یادداشت
-
نگاهی به «داستان همیشگی» اثر ایوان گنچاروف؛
وقتی رویا با زندگی روبهرو میشود
«داستان همیشگی» فقط داستان برخورد یک جوان شهرستانی با سنپترزبورگ نیست؛ داستان فرایند از دسترفتن توهمات است. الکساندر وارد شهر میشود تا خودش را پیدا کند، اما آنچه پیدا میکند، تصویری متفاوت از خودش است. عشق، ادبیات، دوستی و بلندپروازی، یکی پس از دیگری با واقعیت برخورد میکنند و هر بار چیزی از آن آرمانهای اولیه فرومیریزد.
-
زندگی و زمانه سعید حمیدیان؛
عمری در خواندن، آموختن و بازاندیشیدن
مسیر حرفهای سعید حمیدیان، از تحصیل و کار در نهادهای پژوهشی تا تدریس، ترجمه، تصحیح و شرح متون امتداد دارد. آشنایی با میراث فارسی در کنار مطالعه ادبیات جهان و مباحث نقد، به کارنامهای انجامیده که در آن دقت در زبان، توجه به ساختمان اثر و آموزش شیوه پژوهش به یکدیگر پیوند میخورند.
-
نگاهی به اثر برنده نوبل ۲۰۲۶؛
هیولاها هم از عشق میمیرند
آن کارسن، برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۶، در «اتوبیوگرافی سُرخ» با بازآفرینی اسطوره گریون و هراکلس، از عشق و ویرانیِ هیولایی مینویسد که میخواهد داستان زندگیاش را خودش روایت کند.
-
نگاهی به کتاب «خواهرماه: نامه هایی به آرزو»؛
مینا رحمتی، مرگ را از پشت واژه های رسمی و تکراری بیرون میآورد
یکی از ارزشهای کتاب «خواهر ماه: نامههایی به آرزو» این است که مرگ را از پشت واژههای رسمی و تکراری بیرون میآورد؛ مرگ میشود صدایی که نیست، دستی که دیگر نمیشود لمسش کرد، لباسهای در کمد مانده، کتابهای کنار تخت و خواهری که باید با نبودن او زندگی کند.
-
خوانشی از رمان «برگ هیچ درختی» صمد طاهری؛
برگهایی از درخت هیچ
جهان داستانی صمد طاهری از دل واقعیت بیرون میآید؛ از آدمهایی که میتوانند در همسایگی ما زندگی کنند، از موقعیتهایی که ممکن است در زندگی روزمره با آنها مواجه شویم و از زخمهایی که اغلب بیسروصدا بر روان انسان باقی میمانند. با اینحال، آنچه داستانهای او را از بازنمایی سادهٔ واقعیت فراتر میبرد، تواناییاش در آشکارکردن لایههای پنهان همین زندگی معمولی است. در «برگ هیچ درختی» نیز واقعیت نه بستری خنثی برای وقوع حوادث، بلکه نیرویی است که شخصیتها را شکل میدهد، گذشته را به اکنون پیوند میزند.
-
درنگی بر «صدای جیرجیرکی یک زن»؛
خیال آبیش از حافظه دریا عبور کرد
«صدای جیرجیرکی یک زن» دارای شاعرانگیهای نثری بهشدت دلنشین و همذات پندار است که گاهگاهی از نثر شاعرانه عبور میکند و میشود خود خود شعر، «خیال آبیام از حافظه دریا عبور کرد».
-
رمز ماندگاری شاهکار صادق هدایت چیست؟
بوف کور؛ زخم سایه بر جان
«بوف کور» از آن کتابهایی نیست که بتوان آن را فقط خواند و بعد بست و کنار گذاشت. بعضی رمانها پس از تمام شدن، در ذهن میمانند چون قصهای خوب گفتهاند یا شخصیتی بهیادماندنی ساختهاند. اما بوف کور به شکل دیگری میماند. این کتاب چیزی را در خواننده تهنشین میکند، چیزی از جنس هوا، مزه، تیرگی، و نوعی آشنایی مبهم با زخمی که شاید پیش از آن هم در آدم بوده، اما نام نداشته است.
-
نوشتاری درباره برگزیده جایزه حافظانه بهاءالدین خرمشاهی؛
جهانیاست بنشسته در گوشهای
پروفسور پریگارینا جوایز و نشانهای بینالمللی متعددی را از پاکستان، هندوستان و ایران دریافت کردهاست که از جمله آنها میتوان مدال طلای بهترین استاد زبان فارسی از سوی دولت ایران پیشاز انقلاب اسلامی و جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برای ترجمه مثنوی در سال ۱۳۸۹ را نام برد.
