یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۰
سفرنامه سایکس هم راه‌نگاری است و هم شهرنگاری

سیدسعید میرمحمدصادق گفت: سفرنامه‌ها به لحاظ موضوعی می‌توانند اهمیت تاریخی داشته باشند، یا اطلاعات جغرافیای طبیعی، اقتصادی و انسانی بدهند، یا مردم‌شناسی را پوشش دهند. به لحاظ شکلی هم برخی ایستا هستند و فقط گزارش یک مکان را می‌دهند، و برخی در حرکت‌اند. سفرنامه‌های در حرکت هم گاهی راه‌نگار هستند، گاهی کشورنگار، و گاهی شهرنگار. سفرنامه سایکس از این جهت اهمیت دارد که در آن هم راه‌نگاری دیده می‌شود و هم شهرنگاری.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست رونمایی و معرفی کتاب «ایران و مردمش؛ سفرنامه الا کنستانس سایکس» با ترجمه علی‌محمد طرفداری از انتشارات پژوهشکده تاریخ معاصر، در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد. در این نشست صفورا برومند؛ استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و عضو هیئت علمی پژوهشکده تاریخ، سیدسعید میرمحمدصادق؛ نویسنده، مصحح و پژوهشگر متون تاریخی و علی‌محمد طرفداری؛ استادیار تاریخ و پژوهشکده سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران سخن گفتند.

سفرنامه سایکس هم راه‌نگاری است و هم شهرنگاری
صفورا برومند

نگاه استعماری در سفرنامه‌های انگلیسی مشهود است

صفورا برومند در ابتدای سخنان خود با اشاره به آشنایی دیرینه‌اش با این کتاب گفت: آشنایی من با این کتاب به حدود ۳۲ سال پیش برمی‌گردد، زمانی که در حال نگارش پایان‌نامه کارشناسی ارشدم بودم و باید مجموعه‌ای از سفرنامه‌های دوره قاجار را بررسی می‌کردم. این کتاب را مطالعه کردم و همیشه در ذهنم بود که باید به جامعه پژوهشی ایران معرفی شود. خوشبختانه این اتفاق افتاد و آقای طرفداری این کار را به فارسی ترجمه کردند.

وی افزود: یکی از مشکلات ما این است که پژوهشگران به زبان‌های خارجی مسلط نیستند و متکی به ترجمه‌های فارسی منابع هستند. گرچه باید به اصل کتاب مراجعه کرد، اما ترجمه خوب آقای طرفداری که ثابت کرده به متن وفادار است، این خلأ را پر می‌کند.

برومند درباره شخصیت نویسنده کتاب توضیح داد: الا سایکس دختر یک کشیش و افسر ارتش بریتانیا بوده است. خانواده‌ای تحصیل‌کرده که افراد شاخصی در آن حضور دارند. تحصیلات خود را در دبیرستان پریموت و مدرسه سلطنتی برای دختران افسران ارتش گذراند و در نیمه دوم قرن نوزدهم تحصیلات عالیه خود را انجام داد. شخصیت‌های مهمی مانند سر پرسی سایکس و خواهرش که در حوزه کودکان هند کتاب نوشته، از این خانواده هستند و این نشان می‌دهد الا سپهر خانوادگی فرهیخته‌ای داشته است.

این پژوهشگر تاریخ ادامه داد: در نیمه دوم قرن نوزدهم، حجم قابل توجهی از دختران بریتانیایی تحصیلات عالیه داشتند و الا سایکس به همین دوره مربوط می‌شود؛ زمانی که این دختران در جامعه نقش تثبیت‌شده داشتند و جسارت و ماجراجویی یکی از ویژگی‌های آنها بود. سایکس حداقل دو سفر به ایران داشت که تجربه هر دو را ثبت کرد. کتاب حاضر مربوط به اواخر دوره حکمرانی ناصرالدین شاه است.

برومند با تأکید بر اهمیت تفکیک تجربه زیسته نویسنده از نقل‌قول‌ها گفت: در سفرنامه‌ها، بخشی از مطالب حاصل دیده‌ها و شنیده‌های مستقیم نویسنده است، اما بخشی دیگر از طریق نقل‌قول‌ها به او رسیده است. در کتاب سایکس هم این مرز کاملاً مشخص است. او علاوه بر تجربه خودش، از افرادی که در ایران سابقه داشتند کمک گرفته و در مقدمه کتاب هم به این اشاره می‌کند. در خود کتاب بارها می‌بینیم که به کتاب‌ها و منابع مرتبط با ایران ارجاع می‌دهد و این نشان می‌دهد مسئله سندیت کار برایش مهم بوده است.

وی افزود: سایکس با افرادی مانند ساموئل بنجامین، اولین دیپلمات ایالات متحده در ایران، ادوارد براون، ایران‌شناس شاخص، مارکان شرق‌شناس معروف، و ناپیرمالک که مدت‌ها در ایران تدریس کرده بود، مشورت کرده است. آقای طرفداری کتاب خاطرات و سفرنامه مالکوم را هم ترجمه کرده که بسیار کتاب ارزشمندی است. بخش‌هایی از کتاب که درباره زنان توضیح می‌دهد، تحت تأثیر دیدگاه‌های مری برد، مبلغ مذهبی بریتانیایی که سال‌ها در ایران زندگی کرد و با جامعه زنان ارتباط داشت، نوشته شده است. عکس‌های کتاب هم احتمالاً از استروگین، عکاس معروف روس، گرفته شده است. ارجاعاتی هم که به متی آرنولد در حوزه شاهنامه و رستم و سهراب می‌دهد، نشان می‌دهد کتاب را با دید پژوهشی و به عنوان سندی برای آیندگان نوشته است.

برومند با اشاره به ویژگی‌های ادبی کتاب گفت: کتاب وجه داستان‌سرایانه دارد و نثر آن بسیار روان است. آقای طرفداری هم به روانی متن اصلی وفادار بوده است. شما وقتی کتاب را دست می‌گیرید، می‌بینید که از این کتاب دویست و خورده صفحه‌ای و یا نصفش را یک‌نفس خوانده‌اید. این برگردان کتابی نیست که راحت کنار بگذارید؛ شما را با خودش به انتها می‌برد. از جغرافیای ایران شروع می‌کند، بعد وارد تاریخ می‌شود، تاریخ را کامل اما مجمل توضیح می‌دهد، و بعد مبحث بعدی را مطرح می‌کند. هیچ گپی بین این مباحث حس نمی‌کنید و خودتان را در ایران تجسم می‌کنید. یکی از نقاط قوت کتاب پرداختن به تاریخ دوره اشکانی است، دوره‌ای که اطلاعات ما درباره آن حتی امروز هم کم است و متخصصان ایرانی در این حوزه اندک‌اند.

وی با اشاره به تنوع موضوعات کتاب توضیح داد: فهرست کتاب را که مشاهده کنید، می‌بینید از توصیف جغرافیایی و تاریخی ایران شروع می‌شود، درباره پایتخت‌ها و تهران صحبت می‌کند، به مرد ایرانی می‌پردازد، به مشهد می‌رود و آن را از دید یک زن می‌بیند که تجربه‌ای تازه است. اطراف شهر مشهد به‌ویژه توس را بررسی می‌کند، درباره ادیان ایران و ماه محرم می‌گوید، به زن ایرانی می‌پردازد، وضعیت اقتصادی را بررسی می‌کند، گونه‌های گیاهی و جانوری را معرفی می‌کند، به خلیج فارس و رود کارون می‌پردازد چون در ادامه سفرش وارد خوزستان می‌شود، به مارکوپولو اشاره می‌کند، آثار باستانی را معرفی می‌کند، مسئله شکار و سرگرمی را مطرح می‌کند که برای تاریخ اجتماعی ما مهم است، چهار شاعر ایرانی یعنی خیام، فردوسی، سعدی و حافظ را معرفی می‌کند، گزارشی از هنرها می‌دهد و به خرافات ایرانی‌ها هم توجه دارد. به نوعی در این اثر با یک دایره‌المعارف گزیده از ایران از دید الا سایکس روبه‌رو هستیم.

برومند در بخش دیگری از سخنان خود به گزارش کتاب از جواهرات سلطنتی اشاره کرد: یکی از بخش‌های مهم کتاب، گزارش از جواهرات سلطنتی است. این یکی از قدیمی‌ترین منابعی است که درباره جواهرات سلطنتی صحبت می‌کند. نویسنده درباره تخت طاووس صحبت می‌کند، از کیفیت هر کدام از جواهرات می‌گوید و نقد و نظریه‌ای درباره آن‌ها ارائه می‌دهد. همچنین گزارش یک مهمانی درباری و مهمانی زنانه را ارائه می‌دهد که در آن، پوشش زنان و واکنش آن‌ها به لباس فرنگی‌ها توصیف شده است. این‌ها نکاتی است که کمتر جایی می‌شود پیدا کرد.

این پژوهشگر تاریخ با اشاره به هم‌دوره بودن سایکس با زنان دیگر سفرنامه‌نویس گفت: کمی پیش‌تر و پس‌تر از الا سایکس، زنان دیگری هم وارد ایران شدند و سفرنامه‌هایی به جا گذاشتند. کارلا سرنا از زنان ایتالیایی، الیزابت بیشاپ که سفر ماجراجویانه‌ای در ایران داشت، و مادام دیولافوا که زن باستان‌شناس فرانسوی بود و در معیت شوهرش آمد. اگر این مجموعه‌ها را کنار هم قرار دهیم، دید زنانه‌ای نسبت به ایران برای ما مطرح می‌شود که می‌تواند جالب باشد؛ این‌که در آن عصر زن خارجی که وارد ایران می‌شد چه تجربه زیسته‌ای داشت. یک باستان‌شناس، یک زن ماجراجو، یک زن از خاندان متشخص، هرکدام دید متفاوتی داشتند.

برومند در بخش دیگری از سخنان خود به نگاه استعماری کتاب اشاره کرد و ادامه داد: این زن از فضایی بریتانیایی و دوره‌ای می‌آید که اوج استعمار بریتانیا در شرق است و به نکاتی اشاره می‌کند که وجه استعماری در آن دیده می‌شود. خودش از سطح بالا به جوامع نگاه می‌کند و چیزهایی را به خودشان نسبت می‌دهد. مثلاً وقتی از هند صحبت می‌کند، حس مالکیت در کلامش دیده می‌شود و این حس شرق‌شناختی در صحبت‌هایش هست که طبیعی زاده آن دوران است. وقتی با شرایط خودش مقایسه می‌کند، طبیعتاً دید بالا دارد؛ ایران آن موقع با شرایطی که بریتانیا داشته قابل مقایسه نیست. به همین دلیل است که مثلاً نادرشاه یا ستارخان را به عنوان راهزن معرفی می‌کند. احتمالاً تجربه‌اش این بوده که در مسیر با راهزن‌ها مواجه شده و چند جا به آن‌ها اشاره کرده است.

وی درباره محدوده جغرافیایی کتاب گفت: تصویری که این کتاب ارائه می‌دهد، از بخشی از ایران است، نه همه ایران. ما در این کتاب از کردستان خبری نداریم، از سیستان و گیلان هم چیزی نمی‌بینیم. بیشتر تهران، مشهد و بخشی از کرمان و شیراز توصیف شده است. بنابراین نمی‌توانیم آن را به کل ایران تعمیم دهیم. حتی درباره آموزش که صحبت می‌کند، آنچه می‌بیند از دربار و طبقات بالاست و نمی‌توانیم بگوییم آموزش در کل ایران این‌گونه بوده است.

سفرنامه سایکس هم راه‌نگاری است و هم شهرنگاری
سیدسعید میرمحمدصادق

سفرنامه‌ها و صدای ایرانیان

سیدسعید میرمحمدصادق نیز در این نشست گفت: هم‌زمان با «برهان قاطع» ابن خلف تبریزی که در هند نوشته شد، کتاب سه‌جلدی دیگری هم توسط یک هندو به مرحله نگارش درآمد. او زبان فارسی را بلد بود و لغت‌ها را می‌شنید و ثبت می‌کرد. ابن خلف تبریزی که ایرانی بود دنبال کار فاخر می‌نوشت و لغت‌های مهم را ثبت می‌کرد، ولی آن هندو فکر می‌کرد هر چیزی که می‌شنود مهم است و باید ثبت شود. به همین دلیل فحش‌ها و واژه‌های خیابانی را هم ثبت کرده است. من خودم وقتی دنبال مفاهیم کشاورزی برای پایان‌نامه‌ام بودم به این کتاب برخوردم و برایم جالب بود.

وی افزود: سفرنامه‌ها به لحاظ موضوعی می‌توانند اهمیت تاریخی داشته باشند، یا اطلاعات جغرافیای طبیعی، اقتصادی و انسانی بدهند، یا مردم‌شناسی را پوشش دهند. به لحاظ شکلی هم برخی ایستا هستند و فقط گزارش یک مکان را می‌دهند، و برخی در حرکت‌اند. سفرنامه‌های در حرکت هم گاهی راه‌نگار هستند، گاهی کشورنگار، و گاهی شهرنگار. سفرنامه سایکس از این جهت اهمیت دارد که در آن هم راه‌نگاری دیده می‌شود و هم شهرنگاری.

میرمحمدصادق با اشاره به اهمیت شناخت جایگاه نویسنده کتاب ادامه داد: جایگاه نویسنده هم مهم است؛ این‌که دیپلمات است یا همسر دیپلمات، تاجر است یا مبلغ مذهبی، یا پزشک. سایکس به واسطه برادرش از جنبه دیپلماتیک توانسته در ساختار قدرت حضور پیدا کند. یکی از پرسش‌های اساسی این است که آیا سفرنامه‌نویس درک عمیقی از فرهنگ میزبان دارد یا نه. در بیشتر موارد، او هیچ درکی از آن فرهنگ ندارد و بر اساس نوع اندیشه و جایگاه خودش داوری می‌کند. ممکن است رفتاری را تماشا کند که در فرهنگ میزبان محترمانه است، اما او آن را متفاوت ببیند. این برای ما مهم است که بدانیم آیا این گزارش‌ها را به عنوان یک کار تمسخرآمیز معرفی کنیم یا نه.

وی با طرح پرسشی درباره صدای ایرانیان در سفرنامه‌ها گفت: یکی از پرسش‌های مهم این است که آیا در سفرنامه‌ها صدای ایرانیان شنیده می‌شود یا فقط روایت سفرنامه‌نویس را می‌شنویم. در اکثر این سفرنامه‌ها ما صدای ایرانی را نمی‌شنویم. فقط نقل‌قولی از سفرنامه‌نویس داریم که چون خودش شاهد بوده، روایت می‌کند. گاهی می‌گوید از کسی شنیدم، ولی ما به صورت مستقیم صدا را نمی‌شنویم. در تاریخ‌نگاری، اگر روایت مورخ را بخوانیم، گاهی صدای شاه را می‌شنویم. این مهم است که بتوانیم تشخیص دهیم صدای چه کسی را می‌شنویم. این نکته‌ای کلیدی در خوانش سفرنامه‌هاست.

میرمحمدصادق همچنین به بازتاب‌های نوشتاری در سفرنامه‌ها اشاره کرد و ادامه داد: بخشی از سفرنامه‌ها بازنمایی خود نویسنده است. نمونه آن پیترو دلاواله است که در سفرنامه خود همه‌جا حضور دارد و می‌گوید من با فلانی صحبت کردم، من با شاه ملاقات داشتم. در صورتی که ما کتابی داریم که در آن فردی مسلمان اشاره می‌کند با یک مسیحی صحبت کرده و همان مکالمه را به شکل متفاوتی روایت می‌کند. در حالی که دلاواله همیشه خودش را غالب می‌داند. بخشی دیگر بازنمایی دیگری است، یعنی هر چیزی که دیده و دارد روایت می‌کند. کتاب الا سایکس بیشتر به این سمت می‌رود؛ یعنی هر چیزی که می‌بیند را روایت می‌کند، نه آن چیزی که خاستگاه خودش است. بخشی دیگر هم بحث کشف‌های جغرافیایی است که به‌ویژه از قرن ۱۶ به بعد در سفرنامه‌ها دیده می‌شود و تمرکزشان روی مسیرهای آب، شیوه زندگی و آثار باستانی است.

این تاریخنگار با اشاره به بازتاب حضور استعماری در سفرنامه‌ها گفت: به‌ویژه از قرن ۱۸ به بعد و در سفرنامه‌های انگلیسی، بحث حضور استعماری دیده می‌شود. نگاه استعماری به کشور میزبان در بعضی جاها آشکار است. خانم برومند هم به آن اشاره کرد که در بحث هند، نویسنده از «ما» صحبت می‌کند. یا در مورد خلیج فارس می‌گوید حضور ما امنیت ایجاد می‌کند. حتی کسانی که در منابع انگلیسی راهزن قلمداد می‌شوند، کسانی هستند که علیه منافع انگلیس می‌جنگیدند. این نگاه استعماری خیلی مهم است و وقتی سفرنامه‌ای را بررسی می‌کنیم، باید به آن توجه داشته باشیم.

میرمحمدصادق اضافه کرد: اکثر سفرنامه‌نویسان در طول تاریخ مرد بوده‌اند. مباحث مختلفی درباره حضور زن در سفر وجود دارد؛ بحث امنیت، سختی راه، و حضور در قلمرو عمومی که در جوامع سنتی و مذهبی ممکن است سخت باشد. ما در سفرنامه سایکس هم بحث احساسی و عاطفی را می‌بینیم و هم نگاه استعماری را. در بحث ساختارشناسی سفرنامه‌ها، بخشی از گفتار سفرنامه‌نویس ممکن است ذهنیت‌گرایانه باشد و بخشی عینیت‌گرایانه. در کار خانم سایکس، هم بحث احساسی و عاطفی دیده می‌شود و هم نگاه استعماری.

وی با اشاره به مسئله آموزش در کتاب گفت: یک نکته مهم این است که وقتی سایکس درباره آموزش صحبت می‌کند، آنچه می‌بیند از دربار و طبقات بالاست. مثلاً می‌گوید بچه هشت ساله می‌شود برایش خدمتکار می‌گمارند یا روحانی می‌آید آموزش می‌دهد. این در سطوح خیلی بالای جامعه است. پس ما آن گزارش‌هایی که از عروسی می‌دهد، از سطح بالا و دربار است. یا آنچه درباره زن می‌گوید که اگر دخترزا باشد مورد توجه شوهر قرار نمی‌گیرد، این در شهر اتفاق می‌افتد و در روستا تفکر دیگری حاکم است. بنابراین نمی‌توانیم این گزارش‌ها را به کل جامعه ایران تعمیم دهیم.

میرمحمدصادق در ادامه با اشاره به بخش چهار شاعر ایرانی در کتاب بیان کرد: نویسنده به چهار شاعر ایرانی یعنی فردوسی، خیام، سعدی و حافظ می‌پردازد. به نظر من این چهار شاعر کسانی هستند که مردم ایران با آن‌ها انس دارند. نویسنده در هر جایی که رفته، دیده که شاهنامه خوانده می‌شود، حافظ خوانده می‌شود، از سعدی گفته می‌شود و رباعیات خیام خوانده می‌شود. احساس کرده که فصلی را به این چهار شاعر اختصاص بدهد.

سفرنامه سایکس هم راه‌نگاری است و هم شهرنگاری
ایران و مردمش

کتابی که خالی از صدای کلیمی‌هاست

سیدسعید میرمحمدصادق در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به یکی از ضعف‌های کتاب گفت: این اثر در جایی که به ادیان پرداخته، درباره کلیمی‌ها مطلبی ندارد. این برای من عجیب بود. مفصل‌ترین بحثش در حوزه ادیان، بحث زرتشتی‌هاست.

وی افزود: یکی از نقاط قوت کتاب، توجه به گیاهان و جانوران است. خانم‌ها به محیط اطراف توجه بیشتری دارند و سایکس هم به این موضوع پرداخته است. مثلاً درباره هزارپا توضیح می‌دهد و ترس خود را از این جانور بیان می‌کند. به کفتار و باورهایی که درباره آن در ایران وجود دارد نیز اشاره می‌کند. من خودم چند وقت پیش در تجریش دیدم که دم عقرب و پوست مار می‌فروختند و در کنار آن بخشی از بدن کفتار رو هم می‌فروختند.‌ فروشنده آن بساط گفت خانم‌ها این عضو کفتار را می‌خرند و در خانه می‌گذارند تا سرشان هوو نیاید. این نشان می‌دهد رفتارهای اجتماعی وقتی درست به آن‌ها پرداخته نشود، تداوم پیدا می‌کنند.

میرمحمدصادق اضافه کرد: در بحث جامعه روستایی، با چند واژه مواجه می‌شویم. کلمه «دهقان» در دوره قاجار معنی زارع دارد، نه مالک. «رعیت» هم به معنی مردم بوده، ولی در اینجا به عنوان کشاورز به کار رفته. «خوش‌نشین» به کسانی گفته می‌شود که در روستا زمین ندارند، مثل آهنگر و نجار و ملا و...، ولی تمکن نسبی دارند. ارتباط گرفتن با این واژه‌ها برای من دشوار بود. همچنین بحث نان سنگک و رفتارشناسی مربوط به آن در کتاب آمده که برای من جالب بود.

سفرنامه سایکس هم راه‌نگاری است و هم شهرنگاری
علی‌محمد طرفداری

ماجرای منابع بیرونی

علی‌محمد طرفداری نیز در این نشست گفت: سفرنامه‌ها جزو منابع بسیار مهم تاریخ ایران هستند. اگر بخواهیم سفرنامه را از منابع تاریخی ایران حذف کنیم، دچار خلأ می‌شویم، چون همیشه چیزهایی را خودمان ثبت نکردیم و دیگران برای ما ثبت کردند. در مورد تاریخ ایران باستان هم اولین منبعی که با آن مواجه می‌شویم، منابع بیرونی است. پس سفرنامه‌ها هم جزو منابع باارزش تاریخی ایران محسوب می‌شوند.

وی بر ضرورت نگاه انتقادی به سفرنامه‌ها تاکید کرد و ادامه داد: طبیعی است که هر منبعی باید راستی‌آزمایی شود. در سفرنامه‌ها اگر به دید انتقادی بنگریم، خطاهایی می‌بینیم که طبیعی است و خطاهایی که غیرطبیعی است؛ یعنی طرف با بغض، کینه یا پیش‌داوری داوری کرده است. به‌ویژه آنجا که بحث اسلام و مسلمانان مطرح می‌شود، این پیش‌داوری در همه سفرنامه‌ها دیده می‌شود. باید حواسمان باشد که سفرنامه‌نویس برای ما ننوشته، برای هموطنان خودش نوشته است. او برگشته به بریتانیا، خاطرات سفر خودش را روی کاغذ پیاده کرده و کتابی نوشته برای هموطنان خودش. در حقیقت خواسته ضمن بیان تجارب سفر خودش، جامعه زمان خودش را با جامعه‌ای که به آن سفر کرده آشنا کند. این نکته‌ای کلیدی است که باید در خوانش این متون به آن توجه کنیم.

مترجم کتاب با اشاره به نگاه استعماری در سفرنامه‌های انگلیسی گفت: یکی از چیزهایی که در سفرنامه‌های انگلیسی خیلی برجسته است، توجه ویژه به زرتشتیان است. آقای میرمحمدصادق اشاره کرد که به بقیه ادیان تقریباً کاری نداشتند، ولی به زرتشتیان به طور خاص توجه دارند. این توجه حاصل نگاه استعماری بریتانیا به زرتشتیان هند و سرمایه‌گذاری روی آن‌هاست. در سفرنامه‌های مبلغان مذهبی که به قصد مسیحی کردن مردم سرزمین‌های دیگر سفر می‌کردند، وقتی به زرتشتیان می‌رسند، رسالتشان تعطیل می‌شود؛ یعنی هیچ تلاشی برای مسیحی کردن زرتشتیان انجام نمی‌دهند. در حالی که در مورد مسلمانان، یهودیان و ارامنه رویکرد فعال دارند. این نشان می‌دهد برخوردشان گزینشی است و حاصل نگاه استعماری است.

طرفداری با اشاره به دشواری ترجمه این کتاب توضیح داد: سفرنامه‌های انگلیسی دوره قاجار به لحاظ ادبی خیلی فاخر و ادیبانه هستند. وقتی می‌خواستم نقل‌قول‌ها را به فارسی برگردانم، به‌ویژه شعر حافظ که به انگلیسی ترجمه شده بود، کار بسیار دشواری بود. من نزدیک به یک هفته روی یک پاراگراف وقت گذاشتم تا هم امانت‌داری رعایت شود، هم مضمون آسیب نبیند و هم جنبه شاعرانه متن حفظ شود. سبک کار من در متون سفرنامه که متون کهن هستند این است که تا می‌توانم با کلمات کهنه ترجمه کنم. مثلاً در مورد واژه «خراج»، من عامدانه از آن استفاده نکردم، چون در کانتکس زبان انگلیسی قرن نوزدهم، آن واژه مفهوم کلاسیک خودش را داشت و امروز دیگر به کار نمی‌رود. احساس کردم بهتر است «مالیات» بگویم تا ذهنیت انگلیسی بیان شده باشد.

وی در ادامه با اشاره به اهمیت سفرنامه سایکس گفت: این سفرنامه چون زنانه است، ویژگی‌های خاص خودش را دارد. هم زبان زنانه، هم احساسات زنانه و هم نسل زنانه را می‌توانید در این کتاب ببینید. در دوره قاجار که زنان در حرمسرا محصور بودند، فقط زنان خارجی می‌توانستند به جوامع زنان راه پیدا کنند. این گزارش‌ها بسیار باارزش است، چون آن بخشی از جامعه را روایت می‌کند که ما گزارش زیادی درباره آن نداریم. نکته مهم‌تر این است که این کتاب در مقطع زمانی نوشته شده که بیگانه فرنگی وارد ایران قاجار شده، زمانی که زنان واقعاً محصور بودند. اگر این گزارش را کنار خاطرات شاهزادگان خانم یا دختران قاجاری نگذاریم، واقعاً دچار خلأ می‌شویم.

طرفداری درباره وضعیت ترجمه سفرنامه‌ها در ایران بیان کرد: سفرنامه‌ها در ایران هیچ‌گاه متولی نداشتند. بخش عمده مترجمان سفرنامه‌ها از اصحاب تاریخ نبودند و به دلیل عدم اشراف تاریخی، دچار خطاهای بزرگی شدند. من به عنوان پژوهشگر تاریخ، با این مشکل مواجه شدم و به همین دلیل تصمیم گرفتم برخی از مهم‌ترین سفرنامه‌ها را خودم ترجمه کنم. هدفم این بود که ضمن حفظ امانت‌داری، شکل شاعرانه و ادیبانه متن هم در فارسی انعکاس پیدا کند. من بالای ۹۹ درصد سفرنامه‌هایی که به فارسی ترجمه شده بود را دیدم و متوجه شدم چقدر خطاهای که تکرار شده‌اند و چه کتاب‌هایی که با ترجمه غلط، اطلاعات غلط وارد جامعه علمی کشور کرده‌اند و هیچ‌وقت کسی متوجه نشده که ممکن است داده‌ای که دارد از اساس اشتباه باشد.

طرفداری در پایان با اشاره به نکته‌ای درباره چهار شاعر ایرانی در کتاب گفت: آقای میرمحمدصادق توجه سایکس به چهار شاعر ایرانی را متفاوت از برداشت من دید. سایکس به صراحت می‌گوید تحت تأثیر ادوارد براون در انتخاب این چهار شاعر بوده است. او می‌گوید کتاب تاریخ ادبی ایران را دیدم و بر مبنای آن این چهار شاعر را انتخاب کردم. با اینکه الگوش بوده، ولی به نظر من این فصل یکی از بهترین فصول کتاب است و شرح جامع و مختصری درباره چهار شاعر ایرانی ارائه می‌دهد. نکاتی که سایکس می‌گوید هنوز در جامعه ما جاری و ساری است و مطالب درباره حافظ، سعدی و خیام هنوز معروفیت بیشتری در جامعه غرب نسبت به جامعه ایران دارد که این به لطف ترجمه است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها