانیها، مجلهها، ویژهنامهها و صفحات روزنامههای مرتبط را آرشیو کردیم.
ما سایتها را بررسی میکردیم و روی این بخش از پژوهش کار میکردیم. من فکر نمیکردم خودم انجام دهم، اما گفتم برای هر کسی که میخواهد این کار را انجام دهد، همه چیز آماده باشد. هر سندی که قابل ارائه بود جمعآوری کردیم و بخشی از آن را هم به آقای رحیمی برای کتاب «سرباز» دادم. بعداً خودمان هم پژوهشگر شدیم و این کار برای خودمان هم مفید بود. هر کس دیگر هم که نیاز داشت، میتوانست از این اسناد استفاده کند و تا جایی که امکان داشت در جریان همه مدارک قرار گرفتیم.
ما از اسناد مختلف استفاده کردیم؛ بخشی مربوط به جنگ بود و برخی از کتابهای قدیمی برداشت شد. برای مثال، از مصاحبههایی که آقای طباطبایی با آقای گلعلیبابایی انجام داده بود، بخشهایی مرتبط با فعالیتهای برونمرزی حاج قاسم استخراج کردیم، یا درباره آفریقا از یادداشتهای آقای حسنی بهره گرفتیم. خودم هم با آقای دانایی چند جلسه پنج تا شش ساعته گفتگو کردم. در طول کار، هر سند یا اطلاعاتی که داشتیم، استفاده میکردم و بخشی را هم به آقای رحیمی برای کتاب «سرباز» میدادم. این روند بهصورت مداوم و تقریباً طی یک تا دو سال ادامه یافت؛ هر چیزی که به دست میآوردیم، نسخهای نوشتیم و بر اساس آن پیش میرفتیم.
با بچههای دبستان و دوستانش صحبت کردیم و از اول شروع کردیم؛ دوباره پنج فصل نوشتیم. کتاب در دستنویس خودش کاملاً صادقانه بود و سندیت بالایی داشت؛ یعنی تا دوره انقلاب مشخص بود چه گفته و از کجا گرفته است. نسخه دستنویس چاپ شد و مکتب هم آن را منتشر کرد. هرچند کتاب کوتاه است، اما مستندترین کار بود. نامههای او را پیدا کردیم و بهعنوان سند اصلی استفاده کردیم و در کنار آن، سندهای روایی، شعر روایی و پژوهشهای عمیق درباره عراق، سوریه، لبنان و حتی یمن قرار گرفت. در این مسیر، از کارشناسان درجه یک مانند آقای مختومی کمک گرفتیم که هم اطلاعات فراهم میکردند و هم اشتباهات ما را اصلاح میکردند.
این کتاب حتی نسبت به آثار قبلی که خودمان کار کردهایم، خیلی کم اشتباه دارد، چرا که آقای معصومی هم در کنار کار به ما کمک کردند. از نظر اطلاعات سندی هم دقیق است. مثلاً یک روایت مشهور درباره رفتن حاج قاسم به کردستان عراق هست که گفته میشود او با میره سقوط میکند و در خطر بوده و بارزانی هم کمک خواسته است. ما مصاحبهای از بارزانی یا سندی رسمی پیدا نکردیم که این جزئیات را تأیید کند؛ بنابراین اصل ماجرا را آوردیم، اما نه با اغراق روایت مشهور.
در کنار آن، روایتهای متعددی داشتیم؛ حتی تماسهایی که با تدارکات لشکر گرفته شده بود. برای مثال، گفته میشد در خط چلوکباب دادهاند، اما بررسی نشان داد چنین چیزی امکانپذیر نبوده است. ما این روایتها را کنار گذاشتیم و تلاش کردیم کاری مستند، دقیق و قابل اعتماد ارائه کنیم، اما در عین حال روایتها زیبا و جذاب باقی بمانند.
وقتی کتاب «سرباز» مصطفی رحیمی را خواندم، متوجه شدم شما درباره چند شخصیت توضیح دادهاید، اما چرا روابط حاج قاسم با احمد شاه مسعود یا بارزانی همراه با اسناد و تصاویر باکیفیتتر در دسترس نیست؟
این منابع، طی هشت ساله گردآوری شده و همه میتوانند از آن استفاده کنند؛ واقعاً غنی و دستاول است. اما درباره مسئله سپاه قدس، نمیدانم این اطلاعات از کدام راوی بوده یا نبوده. ما بسیاری از عکسها را هم نیاوردیم، اولاً چون نمیخواستیم حجم کتاب بیش از حد بالا برود و ثانیاً سندها را به شکل تصویر اصلی نیاوردیم و فقط اطلاعات آنها را درج کردیم تا محتوای کتاب کامل باشد.
در بخشهای جدیدتر، برخی اطلاعات امنیتی هم ارائه نشده؛ اگر هم بوده، منتشر نشده است که حتماً دلایل منطقی و توجیهی خود را داشتهاند. با این حال، آنچه که در اختیار داشتیم و موجودی سندی و اطلاعاتی که جمعآوری شده بود، توانستیم بهترین کار ممکن را ارائه کنیم.
در حوزه دفاع مقدس، منابع ما بسیار غنی بود، چرا که راویانی که کنار فرماندهی حضور داشتند، همزمان ضبط و یادداشت میکردند؛ بنابراین اکنون مرکز اسناد و تحقیقات سپاه یکی از معتبرترین منابع در مورد جنگ به شمار میرود. البته مطمئناً جنبههای گفتهنشده و خلأهای زیادی وجود دارد و هیچکس نمیتواند ادعا کند همهچیز کامل است، اما با توجه به موجودی اسناد قابل استفاده و مستند، کار با دقت و صحت بالایی انجام شد.
ویژگیهای کتاب حاج قاسم، علاوه بر مستند بودن، شامل زبان روایی روان و خوشخوان، جملات ساده و جذاب و روایت گیرای مخاطب است. علاوه بر این، پژوهش عمیق و تدوین دقیق کتاب نیز از دلایل اصلی نامزدی آن برای جایزه جلال محسوب میشود.
کاملاً نثر خودش است. ما بارها و بارها نشستیم و به قول آقای سررهنگی، متن را میخواندیم و کلمات قلمبهسلمبه را ساده و روان کردیم تا لحن واقعی حاج قاسم به مخاطب منتقل شود. از آنجایی که در برخی جاها حضور یا سخن حاج قاسم ثبت نشده بود، از راویانی که در صحنه و کنار حاج قاسم بودهاند استفاده کردیم تا لحن او حفظ شود. وقتی کتاب را میخوانید، صدای حاج قاسم را میشنوید؛ همه کسایی که او را میشناسند یا صدایش را شنیدهاند، این لحن را میشناسند. ما بارها صوتها، سخنرانیها و فیلمهای او را گوش دادیم و با دقت این لحن را در متن بازسازی کردیم و معتقدم که این کار به خوبی محقق شده است.
ما مدتها، شاید چندین ماه، تنها با صدای حاج قاسم کار میکردیم و آن را در ذهن خود مرور میکردیم. وقتی شما به تدوین نگاه میکنید، میبینید که هر فیش یا سندی یک لحن متفاوت دارد؛ یکی لحن کتابی دارد، یکی لحن نویسنده و یکی لحن گفتوگو که حتی محاورهای هم نیست و به شکل نوشتاری درآمده است. کار ما این بود که همه این لحنها را یکدست کنیم، طوری که مخاطب از اول تا آخر، صدای واحد حاج قاسم را بشنود و متن او را تا پایان همراهی کند. این یکی از ویژگیهای مهم کتاب است: زبان روان و جذاب، هرچند پردازش و حفظ آن دشوار بود، بهویژه در بخش حساس شهادت که نیاز به دقت و ظرافت بیشتری داشت.
نامهها و متون خود حاج قاسم، بهویژه در فصل آخر کتاب، عمق ویژهای دارند. در نامهای به دخترش، خودش میگوید: «من قاسمم، هیچگاه نمیخواستم نظامی شوم، اما مجبور شدم.» این جملات، بدون هیچ کم و زیادی، نشاندهنده نگاه صادقانه اوست. حتی بخشهایی که به شهادت و مرگش مربوط میشود، مانند «پرواز قاسم» و «مرگ زیبای من»، طوری پیشبینی شده که با صحنه واقعی شهادت همخوانی دارد. ما توانستیم این نامهها و متنها را در قالب یک متن یکدست با لحن حاج قاسم بازآفرینی کنیم؛ کاری که پنج سال طول کشید، اما بهطور کامل ارزشش را داشت.

شما چند بار اشاره کردید که حداقل پنج سال طول کشید تا بتوانید کتاب «قاسم» به همراه مرتضی سرهنگی و محبوبه عزیزی را منتشر کنید. در حالی که امروز در حوزه دفاع مقدس، کتابهایی میبینیم که خیلی سریع و بدون فرصت کافی نوشته میشوند و نمیتوان گفت پژوهش واقعی روی آنها انجام شده است. چرا امروزه زمان لازم برای پژوهش در این حوزه برای نویسندگان، بهویژه نسل جدید، کاهش یافته و کمتر کتابهایی منتشر میشود که به پژوهش جدی توجه کنند؟
طبیعی است که در هر دوره و در هر کاری، هم آثار غنی و خوب وجود دارد و هم آثاری که به حد انتظار نمیرسند. نمیتوان گفت کسی جلوی کار دیگران را میگیرد؛ هر کس در حد توان و بضاعت خود فعالیت میکند. به نظر من، سازمانها و نهادهای متولی باید افراد حرفهایتر و کارشناسان متخصصتر را به کار گیرند، با دقت و سختگیری بیشتر، تا کیفیت کارها افزایش یابد.
خاطره هرچند زودگذر است و یک موج ایجاد میکند، اما کتابهای اصیل میمانند و اثرشان پایدار است. به نظرم وضعیت اقتصادی نویسندگان هم تأثیرگذار است؛ وقتی نویسنده درگیر معیشت است، ممکن است تمرکز کافی نداشته باشد. اما کار جدی و ماندگار سرمایهگذاری است. ما میتوانستیم در همین پنج سال، پنج کتاب منتشر کنیم و شاید درآمد بیشتری هم داشته باشیم، ولی آنها ماندگار نمیشدند. من این تجربه را با یحیی و آقای فرهنگی مطرح کردم؛ هدفم این بود که پس از این همه کتاب، با همکاری آقای سرهنگی یک کتاب واقعی و سرمایهگذاری شده منتشر کنیم، که انصافاً حاصل آن ارزشمند و پایدار شد.
با توجه به پژوهشهایی که تاکنون درباره حاج قاسم انجام دادهاید، اگر بخواهید به پژوهشگران جدید توصیه کنید که به بخشهایی بروند که هنوز بررسی نشده، به نظر شما کدام حوزهها مناسباند تا هم از تکرار دوباره کاری جلوگیری شود و هم امکان ارائه یافتهها و تحلیلهای جدید فراهم شود؟
برای انجام یک پژوهش جدید و ارائه حرف تازه، بهتر است روی بخشهایی تمرکز شود که تاکنون کمتر کار شده یا اصلاً منتشر نشده است. بخشهای زیادی درباره سوریه، لبنان و عراق موجود است، اما هنوز جای کار وجود دارد. البته برای دسترسی به برخی اطلاعات، مانند فعالیتهای سپاه قدس، نیاز به مجوز رسمی است و مسیر اداری خودش را دارد که ممکن است سخت باشد، اما قابل انجام است. توصیه میکنم پژوهشگران از تکرار مطالبی که آقای رحیمی یا ما در کتابهای دیگر گفتهایم خودداری کنند و روی محتوا و زاویههای تازه تمرکز کنند.
به نظر من، وقتی کسی وارد یک پژوهش میشود، باید بتواند حداقل چیزی تازه به آن اضافه کند؛ حتی اگر این تازهکاری کوچک باشد، مثل ارائه پنج سند جدید، ارزشمند است. من نمیخواهم جزئیات کار کسی را بگویم، چون میدانم شخصی بهتر و با دسترسی به منابع کاملتر سالهاست روی این موضوع کار میکند. برای پژوهشگران و نویسندگان نمیتوانیم تعیین تکلیف کنیم.
در حال حاضر در زمینه کتابهای مربوط به حاج قاسم، هیچ اثر جدیدی در انتشارات خط مقدم در دست چاپ نیست؟
در حال حاضر آخرین کاری که انجام دادیم مربوط به حاج قاسم بود و کار جدیدی در دست نداریم. چراکه هنوز در زمینه منطقه و مسائل مرتبط، اثر مستقلی درباره حاج قاسم تولید نشده است، مگر آنکه اطلاعات جدید یا نتیجهای تازه به دست آید که نیاز باشد دوباره بررسی و در اختیار نویسندهای دیگر قرار گیرد تا روی آن کار کند.
در انتشارات خط مقدم، چند کتاب جدید در حال آمادهسازی برای چاپ داریم. مثلاً خاطرات همسر شهید حججی و همچنین خاطرات آقای کعبی که با عنوان «وقتی حس میکنی زندهای» منتشر خواهد شد. امیدواریم این آثار تا زمان نمایشگاه آماده شوند. وقتی خبر قطعی شد، حتماً اطلاعرسانی خواهیم کرد.
نظر شما