یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۷
چرا باید شیفته آن کارسون بود؟

تصور کنید در اتوبوسی میان کولاک و برف سنگین حومه آمریکا گرفتار شده‌اید؛ ۱۰ ساعت تمام و در میان سپیدی مطلق، تنها یک چیز می‌تواند گذر زمان را از یادتان ببرد: جادوی واژه‌های زنی که مرزهای ادبیات و کتاب را زیر و رو کرده است. این تجربه ادوار لویی، نویسنده برجسته فرانسوی، از نخستین مواجهه با آن کارسون است؛ دیداری که سرآغاز ستایش بی‌پایان او از این نابغه ادبی شد.

سرویس بین‌الملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: ادوراد لویی نویسنده فرانسوی که خودزندگی‌نامه وی با نام «چه کسی پدرم را کشت؟» یکی از پرفروش‌ترین کتابهای ادبی فرانسه بوده و تاکنون به ۲۰ زبان منتشر شده‌ است، کارسون را در اتوبوسی در حالی که در کولاک برف گرفتار شده بود کشف کرد. او از آن زمان تاکنون مجذوب تخیل بی‌باک او بوده است که در ادامه، ۱۰ دلیل لویی برای شیفتگی به جهان شگفت‌انگیز کارسون را می‌خوانید.

۱. کشف غیرمنتظره در دل کولاک برف

کارسون یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان روزگار ماست. من کتاب آنتیگونیک (Antigonick) را چند روز قبل در کتابفروشی کاملاً اتفاقی خریده بودم. در مسیر نیویورک به نیوانگلند، کولاک اتوبوس ما را ۱۰ ساعت در جاده حبس کرد. همان‌جا لپ‌تاپم را درآوردم و بی‌اختیار شروع به ترجمه کتاب به زبان فرانسوی کردم؛ آن‌قدر مجذوب درخشش کلمات کارسون بودم که اصلاً نفهمیدم ساعت‌ها چطور گذشت.

۲. نوشتن، به دور از ژست‌های ادیبانه

بزرگ‌ترین قدرت کارسون این است که بر خلاف خیلی از نویسنده‌های امروز، تلاش نمی‌کند «ژست ادبیات» بگیرد؛ او فقط می‌نویسد. در آثار او گاهی ابرها حرف می‌زنند و گاهی هیولاها؛ وسط یک مجموعه شعر ناگهان کاترین دونو خیالی راوی قصه می‌شود. او به خوابِ خودش نامه می‌نویسد یا یادداشت‌های خط‌خطی‌شده روی دستش را چاپ می‌کند. کارسون همان‌قدر که از هومر و برشت می‌نویسد، از رزالیا و مریلین مونرو هم حرف می‌زند.

۳. وقتی زمان از مدار خارج می‌شود

زمان در جهان کارسون وارونه و بی‌قاعده است. وقتی آنتیگونه را بازنویسی می‌کند، در همان صحنه اول، آنتیگونه و خواهرش ایسمنه دارند خیلی خونسرد و طبیعی درباره هگل بحث می‌کنند! وقتی ایوو ون هووه، کارگردان نامدار تئاتر، خواست این نمایشنامه را روی صحنه ببرد، به کارسون گفت: «این ترجمه دقیق سوفوکل نیست؛ در صحنه اول دو خواهر درباره هگل حرف می‌زنند!» و کارسون با خونسردی پاسخ داد: «این دقیقاً چیزی است که سوفوکل نوشته؛ من فقط ترجمه‌اش کردم!»

۴. شاهکار دردناک «نوکس» و سوگواری درون جعبه کفش

یکی از تکان‌دهنده‌ترین آثار کارسون نوکس (Nox) است؛ داستان غیاب برادرش که در جوانی محکوم شد، از زندان گریخت و دهه‌ها با هویت جعلی در اروپا و آسیا آواره بود تا اینکه خبر مرگش در کپنهاگ آمد. کارسون عکس‌های باقی‌مانده از برادری را که به سختی می‌شناخت، همراه نامه‌ها، تحلیلی از شعر کاتولوس، تأملاتی درباره تاریخ هرودوت و قطعاتی درباره رنج فقدان ــ شبیه خاطرات سوگواری رولان بارت ــ گرد آورد و درون یک جعبه ریخت. نوکس به شکل یک جعبه کفش چاپ شد که کاغذ آکاردئونی یکپارچه و غول‌پیکری از یادداشت‌ها و عکس‌ها درون آن جا گرفته است؛ کتابی که شبیهش هرگز دیده نشده بود.

۵. بازآفرینی مفهوم فیزیکی کتاب

کارسون محدودیت‌های فرم کتاب را در هم می‌شکند. اثر دیگرش فلوت (Float) شامل چندین دفترچه پراکنده داخل یک پاکت پلاستیکی است. کتاب‌نمایشنامه اچ از اچ (H of H Playbook) هم در قطع مستطیلی بزرگی چاپ شده که در هیچ قفسه کتابی جا نمی‌شود. نویسندگان زیادی در تاریخ سعی کردند شیوه نوشتن را دگرگون کنند، اما عده بسیار اندکی ایده تغییر دادن ماهیت فیزیکی «شیء-کتاب» را داشته‌اند. کارسون این مرز را جابه‌جا کرد.

۶. ایستادن در جبهه شکست‌خوردگان

نوآوری‌های فرمی نباید ما را از بُعد سیاسی عمیق آثارش غافل کند. در رمان منظوم زندگینامه سرخ (Autobiography of Red)، او داستان هیولایی را که هرکول در دوازده‌خوان خود کشت بازآفرینی می‌کند. کارسون به جای ستایش قهرمان و جلاد، داستان را از زاویه دید هیولا و قربانی تعریف می‌کند و رابطه‌ای عاشقانه میان هرکول جوان و گریون می‌سازد. او همیشه راوی سمتِ مغلوبان تاریخ است.

۷. همذات پنداری بی‌پایان با اسکار وایلد

کارسون سال‌ها چنان شیفته اسکار وایلد بود و با او احساس نزدیکی می‌کرد که در دوران نوجوانی‌اش مرتب کت و لباسی با سبک و سیاق وایلد به تن می‌کرد.

۸. زنان، کانون همیشگی روایت‌ها

در نورما جین بیکر اهل تروا (Norma Jeane Baker of Troy)، او مریلین مونرو و هلن تروا را در یک پیکر ادغام می‌کند: دو زن از دو عصر متفاوت که قربانی نگاه مردسالار و تحمیل زیبایی اجباری‌اند. او با ترجمه اشعار ساپفو و بازخوانی نمایشنامه باکای (Bacchae) اثر ائوریپیدس، ژرفای روانی بی‌سابقه‌ای به شخصیت‌های زن بخشیده است.

۹. گریز از شوهای مرسوم دنیای ادبیات

کارسون از تعارفات و روابط اجتماعی جاری در محافل ادبی فراری است و هیچ چیز را به خلوت نوشتن در خانه ترجیح نمی‌دهد. یک بار که کنار هم مشغول جشن امضای کتاب بودیم، در گوشم گفت: «واقعاً از این کار بیزارم!» بعد از اجرای مشترکمان در اسلو هم فوراً پیشنهاد داد فرار کنیم و به رستوران برویم تا درگیر مکالمات کوتاه و تعارفات نشویم.

۱۰. کار کردن برای فرار از خود و جهان

وقتی قرار شد برای سفر به ایسلند، محل زندگی‌اش، برنامه‌ریزی کنم، پیشنهاد دادم اجرای مشترک دیگری داشته باشیم. بعد برای اینکه به زحمت نیفتد پیام دادم که نیازی به کار عمومی نیست و می‌توانیم فقط استراحت کنیم. کارسون پاسخ داد: «من کار کردن را ترجیح می‌دهم؛ این‌طوری مجبور نیستم به دنیا یا به خودم فکر کنم.» آیا تعریفی رساتر از این برای بزرگی آن کارسون وجود دارد؟

منبع: گاردین

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها