یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۰
نادره‌دورانی بر بلندای فرهنگ و پژوهش

استاد محمدرضا شفیعی کدکنی در روزگار ما نه‌تنها یکی از برجسته‌ترین استادان زبان و ادبیات فارسی، بلکه به‌واقع یگانه دوران و نادره‌دورانی است که قامت علم و ادب معاصر بر سایه‌سار وجودش استواری می‌یابد.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- اکبر ایرانی، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ و مدیرعامل مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب: استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در روزگار ما نه‌تنها یکی از برجسته‌ترین استادان زبان و ادبیات فارسی، بلکه به‌واقع «یگانه دوران» و «نادره‌دورانی» است که قامت علم و ادب معاصر بر سایه‌سار وجودش استواری می‌یابد.

هنگامی که به کارنامه پربار، ژرف و جریان‌ساز این چهره ماندگار فرهنگ ایران می‌نگریم، خود را در برابر شخصیتی می‌بینیم که یک فرد نیست، بلکه یک موضوع جامع، یک جریان بالنده و یک مکتب علمی و فرهنگی به شمار می‌رود.

برای بنده که سالیان متمادی در حوزه پژوهش‌های تاریخ، فرهنگ و میراث مکتوب ایران‌زمین توفیق همراهی، همکاری و هم‌سخنی با این استاد یگانه و دیگر بزرگان ادب را داشته‌ام، سخن گفتن از ابعاد علمی، اخلاقی و روش‌شناختی استاد شفیعی کدکنی، ادای دین به سرمایه‌ای نمادین و بی‌بدیل در تاریخ معاصر ایران است.

حلقه وصل سنت حوزه و فضیلت دانشگاه

یکی از مهم‌ترین و بنیادی‌ترین عواملی که استاد شفیعی کدکنی را در طراز والاترین مفاخر علمی معاصر قرار داده، پیوند استوار و عمیق او با سنت‌های حوزوی و معارف کهن است. ایشان متعلق به نسلی ارجمند و نایاب است که پایه‌های علوم قدیمه را در حوزه‌های علمیه اصیل، به‌ویژه حوزه علمیه مشهد، با ژرفایی شگفت‌انگیز و عشق و اشتیاقی وصف‌ناپذیر فرا گرفتند. تسلط بی‌نظیر و عمیق بر صرف و نحو و ادبیات عرب، علوم عقلی، فقه و اصول، بنیاد فکری و علمی این نسل را چنان مستحکم ساخت که پس از ورود به مراکز آموزش عالی و دانشکده‌های ادبیات، به بهترین، مبرزترین و موفق‌ترین استادان دانشگاه تهران مبدل شدند.

در نگاهی تاریخی، برجسته‌ترین چهره این نسل شکوهمند، استاد زنده‌یاد بدیع‌الزمان فروزانفر بود و در کنار او ستاره‌های فروزانی چون استادان جلال‌الدین همایی، سید محمد محیط طباطبایی، سعید نفیسی، مجتبی مینوی، سید جعفر شهیدی، مهدی گرجی و عباس آرام درخشیدند؛ بزرگانی که اگرچه برخی از آنان مدرک رسمی دانشگاهی نداشتند، اما علوم قدیمه و ادب پارسی را چنان اصیل و عمیق آموخته بودند که حضورشان در دانشگاه، دوران طلایی آموزش و پژوهش را رقم زد. امروز که جای آن استادان بزرگ بسیار خالی است، وجود مبارک استاد شفیعی کدکنی از معدود یادگارهای باقی‌مانده از آن نسل قدر اول و بی‌بدیل است که پرچم آن سنت عالی و عمیق پژوهشی را همچنان برافراشته نگاه داشته است.

رفاقت با ایرج افشار و تداوم پاسداشت میراث مکتوب

استاد شفیعی کدکنی در تمام این دهه‌ها، همپای دوست و همراه دیرین خود، زنده‌یاد استاد ایرج افشار، از استوانه‌های اصلی پاسداشت میراث مکتوب و نسخ خطی ایران بوده است. صمیمیت عمیق و ارتباط علمی پربار این دو بزرگوار، منشأ برکات فراوانی برای فرهنگ و ادب ایران‌زمین شد. استاد شفیعی همواره در برنامه‌ها، آیین‌های بزرگداشت مفاخر، همایش‌های مرتبط با فرهنگ و نسخ خطی و نشست‌های تخصصی مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب و لغت‌نامه دهخدا حضوری گرم و راهگشا داشته‌اند و با اتکا به جامعیت علمی خود، چراغ راه پژوهشگران جوان‌تر بوده‌اند.

نادره‌دورانی بر بلندای فرهنگ و پژوهش

افتخار به شاعری؛ راز درخشش در تصحیح متون

ابعاد علمی استاد شفیعی کدکنی چنان گسترده و چندوجهی است که ایشان هم در حوزه شعر نو و هم در عرصه شعر کلاسیک، صاحب سبک، صاحب اثر و جریان‌ساز به شمار می‌روند. اگرچه در سال‌های اخیر آثار کمتری در حوزه شعر نو از ایشان منتشر شده، اما حضور قلم و ذهن نقادشان در حوزه تصحیح متون کلاسیک، به‌ویژه تحقیقات گسترده بر روی متون ادبی و عرفانی، بسیار ارزشمند و قابل ستایش است. تصحیح شاهکارهای عطار نیشابوری، گزیده‌های دیوان کبیر شمس تبریزی و پژوهش‌های گرانقدر درباره تاریخ نیشابور، تنها بخشی از کارنامه ماندگار ایشان در احیای متون کهن است که برای همگان الگویی بی‌بدیل در روش‌شناسی پژوهش محسوب می‌شود.

در همین زمینه خاطره‌ای بسیار شیرین و آموزنده در ذهن بنده نقش بسته است. زمانی از استاد پرسیدم: «جنابعالی در حال حاضر جزء بهترین و شاید برجسته‌ترین مصححان این کشور هستید؛ نگاه خودتان به این جایگاه چیست؟» استاد با تواضعی آموزنده و ظرافتی شاعرانه فرمودند «من به شاعر بودنم افتخار می‌کنم، نه به مصحح بودنم» این پاسخ ژرف نشان می‌دهد که ذوق لطیف ادبی و قریحه والای شعری، چگونه خمیرمایه اصلی پژوهش‌های علمی ایشان است. همین ذوق و احساس شاعرانه است که به تصحیح‌های استاد روحی زنده می‌بخشد و کلمات متون کهن را در سایه «رستاخیز کلمات» به پرواز درمی‌آورد.

خوانشی منصفانه از «در هرگز و همیشه انسان»

یکی از ویژگی‌های برجسته استاد شفیعی کدکنی، نگاه نوآورانه و شجاعت علمی ایشان در مواجهه با متون کهن است. ایشان در یکی از آثار پژوهشی ارزشمند خود با عنوان «در هرگز و همیشه انسان»، به بررسی پدیده «انتحال» (سرقت ادبی) نزد نویسندگان و مفسران بزرگ گذشته پرداخته‌اند. استاد با دقت علمی خود نشان داده‌اند که برای نمونه، بخش «النوبة الثانیة» در کتاب کشف‌الاسرار میبدی، ترجمه لفظ‌به‌لفظ از تفسیر الکشف والبیان ثعلبی است و میبدی تنها در چند جا به نام ثعلبی اشاره کرده است. همچنین بخش «النوبة الثالثة» کشف‌الاسرار عیناً از روی کتاب «روح‌الأرواح» سمعانی رونویسی شده و سمعانی نیز خود مطالب را از منبعی دیگر نقل کرده است.

این طرح بحث دقیق و شجاعانه از سوی استاد شفیعی، بنده را بر آن داشت تا در یادداشتی با عنوان «درباره انتحال قدما و تعلیقه‌ای بر آن»، نکته‌ای ظریف و تکمیلی را درباره شیوه‌های نگارش و تدوین گذشتگان یادآور شوم. در تاریخ تألیف متون کهن، تصریح به ذکر منبع دقیق مرسوم نبوده و دشواری استنساخ، نقل مطالب به‌طور شفاهی و فراگیری منابع اولیه نزد اهل علم، مفروض بوده است. بزرگانی چون ابوحامد غزالی نیز در «مقاصد الفلاسفه» بخش‌های عمده‌ای را از «دانشنامه علایی» ابن‌سینا نقل کرده‌اند بدون آنکه قصد پنهان‌کاری داشته باشند. بنابراین، حساسیتی که امروز درباره انتحال و رعایت حقوق معنوی وجود دارد، بیشتر ناشی از امکانات ارتباطی، دسترسی سریع و معیارهای دنیای معاصر است. از این رو، داوری کارهای قدما نیازمند احتیاطی مضاعف از سوی بزرگان علم است تا خدای‌ناکرده عرض و اعتبار علمی گذشتگان با معیارهای امروزی زیر سؤال نرود؛ چراکه به قول معروف:

«گر حکم کنند که مست گیرند

در شهر هر آنچه هست گیرند».

همین تبادل نظر علمی نشان می‌دهد که آرای استاد شفیعی کدکنی تا چه اندازه زاینده، بحث‌انگیز و پویاست و چگونه می‌تواند جامعه پژوهشی را به تفکر و تدقیق بیشتر وادار کند.

الگوی بی‌بدیل پژوهش و سرمایه نمادین فرهنگ ایران

استاد محمدرضا شفیعی کدکنی تنها یک استاد دانشگاه، یک مصحح چیره دست یا یک شاعر برجسته نیست؛ ایشان معمار معیارهای دقیق پژوهشی در ادبیات فارسی و الگوی محققان معاصر است. ژرفای دانش، اخلاق والا، تواضع علمی و آزاداندیشی ایشان، الگویی روشن برای تمامی محققان و دانشجویان جوان است. زادروز ایشان را می باید جشن گرفت. امیدواریم وجود نازنین و مبارک این نادره دوران، همچنان سالیان سال ببالد، پایا و پویا بماند و سایه بلندشان بر سر فرهنگ، ادب و میراث مکتوب ایران‌زمین مستدام باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها