سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - احمد ایزدی، شاعر و مسئول انجمن ادبی درنگ دانشگاه شیراز:رسیدن یک کتاب به چاپ پنجم، آن هم در فاصلهای کوتاه، بهانهای است برای بازخوانی برخی از ویژگیهای اثری که توانسته است طیف متنوعی از خوانندگان را با خود همراه کند. «هرچه یادایاد» در ظاهر، ۱۰۵ روایت از زندگی کاووس حسنلی است؛ اما در لایههای مختلف خود، فراتر از یک خودزندگینامه حرکت میکند و دریچههایی به فرهنگ عامه، ادبیات، تاریخ اجتماعی، طنز و ... میگشاید.
در خودزندگینامهنویسی، جایگاه علمی، اجتماعی و فرهنگی نویسنده اهمیت بسیاری دارد. کاووس حسنلی از چهرههای شناختهشده حوزه ادبیات فارسی است و کارنامهای گسترده در زمینه پژوهش، تألیف، تصحیح، ترجمه و شعر دارد. از جمله آثار پژوهشی او میتوان به «فرهنگ سعدیپژوهی»، «کارنامه تحلیلی خیامپژوهی»، «کارنامه توصیفی نیماپژوهی»، «گونههای نوآوری در شعر معاصر ایران»، «بیدل و افسون حیرت»، «بیدل و انشای تحیّر» و «یادهایی رها در باد» اشاره کرد. او همچنین مجموعههایی در حوزه شعر، از جمله «لبخند وارونه» (طنز)، «دکمههای گیج»، «رنگ از رخ تمام قلمها پریده است»، «به لبخند آیینهای تشنهام» و «من ماه تابانم» را منتشر کرده و صاحب چندین اثر ترجمه، تصحیح و صدها مقاله پژوهشی است.
فعالیتهای فرهنگی حسنلی نیز در کنار کارنامه علمی او قابل توجه است. مرکز حافظشناسی با تلاش و همت او شکل گرفت و فعالیتهای او در حوزه ادبیات کودک و فرهنگ عامه نیز در گسترش و تخصصیتر شدن مطالعات ادبی نقش داشته است.
با این همه، برجستگی شخصیت و کارنامه نویسنده، هرچند شرطی مهم برای نوشتن یک خودزندگینامه است، اما بهتنهایی برای جذب مخاطب کافی نیست. اثر باید اتفاق، کشش و جذابیت داشته باشد؛ و «هرچه یادایاد» از این نظر کتابی پرفرازونشیب است: کتابی که در آن اشک و لبخند، تلخی و شیرینی، واقعیت و خیال در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
روایت «تبدیل شدن»
شاید بتوان «هرچه یادایاد» را بیش از هر چیز، روایت «تبدیل شدن» دانست؛ روایت انسانی که در مسیر زندگی، بارها از نقطهای به نقطهای دیگر رسیده است.
از کودکی که تصور میکرد پس از کوه سفید دیگر دنیایی وجود ندارد، به انسانی که بعدها به فرانسه، آذربایجان، هند، ترکیه، استرالیا، ارمنستان و دیگر کشورها سفر میکند.
از پسری که دوربین هدیهگرفته از پسرخالهاش باعث میشود جهان را دقیقتر ببیند، به پژوهشگری که با ریزبینی متون ادبی را تحلیل میکند و با تیزبینی نیازهای جامعه را میشناسد و برای پاسخ به آنها با قلم و قدم تلاش میکند.
از کودکی که در برابر چند شکلات، برای تخریب همکلاسیهایش شعرهای کودکانه میسراید، به شاعری که نبض واژهها را میگیرد و زلالیت و گستردگی میآفریند.
از کودکی که بختآزمایی با سکه و لیوان راه میاندازد، به کسی که بعدها همایشهای ادبی برگزار میکند.
از کسی که چراغ توری مردم روستا را درست میکند به کسی که چراغ ذهن دانشجوها را روشن میسازد.
از این منظر، «هرچه یادایاد» تنها شرح خاطرات یک فرد نیست؛ روایت مسیری است که یک کودک روستایی را به شاعر، پژوهشگر، استاد دانشگاه و فعال فرهنگی تبدیل کرده است.
پنجرهای به فرهنگ عامه
یکی از جذابترین وجوه کتاب، حضور گسترده فرهنگ عامه در روایتهاست. حسنلی بسیاری از عناصر فرهنگ عامه را نه به صورت مستقیم، بلکه در دل خاطرات و اتفاقهای زندگی خود بازگو میکند.
در صفحات کتاب با بازیهایی چون انبربازی، گیچیموسی، لَپور، زووو، کیلیچُفته، اسباببازیهایی مانند فیقفیقو و پرپرو، مشاغل ایلیاتی همچون فرشبافی، رنگرزی و خشتزنی، و غذاهایی مانند قَتّقوا، هلیم و کَلجوش روبهرو میشویم. ترانهها، واسونکها و لالاییها در لابه لای روایات جای خود را پیدا کردهاند. باورهای عامیانه درباره جن و آل، «کیله حضرت عباس»، دعا گرفتن، باورهای متفاوت اهل هوا و صوفیان قادریه در روایتها نشستهاند و آدابی مانند کاسهگلون، دون، ختنهسوران و آش پشتپا نیز در آنها حضور دارند.
اهمیت این بخش در آن است که نویسنده بدون آنکه فضای کتاب را به یک متن آموزشی تبدیل کند، این عناصر را در دل داستانها و خاطرات مینشاند و به خواننده امکان میدهد با بخشی از فرهنگ زیسته مردم آشنا شود.
طنز؛ چاشنی روایتها
طنز یکی دیگر از مؤلفههای مهم «هرچه یادایاد» است؛ طنزی که هم در معنای خاص، یعنی نقد اجتماعی، و هم در معنای عام، یعنی لبخندآفرینی، در سراسر کتاب حضور دارد. بخش قابل توجهی از طنز کتاب از فاصله میان پیشفرض ذهنی مخاطب و اتفاقی که در روایت رخ میدهد شکل میگیرد. خواننده انتظار دارد زندگینامه استاد و پژوهشگری ادیب را بخواند؛ اما ناگهان با ماجراهایی مانند دزدی ناموفق کتاب توسط کاووس ، ختنهسوران او، حرف زدنش با حیوانات، رقصیدنهایش، اخراجش از دانشسرا، نفت فروشی کردن او، شیوه غیررسمی و متفاوت خواستگاریش از پدر صدیقه مواجه میشود.
بخشی از این طنز نیز از دل باورهایی میآید که امروزه ممکن است بسیاری از خوانندگان آنها را خرافی تلقی کنند؛ مانند روایت مربوط به سید و نبات که در آن نویسنده از ترس خود از تکرار یک رسم درمانی قدیمی سخن میگوید.
در گام اول و دوم کتاب، طنز بیشتر از دل اتفاقها بیرون میآید و در بخشهای بعدی، اغلب خاطرهگویی، تکنیک جابهجایی، اسلوب حکیم، بازیهای زبانی و حتی طنزِ حاصل ترجمه، به شکلگیری فضای طنزآمیز کمک میکنند.
نویسندهای که خود را پنهان نمیکند
یکی از ویژگیهای قابل توجه کتاب، تصویر خاکستری و انسانی نویسنده است. حسنلی در این کتاب تلاش نمیکند چهرهای بینقص و رسمی از «استاد دانشگاه» ارائه دهد. او از اشتباهها، افکار تیره، پشیمانیها و حتی برخی رفتارهای خارج از عرف خود نیز سخن میگوید.
از عشق نخستین خود مینویسد، از افکارش در دوران مدرسه و حتی زمانی که دانشآموزی در یقهاش یخ میاندازد، حرف میزند، از ترس خود در جبهه میگوید و از پشیمانی خود درباره همکاری در واگذاری زمینهای کشاورزی پرده برمیدارد.
همین صداقت، شخصیت نویسنده را از یک چهره رسمی و دستنیافتنی به انسانی ملموس و صمیمی تبدیل میکند و به باورپذیری روایتها میافزاید.
«هرچه یادایاد»؛ تاریخ اجتماعی از زاویه زندگی
این کتاب از منظر تاریخ اجتماعی نیز قابل توجه است؛ زیرا در کنار روایت زندگی نویسنده، اطلاعاتی درباره وضعیت جامعه در دورههای مختلف ارائه میدهد؛ اطلاعاتی که گاه در کتابهای رسمی تاریخ کمتر دیده میشود.
ما با بیان برخی گزارشها و اتفاقهای جنگ ایران و عراق ازجمله استفاده از خمپارههای اسرائیلی توسط ایرانیها، حمله اشتباهی به دو فرمانده خودی، کشته شدن یک سرباز در دوره آموزشی و ضعف آموزش نظامی روبرو میشویم. از روایت زندگی در روستای قناتنو،
و وضعیت اجتماعی زنان در آنجا باخبر میشویم، شیوه برخورد پلیس در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ با نوارهای کاست شجریان را میبینیم و حتی با اتهامهای دروغین فراماسونری بودن به استادانی چون سلیم نیساری برخورد میکنیم. و از حاتم بخشی کردن، بخش زبان و ادبیات فارسی توسط استاندار و رئیس وقت دانشگاه شیراز اطلاع مییابیم.
دامنه این گزارشها حتی از مرزهای ایران فراتر میرود و وضعیت آب لولهکشی در تاجیکستان، نگاه شاعران این کشور به ادبیات معاصر، جایگاه مزار بیدل در هند، شرایط آذربایجان در زمان الهام علیاف، وضعیت نشر در آذربایجان، مقایسه شرایط اقتصادی و حقوق در ایران و قزاقستان، ارزش پول تونس در سال ۱۳۸۸، رفتار مهاجران اروپایی با بومیان استرالیا و فاجعه مرگ شمار زیادی از کانگوروها در جاده کمبرای استرالیا بر اثر برخورد با اتومبیل را دربر میگیرد.
فرم؛ مهمترین ویژگی کتاب
با این همه، شاید بتوان گفت مهمترین ویژگی «هرچه یادایاد» در فرم آن نهفته است؛ فرم تشکل ذهنی و پیوستگی اندام وار اثر از کوچکترین واحد آن تا کل اثر است، فرم پیدا کردن جای مناسب هر چیز متناسب با ذهنیت و فضای حاکم بر متن است. در این کتاب فرم حتی پیش از آغاز خواندن، خود را در عنوان و طراحی جلد کتاب نشان میدهد.
عنوان «هرچه یادایاد» تداعیکننده تعبیر «هرچه باداباد» است و با فضای اعترافی و بیپروای کتاب تناسب دارد. در طراحی جلد، کادر خاکستریرنگ پیرامونی را میتوان نشانهای از شخصیت خاکستری نویسنده دانست. درختی که در مرکز جلد قرار گرفته، تصویری از خود نویسنده است؛ درختی که در برابر هجوم بادها پابرجا مانده است.
بخشی از شاخهها و برگهای درخت از کادر خاکستری و حتی از محدوده جلد بیرون زدهاند؛ عنصری که میتوان آن را با سنتشکنیهای شخصیت نویسنده و نیز ساختار کلی اثر مرتبط دانست؛ اثری که بهسادگی در قالب یک ژانر مشخص نمیگنجد و میان داستان، خاطرهگویی، خودزندگینامه و سفرنامه در حرکت است و گاه از واقعیت به فراواقعیت میرسد.
از این منظر، جلد کتاب نوعی «براعت استهلال» برای اتفاقهایی است که قرار است در روایتها با آنها مواجه شویم.
چهارگانه بودن گامهای کتاب نیز میتواند تداعیکننده چهار فصل زندگی باشد؛ چهار مرحلهای که نویسنده در آنها مسیر رشد و دگرگونی خود را روایت میکند.
اسم شاعرانه روایتها با متن هر روایت و با کلیت اثر سازگار است.
یکی دیگر از نقاط قوت فرمی کتاب، خلاقیت زبانی آن است. زبان روایتها متناسب با دورههای مختلف زندگی نویسنده تغییر میکند و از زبان کودکانه در گام نخست، به تدریج در گامهای بعد به زبانی پختهتر و ادیبانهتر میرسد.
نکته مهم این است که نویسنده از نگاه امروز خود به کودکیاش نمینگرد، بلکه تلاش میکند جهان را با نگاه همان کودک بازسازی کند. کنجکاویهای کودکانه، صراحت و صداقت، رؤیاها، شیوه خوشحال شدن، بازیها، فحش دادنها، بیقاعدگیهای رفتاری، پرش ذهن و کلام، شعرهای کودکانه و حتی گفتوگو با موجودات، همه در این بازسازی نقش دارند.
همین زبان کودکانه در گام نخست، تأثیر عاطفی روایتهای مربوط به زندگی دشوار نویسنده را بیشتر میکند.
از سوی دیگر، زبان روایت با زبان شخصیتها نیز تناسب دارد؛ گاه به ترکی تغییر میکند و گاه با گویش دانشجویان بندرلنگه همراه میشود. نویسنده از ظرفیتهای زبان برای طنز، زیباییآفرینی و اثرگذاری استفاده میکند. حتی در جایی برای ایجاد صلح میان مردم دهبید و خرمی، شعری به زبان ترکی، یعنی زبان مادری اکثر مردم آن منطقه، میسراید و از زبان به عنوان ابزاری برای ایجاد ارتباط و آشتی بهره میگیرد.
او حتی به تقدم و تأخر واژهها و جملهها در ایجاد اثر توجه دارد؛ چنانکه در روایتی، مادر ابتدا خبر فراهم شدن قرار ملاقات با صدیقه را میدهد و سپس سلام میکند.
او میداند قصههای عامیانه را کجای روایت بنشاند و چگونه از ظرفیت قصه کار بکشد به عنوان مثال در مواجهه با گرگ یاد قصهای که پدرش برایش تعریف کرده میافتد و با اثر پذیری از آن بر ترسش پیروز میشود و در نتیجه بر گرگ فائق میآید. همچنین بعضی از مقالات برجسته دکتر حسنلی در روایتها در قالب سخنرانی یا گفت و گو جای خود را به درستی پیدا کردهاند.
همچنین تضمینها (از شعرهای خود یا دیگران) در این کتاب یا به درک بهتر مطلب کمک کردهاند یا سیر روایتها را بهتر نشان دادهاند یا عاطفه کار را قویتر ساختهاند یا حتی طنز آفریدهاند و موجب تغییر فضا شدهاند.
کتابی برای مخاطبان مختلف
«هرچه یادایاد» از آن دسته کتابهایی است که میتواند مخاطبان متنوعی داشته باشد، علاقهمندان به آثار علمی و ادبی حسنلی، دانشجویان، دوستداران داستانک و خودزندگینامهنویسی، علاقهمندان به فرهنگ عامه و ادبیات کودک و البته مردم روستاها و مناطقی که بخشی از خاطرات نویسنده در آنها شکل گرفته است؛ بهویژه مردم قناتنو، بنگشت، دهبید و خرمی.
شاید یکی از دلایل استقبال از کتاب و رسیدن آن به چاپ پنجم نیز همین چندلایه بودن آن باشد؛ کتابی که میتوان آن را هم خاطرات یک انسان دانست، هم روایتی از فرهنگ عامه، هم مجموعهای از داستانهای کوتاه و طنزآمیز، هم بخشی از تاریخ اجتماعی یک دوره و هم تجربهای از رشد و تبدیل شدن یک انسان.
«هرچه یادایاد» در نهایت، روایتی صمیمی از زندگی است؛ زندگیای که در آن تلخی و شیرینی، شکست و موفقیت، کودکی و پختگی، سنت و سنتشکنی و واقعیت و خیال در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
نظر شما