-
نگاهی به کتاب «شناختنامهی کریم امامی؛ آن سادهی بسیارنقش»؛
مردی که بیهیاهو بسیار بود
کریم امامی ظاهراً اهل هیاهو نبود اما فرهنگ ایران از آدمهایی ساخته شده که الزاماً صدایشان بلند نیست. بعضیها آرام کار میکنند و وقتی سر بلند میکنیم، میبینیم در چندین جای این فرهنگ، ردّ دستشان مانده است.
-
نگاهی به اثر ژان باتیست آندرهآ؛
نسیم آزادی در سنگ و کلمه
«مراقبت از او» نوشته ژان باتیست آندرهآ، که تأملی درباره حافظه، آزادی و مسئولیت هنرمند است.
-
عشق از منظر حافظ؛
آن دم که طربنامه عشق نگاشته میشود
آنگاه که قلم بر سر اسباب دل میخورد، جهان از میان نمیرود؛ پردهای از برابر جهان به کنار میرود. و در آن دم، طربنامه عشق نگاشته میشود.
-
نگاهی به «کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد»؛
جنگی که با پایان جنگ تمام نمیشود
شاید مهمترین جنگ رمان «کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد» جنگی نباشد که در کشور اتفاق افتاده، بلکه تلاشی باشد که کاکا برای پیدا کردن جایگاه خود در خانواده و جامعه میکند.
-
به بهانه نوزدهم مهرماه زادروز شفیعی کدکنی؛
نادرهدورانی بر بلندای فرهنگ و پژوهش
استاد محمدرضا شفیعی کدکنی در روزگار ما نهتنها یکی از برجستهترین استادان زبان و ادبیات فارسی، بلکه بهواقع یگانه دوران و نادرهدورانی است که قامت علم و ادب معاصر بر سایهسار وجودش استواری مییابد.
-
روایتی از زیستِ بختیار شفیعی؛
شفیعی کدکنی و جمع منطق علمی و شوریدگی
ارزش کار بزرگ دکتر شفیعی کدکنی دقیقاً در جمع دو ساحت بهظاهر متضاد نهفته است. جمع کردن میان منطق خنثی و سرد علمی با شور و شعور شیداییِ شعر، کاری بس سنگین و نایاب است که او به زیباترین شکل ممکن از عهده آن برآمده است.
-
واکاوی زیباییشناسانه «تداعی» مجموعه غزل زینب احمدی؛
ویژگی بارز «تداعی»، سادگی و صمیمیت زبانی است
نخستین مواجهه مخاطب با شعر، مواجهه با زبان است. ویژگی بارز «تداعی»، سادگی و صمیمیت زبانی است؛ زینب احمدی عواطف زنانه خود را با لحنی روان و به دور از تصنع بیان میکند؛ سهل و ممتنع بودن اشعار او به معنای تهی بودن از صنایع ادبی نیست؛ او در تداعی بر آن بوده که برخلاف دیگر شاعران هم نسل خود که غالبا سعی دارند فقر مضمون و اندیشه را در سایه استفاده افراطی از آرایه ها و لفاظی های بی مورد پنهان کنند، خودش باشد.
-
نگاهی به «سه سیب از آسمان افتاد»؛
آنجا که هویت راه نجات انسانها میشود
نارینه آبگاریان در «سه سیب از آسمان افتاد» تلاش کرده به انسان امروز یادآوری کند که هویت و اتکای به آن، راهی برای عبور انسان از ورطه دشواریهاست.
-
نگاهی به شاخصترین پژوهشها درباره شاعر بومها و واژهها؛
تلاشهای ستودنی برای رمزگشایی از جهان سبز سهراب
در چهار دهه گذشته درباره سهراب سپهری کتابها و مقالات پژوهشی بسیاری تالیف شده که صاحبان هریک تلاش کردهاند اثرشان کلید رمزگشایی از جهان فکری این شاعر تاثیرگذار معاصر باشند.
-
نوشتاری در سالروز درگذشت فتحالله بینیاز؛
نظریهپردازی که نقد را از برج عاجنشینش پایین آورد
فتحالله بینیاز منتقدی جریانساز بود که توانست برخلاف بسیاری از نظریهپردازان نقد را از رویکردهای سنتی و ذوقی خارج کند و به سمت نگاهی علمی و کاربردی سوق دهد.
-
نگاهی به رمان «نیمروزی در ینیشهیر» اثر نویسنده شهیر ترک؛
نیمروزی زیر سایه سنگین جامعه
اهمیت «نیمروزی در ینیشهیر» تنها به شرایط سیاسی زمان نگارش یا تجربه شخصی نویسنده محدود نمیشود. سویسال در این رمان، بهجای روایت مستقیم رویدادهای بزرگ تاریخی، سراغ لحظهای ظاهراً عادی از زندگی شهری میرود: «نیمروزی در ینیشهیر»، محلهای در آنکارا. اما همین زمان محدود و همین فضای شهری، در نگاه او به صحنهای گسترده برای نمایش مناسبات قدرت، روابط خانوادگی، نابرابری طبقاتی، میل به رهایی و فشارهای اجتماعی تبدیل میشود.
-
درنگی بر زندگی استاد غلامحسین یوسفی؛
چشمه روشن و پیونددهنده میراث کلاسیک و نقد ادبی نوین
غلامحسین یوسفی را نمیتوان تنها تحت یکی از عنوانهای «مصحح»، «منتقد»، «مترجم» یا «استاد دانشگاه» گنجاند؛ بلکه اهمیت کار او دقیقاً در پیوند این نقشها با یکدیگر است.
-
یادداشت؛
وقتی خرید کتاب دشوار میشود، کتابخانهها ارزشمندتر میشوند
مصطفی آهنگر، پژوهشگر حوزه علم اطلاعات و دانششناسی معتقد است: «سالهاست که کتاب برای بسیاری از خانوادههای ایرانی کالایی نیست که خریدش بینیاز از حسابوکتاب باشد.»
-
صادق رحمانی نوشت؛
سید علی موسوی گرمارودی؛ شاعری در حد فاصل سیاست و شعر
جامعه ادبی ایران با نگرانی و احترام، چشم به سلامتی یکی از مهمترین صداهای شعر معاصر دوخته است؛ شاعری که نامش با آثاری چون «خط خون» و سالها تلاش فرهنگی و ادبی گره خورده است.
-
نگاهی به «ماهیها دندان دارند»؛
دیروزِ زیرِ پوست
در هر داستان مجموعه «ماهیها دندان دارند» گذشته به شکل یک خاطره روایت نمیشود؛ بلکه مدام به زمان حال هجوم میآورد و شخصیت را وادار میکند دوباره آن را زندگی کند.
-
نوشتاری به بهانه انتشار «باید به آفتاب بگویم»؛
طبایی؛ مردی که ترانه معاصر به احترامش کلاه از سر برمیدارد
به کوشش احمد طبایی، پسر مرحوم علیرضا طبایی، در دومین سالروز درگذشت ترانهسرا و غزلآفرین برجسته معاصر یادنامه «باید به آفتاب بگویم» گردآوری و توسط انتشارات اطلاعات عرضه شده است.
-
یادداشت؛
میراث استاد
لیلا مکتبیفرد، کتابدار کودک و کارشناس بخش فارسی کتابخانه بینالمللی کودکان مونیخ به مناسبت تولد هشتادوهفت سالگی بانو نوشآفرین انصاری از مقالهای میگوید که او را میخکوب کتابداری میکند.
-
یادداشتی به بهانه سالروز درگذشت استاد زرینکوب؛
جهان ذهنی و تبارشناسی فکری عبدالحسین زرینکوب
تبارشناسی فکری عبدالحسین زرینکوب را باید در دو بستر همزمان کاوید: «سنت متصل حوزوی و جامعیت علوم اسلامی» و «سنت آکادمیک دانشگاه تهران با نگاه به روششناسی غرب».
-
یادداشت عبدالکریم جربزهدار به بهانه سالروز درگذشت زرینکوب؛
بزرگمردی از عصر دایناسورها
عبدالکریم جربزهدار، پژوهشگر و مدیر انتشارات اساطیر، در سالگرد درگذشت عبدالحسین زرینکوب، در یادداشتی او را از تبار «غولآسای ادب» و از بزرگمردان ماندگار «عصر دایناسورها» دانسته و از جایگاه او در فرهنگ و ادب ایران نوشته است.
-
نگاهی به مجموعه داستان «زبان مادری»؛
روایتی میان خانه، هویت و زبان فارسی
«زبان مادری» نوشته در قالب روایتهایی اپیزودیک، سفری بینقشه را از کوچهپسکوچههای خاطره تا کرانههای بنگلادش، از زبان فارسی تا زنگار درِ باغ پدربزرگ، به نظمی خوابواره درمیآورد.
-
نگاهی به «شاه سفید» اثر گئورگ دراگُمان نویسنده مجار؛
بازیهای کودکی در سایه غیاب پدر، امنیت، حقیقت
«شاه سفید» داستان یک غیبت است: غیبت پدر، غیبت امنیت، غیبت حقیقت و شاید مهمتر از همه، غیبت کودکیای که میتوانست بدون سایه سیاست ادامه پیدا کند.
-
نگاهی به «تیرکها چهارگوش بودند» اثر لوران سیه؛
تیرکهایی که به کودکی برمیگردند
تیرکهای چهارگوش همان جزئیات کوچکی هستند که بعدتر، وقتی به گذشته نگاه میکنیم، آنها را به شکل نقطههای تعیینکننده میبینیم. آدمی که رفت. حرفی که گفته نشد. تصمیمی که گرفته نشد. فرصتی که از دست رفت. گلی که به ثمر نرسید.