سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: تصور عمومی از پیری، مسیری یکطرفه به سوی فرسایش است؛ فرآیندی که در آن سلولهای خاکستری مغز چارهای جز تسلیم در برابر گذر زمان ندارند. اما یافتههای یک پژوهش جدید و بزرگ، این انگارهی جبرگرایانه را به چالش میکشد. تحقیق بر روی ۱۱ هزار و ۵۰۰ نفر در بازه سنی ۶۰ تا ۸۵ سال نشان میدهد که ذهنِ انسان، برخلاف تصور، حتی در دهههای پایانی عمر نیز «انعطافپذیر» باقی میماند و مشتاقانه به محرکهای محیطی پاسخ میدهد. خبر خوب اینجاست که برای بازگرداندن سلامت به مغز، نیازی به ماراتنهای پیچیده تمرینی نیست؛ بلکه همین فعالیتهای سادهای که ما در بطن «فرهنگ» و «ادبیات» میشناسیم، قدرتمندترین ابزار برای محافظت از سلامت شناختی هستند.
نکته غافلگیرکننده این مطالعه، اثرِ عمیقِ رفتارهای ساده است. پژوهشگران دریافتند که صرفِ «حضور در اجتماع»، «گوش دادن به موسیقی» و از همه مهمتر «کتابخوانی و حل جدول»، میتواند روند اختلالات شناختی را نه تنها متوقف، بلکه در بسیاری از موارد معکوس کند. تفاوت میان گروه کنترل (که تنها توصیههایی دریافت کردند) و گروههای تحتِ مراقبتِ ویژه، بسیار اندک بود؛ این یعنی صرفِ «آگاهی از ضرورت فعالیتِ ذهنی»، خود به عنوان یک کاتالیزور عمل کرده و شرکتکنندگان را به تغییر رفتار واداشته است.
در جهانی که فناوریهای دیجیتال گاه ما را به انفعال میکشانند، این مطالعه تلنگری جدی به مخاطبان کتاب است. خواندن، صرفاً یک سرگرمی برای پر کردن اوقات فراغت نیست؛ نوعی «تمرینِ شناختی» است که استدلال، درک مطلب و حافظه را در سطحی فعال نگه میدارد. وقتی یک فرد سالمند کتابی به دست میگیرد یا در یک محفل دوستانه به گفتوگو میپردازد، در واقع در حال «بازسازیِ پلهای عصبی» مغز خود است. پیام این مطالعه روشن است: ظرفیت یادگیری مغز با بازنشستگیِ جسم پایان نمییابد. هر کتابی که خوانده میشود، هر جدول کلماتی که حل میشود و هر گفتوگوی پویایی که شکل میگیرد، سپری در برابر زوالِ تواناییهای شناختی است. ما برای حفظِ هویتِ فردیمان در کهنسالی، بیش از آنکه به معجزات پزشکی نیازمند باشیم، به تداومِ عادتهایِ فرهنگیِ خود نیاز داریم.
منبع:theconversation
نظر شما