شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۰
فردوسی، فریادگر ایران در زمانه خفقان/ از نکوهش جنگ تا آزادی عقیده

خراسان‌رضوی - قائم مقام خردسرای فردوسی گفت: در دورانی که سخن گفتن از ایران جرم بود و شاهنامه را «گنه‌نامه» می‌دانستند، فردوسی با شاهنامه نام ایران را فریاد زد و از نکوهش جنگ، احترام به طبیعت و حیوانات و آزادی عقیده سخن گفت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مشهد، علیرضا قیامتی در گرامی‌داشت بیستمین سال تأسیس خردسرای فردوسی که در سالن همایش‌های بنیاد فرهنگی آریو مصلی‌نژاد برگزار شد، بیان کرد: شاهنامه، نامه فر و فرهنگِ ماست، خردسرای فردوسی هم فلسفه وجودی‌اش پایدارسازی و گسترش فرهنگ شاهنامه و اندیشه ایرانی در ایران و جهان است.

این شاهنامه‌پژوه ابراز کرد: امروز می‌بینیم که خوشبختانه خردسرای فردوسی به عنوان یک پایگاه در فرانسه، ترکیه و در بسیاری از شهرها و کشورها مستقر شده است، ما باید تلاش کنیم نامِ ایران و نماینده ایران یعنی شاهنامه فردوسی را که بر چکاد ایستاده، فریاد بزنیم.

این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به اینکه شاهنامه به راحتی به دست ما نرسیده، گفت: در زمانه‌ای که سخن گفتن از ایران و ایرانی بسیار با بی‌مهری همراه بود، فردوسی نام ایران و اسطوره‌های ایران را فریاد زد، در آن ایام شاهنامه را «گنه‌نامه» می‌دانستند.

وی افزود: در زمانه‌ای که می دانیم ابن‌مقفع چه سرنوشت تلخی پیدا می‌کند و چگونه دهشتناک سوزانده می‌شود، در زمانه‌ای که ابومنصور عبدالرزاق‌توسی که بنیان‌گذار شاهنامه فردوسی است، با زهری که در غذایش ریخته می‌شود، به قتل می‌رسد. در زمانه‌ای که غلامِ دقیقی توسی را اجیر می‌کنند که دقیقی را به جرم نوشتن از ایران و اسطوره‌های ایرانی، بکشند و ابوالعباس اسفراینی وزیر ایران‌دوست را به زندان افکنده و زیر شکنجه به قتل می‌رسانند و در زمانه‌ای که شاهنامه ابوعلی بلخی، مسعودی مروزی و هرچیزی که رنگ ایران را داشت نابود می‌کردند، فردوسی در آن زمان پرچم ایران را بالا نگه داشت.

اهمیت سخن گفتن از اسطوره‌های و اندیشه ایرانی

او با اشاره به شعر «نویسنده داستان مغان… بزرگی ده فرِ ایرانیان» گفت: یکی از اتهام‌های فردوسی این بود که بزرگیِ ده فر ایرانیان بوده! گویی او نباید از فر ایرانیان می‌گفته و بزرگی نیاکانش را ستایش می‌کرده، فردوسی در این زمانه این کار سترگ را انجام داده است.

قیامتی اظهار کرد: در این زمان به فردوسی می‌گفتند «به شهنامه خواندن مزن لاف تو.. نظر کن در آثار اشراف تو…تو از رستم و طوس چندین مگوی.. در این کوی بیهوده‌گویان مپوی» در این زمان شاعری به نام معزی هم گفت «من عجب دارم ز فردوسی که تا چندان دروغ.. از کجا آورد و بیهوده چرا گفت آن سمر.. در قیامت روستم گوید که من خصم توام…تا چرا بر من دروغ محض بستی سر بسر..گرچه او از روستم گفته است بسیاری دروغ…گفته ما راست است از پادشاه نامور»

این شاهنامه‌پژوه و عرفان‌شناس ابراز کرد: در این زمانه سخن از اسطوره‌های و اندیشه ایرانی را فریاد کردن، خیلی اهمیت و ارزش داشته، نظامی هم نمی توانست از ایران بگوید، خودش می‌گوید وقتی از ایران نوشتم و خسرو و شیرین را سرودم، اینقدر به من فشار آوردند و نزدیکان نظامی به او گفتند:

درِ توحید زن‌، کآوازه داری

چرا رسم مغان را تازه داری؟

سخن‌دانان دلت را مرده دانند

اگر چه زندخوانان زنده خوانند

شاهنامه حماسه انسانی است

وی ادامه داد: در این ایام فردوسی با تمام وجود بارها نام ایران و ایرانی را فریاد می‌زند و ما هم باید چنین آرمانی را حفظ کنیم و ایران و شاهنامه را فریاد بزنیم. شاهنامه پیش از اینکه حماسه ملی و میهنی باشد، حماسه انسانی، اخلاقی، آزادگی، خردورزی، صلح و مهرورزی است. در شاهنامه همه این‌ها وجود دارد، رود شاهنامه رود جوانمردی و رادمردی ایران و ایرانی است.

قیامتی با اشاره به اتفاقاتِ بعد از داستانِ فرود در شاهنامه گفت: زمانی که بهرام پهلوانِ ایرانی، تازیانه‌اش در جنگ به زمین می‌افتد، تنها به این علت که نامش بر آن تازیانه حک شده، بر زمین افتادنِ تازیانه‌اش را ننگ می‌داند، پس بر می‌گردد به میدان جنگ تا تازیانه‌اش را بردارد و به دست تژاو زخمی می‌شود، در حال جان‌دادن است که برادرش می‌رود انتقامش را بگیرد، به بهرام می‌گوید «به انتقام تو تژاو را خواهم کشت»، اما بهرام می‌گوید «فرقی نمی‌کند من کشته شوم یا تو یا از دشمن کسی کشته شود» اینجا در واقع ما با نکوهش جنگ مواجه هستیم:

خروشی برآورد کاندر جهان

که دید این شگفت آشکار و نهان

که گر من کشم ور کشی پیش من

برادر بود گر کسی خویش من

این استاد زبان و ادبیات فارسی گفت: یا وقتی خاقان چین به ایران حمله کرد و کیخسرو او را گرفت و اسیرش کرد کیخسرو گفت او را نکشید و بگذارید در جایی که در شان‌اش باشد زندگی‌اش را بکند:

یکی خرم ایوان بپرداختند
در آن جای، خاقان چین ساختند
نیابد مرا کشتنش دلپذیر
همان به که در بند باشد اسیر
به هر کار مشتاب ای نیکبخت

به ویژه به خون، زان که کاری است سخت

ز خون ریختن دل بباید کشید

سر بیگناهان نباید برید

نه مردی بود خیره آشوفتن

به زیر اندر آورده را کوفتن

جوانمردی در فرهنگ ایران

وی افزود: حتی افراسیاب، دشمن اصلی ایران با وجود تجاوزی که به ایران کرده، زمانی که کشته می‌شود باز هم پیکرش را با احترام دفن می‌کنند و پیکیرش را می‌شویند و این اوج رادی و جوانمردی است. ایرانیان حتی با اسیران هم به درستی رفتار می‌کردند و این فرهنگِ ایرانی بوده. کیخسرو به اسیران تورانی می‌گوید:
همه یکسره در پناه منید

بدانید اگر نیک‌خواه منید

همه خستگان را ببخشیم چیز

همان خون دشمن نریزیم نیز

قیامتی ادامه داد: کیخسرو به اسیران می‌گوید جانِ شما را یزدان به شما داده، من جان نمی‌گیرم «سپهبد که با فر یزدان بود… همه خشم او بند و زندان بود.. چو خونریز گردد بماند نژند… مکافات یابد ز چرخ بلند»

ناپسند بودن ظلم در فرهنگ ایران

وی افزود: ظلم و ستم و بیدادگری برای همه ناپسند است شاهان ستم و غارتگری را چه با ایرانی‌ها، چه رومی‌ها و چه تورانی‌ها بد می‌دانستند. این فرهنگِ ما بوده، اینکه یک ایرانی هم حق نداشته ستم کند. فردوسی در جنگ پیروز و خوشنواز، طرف خوشنواز را می‌گیرد و می‌گوید:

نه یزدان پسندد نه یزدان‌پرست

نه اندر جهان مردم زیردست

که بیداد جوید کسی در جهان

بپیچد سر از عهد شاهنشهان

این استاد زبان و ادبیات فارسی بیان کرد: حتی رستم در جنگ با افراسیاب می‌گوید «مبادا حق با من نباشد، خدایا اگر حق با من نیست، نمی‌خواهم پیروز میدان باشم» در زمان خسرو انوشیروان، عده‌ای از کارگزاران او از جنگ‌های دینی می‌گویند، فردوسی جنگ‌های دینی را نکوهش می‌کند:

جهاندار بی دین جهان را ندید

مگر هر کسی دین دیگر گزید

یکی بت‌پرست و یکی پاک‌دین

یکی گفت نفرین به از آفرین

ز گفتار ویران نگردد جهان

بگو آنچه رایت بود در نهان

در ستایشِ آزادگی

او با اشاره به مصرع «ز گفتار ویران نگردد جهان» در شعر مذکور گفت: این مصرع در ستایشِ آزادگی بی‌نظیر است. آزادمنشی در ۱۰۰۰ سال قبل در اوج بوده و فردوسی صدای آزادگی بوده. به خسرو انوشیروان می‌گویند این مسیحی‌ها و جهودان دشمنِ تو هستند باید با آنها برخورد کنی، او گفت:

چنین داد پاسخ که شاه سترگ

ابی زینهاری نباشد بزرگ

وی افزود: گفت شاهی که می‌خواهد بزرگ باشد باید بخشندگی هم داشته باشد و این نگاه، ویژه است، بعد دو نفر را می‌آورند و می‌گویند این دو پرورده بت‌پرستان‌اند پادشاه می‌گوید «ما تنها وظیفه داریم راهِ راستی و راه یزدان را نشان‌شان بدهیم، خودشان باید مسیرشان را انتخاب کنند، ما نباید کاری به آن‌ها داشته باشیم» این آزادمنشی از فرهنگ ایران بر می‌آید ما در شاهنامه ابیات ویژه‌ای در این خصوص داریم.

او با اشاره به نکوهش کودک‌همسری در شاهنامه گفت: شاهنامه یک بیت دارد که می‌گوید «اگر کودکی نارسیده به جای.. برو برگزینی نه ای پاک‌رای» فردوسی هزار سال قبل این مسائل را نکوهش کرده و این مسئله را اهریمنی و پلید می‌داند.

اهمیت به طبیعت، گیاهان و حیوانات در شاهنامه

قائم‌مقام خردسرای فردوسی اظهار کرد: دیگر کتب حماسی جهان که استوانه‌های ادبیات هستند، اینقدر پیام‌های خردورزانه ندارند، این مهربانی، رادی و جوانمردی حتی برای طبیعت، گیاهان و حیوانات هم در شاهنامه مشاهده می‌شود «به نزد کهان و به نزد مهان.. به آزار موری نیرزد جهان».

پاس‌داری از فرهنگ ایران؛ کار بزرگ فردوسی بوده است

وی گفت: به گزارش شاهنامه بزرگ‌ترین گناه در فرهنگ ایران، آزار دیگران می‌داند «به نیکی گرای و میازار کس.. رهِ رستگاری همین است و بس»، پاسداری از فرهنگ ایران کار سترگی بوده که فردوسی انجام داده، پرنده همای به این علت نماد ایران است که آزارش به هیچ حیوانی نمی‌رسد و استخوان‌خوار است، ایرانیان پرنده‌ای را نماد ایران کرده‌اند که بی‌آزار است. ایرانیان حتی با حیوانات هم با مهربانی برخورد می‌کردند.

قیامتی در انتها ابراز کرد: در فرهنگ ما آزار دیگران و ترساندن حیوانات، شکستن برگ درختان و آلوده کردن عناصر چهارگانه نظیر آب، باد، خاک و آتش بسیار نکوهیده بوده و کیفر داشته است و برعکس حفر قنات، کاشتن درخت، کاشتن گندم، هرس کردن درخت، آبیاری کردن و داد و دهش پاداش داشته است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها