یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
شفیعی کدکنی و جمع منطق علمی و شوریدگی

ارزش کار بزرگ دکتر شفیعی کدکنی دقیقاً در جمع دو ساحت به‌ظاهر متضاد نهفته است. جمع کردن میان منطق خنثی و سرد علمی با شور و شعور شیداییِ شعر، کاری بس سنگین و نایاب است که او به زیباترین شکل ممکن از عهده آن برآمده است.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مهدی محبتی، نویسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه زنجان: نوزدهم مهرماه، سالروز میلاد چهره‌ای است که سخن گفتن درباره او در روزگار ما هم‌زمان کاری بس دشوار و بس شیرین است؛ استادی که نامش با نام فرهنگ، شعر و پژوهش اصیل ایرانی گره خورده است. صحبت از استاد بزرگوار ما، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، تنها سخن گفتن از یک پژوهشگر یا شاعر برجسته نیست، بلکه واکاوی زیستِ انسانی است که در طول بیش از هفت دهه حضور پرثمر در فضای فرهنگی کشور، منشأ برکات و تحولات علمی و ذوقی فراوانی بوده است. به همین مناسبت و به پاس سال‌ها بهره‌مندی از محضر درس و آثار مکتوب ایشان، شایسته است نگاهی جامع به ابعاد شخصیتی، علمی، ادبی و تربیتی این استاد یگانه داشته باشیم.

پیوند بختوری و هوشمندی

در چشم‌انداز هستی، از کوچک‌ترین ذرات و سنگ‌ها گرفته تا بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین موجودات، بخت و اقبال نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند. هنگامی که دست عنایت پروردگار بر زندگی انسانی سایه می‌افکند و نظر لطف الهی شامل حال کسی می‌شود، بس دشواری‌ها روان می‌گردد و گره‌ها به خودی خود گشوده می‌شوند. با هر منطق و زاویه‌دیدی که به کارنامه زیستی و علمی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی بنگریم، او را در زمره انسان‌های به‌راستی بختور، خوش‌قبال و مورد عنایت روزگار خواهیم یافت. این بخت‌یاری و عنایت ویژه، از همان دوران کودکی و نوجوانی در محیط معرفتی خراسان با او همراه بوده و تا به امروز که در آستانه کهولت و دهه هشتم زندگی خویش قرار دارد، همچنان فروزان و پربرکت باقی مانده است.

اما این بختوری هرگز به معنای تصادف محض یا بهره‌مندیِ صرف از فرصت‌های بیرونی نیست. در کنار این لطف الهی، هوشمندی شگفت‌انگیز و استعداد فردیِ والای استاد قرار دارد. او هم از هوش شناختی و آکادمیک بسیار بالایی برخوردار است و هم از هوش هیجانی و اجتماعی بالایی بهره می‌برد. به عبارت دقیق‌تر، او توانایی بی‌نظیری در تشخیص «نبض زمانه» و «ضمیر عصر» دارد. دکتر شفیعی کدکنی همواره به درستی دانسته است که در چه مقطعی، از چه مسیری حرکت کند و دقیقاً در همان نقطه‌ای که باید عمل کند، حضور یابد و گام بردارد.

یکی دیگر از تجلیات برجسته این بخت‌یاری، توفیقِ دیدار و درک محضر بزرگ‌ترین استادان عصر بوده‌است. درک محضر بزرگان، نعمتی نیست که به آسانی نصیب هر جویای دانشی شود. استاد شفیعی از همان اوان نوجوانی در حوزه‌های علمیه خراسان از محضر استوانه‌هایی چون ادیب نیشابوری بهره برد و سپس در فضای آکادمیک دانشگاه، در سایه‌سار دانشمندان بی‌بدیلی چون بدیع‌الزمان فروزانفر، جلال‌الدین همایی و فاضل تونی پرورش یافت. این سنت آموزشی اصیل و دیدن استادان تراز اول، شالوده‌ای استوار برای شخصیت علمی و فرهنگی او ساخت.

در تاریخ ادبیات و فرهنگ، معمولاً میان دو ساحتِ ذهن و روح مرزبندی پررنگی وجود دارد. شاعران بزرگ و سترگ، غالباً دارای شوری سرکش و شیداییِ عمیق در جان خویش هستند؛ شوری که آنان را از نگاه سرد، خنثی و منطقی به پدیده‌های انسانی و فرهنگی دور می‌سازد. از سوی دیگر، محققان و دانشمندان آکادمیک نیز اغلب چنان درگیر روش‌شناسی‌های خشک، منطق خنثی و چارچوب‌های سخت علمی می‌شوند که کلامشان از حرارت و شور شاعرانه تهی می‌گردد.

ارزش کار بزرگ دکتر شفیعی کدکنی دقیقاً در جمع میان این دو ساحت به‌ظاهر متضاد نهفته است. جمع کردن میان منطق خنثی و سرد علمی با شور و شعور شیداییِ شعر، کاری بس سنگین و نایاب است که او به زیباترین شکل ممکن از عهده آن برآمده است. او در نوشته‌ها، تدریس و گفتارهای خود توانسته است این دو بعد را پیوند زند؛ هم با متدی علمی و سنجیده به جامعه‌شناسیِ شناوری واژه‌ها و نقد ادبی بپردازد و هم‌زمان شور و شیدایی شعر ناب را در کلام خویش جاری سازد.

او همان استادی است که در پژوهش‌های خود با دقت و وسواس یک محقق تراز اول به تحلیل ساختاری ادبیات می‌پردازد، و در عین حال، با شیدایی تمام سروده‌هایی ماندگار می‌آفریند که عواطف والای انسانی را برمی‌انگیزد؛ سروده‌هایی که هم زمزمه عاشقانه «ای مهربان‌تر از برگ در بوسه‌های باران» را در خود دارد و هم عهد ماندگارِ «گفتی به روزگاران مهری نشسته بر دل / گفتم بیرون نمی‌توان کرد حتی به روزگاران» را طنین‌انداز می‌کند. این آمیختگی سنجیده میان منطق پژوهش و شور شعر، به آثار و اهتمام علمی او جذابیت و نفوذی دوچندان بخشیده است.

شفیعی کدکنی و جمع منطق علمی و شوریدگی
استاد شفیعی کدکنی در جلسه دفاع رساله دکتری مهدی محبتی سال ۱۳۷۴

میراث مکتوب و تربیت شاگردان

در سنجش عظمت و تأثیرگذاری چهره‌های ماندگار تاریخ، همواره این پرسش بنیادین مطرح می‌شود که آیا بزرگی یک شخصیت بیشتر در «آثار مکتوبی» است که از خود به یادگار می‌گذارد، یا در «شاگردانی» که پرورش می‌دهد؟ نگاهی به تاریخ اندیشه نشان می‌دهد که این دو بعد هم‌پای یکدیگر پیش می‌روند. برای نمونه، در تاریخ تفکر اسلامی، اگرچه محققی بزرگ چون ابن‌عربی آثار فراوانی نگاشت، اما حضور شاگرد برجسته‌ای مانند صدرالدین قونیوی و نگارش کتاب‌هایی چون فکوک بود که توانست اندیشه او را تثبیت کرده و در سراسر جهان اسلام گسترش دهد.

از این منظر نیز استاد شفیعی کدکنی در کمال بخت‌یاری قرار دارد؛ زیرا او هم از حیث خلق آثار مکتوب گران‌سنگ و هم از جهت تربیت شاگردان پرشمار و وفادار، در اوج است. طیف وسیعی از استادان، محققان و اعضای هیئت‌علمی امروز دانشگاه‌های سراسر کشور، چه به‌صورت مستقیم در دانشگاه تهران و چه به‌واسطه آثارش، شاگردان او محسوب می‌شوند. این شاگردان چنان شیفته منش و دانش او هستند که نام و راهش را به اقصی‌نقاط ایران‌زمین برده‌اند و این خدمتی است که ارزش آن اگر بیشتر از آثار مکتوب نباشد، یقیناً کمتر از آن نیست.

از سوی دیگر، میراث مکتوب استاد که حاصل بیش از هفتاد و پنج سال قلم‌زدنِ مستمر است (از نخستین اشعار و مقالاتش در سنین دوازده-چهارده سالگی در روزنامه خراسان تا مجلات و کتاب‌های امروز)، پهنه‌ای حیرت‌انگیز را در بر می‌گیرد. این آثار را می‌توان در چند حوزه اصلی طبقه‌بندی کرد: نخست، مقالات تخصصی و گستره ترجمه‌ها؛ از متون تاریخی و رسوم دیوانی همچون رسوم دارالخلافه و آفرینش و تاریخ گرفته تا آثار تخصصی نقد و عرفان مانند کتاب ایده شخصیت در تصوف اثر نیکلسون. دوم، تصحیحات درخشان؛ به ویژه در حوزه میراث عرفانی خراسان. تصحیح شاهکارگونه اسرارالتوحید و تصحیح متون منظوم و منثور عطار نیشابوری از شاخص‌ترین کارهای اوست. تا بدان‌جا که برخی از عطارشناسان برجسته معتقدند عطارشناسی را باید به دو دوره «پیش از شفیعی» و «پس از شفیعی» تقسیم کرد. اگرچه گاه در این تصحیحات، ذوق شیدای شاعرانه بر نگاه سرد انتقادی غلبه می‌یابد، اما برکت و اهمیت این کارها انکارناپذیر است. سوم، تألیفات و نظریه‌پردازی‌ها؛ از نخستین اثر آکادمیک او یعنی موسیقی شعر (که رساله لیسانس او بود) و کتاب ماندگار صور خیال در شعر فارسی تا مباحث نوآورانه او در باب تعریف طنز، عرفان و نقد ادبی که مفاهیم بنیادی فراوانی را وارد دانشکده‌های ادبیات کرده است.

طنین شعر و عقلانیت ایرانی

سروده‌های دکتر شفیعی کدکنی که در دفترهای متعدد شعری و در قالب مجموعه‌های بزرگی چون آیینه‌ای برای صداها و هزاره دوم آهوی کوهی گرد آمده‌اند، بخش مهمی از حافظه جمعی و هویت ادبی ما را تشکیل می‌دهند. ابیات و قطعات شعر او، نظیر «به کجا چنین شتابان / گون از نسیم پرسید»، «ای مهربان‌تر از برگ» و «نفسم گرفت از این شب، در این حصار بشکن»، بر سر زبان‌ها جاری است و در دیار ما جانِ فرهنگ‌دوستان را روشنی می‌بخشد. شعر او در عین حال که ریشه در سنتی‌ترین چشمه‌های زبان فارسی دارد، کاملاً زنده، پویا و پاسخ‌گوی دغدغه‌های انسان امروز است.

نکته بسیار مهم و قابل تأمل در منظومه فکری استاد، نسبت میان «پژوهش‌های عرفانی» و «خردگرایی» است. با وجود آن‌که او دهه‌ها از عمر شریف خود را صرف تصحیح، واکاوی و احیای متون عرفانی کرده و کتاب‌های ارزنده‌ای در باب پیران خراسان تدوین نموده است، اما خود همواره منتقد نگاه‌های صوفیانه بی‌خاصیت و خرافه‌گرا بوده است. دکتر شفیعی کدکنی شرط نخست برای بهروزی، توانایی، بزرگی و سرافرازی ایرانیان را عقلانیت می‌داند و بر این باور است که جامعه بدون خردورزی و سنجشگری علمی به رشد واقعی نخواهد رسید.

این جامعیت در اندیشه، تلفیق عرفان اصیل با عقلانیت مدرن و نقد آگاهانه پدیده‌های فرهنگی، از او چهره‌ای پیشرو و مرجع ساخته است. بی‌شک نقد و بازکاوی دیدگاه‌های استاد در محیط‌های علمی، نه تنها از قدر او نمی‌کاهد، بلکه راه را برای پویایی بیشتر ادبیات و فرهنگ ما می‌گشاید.

در پایان، به‌عنوان شاگردی که هم در محضر درس او زانو زده و هم از خوانِ گسترده کتاب‌هایش توشه برداشته‌ام، خرسند و سپاس‌گزارم که در عصری زیسته‌ام که امکان بهره‌مندی از وجود پربرکت استاد محمدرضا شفیعی کدکنی فراهم بوده است. در این روز خجسته، نوزدهم مهرماه، زادروز این استاد بزرگوار را گرامی می‌دارم و از درگاه خداوند متعال برای ایشان طول عمر همراه با تندرستی، شادابی و تداوم روشنایی‌بخشی به جامعه علمی و فرهنگی ایران آرزومندم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها