شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۱
مینا رحمتی، مرگ را از پشت واژه های رسمی و تکراری بیرون می‌آورد

یکی از ارزش‌های کتاب «خواهر ماه: نامه‌هایی به آرزو» این است که مرگ را از پشت واژه‌های رسمی و تکراری بیرون می‌آورد؛ مرگ می‌شود صدایی که نیست، دستی که دیگر نمی‌شود لمسش کرد، لباس‌های در کمد مانده، کتاب‌های کنار تخت و خواهری که باید با نبودن او زندگی کند.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - فرزانه رحمانی، منتقد ادبی: کتاب از یک فقدان کاملا شخصی شروع می‌شود به اما در مسیر روایت به پرسش‌هایی درباره خواهرانگی‌، بیماری، مراقبت، مرگ، حافظه، تنهایی، نظام درمان، معنای زندگی و نقش نوشتن در مواجه با فقدان تبدیل می‌شود.

نویسنده یا جزئی‌نگری عاطفی عشق و فقدان را از طریق اشیا، مکان‌ها، بوها، صداها، لمس‌ها و خاطرات نشان می‌دهد؛ دمپانی سبز کنار ساحل، درخت نارنگی شوشو، دست‌ها، موها و صدای آرزو، لباس صورتی، بازار تجریش، شیرینی زاخر همه تبدیل می‌شوند به حاملان خاطره؛ به همین دلیل فقدان فقط یک مفهوم ذهنی نیست در جهان حسی راوی اتفاق می‌افتد، وقتی می‌گوید: «دیگر رگ‌های دست آرزو را لمس نخواهد کرد یا دیگر از پشت چشمی در، او را نخواهد دید، «هرگز» از یک واژه به یک تجربه جسمانی تبدیل می‌شود. سوگ در این کتاب با تمام حواس پنجگانه، دیده، شنیده، بوییده، لمس و حتی مزه می‌شود. آرزو فقط خواهر در گذشته نیست در خاطرات نویسنده همزمان مادر، دوست، حامی، هم‌بازی و حتی مخاطب نوشته‌هاست. جمله‌ای که آرزو در کودکی مادر او بوده از یک فقدان بزرگ می‌گوید. این فقدان از دست یک نفر نیست، از دست بخشی از تاریخ شخصی راوی‌ست.

کتاب میان اندوه و زندگی رفت‌وآمد می‌کند و این تضاد سوگ را باورپذیرتر می‌کند چراکه زندگی آدم سوگوار متوقف نمی‌شود. ممکن است همان آدمی که چند دقیقه قبل گریه کرده، در یاد یک خاطره بخندد.

در نتیجه در این کتاب آرزو تبدیل به قربانی بیماری نمی‌شود یک انسان کامل معرفی می‌شود با گذشته، با شوخی‌ها، عادت‌ها، عشق‌ها و دوستان؛ کتاب چهار لایه دارد؛ لایه اول به رابطه خواهران، کتاب خواندن، تشویق راوی به نویسندگی و خاطرات خانواده می‌گذرد. در لایه دوم، بیماری وارد مرکز روایت می‌شود و صرف تجربه بیمارستان می‌شود. لایه سوم پس از مرگ است جایی که مخاطب با زندگی‌ای روبه‌رو می‌شود که ظاهرا ادامه دارد اما دیگر عادی نیست. لایه چهارم ساختار روزشمار وارد می‌شود که بسیار معنادار است. زمان دیگر تقویم نیست و تبدیل به ابزاری برای اندازه‌گیری فاصله راوی با فقدان می‌شود این تغییر ساختار یکی از نقاط قوت کتاب است چون نشان می‌دهد موضوع کتاب از آرزو به‌تدریج تبدیل به زندگی پس از آرزو می‌شود.

یکی از جذاب‌ترین عناصر ساختاری کتاب، خطاب توست. تمام کتاب بر یک فقدان بنا شده اما نویسنده می‌داند مخاطبش، آرزو دیگر نمی‌تواند جواب بدهد اما همچنان با او حرف می‌زند. راوی همزمان که با آرزو حرف می‌زند، با خودش حرف می‌زند و با خواننده هم ارتباط برقرار می‌کند و ما را با یک سوال مهم روبه‌رو می‌کند: وقتی مخاطب دیگر نمی‌تواند پاسخ بدهد آیا همچنان می‌توان با او گفت‌وگو کرد؟ پاسخ روشن است؛ بله! از طریق حافظه و ادبیات.

اما آنچه به این کتاب ارزش اجتماعی می‌دهد و خواندنش را مهم می‌کند، در چند چیز است:

۱. ضرورت دیدن مراقب: همه متوجه بیمارند و کسی حواسش به مراقب، کسی که دارو پیدا می‌کند، کسی که با پزشک حرف می‌زند، امید می‌دهد، گریه‌اش را پنهان می‌کند و فرسوده می‌شود را نمی‌بیند.

۲. ضرورت حرف زدن درباره سوگ: فرهنگ ما اغلب از آدم داغدار می‌خواهد تحمل کند و به زندگی برگردد. راوی می‌پرسد: «برای سوگ کدام واژه چاره‌ساز است؟» سوگ یک مرحله کوتاه و جمع‌کردنی نیست. تجربه‌ای‌ست که شکل زندگی فرد را تغییر می‌دهد.

۳. ضرورت حفظ زندگی از طریق روایت: اگر آرزو فقط به عنوان زنی که از بیماری از دنیا رفت معرفی می‌شد بخش بزرگی از وجودش از بین می‌رفت اما کتاب دوباره او را با تمام خاطراتش می‌سازد.

۴. ضرورت اجتماعی توجه به مسئله درمان: بخش‌هایی که درباره درمان است و نشان می‌دهد بیماری چگونه یک خانوداه را از نظر اقتصادی، روانی و اجتماعی تحت فشار قرار می‌دهد.

مهم‌تر از همه، ضرورت عادی دید مرگ: یکی از ارزش‌های اثر این است که مرگ را از پشت واژه‌های رسمی و تکراری بیرون می‌آورد. مرگ می‌شود صدایی که نیست، دستی که دیگر نمی‌شود لمسش کرد، لباس‌های در کمد مانده، کتاب‌های کنار تخت و خواهری که باید با نبودن او زندگی کند. به این معنا کتاب درباره ادامه دادن زندگی بعد از مرگ یک عزیز است. «خواهر ماه» تلاش کرده یک انسان را از مرگ نجات دهد؟ نه از مرگ جسمانی بلکه از مرگ در حافظه.

کتاب «خواهر ماه: نامه‌هایی به آرزو» در ۱۴۲ صفحه در نشر یکشنبه چاپ و به بازار عرضه شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها